تست مدار
تجربه کاری تست مدار در رستافن
امتیاز ۱.۰ از ۵.
شرکت رستافن را تجربه کردم و در مراحل استخدام با رفتاری روبهرو شدم که واقعا ناامیدکننده بود. در مرحله چهارم مصاحبه با مدیرعامل، احساس کردم به ایدههای من توجه کافی نمیشود و برخوردی که انتظارش را نداشتم دیدم. از این عنوان هم میخواهم بگویم که اگر برای تیم موردنظر دین یا اصول خاصی اهمیت دارد، بهتر است از همان ابتدای کار این نکته روشن باشد تا زمان افراد بدون دلیل تلف نشود. از این تجربه نتیجه میگیرم که ارزشهای ایشان در رفتار با متقاضیان به وضوح نمایان نیست. حالا من در جای دیگری استخدام شدهام؛ اما مایلم دیگران بدانند که فرآیند استخدام اینجا ممکن است برای برخی افراد، به ویژه زمانی که زمان برایشان بااهمیت است، آزاردهنده باشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت رستافن تجربهای به شدت منفی بود. در محیط کار کنترلهای متعدد با دوربینها وجود داشت و برخوردها با کارکنان بهطور قابل توجهی توهینآمیز بود. برخلاف ارزشهای انسانی، احساس امنیت شغلی در اینجا کم است و نیروهای انسانی برای مدیران اهمیت چندانی ندارند. پس از عملیاتهای جنگی، سه چهارم کارمندان بدون توضیح و تنها از طریق پیامک اخراج شدند. شرکت بزرگ و پرهزینه به نظر میرسید اما کارایی پایینی داشت و از طرفی فریبکاری و ادعاهای بزرگ زیادی داشتند. تجربهی من با مدیر مستقیمم بسیار ناخوشایند بود؛ فردی بود بیکفایت و پرمدعا که رفتار توهینآمیز و نامناسبی با تیمش داشت. یکی از نکات عجیب شرکت، پخش هر روزه آیتالکرسی ساعت ۸ صبح بود.
برای منافع شما، شنیدن این تجربه برای من مفید بود و من همسویی با لحن و مضمون اصلی را حفظ میکنم اما با بیان تازهتری ارائه میکنم. اولین مصاحبه برای من با سه نفر آغاز شد، یکی از آنها بر پرسشهای مربوط به PHP متمرکز بود، نفر دوم سرپرست فرانتاند و سوالاتی درباره React پرسید و نفر سوم بیشتر به رئوس سوالات چالشی جاوا اسکریپت، الگوریتم و ساختمان داده میپرداخت. در نهایت از من خواسته شد تا کدی بنویسم؛ ورودی مشخصی داده شد و خروجی مورد نظر اعلام شد. بدون دسترسی به اینترنت و با یک مرورگر نسبتا قدیمی موزیلا، کدی نوشتم و نتیجه قابل قبول بود. در مرحله دوم با مدیر تیم و واحد منابع انسانی گفتگو کردم. سوالاتی درباره دلیل انتخاب این شرکت و اینکه چه زمانی قصد میدهم در اینجا بمانم مطرح شد. پاسخها پذیرفته شدند، اما چون چند جای دیگر هم در حال پیگیری بود، گفتند جهت ما خبر بدهید. پس از یک هفته برای مرحله سوم با مدیرعامل برخورد کردم، اما به دلیل تاخیر در اطلاعرسانی و پذیرش پیشنهاد از سوی جای دیگری، تصمیم به همکاری با شرکت نگرفتم. تیم شرکت از نظر من قدرتمند بود و سوالات خوبی مطرح میشد. اگر تخصص لازم را در حوزه کاریات داری و دوست داری با تیم حرفهای کار کنی، این شرکت گزینه مناسبی است. تنها نکتهای که در آن زمان وجود داشت، روال پرداخت حقوق بود: حقوق به صورت ساعتی و در دو روز آخر هفته یا ایام تعطیل پرداخت نمیشد چون در این زمان کار انجام نمیشد. نکتهای که به نظر میرسید، این است که شرکت به عنوان یک محیط کاری مذهبی شناخته میشد.
در مدت حضورم در این شرکت تجربهی کاری نسبتا مثبتی داشتم، هرچند ناچار شدم با بحران کوچکی روبهرو شوم. مدت هشت ماهی که در آنجا بودم، با وجود نقاط قوتی که دیدم، با وجود فردی که نسبت به موقعیتش اصرار و جنجال داشت، مشکلاتی به وجود آمد که خوشبختانه با خروج او وضعیت دوباره به روال عادی برگشت و اکنون محیط کار و پرداختها به شرایط مطلوبی رسیده است. روابط کارمندان و مدیران نیز بسیار صمیمی و دوستانه است.
دوست داشتم در مصاحبه با رستافن با ذهنی آرامتر برخورد کنم، اما تجربهام از آن روز تفاوت داشت. فرایند استخدام سه مرحله بود: فنی، منابع انسانی و گفتگو با مدیرعامل. در مرحله فنی به صورت آنلاین سؤالات مطرح شد و به نظر ساده میآمدند؛ تیم فنی رفتار دوستانه و صمیمانهای داشت. مرحله دوم حضوری بود و پیش از جلسه، آزمونی درباره تعهد به ساعات کاری، انجام کارهای تکراری، و برخی مباحث فرامناطی نبود. جلسه با حضور دو مدیر نرمافزاری و یک کارشناس منابع انسانی بیش از دو و نیم ساعت طول کشید و پرسشها بیشتر حول فاصلههای زمانی همکاریها، مدت تحصیل و دلیل جابهجایی میان شرکتها میچرخید. طول تحصیلات من هیچگاه بیش از یک سال از حد معمول نبود و در تجربه اخیرم بیش از دو و نیم سال در یک کار مشغول بودم، اما پاسخها و توضیحات منطقا در مسیر آن گفتوگو جایی داشت. فضای جلسه تا حدی بیاعتمادانه و بیتوازن بود و یکی از مدیران در طول جلسه نشان داد که تمایلی برای ادامه جلسه ندارد. در نهایت برگه خروج من به کارشناس منابع انسانی داده شد تا بهطور تلویحی پایان جلسه اعلام شود و مکالمه به ترک اتاق انجامید. با این حال، در انتهای جلسه فرصت کافی فراهم شد تا درباره مدیریت پروژه و تیم هر سوالی داشتم را مطرح کنم.
شرکت رستافن را ترک میکنم چون در نهایت متوجه شدم حقوقم آنقدر نيست که وعدههای اولیه را به ذهن بسپارم. در فرآیند مصاحبه، قولهای زیادی داده میشود، اما با تورم و تغییرات ساعت کاری شناور، فاصله بین قولها و واقعیت بسیار زیاد است. در تیمهای فنی تحقیقات یا تولید، مدیران پاییندستی با رفتارهای بیادبانه و توهینآمیز برخورد میکنند و فضای کار به شکل اربابرعایتی است که همکاران زیر دست را بهنوعی تحت فشار قرار میدهد. فضای همدلی برای همکاری و رشد کم است و برای کسانی که دنبال پیشرفت هستند، معمولا با محدودیتهای زیادی مواجه میشوید و گاه مجبور میشوید فراتر از ساعات کاری کار کنید. در شرایط خاص کشور، امنیت شخصی هم کمی زیر سؤال میرود. شرکت بخشی از هزینههای ناهار را میدهد و میانوعده هم ارائه میکند که خوب است، اما پاداش و سود تنها به برخی تعلق میگیرد و برای کارمندای رده پایین ناچیز است. بیمه تکمیلی هم وجود دارد، اما در کل تجربه از نظر فرصت یادگیری و رشد مطلوب نیست.
با وجود فشارهای شدید و رفتار نامناسب مدیران، احساس کردم توهینها نسبت به کارکنان عادی شده و ساعات کار اغلب به صورت اجباری و فراتر از حد معمول بود. تهدید به اخراج اگر تمایلی به پذیرش شرایط نمیدادم، وجود داشت و به نظر میرسید ارزش انسانی نیروها برای شرکت چندان اهمیت ندارد.