کارشناس پشتیبانی فنی
تجربه کاری کارشناس پشتیبانی فنی در (زی تل) فرابرد دادههای ایرانیان
امتیاز ۱.۰ از ۵.
میخواهم تجربهای که از کار در این شرکت داشتم را به صورتی تازه و قابلفهم بازگو کنم، بدون تغییر حقیقتها و احساسات اصلی. در اینجا با صراحت میگویم که محیط مدیریتی شرکت ضعیف بود و اگر دنبال رشد و پیشرفت بودم، توصیه میکنم مسیرش را نادیده بگیرم، چون حسادت و تنگنظری میان مدیران وجود داشت و اجازه نمیدانستند که من مسیر خودم را ادامه بدهم. هرگاه اعتراض میکردم، با تهمتها و هشدارهای مکرر روبهرو میشدم و بهانهای برای دخالت در کارهایم میگرفتند تا از پیشرفتم جلوگیری کنند. فضای کار پر از ناکامی بود؛ حقوق و حقوقمان در چشم مدیران ضایع میشد و به چشم همکاران هم نمیدیدند. وقتی هم اعتراض میکردم، به صراحت میگفتند برایم پاپوش میسازند تا نتوانم جایی دیگر استخدام شوم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در این شرکت، رفتار مدیریت رویروحیه من اثر منفی گذاشت و مدتها با من همراه بود. مدیر ارشد، فردی با قضاوتهای ناپایدار و گاهی ناسازگار، وجود دارد که فضای کاری را به چالش میکشاند. او با نیروها به شیوهای سلیقهای برخورد میکند و اگر کسی را نپسندد، تصمیم به اخراج او میگیرد. او دیدگاه حرفهای پایداری ندارد و نگرش روانی آیندهوارهای در رفتار او نمود پیدا میکند. اگر در زمینه فنی و مهارتی بهخصوص در این حوزه جایگاهی دارید و برای خود ارزش قائلیم، بهتر است به این شرکت نزدیک نشوید، زیرا جو کاری آن نمیتواند سلامت و رشد شما را تضمین کند.
تجربهای که دارم از کار در این شرکت مینویسم را با صداقتی نسبتا تند اما واقعبینانه منتقل میکنم: محیط کار بسیار ناسالم است. مدیر بخش پشتیبانی تنها دارای مدرک فوق دیپلم آیتی از پیام نور است و کسانی که تحصیلات بالاتری دارند، معمولا با فشار و استرس مواجه میشوند و فرصت پیشرفت نمییابند. اگر مدرک بالاتر از فوق دیپلم دارید، به این شرکت نروید چون این مدیر نسبت به ارتقای نیروها بیاعتماد و توأم با فشار است و رفتارهای تحقیرآمیز و اذیت را میبیند. جو اینجا اصلا شایستهسالاری ندارد و تنها با اتصال و رابطه میشود به سمت بالا رفت. انتخابهای ترقی بر اساس رابطه و سلیقه است و حتی برای یک کار ساده مثل دستشویی هم ممکن است درجا اخراج شوید یا سه ساعت به تعویض و نگهداری امور مربوط به آن مشغول نگه دارند.
در این شرکت، انتخاب معاونان به اندازهای بیدقت بود که واقعا فکر میکردم موقعیتهای مدیریتی را بدون توجه به تواناییها میگیرند. معاونان به گونهای تکلیفشان را انجام میدهند که نه سواد عملی دارند، نه درک درستی از وظایفشان، و هیچکس هم به دنبال تغییرشان نیست.
سختیهای مدیریت و فضای کار نامناسب باعث شده بود احساس کنم مدتهاست با چالشهای عدیدهای روبهرو هستم. مدیرانی با سطح معلومات پایین و اختلافهای فراوان بین معاونتها فضای کار را پرتنش کرده بود و مشکلات روانی معاونتها و خود مدیران ارشد به گونهای بود که به نظر میرسید علاجناپذیر باشد. این وضعیت در نهایت به چشماندازی با احتمال کاهش کارآمدی و رونق شرکت منجر میشد.