مصاحبه دستیار مدیر کارخانه
تجربه مصاحبه مصاحبه دستیار مدیر کارخانه در سامان تجهیز نور
در انتظار نتیجه.
در یک تجربه مصاحبه برای منصب دستیار مدیر کارخانه بدون شک هم فرصتهای خوب و هم فشارهای شدید را تجربه کردم. در مرحله نخست که با کارشناس منابع انسانی صحبت میکردم، همه چیز به نظر عالی میآمد. اما وقتی نوبت به جلسه با مدیر کارخانه رسید تا مسئول دفتر ایشان شوم، اوضاع خیلی دشوار شد. روز مصاحبه، وقتی وارد کارخانه شدم، یک ساعتی را در باجه نگهبانی سپری کردم که فشار و صحنههای شوخی همکاران با نگهبانان باعث اضافه شدن فشار عصبی میشد. بالاخره وارد اتاق مدیر کارخانه شدم و از همان ابتدای گفتوگو با من با بیاحترامی و کنکاش در زندگی شخصی و سابقه شغلیم روبهرو شدم. به دلیل اینکه ورزشکار بودم، ناگهان به نحوی تند گفتند که به ظاهر بدنم نگاه نکنم و در ادامه افزودند اگر اراده کنم، سرت را میبرم روی سینهات. همچنین پرسیدند چرا گوشی و کیف پولم توی جیب شلوارم سفت و پر است و این را نشانهای از بینظمی دانستند. با وجود این رفتارش، من به نظاره نشستم و واکنشی نشان ندادم تا رفتارها را به تست روانشناسی یا تحمل استرس نسبت بدهم، هرچند واقعا فشار زیادی بود. در نهایت با وجود اینکه اعلام کرده بودند در صورت پذیرش از طریق ایمیل خبر خواهند داد، هیچ اطلاعی به من ندادند. نکتهای که از این تجربه برداشت کردم این بود که برای کارخانه دنبال فرصتهای شغلی مناسب هستم، اما ترجیح میدهم برای همکاری در دفتر مرکزی درخواست بدهم. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشتند، امانتداری و رازداری بود.
تجربههای مشابه
خواستم این بار برخلاف بسیاری از تجربههایی که معمولاً در پلتفرمها درباره فرآیندهای استخدامی بهصورت انتقادی مطرح میشوند از یک تجربه مثبت و حرفهای قدردانی کنم. از برخورد حرفهای و اجرای باکیفیت فرآیند مصاحبه توسط مدیر…
در همان ابتدای گفتگو با من با نرمی و انعطاف برخورد کردند و وقتی یک روز را برای حضور در مصاحبه در نظر گرفتم اما نمیتوانستم آن را بیفتم، به سرعت زمان را تغییر دادند و فرصتی بهتر پیشرویم گذاشتند. با آقای دکتر مقیمی…