استقرار و پشتیبانی
تجربه کاری استقرار و پشتیبانی در سروشان
امتیاز ۵.۰ از ۵.
من چهار سال است در شرکت سروشان مشغول به کارم و فضای رشد آنجا واقعا فراهم است؛ تجربهای که شبیه یک مدرسه کسبوکار به آدم میدهد و با یادگیری مهارتهای لازم زمینهی پیشرفت را هموار میکند.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
بر خلاف تصورم، از دید من سروشان با حجم مشتریان بزرگ و معتبر روبهرو بود و این موضوع به فشار زیادی روی تیم پشتیبانی منجر میشد. به نظرم نیروهای عملیاتی با این سطح از کار همخوانی نداشتند و به همین دلیل کار ما دچار فشار مداوم بود. پرداخت حقوق همواره به صورت چندمرحلهای انجام میشد و تسویهها غالبا کار زمانبری داشتند. مدیریت به رضایت مشتری اهمیت میداد، اما احساس میکردم رفاه و فشاری که روی تیم وجود داشت، گاهی به اندازه رضایت مشتری در اولویت نبود.
با وجود اینکه همکاری با سروشان یکی از بهترین تجربههایم بود، فضای کاری اینجا با نظم بالا و جو دوستانهای که حاکم است، واقعا پر انرژی است. مدیران با احساس مسئولیت و پیگیری بالا همواره پشت تیم هستند و این موضوع کار را برای من و همکاران لذتبخش میکند. شرایط کاری خوب و حمایتهای مستمر گروه، فضایی حرفهای ایجاد کرده که آن را به دوستانههای حرفهای توصیه میکنم.
در شرکت سروشان، به دلیل کمبود هماهنگی و شفافیت در سطح مدیریتی، جو تیمی به تدریج تحت فشار قرار گرفت و انگیزهها کم شد. فضای کار از حد حرفهای فاصله گرفت و برخی رفتارها از طرف تیم برتر به شکل حاشیهسازی، پیگیری نکردن به موقع مشکلات و پشتیبانی ناکافی از همکاران نمود پیدا کرد. نتیجه این وضعیت، کاهش روحیه و افزایش استرس روانی بود و ادامهی همکاری برای من دشوار شد.
در این شرکت، کار من به عنوان برنامهنویس با چالشهای جدی همراه بود. تیم فنی را به فردی سپردند که توانایی کافی درایت ندارد و ارزیابیهای اخلاقی دربارهی بعضی اعضای تیم پررنگ بود. با خروج برخی از اعضا، دلیل اصلی نگرانیهای اخلاقی مطرح میشد و منابع پشتیبانی و بستری شفاف برای حقوق و پاداش وجود نداشت. ترفیعها بهطرز مشکوکی به شرایط شخصی بعضی از اعضا بستگی داشت و در کل فرصت رشد برای یک فرد عادی و سالم محدود بود. همچنین روابط پیچیده و عملکردهای غیرشفاف در پروژهها و تصمیمگیریها دیده میشد که محیط کار سالم را تحتتأثیر قرار میداد.
بهعنوان کارمند شاغل در این شرکت، محیط کار بیشتر شبیه یک شبکه پارتیمحور دانشگاهی بود تا یک سازمان حرفهای. پشتیبانی را تجربه کردم که رفتار مدیرانش تنها بر پایه روابط و استفاده از منابع انسانی کمبود دارد؛ حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد و فضای کاری به شدت ناسالم بود. مدیرها بهجای توجه به کار و عملکرد، بیشتر به رفتارهای غیر حرفهای مانند پیشنهاد دادن به کارمندان برای انگیزههای شخصی متکی بودند. جو شرکت به گونهای بود که هیچیک از مسائل حرفهای جدی نمیشد و نیروها برای ادامه کار مجبور بودند فقط جان بکنند. وقتی تصمیم به ترک میگرفتم، چند ماه طول میکشید تا بتوانم حق و حقوق خود را از آنها پس بگیرم و با مشکلات مالی روبهرو میشدم.
روزهايي بود كه فهميدم مديرهاي اين شركت به جاي رفع نقاط ضعف، تمركزشان فقط روی جلوههاي ظاهري است تا بگن بيشتر به پرورش علم و دانش اهميت ميدهند، ولي واقعيت اين است كه تجربه كاريم نشان ميدهد موفقيت نيامده است. نرمافزار توليدي شركت، تا حد زيادي كپيپيست نسخههاي معروف SAP است؛ با وجود اينكه از چندين سال پيش وب بيس شده، اين شركت همچنان با همان فك معني دهه نود و فوكسوپروكسو FoxPro كار ميكند و اين روند همچنان وجود دارد. هدفم اين بود كه تصوير روشنتري از وضعيت به دست آورم تا متوجه شويد واقعا همان رويكردي است كه شركتهاي مشابه ايران دارند؛ شما بايد با همان دانش قديمي دهه نود كار كنيد. اين موضوع باعث ميشود كه سطح علمي و سطح پروژهها با بيتفاوتي نسبت به بهروزرساني مواجه شود.