تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در شرکت آموزشی-نرمافزاری نخبگان جوان
امتیاز ۲.۰ از ۵ (شهریور ۱۳۹۸ تا شهریور ۱۳۹۹).
شرکت آموزشی-نرمافزاری نخبگان جوان تجربهای بود که با تمام فراز و فرودها ارائه میشد. در مجموعهای که به ظاهر حرفهای به نظر میرسید، رفتار مدیریتی به گونهای بود که همواره به سود شخصیت مدیر و به ضرر کارمند بود. درست میگم که حقوق را تابعی از ساعات کاری میکردند تا در نهایت به شکل نهایی با توافق ساعتی روبهرو بشویم. برای مثال، وقتی تقاضای حقوق ۲ میلیون تومت داشتم، نتیجه این میشد که طبعا یک ماه ۲۰۰ ساعته در نظر میگیرند و هر ساعت را ۱۰ هزار تومان میپذیرید که به جای حقوق ثابت ۲ میلیون، با توافق ساعتی روبهرو میشویم. در عمل هم فرآیند اینطور پیگیری میشد که مرخصی هم به حساب ساعتی میرفت و در پایان ماه میزان ساعات کار ضرب در نرخ میشد و پرداخت انجام میشد. برای آشنایی با شرایط، حقوق ماهانه معمولا با توجه به تعطیلات و ساعات کم کار در فروردین، تقریبا کمتر از انتظار میشد و نکته اینکه در برخی مواقع به دلیل تعطیلات، حقوق فروردین تقریبا نبود. به علاوه، اضافهکاری طبق قوانین مرتبط با وزارت کار معمولا به کار اضافه نمیشود و همان ساعاتی است که به نرخ ساعتی توافق شده است. همچنین به رغم وجود عنوان “ساعت شناوری”، از من میخواستند که دقیقا راس ساعت مشخصی در شرکت حضور داشته باشم و معمولا تا ساعات پایانی روز در دفتر بمانم. از سایر نکات ناراحتکننده میتوان به حضور یک مدیر فنی با واکنشهای مطیعانه و بدون کار اجرایی مؤثر اشاره کرد که اغلب نظر دادن درباره حوزههای مرتبط را بیربط میدانست و در نهایت کار را با کمترین کارایی به جلو میبرد. موقعیت خروج نیرو نیز به صورت مکرر وجود داشت؛ هر هفته یکی از اعضا مجموعه را ترک میکرد، و این در کنار ضعفهای مدیریتی، ادعای پایداری مدیریت را زیر سوال میبرد. محیط کار هم بیش از حد بیروح و خشک بود و صحبت یا خندیدن به خصوص برای خانمها با تذکر روبهرو میشد و این رفتار از سوی مدیریت عامل مطرح میشد. همچنین بیمهای ارائه نمیشد. در مقابل، نکتههای مثبت هم وجود داشت. پرداخت حقوق به موقع، تقریبا بدون تاخیر انجام میشد و تیم تولید محتوای با تجربه و ماهر بود. اگر به دنبال تجربه در زمینه تولید محتوا هستید، میتواند تجربه نسبتا خوبی باشد، به شرطی که همان تیم قدیمی در کار باشد. در کل، کار در اینجا به درد کسی میخورد که از حقوق کم راضی باشد یا واقعا به پول نیاز نداشته باشد و صرفا برای نبودن بیکار بودن به کار میآید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در زمان مصاحبه برای من توضیح دادند که تیمهایشان با اخلاق و توانمند هستند؛ اما فضای کاربری برای کدنویسی به شکل خاصی مدیریت میشود. کدبیس پروژهها پر از کدهای قدیمی و نامرتب است که به گفتهی اعضای تیم، به نام «نخبگان» و «شریفها» این آشفتگی توجیه میشود و هر تغییر کوچک برای بهبود خوانایی یا توسعه باید با تأیید این افراد بالا دست شود تا به آنان برخورده نشود. اگر کار کارشناسی خوبی انجام دهی و پروژهای را به شکل صحیح و با کیفیت پیادهسازی کنی، باید به بحث درباره کدنویسی سازمانی و سیاستهای داخلی حوزهی کار با جدیت بپردازی. در غیر این صورت در ظاهر حقوق همواره ثابت است و فرصت اضافهکاری یا بهرهور بودن از پروژههای متنوع کمتر میشود.
من با نگاهی به تجربهام در شرکت آموزشی-نرمافزاری نخبگان جوان میخواهم از واقعیتها بگویم. گمان میکردم شرکت برای پیادهسازی ایدههای تازه و بهکارگیری فناوریهای روز کار میکند و اکثر همکاران هم از دانشگاههای معتبر فارغالتحصیلاند؛ چنین تصوری آنقدر در برخوردهای اولیه مطرح میشود که هنگام مصاحبه هم شنیده میشود. واقعیت اما این است که حقوقها خیلی پایین است و نزدیک به پایهی قانونی قرار میگیرد. قرارداد رسمی به دستمان نمیرسد و همان مبلغی هم که توافق شده بود بعد از استعفا و تسویهحساب کاهش پیدا میکند. سنوات هم بر اساس حقوق پایه کار محاسبه میشود و نه بر اساس حقوق دریافتی، لذا به نظر میرسد به مأمورنظرها گفته میشود پولتان را ندادهاند. اکثر پرسنل را دختران دانشجو و کمسن تشکیل میدادند و خیلیها از شکایت نمیکردند. فشار کار بالا بود و خبری از اضافهکاری نبود. برای گرفتن مرخصی باید از قبل اطلاع میدادیم و بهجای حمایت از حقوق کار، باید منتظر رضایت مدیر میماندیم. بارها شاهد بودم که مدیرعامل با افراد مختلف داد و فریاد میزد. به جای تمرکز روی حل مسئله، فرهنگ مقصر دانستن تقویت میشد و به این ترتیب فرصتها و استعدادهای زیادی که در آنجا وجود داشت، هدر میرفت.