مصاحبه برنامهنویس ++C/C
تجربه کاری مصاحبه برنامهنویس ++C/C در صمیم رایانه
امتیاز ۱.۰ از ۵.
وقتی وارد مجموعه مصاحبه شدم، جلسه اول با سرپرست تیم فنی و مسئول منابع انسانی بود. قبلش یک فرم کوتاه و مفید در اختیارم قرار داده شد که هم نمای کلی رزومه را میداد و هم سوالات مختص منابع انسانی را داشت تا پر کنم. جلسه بهطور دوستانه و خوب جریان یافت؛ هر دو طرف توضیحات مربوط به حوزهشان در شرکت را بیان کردند و به سوالهای من پاسخ دادند. پرسشهای متنوعی مطرح شد، شامل فنی، رفتار کاری، و جنبههای روانشناسی، و یکی از سوالات تقریبا بداهه بود و در قالب مکتوبی از من خواسته شد تا سطحی از توانایی خواندن انگلیسی را نشان دهم. در فرم مقدار پیشنهادی حقوق نوشته شده بود و پس از اینکه درباره انعطافپذیری حقوقی من پرسیده شد، من نظری که داشتم را گفتم و درباره شرایط شرکت توضیح دادند. همچنین گفتند در جلسه دوم، اگر دعوت شدم، سوالات فنی دقیقتر پرسیده میشود و از من زمان احتمالی دعوت به جلسه دوم را نیز پرسیدم که گفتند ممکن است دو هفته یا سریعتر اعلام شود، در نهایت بهطور عملی یک هفته شد.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت صمیم رایانه برای من تجربهای نامطلوب از مصاحبه بود. پس از فرستادن رزومه به منابع انسانی و پیش از مصاحبه، با آنها صحبت مختصری کرده بودم. حدود ده روز بعد برای شرکت در مصاحبه فنی دعوت شدم و با تاخیر از جانب مسئولین آغاز شد. همه مهارتهای خواستهشده در آگهی را داشتم، اما پس از احوالپرسی بدون اینکه به آن موارد اشارهای شود، ناگهان درباره برنامهنویسی embedded صحبت کردند که در آگهی اصلا مطرح نشده بود. وقتی گفتم تجربهای در آن زمینه ندارم، همان لحظه مصاحبه پایان یافت و وقتی پرسیدم چرا اینقدر مهم بوده که قبل از رفتن من به مصاحبه به آن توجه نکردید، پاسخ دادند که در رزومه به آن اشاره نکردهام (انگار که فراموش کرده بودند که فردی به مهارتهایش اشاره میکند). گفتند توی رزومهام به این موضوع اشاره نکرده بودم. در نتیجه توصیهای ندارم؛ به نظر من رفتار حرفهای نبود.
شرکت صمیم رایانه را تجربه کردم؛ مصاحبه با مدیر محصول را آغاز کنندهای ساده و دوستانه دیدم که بیشتر صحبتها حول تجربیاتم میگشت و با خوشوبش همراه بود. در ادامه، با یکی از سرپرستان گفتگو کردیم؛ آشنایی اولیه و معرفی محصول جدیدشان را در قالب خوشآمدگویی و آشنایی ارائه کرد. تا همینجا اوضاع خوب بود، تنها نکتهای که واقعا اذیتم کرد سوالی بود که مطرح شد: ارزشها و باورهای دینی من تا چه اندازه اهمیت دارد؟ پاسخ دادم که باورهایم ضعیف است و ناگهانی، با آنکه میخواست پیش خودش را نگه دارد، اما واکنش چهرهاش تغییر کرد. به نظر میرسید شرکتی نسبتا کوچک است که روابط داخلیشان را حفظ میکنند.
در مصاحبه این شرکت، سه مرحله را پشت سر گذاشتم. نخست منابع انسانی بود که با سوالهای بیربط و سطحی رو به رو شدم و مشخص بود که ملیترا از منابع آنلاین کپیبرداری شدهاند. در ادامه یک فرد فنی حضور داشت اما به نظر من اصلا در حوزه کاری من توانایی لازم را نداشت و سوالاتی بیربط مطرح میکرد که تصور میکردم فقط برای خنده است. آخرین مرحله هم مدیرعامل بود و سوالاتی درباره باورهای مذهبی پرسید که دلیلش را نمیفهمیدم. خیلی تجربه بدی بود و با تمام سابقهای که دارم، اینجا اولین جایی بود که شدت بیکیفیتی همکاری را حس کردم. به دیگران هم توصیه میکنم زمان ارزشمندشان را برای این شرکت صرف نکنند. ظرفیتهایی که به نظرشان اهمیت داشت: ظاهرن درباره باورها سوال میپرسند، ولی در کارمندها چنین رفتاری وجود نداشت. وقتی مصاحبهکنندگان به اتاق مدیرعامل میرسیدند، کارکنان با پوشش مقدس جلو میآمدند و به نظر میرسید که مسألهای قدسی در میان است.
اولین چیزی که از شرکت به ذهنم میرسد این است که با وجود رویکرد محترمانه مدیران، فضای کار در اینجا آرام و بیحاشیه است و بروکراسی معمول شرکتهای بزرگ را ندارد. مصاحبههای فنی اول و دوم را تجربه کردم و مصاحبه نهایی با مدیرعامل برگزار شد که واقعا فردی با احترام بالا بود. به طور کلی فکر میکنم این شرکت خوب و با ثبات است و پروژههای قابل توجهی در سطح ملی دارد. در حال حاضر دو شعبه دارد؛ یکی در هفتتیر و دیگری در منطقه ۲۲.
شرکت صمیم رایانه با من تجربهای کارآمد را رقم زد که به شکل کاملا متفاوتی روایت میکنم. در ابتدای کار باید به دقت به قرارداد و NDA پرداخت و به وعدههای روز اول اعتماد کامل نکرد؛ مدیر سابق امور قراردادها در جزییات تغییراتی مثل مدت قرارداد را بدون اطلاع من اعمال کرد و من باید خودم متن قرارداد را میخواندم. فضای کاری، برخلاف پروژههای بازسازی ساختمان با تجهیزات کهنه و فرسوده، همچنان در بحران کمبود منابع بود؛ پس از سه ماه هیچ اقدامی برای تهیه مانیتور جدید انجام نشد. این شرکت به صورت کاملا پروژه محور B2G فعالیت میکند و در آن فرهنگ پروداکت موج نمیزند؛ ساختار سازمانی به صورت آبشاری با بروکراسی شدید و تعریفهای نامشخص برای جایگاههای شغلی شکل گرفته است. استراتژی شرکت به نظر میرسد که بیشتر به میکرومنیجمنت گرایش دارد. در فضای کار، زنان از دسترسی کمتری به امکانات رفاهی ورزشی نسبت به آقایان داشتند و ظاهرا پوششی طبق نظر مدیرعامل برای آنها در نظر گرفته میشد. همچنین هیچ اسکرامی رسمی وجود نداشت و کنترل پروژه هم با رویکردی ناخواسته به گیتلب انجام میشد تا مدیرعامل بتواند به هر چیزی نظارت کند؛ تسکها غالبا باید به فارسی نوشته میشدند تا قابل خواندن برای ایشان باشد. در زمینه مزایا، بیمه تکمیلی شرکت چندان کارآمد نبود. به طور کلی این شرکت برای افراد حرفهای و متخصص در حوزه نرمافزار مناسب نیست و برای افرادی که به ثبات و عدم پیشرفت علاقهمندند یا خاموش و مطیعاند، ممکن است مناسب باشد. در عین حال در بخش سختافزار و حوزهی مدیا عملکرد نسبتا بهتری داشت.