تجربه کاری در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری
تجربه کاری در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری — امتیاز ۱٫۰ از ۵.
برای من تجربهی کار در صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری به شکل واضحی از تجربیات نزاعآلود و منفی ماندگار شد. فضای کاری به قدر زیادی سمی بود و حضور مدیری مستقیم که از سطح علمی قابل قبولی برخوردار نبود، اوضاع را وخیمتر میکرد. افتخار او تنها به رتبهی بالای کنکور ارشد بود که دو دهه پیش کسب کرده بود و از زبان منفی همکارانش در سازمان مشهور شده بود. همکاری که باید برای آنبوردینگ با او همراه شوم، به نظر میرسید که تنها جنبهی جیبخالی داشت و بیش از هر چیز ترکیبی از ویژگیهای منفی بود. من در مسائل فنی و حرفهای نظری داشتم و اغلب نظرهایم هم درست بود، اما او به جای پذیرش، به شکلی توأم با آزردگی واکنش نشان میداد. اثر رفتار او این بود که من به عنوان فردی که سعی میکردم دانش و تجربه کافی نشان دهم، احساس میکردم تحت فشار قرار میگیرم و فضا را از دست میدهم. برخلاف ادعای حرفهای بودن، دانش او بیشتر به تکرار نمونههای پروژههای قبلی و کپیبرداری محدود بود و در مواجهه با پروژههای تازه به نیروی ایتی متوسل میشد. من تنها نبودم؛ با وجود این فضا، من هم تصمیم به ترک گرفتم و کمتر از یک سال از آنجا رفتم. در طول دوره، فهمیدم که چهار نفر پیش از من هم چنین فضای سمی و اینگونه رفتار دو مدیر را تحمل نکردند. این تجربه باعث پشیمانی شد و به من فهمانده که بهجای فریب نام سازمان، به دنبال مکانهایی با فرهنگ حرفهای و حمایتی باشم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دو سالها از عمرم را در نهادی گذراندم که مدیران و معاونانش بهطور سنتی و با اخلاقیاتی نامتوازن عمل میکردند و من هم نتوانستم بهطور درست از حیثیتم دفاع کنم. به خاطر خصیصههای مدیریتی آنان، روش اصلیشان تقویت اعتماد به…
درک میکنم که از چشمانداز منبع خبر میرسد، اما این مجموعه فقط با حضور مدیران میانی از سازمانهای دیگر و معاونان مامور به خدمت میتواند دوام بیاورد. به اعتقاد من، اکنون دغدغهام این است که به جای هر چیز دیگر، زمان ورود…
باورم نمیکنم اینجا چقدر بیثباتی و آشفتگی حاکم است، اما همچنان در آنجا حضور دارم و همانجا میمانم. من به طور کامل مدیر مدنظر را میشناسم و با وضعیت فعلی سازمان از نزدیک آشنا هستم. اکنون تنها دغدغهام بر سر زمان رسیدن…
برای مدت نه ماه در اونجا کار میکردم. سه ماه اول به دلیل اینکه بهعنوان کارآموز لیبل خورده بودم، حقوقم دقیقا برابر با حداقل حقوق اداره کار بود؛ اما هر روز تا ساعت هفت شب میماندم و کار میکردم چون در اون سازمان مفهوم…