دو سالها از عمرم را در نهادی گذراندم که مدیران و معاونانش بهطور سنتی و با اخلاقیاتی نامتوازن عمل میکردند و من هم نتوانستم بهطور درست از حیثیتم دفاع کنم. به خاطر خصیصههای مدیریتی آنان، روش اصلیشان تقویت اعتماد به نفس کادر با هدف کنترل و نشانهگیر کردن شأن کارشناسان بود. مدیرانی که از طریق پارتیبازی و رانت به مقام رسیدند و سابقه کار کارشناسی هم نداشتند، به جای پاسخگویی مسئولانه، با ادعاهای فراوان میخواستند قدرت بیشتر به دست آورند و این رفتارها واقعا زهراخیز بود. تا پایان حرفم را بخوانید. فشارهای بیمورد کاری و استرسهای مداومی که روی کارشناسان میگذاشتند تا در خفا به دنبال پستهای بالاتر و مدارک تقلبی باشند، در واقع به دنبال این بودند که بهنوعی دکتر یا درجهای را بهطور مجازی و با نامهای مختلف به دست آورند. یک بار یکی از آنان که حتی مدرک دکترا هم نداشت، را به عنوان مهندس خطاب کردم و برخوردشان از این بیاحترامی آنقدر شدید بود که متوجه شدم چه فشاری وجود دارد. اگر در تیمشان همصحبت شوی و ظاهر خود را به آنها خوش بیاید و از امتیازات و فرصتهای زبانبازی بهرهمند باشی، احتمالا جای خوبی برایت فراهم میشود. اما اگر واقعا بخواهی کارشناس بمانی، تنها با دشواری و خودخوری روبهرو میشوی.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری، تهران: بر اساس ۵ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵؛ ۰٪ از کاربران صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری را به دیگران توصیه میکنند. ۵ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که محیط کار صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری در برخی تیمها با فشار کاری بالا، مدیریتی دگم و بیاخلاقی همراه است. کاربران از رفتارهای تنگنظرانه و تبعیضآمیز؛ از جمله شیوههای غیرشفاف ارتقاء و اعتماد به نفس پایین برای کارشناسان گزارش دادهاند. برخی تجربهها نشانه میدهند که وجود مدیران و معاونان با سابقه کمتخصص یا پارتی بازی، موجب جو سمی، دعواهای داخلی و تفرقه میان واحدها شده است. در کنار این موارد، واحدهایی مانند پایش به عنوان یکی از بیفایدهترین بخشها معرفی شدهاند و ارتباطات داخلی و فرآیندهای آموزش و انتقال دانش به درستی اجرا نمیشود. برخی منابع از مدتزمان کوتاه حضورتان و پرداخت ناکافی حقوق نسبت به کار انجامشده گلایه کردهاند و حریمهای حرفهای و حجاب کارمندانی مورد تذکر بوده است. با این وجود، برخی از کارکنان هنوز در سازمان حضور دارند و نسبت به برخی جنبههای مدیریتی و روندهای استخدام اشارههای متفاوتی دارند. بنا بر تجربههای ثبتشده، وجود تفاوت دیدگاهها درباره فرهنگ سازمانی و مدیریت، برخی افراد را به محتاط بودن در تصمیمهای شغلی تشویق میکند و برخی دیگر را به استفاده از فرصتهای دیگر سوق میدهد. توضیحات فوق بر مبنای تجربههای منتشرشده است و برخی از کاربران بر جنبههای مثبتتر چنین فضایی نیز اشاره کردهاند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
درک میکنم که از چشمانداز منبع خبر میرسد، اما این مجموعه فقط با حضور مدیران میانی از سازمانهای دیگر و معاونان مامور به خدمت میتواند دوام بیاورد. به اعتقاد من، اکنون دغدغهام این است که به جای هر چیز دیگر، زمان ورود آرایشگر به سازمان و حضور در اتاق تلویزیون مدیر ICT کوچکتر است و بیسواد واقعی به نظر میرسد. نه تنها او، بلکه اکثر مدیران میانی این مجموعه نیز چنین نگرشی دارند. واقعا شاید بتوان گفت سطح سواد قابل قبولی را فقط در معاونینی میبینم که از سازمانهای دیگر به عنوان مامور به خدمت آمدهاند، و همين افراد باعث ماندگاری این سازمان تا کنون شدهاند. واحد پایش اما بهخاطر بیهدف بودن و بیاستفاده بودن، یکی از شاخصترین واحدهاست که منافع داخلی را پایمال میکند و تنها باعث تفرقه و دعوا میشود، بهخصوص با وجود مدیرش و خانومی که نیرو دارد.
باورم نمیکنم اینجا چقدر بیثباتی و آشفتگی حاکم است، اما همچنان در آنجا حضور دارم و همانجا میمانم. من به طور کامل مدیر مدنظر را میشناسم و با وضعیت فعلی سازمان از نزدیک آشنا هستم. اکنون تنها دغدغهام بر سر زمان رسیدن آرایشگر به سازمان و اتاق تلویزیونیاش است که از مدیر فناوری اطلاعات کمسواد کوچکتر است و به واقع بیثباتی و بیکفایتی او را میبینم. نه فقط ایشان، بلکه اغلب مدیران میانی این مجموعه هم چنین وضعیت قابل قبولی ندارند و شاید بتوان گفت این مجموعه بیشتر با وجود معاونانی که از سازمانهای دیگر به اختیار مأمور شدهاند، تا حدودی پایداری دارد. همین افراد هستند که تا الان ثبات مجموعه را حفظ کردهاند. در حقیقت وحدة پایش یکی از بیخودترین و بیاستفادهترین بخشهای صندوق است؛ جایی که به جای همگرایی، به دلیل وجود اختلاف نظرها و درگیریها بر سر مدیرش و نیروی تحت امرش موجب تفرقه شده است و ادامه کار با این وضعیت دشوار است.
برای مدت نه ماه در اونجا کار میکردم. سه ماه اول به دلیل اینکه بهعنوان کارآموز لیبل خورده بودم، حقوقم دقیقا برابر با حداقل حقوق اداره کار بود؛ اما هر روز تا ساعت هفت شب میماندم و کار میکردم چون در اون سازمان مفهوم آموزشی یا انتقال دانش وجود نداشت. بعد از سه ماه تازه تصمیم گرفتند حقوقم را دو میلیون بیشتر کنند، هرچند این اضافهحقوق هم با کسر بیمه و مالیات محاسبه میشد و در نهایت دستمزد به چیزی کمتر از انتظارم تبدیل میشد. در طول دوره، از جانب برخی از همکاران و بهخصوص بعضی از خانمها برخوردهای تذکرآمیز وbaiting درباره حجابی شنیدم که عموما توهین یا کنایهآمیز بود، و حراست هم هیچ دخالتی نکرد. در میان همکاران شوخیهایی با برخی از رفتارهای شخصی انجام میشد که من را آزار میدادند؛ برای مثال درباره استیکر زدن به مانیتور تا جلب توجه یا کنترل رفتارها مقداری فشار زده میشد. بهطور کل فضای آنجا به گونهای بود که به جای حمایت و آموزش، بیشتر به مرور فشار روانی وبیاعتمادگی منجر میشد و تصمیم گرفتم با وجود سنواتی که مانده بودم، مسیر تجربه و محیط کار را تغییر دهم.
برای من تجربهی کار در صندوق نوآوری و شکوفایی ریاست جمهوری به شکل واضحی از تجربیات نزاعآلود و منفی ماندگار شد. فضای کاری به قدر زیادی سمی بود و حضور مدیری مستقیم که از سطح علمی قابل قبولی برخوردار نبود، اوضاع را وخیمتر میکرد. افتخار او تنها به رتبهی بالای کنکور ارشد بود که دو دهه پیش کسب کرده بود و از زبان منفی همکارانش در سازمان مشهور شده بود. همکاری که باید برای آنبوردینگ با او همراه شوم، به نظر میرسید که تنها جنبهی جیبخالی داشت و بیش از هر چیز ترکیبی از ویژگیهای منفی بود. من در مسائل فنی و حرفهای نظری داشتم و اغلب نظرهایم هم درست بود، اما او به جای پذیرش، به شکلی توأم با آزردگی واکنش نشان میداد. اثر رفتار او این بود که من به عنوان فردی که سعی میکردم دانش و تجربه کافی نشان دهم، احساس میکردم تحت فشار قرار میگیرم و فضا را از دست میدهم. برخلاف ادعای حرفهای بودن، دانش او بیشتر به تکرار نمونههای پروژههای قبلی و کپیبرداری محدود بود و در مواجهه با پروژههای تازه به نیروی ایتی متوسل میشد. من تنها نبودم؛ با وجود این فضا، من هم تصمیم به ترک گرفتم و کمتر از یک سال از آنجا رفتم. در طول دوره، فهمیدم که چهار نفر پیش از من هم چنین فضای سمی و اینگونه رفتار دو مدیر را تحمل نکردند. این تجربه باعث پشیمانی شد و به من فهمانده که بهجای فریب نام سازمان، به دنبال مکانهایی با فرهنگ حرفهای و حمایتی باشم.
استخدام در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری
از مجموع ۵ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۵ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۵
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۶ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری
آیا صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری چگونه است؟
بر اساس ۵ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵ است؛ ۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری از نگاه ۵ کارمند: ۱.۶ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از صندوق شکوفایی و نوآوری ریاست جمهوری ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط
مدت چند سالی با همتیمیها کار میکردم تا اینکه شرکت ناگهان جمع شد و همه قراردادهاشون رو به بانکها منتقل کردند. یکی از جنبههای مثبتش این بود که حقوق رو بهموقع میدادند و بیمهٔ تکمیلی هم داشتن، انگار اینها تضمینِ ثبات
برای مدت طولانی حقوقمو عقب میفرستن و واقعاً وقتِ منو بیخودی تلف میکنن. این موضوع فقط محدود به یکی دو نفر نیست و به طور مداوم تکرار میشه؛ حتی به نیروهای تازهوارد هم همین اتفاق میافته. مدیر ارشد هم کاملاً توی این قضی
در میان روزهای کاریام، تجربهای ناخوشایند از مصاحبه را به خاطر میسپارم که تازه در همین ابتدای سال پیش آمد. نمونهای از برخورد نامناسب مصاحبهکننده در یک جلسه کارشناس کنترل کیفیت بود که رفتارش چه از نظر گفتار و چه از نظ
هر روز با یک فضای کاملاً حرفهای روبهرو بودم که رعایت معیارهای رفتاری بسیار جدی است. اگر بخواهی رفتاری غیرحرفهای از خودت نشان دهی، قطعاً با چنین برخوردی مواجه میشوی و اینجا جایی نیست که بتوانی آسان از پسش برآیی؛ در نت
بدترین تجربه کاری من به عنوان مدرس زبان توی این موسسه بوده. از بی نظمی در پرداخت حقوق، پایه حقوقی بسیار پایین و عدم افزایش حقوق گرفته تا بدقولی در صادر کردن مدرک و ندادن حقوق ترم های آخر و بعد هم پاسخگو نبودن. نه تنها تس
یه شرکت کوچیک بی نظمه که معلوم نیست بر چه پایه و اساسی درست شده اصلا، شما مثل آب خوردن تعدیل میشید و میگن از هفته بعد دیگه نیا، حقوقا هم در ۲ پارت داده میشه که گند میخوره تو حقوقت رسما، جا کوچیکه و یه میز ۲۰ سانتی با صند