راهنما
تجربه کاری راهنما در طرفه نگار
امتیاز ۱.۰ از ۵.
برای من که دارم درباره کار در طرفه نگار حرف میزنم، تجربهام را با وجود تمام نقاط ضعف و یا مثبت، به زبان خودم بازگو میکنم. وقتی تصمیم گرفتم بیام پشتیبانی فروش یا نرمافزار، به این نکات خوب فکر کن: ضعفها: ۱- پیشرفت عمودی یا افقی در این واحد بهطور علمی و تجربی وجود ندارد. یعنی با وجود هر تجربهای که به دست بیاری و به دانشت اضافه کنی، در نهایت در همان مسیر قبلی مانده و به سطحی بالا نمیرسی، بلکه همان نقش راهنما و کارشناس را باید دنبال کنی. هرچند ممکن است مهارتهایت بالا باشد، مسئولیتهایت افزایش مییابد و در نهایت اگر بخواهی nghỉکنی یا اعتراض کنی، با رفتار مناسبی روبهرو نمیشوی و بهتدریج از شرکت خارج میشوی. حقوق هم به جای پیشرفت، سال به سال با افزایش سنواتی روبهرو است. ۲- بیتعادلی بین کار و زندگی. شیفت اجباری وجود دارد و به غیر از ساعات کاری، یک ساعت اضافه نگهداشتن هم هست. زمان ناهار هم جزو کارت ثبت میشود. تعطیلات هم بهطور جدی با برنامهریزی شیفت میشود؛ به این معنا که هر تعطیلاتی که باشد، نیروهای جدید هم به کار گرفته میشوند تا ایفا کنند و این فشار ادامه دارد. انرژی بالا از من انتظار میرود و وقتی قدیمیترها با این شرایط کنار میآیند، اگر دوام بیاوری، شاید بتوانی ادامه بدهی. ۳- نیاز به توانایی ارتباط با مشتریان هر روزه. یعنی اگر با یک دوست یا آشنا ده دقیقه صحبت میکنی، اما در شرکت باید روزی دهها مکالمه انجام بدهی که هر کدام ممکن است استرس و تنش ایجاد کند. بارها با مشتری درگیر میشوی و همزمان با مسئولان ناچار به کوتاه کردن زمان تماس میشوی؛ نتیجه این است که روزها پر از تنش و اعصابخاسی است. ۴- ضعف مدیریت مجموعه. مدیریت واحد مدام در حال تغییر است. امروز مدیری میآید و فردا نه؛ ثبات و نظم وجود ندارد و کمترین مدیری که بیاید هم بهطور منطقی کار نمیکند بلکه سلیقهای عمل میکند و در نتیجه بهشکست میانجامد. البته این مدیران معمولا از میان خود واحد یا کسانی با سابقه هستند؛ ولی نتیجه این میشود که شرکت به سمت خداحافظی از برخی افراد میرود. ۵- پاداش سالیانه تنها یکبار ارائه میشود و کارانه نداریم. مزیتها: ۱- امکانات تکمیلی وجود دارد. ۲- کارت هدیه مناسبتهای مختلف بهعنوان هدیه ارائه میشود. ۳- حقوق بهموقع پرداخت میشود، هرچند این انصافا مزیت نیست، چرا که حقوق پایه است. این تجربه را از دیدگاه من میگویم و واقعیتهای مطرحشده را بدون اضافهگویی و با همان حس و تجربهای که داشتم، بازگو کردم.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت طرفه نگار برای من محیطی بسیار ناسالم و غیردقیق بود و سطح کار هم سطح پایینی داشت. مدیران به نظرات و توانمندیها اهمیتی نمیدادند و بیشتر کسانی که سابقه چاپلوسی و زیرآب زدن داشتند، برگزیده میشدند و تا پایان کار همانجا میماندند. اگر کسی قصد داشت جایگاهشان را تغییر بدهد، به نحوی زیرآبش را میزدند و نتیجه را میدیدم. نمونهی روشنش آقای موث و همکارانش بودند. هیچ نظم و چارچوبی وجود نداشت. هر چه بیشتر کار میکردم، سهمم بیشتر میشد و بالعکس هر چه کمتر کار میکردم، کمتر پاداش میگرفتم یا حتی ارتقا نمیکردند. در برخی بخشها افراد قدیمی با گفتار توهینآمیز و تمایلات حاشیهساز حضور داشتند و برای اذیت دیگران تلاش میکردند تا کار بکشند. مجموعهای از نیروهای پشتیبانی بدون سابقه میخواستند تا تا حد امکان از آنها کار بکشند، انگارهشان این بود که حقوق دارند و به ظاهر امنیت شغلی هم دارند. برای بخش برنامهنویسی هم تعدادی دانشجو بودند که تحت عنوان کارآموزی با حقوق کم اما بهظاهر برای این کار جذب میشدند تا بهعنوان نیروهای کار رشد بدهند.
در این شرکت احساس میکنم اوضاع نسبتا نامساعد است و به نظر میرسد افراد با تجربه و پخته کمتر حضور دارند. گروهی از افراد که جذب شدهاند، دربارهی وضعیت شرکت قطعا دید مثبتی ارائه میدهند و گاهی رفتارشان به گونهای است که گمان میکنی حقوقهای کلان میگیرند و تبلیغ میکنند؛ اما از نگاه من اینجا مناسب کار نیست و بهتر است به حرفهایشان اعتماد کامل نکرد. تجربهی من نشان میدهد که فضای کار برای اعصاب و روان سخت است و تمایز و سلیقهای بودن تصمیمها بیش از پیش به چشم میخورد.
شب تجربهام با طرفه نگار آغاز شد وقتی رزومهام را برای سمت Senior Asp.Net Developer از طریق یکی از سایتهای کاریابی فرستادم و فردای آن روز با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را هماهنگ کنند. با مدیر فنی شرکت صحبت کردم و مقداری گفتگو به زبان انگلیسی داشتیم؛ برای آنها زبان مطرح بود. درباره تجربههای کاری، شرکتها و پروژههایی که در آنها بودم، میزان موفقیتها و تعدادی کاربر که سرویسهایمان را دریافت میکردند صحبت کردیم و در کنار آن پرسشهای فنی درباره اصول و معماری نرمافزار و درک عمیقتر از برنامهنویسی مطرح شد. سوالاتی هم درباره دلیل ترک همکاری از شرکتهای قبلی پرسیدند؛ سابقه کاری و تعهد به کار در شرکتهای پیشین برایشان اهمیت داشت چون اینجا یکی از قدیمیترین شرکتهای نرمافزاری ایران است و نرمافزارهای حسابداری هلو و اسپاد مال در کنار دیگر پروژهها وجود دارد؛ همکارانشان هم بسیاری از سالها اینجا بودند و همکاری طولانیمدت برایشان ملاک است. مصاحبه بهطور محترمانه با چند پرسش شخصی درباره وضعیت خانوادگی و اعتقادات ادامه یافت و در کل روند مصاحبه خوب پیش رفت و پس از مدت کوتاهی تماس گرفتند و پذیرش شدم. برای کسانی که از نظر فنی و شخصیتی سازگار بوده و به محیطی آرام، دوستانه و با فرصت همکاری بلندمدت میاندیشند و نمیخواهند هر ساله با تغییر کارفرما روبهرو شوند، این شرکت گزینه مناسبی به نظر میآید.
شرکت طرفه نگار تجربهای بود که بعد از مصاحبه به من منتقل شد. در مراحل استخدام، خیلی از قوانین کاری مشخص نبود و به صورت شیفتهای پیوسته و روزهای تعطیل همراه با ساعات کاری طولانی مطرح میشد. حقوق ارائهشده نسبت به حجم کار خیلی پایین بود و هیچ فرصت مشخصی برای رشد و پیشرفت دیده نمیشد. برای کسی که به دنبال حقوق معمولی و کار ساده بدون خستگی باشد، ممکن است مناسب باشد، اما برای من که به دنبال چالش و نرخ مناسب برای تلاش روزانه بودم، احساس رضایت وجود نداشت.
در مجموع، کار در این شرکت را تجربهای نسبتا آرامتر از بقیه کارها دانستهام، با فشار کاری کمتر و برخوردی که به کارمند سخت نمیگیرند. هر مجموعهای خوبیها و بدیهایی دارد و سیاستهای اینجا هم نقاط ضعف و قوتی دارند؛ اگر این مسائل بهبود یابد، بدون شک برای رشد شرکت هم کمککننده میشود. از مزیتهایش میتوان به پرداخت حقوق بهموقع، امنیت شغلی بالا، فضای آرام و محیط نسبتا خوب کاری، و جشنهای مناسبتی اشاره کرد. نکتهای که از نظر من نسبت به سایر شرکتهای ایرانی مثبتتر است این است که تا جایی که ممکن باشد از تعدیل نیرو استفاده نمیشود و این امر برایم اهمیت داشت.
در این شرکت به دلیل سیاستهای نامناسب مجموعه، توجه کافی به آموزش و ارتقای مهارتهای کارکنان نمیشود. یکی از باورهای رایج این سازمان این است که هر گاه کسی مهارتی بیابد، فرصت ترک شرکت پیش میآید؛ رویکردی که نه تنها جلوی رشد فردی را میگیرد بلکه انگیزه برای یادگیری و پیشرفت را در بین نیروها کاهش میدهد. همچنین، افراد با تجربه و انگیزه به درستی در واحدهای دیگر به کار گرفته نمیشوند تا از تخصص و دانششان بهرهبرداری شود که این امر منجر به نارضایتی، کاهش بهرهوری و در نهایت خروج استعدادها میشود. شرایط تمرکز و انجام کار باکیفیت هم Wake نیست و نظارت مداوم مسئولان بر خطوط و بررسیهای پیوسته باعث افزایش استرس میشود؛ در نتیجه ارزیابی دقیقی از عملکرد و تلاش کارکنان صورت نمیگرفت. نرمافزار مورد استفاده چندین کیت تخصصی دارد، اما محدودیتها و نیاز به استقرار سریع نیروهای تازهکار در واحد پشتیبانی باعث میشود آموزشها فقط به یک کیت عمومی محدود بماند. این رویکرد باعث میشود نیروهای تازهکار به تسلط کافی بر تمامی بخشها نرسند و فشار کاری بیشتری بر کارکنان باتجربه وارد شود. این موضوع نه تنها بهرهوری تیم پشتیبانی را کم میکند، بلکه باعث افزایش نارضایتی و فرسودگی شغلی در میان کارکنان قدیمیتر میشود. در نتیجه فشار روی نیروهای با تجربه بیشتر است و این امر منجر به خستگی و ترک کار آنها میشود. اگر قصد دارید برای آموزش و تجربه از این نرمافزار در این شرکت استخدام شوید، این مسیر را بهطور قطعی توصیه نمیکنم؛ در غیراینصورت به دلیل کمبود فرصتهای پیشرفت و فرسایشی بودن کار، به شما دوستان محترم این کار را پیشنهاد نمیکنم.