مهندس نرمافزار
تجربه کاری مهندس نرمافزار در فناوران اطلاعات خبره
امتیاز ۱.۰ از ۵.
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دو مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم. در نخستین مرحله آزمونی IQ داشتم که برای من جالب بود و پس از آن با مسئول آموزش جلسهای برگزار شد که پرسشهای عمیق و آموزشی مطرح شد. در مرحله دوم با مدیر فنی شرکت گفتوگویی صورت گرفت که سوالات مفهومی بیشتری داشت و این مصاحبه بیشترین تأثیر را روی من گذاشت. پس از ارزیابیها، دوره آموزشی خوبی برگزار شد که هم مفید بود و هم با کسب و کار شرکت آشنايي کامل به دست میداد.
برای ورود به شرکت فناوران اطلاعات خبره، ابتدا چند سند برای مطالعه فرستاده شد و بعد سه روز در مجموعه کارگاههایی درباره مفاهیم تجاری شرکت کردم. پس از این دوره، آزمونی از من گرفته شد و موفق شدم قبول شوم. تیم آموزشی هم واقعا باانصاف و همدل بودند.
برای مصاحبهی DBA کرونا باعث شد تا فرایند به شیوهی غیرحضوری انجام بشه و این نکته واقعا مثبت بود. خیلی از آموزشها هم به صورت غیرحضوری برگزار شد و از دید من نشان میده که مدیران شرکت واقعا به نیروهای خودشون اهمیت میدن.
شرکت فناوران اطلاعات خبره تجربهای بود که ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم. در اولین گفتوگو، اول درباره دیتامدل سوال شد و بعد کوئرینویسی مطرح شد و در انتها با چالشی روبهرو شدم که از من خواستند تفکراتم را توضیح بدهم و در آن جلسه کوئری نوشتم. ملاقات دوم هم باز پرسشهای فنی داشت اما بخش دیگری از سوالات جنبههای منابع انسانی پیدا کرده بود و درباره آیندهام و برنامههای آیندهام سوال میکردند. وقتی به تیم ملحق شدم، در ابتدا چند روزی برای آشنایی با بیزنس بیمه صرف کردم و پس از آن حدود سه تا چهار هفته روی SQL کار کردم تا وارد وظیفه اصلی شوم. با توجه به این که شرکت بزرگی در حوزه نرمافزار است، فضای فرصتهای پیشرفت نسبت به شرکتهای صنعتی بیشتر است و کار تخصصیتر میشود. در کار قبلیم همه چیز را با توجه به مسائلی که برای پروژه پیش میآمد و درخواستهای کارفرما میخواست یاد بگیرم، اما اینجا برخی از همان موارد، در ابتدای کار باید آموزش داده شود که البته من قبلا خیلی از آنها را میدانستم.
شرکت فناوران اطلاعات خبره بود که تجربه را برای من به عنوان مصاحبهکننده مدیر محصول ثبت کرد. در ابتدا به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه به صورت ویدئویی برگزار شد و مصاحبهگر خیلی سریع یک گوگل شیت در اختیارم گذاشت تا قدم به قدم دیتا مدل یک مسئله را برایش تکمیل کنم. انتظارم از مصاحبهگر مدیر محصول این نبود؛ او با چنین رویکردی آغاز کرده بود و من اول جا خوردم و سپس سعی کردم تمرکز خودم را حفظ کنم تا روند مصاحبه به جریان بیفتد. در پایان گفتند که این شرکت مدیر محصول را بهعنوان کسی میبیند که با تیمی از تحلیلگران نرمافزار و تعدادی برنامهنویس همکاری میکند و تسلط به مسائل تحلیل نرمافزار در اولویت است. همچنین درباره حقوق از من پرسیدند و گفتند که فیدبک مصاحبه در صورت تمایل به استخدام با حقوق درخواستی اعلام میشود. به نظر من برداشت از نقش مدیر محصول در این شرکت دقیق نبود. بر اساس گفته مصاحبهگر، بخشی از وظایف مدیر محصول در بیمه به مدیر پروژه محول شده و در نتیجه مدیر محصول باید با مدیر پروژه هماهنگی کرده و بکلاگ پروژه را مدیریت کند؛ این با چارچوب کاری اسکرام سازگار نیست. اگر انتظار دارید بر اساس روابط رایج در صنعت بیمه استخدام شوید، برای مدیر پروژه درخواست بدهید و نه مدیر محصول. اما اگر تازه فارغالتحصیل دانشگاه هستید و نگاه شما به مدیر محصول مانند آنچه شرکت تصور میکند یک تحلیلگر ارشد است، شاید امتحانش ارزشمند نباشد. از طرفی اگر هدفتان مدیر محصولی اسکرامیک با معنای واقعی کلمه است، در این شرکت برخی از وظایف به فرد دیگری سپرده شده و باید بتوانید با او همکاری کنید. برای من واقعا جذاب نبود. ویژگیهای مهمی که برایشان مطرح بود، را نتوانستم به درستی درک کنم.
در مصاحبهای با تیم توسعه، ابتدا روند مصاحبه از سمت منابع انسانی آغاز شد و برخوردشان مناسب و تقریبا بهموقع بود. بین مصاحبه منابع انسانی و مصاحبه فنی نیم ساعتی فاصله وجود داشت؛ به طوری که مصاحبهکننده فنی در آن جلسه حضور نداشت و همانجا رزومه و پرسشنامه من را بررسی کرد. بخش عمدهای از زمان مصاحبه فنی به پرسشهایی پرداخته شد که ارتباطی با موقعیت شغلی در نظر گرفتهشده نداشتند. سوالها منتقلشدن مفهوم را برای مصاحبهکننده دشوار میکرد و حدود شصت درصد از سوالها در ذهن او باقی میماند تا چیزی را که خودش آموخته بود بخواهد، بدون توجه به منابع و مراجع. از نگاه آنها، ویژگیای که بیش از همه اهمیت داشت، این بود که منابع انسانی با منطق و آرامش برخورد میکرد و از این رو برخورده شدن با فشار یا بیقراری برایشان اهمیت داشت.