Tech lead
تجربه کاری Tech lead در فناوری و راه حل های هوشمند سپهر
امتیاز ۱.۰ از ۵.
دوست داشتم با شرکت فناوری و راهحلهای هوشمند سپهر همکاری کنم، اما تجربهام مزاحم بود و اظهار نظری که دارم را باید به شیوهای تازه بیان کنم. در دوران کارم، به عنوان لید کار تیمی، متوجه شدم خیلی از جلسات مصاحبه بیشتر حول پرسیدن مشکلات فعلی شرکت بود تا ارزیابی تواناییهای من. مجموعهای از نکات ناراحتکننده برایم روشن شد: حقوق پیشنهادی در همان حدود بالاست اما انتظارها واقعبینانه نبود و کار با فریمورک ABP برای تیمشان مناسب به نظر نمیرسید. از نظر من، سطح فنی برخی از مصاحبهکنندگان چندان مطلوب نبود و به نظر نمیرسید که رزومه یا توان گفتوگوشان ارزش زیادی داشته باشد. همچنین روند تصمیمگیری از سمت واحد منابع انسانی نامشخص بود و گاهی تصمیمها به وضوح شفاف نبودند. بوی آگهیهای غیرواقعی و زیرساختهای اداری شبههبرانگیز هم حس میشد که مطرحشدنشان در محیط کار جدید را برایم کمرنگ و گمراه میکرد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
یک سال حضور در شرکت فناوری و راهحلهای هوشمند سپهر را تجربه کردم و اکنون میخواهم شرح اجمالی از آن ارائه دهم. در ابتدای کار وقتی پذیرفته شدم، تصور میکردم اینجا فرصت مناسبی است اما به مرور رفتارها به نظر ناهمسو با ادعاهای اولیه آمد. مسئولیتها را به من واگذار میکردند و به نظر میرسید فرقی با سایر کارکنان نیستم؛ گویی فقط کارگری معمولی به نظر میآمدم که باید با همان فشار و سختی کار کنم. مدیریت شرکت و به خصوص یکی از همکاران که نامی جز م را داشت، به شکلی سختگیرانه با من برخورد میکردند و تا حد زیادی مرا به زحمت میانداختند. در مواقعی که قصد داشتم زودتر از پایان قرارداد تقاضای استعفا بدهم، تهدید به پیگیری قانونی با استفاده از سفتههایی که بهعنوان تضمین داده بودم، میشد. با وجود اینکه حقوقی که پرداخت میشد بسیار پایین بود، بهطور مداوم احساس میکردم که در کنار پرداختی ناچیز، از نظر زمانبندی و تعهدات همواره در فشار هستم و باید ساعات طولانی کاری انجام دهم. در مجموع، تجربه یک سالهام از این شرکت برایم حس تلفشدن وقت داشت و به نظر میرسید که شرکت به دنبال پرسنل تماموقت و بیوقفه است تا حجم کار را پاسخ دهد.
به شرکت فناوری و راه حلهای هوشمند سپهر علاقهمند بودم و ترجیح میدادم در مصاحبهها به صورت حرفهای رفتار شود. من برای موقعیت برنامه نویس بکاند رزروامو ارائه دادم و روز مصاحبه با فردی از نسل دهه هشتاد روبهرو شدم. در دقایق ابتدایی متوجه شدم هدف اصلی مصاحبه، ارزیابی پاسخهای من به مشکلات واقعی آنهاست و از همان لحظه تصمیم گرفتم مسیر را با دقت دنبال کنم. با اینکه تجربهام نشان میداد سطح انتظارات متفاوت است، سعی کردم با آرامش و خونسردی به موضوعات بپردازم تا نشان بدهم توانایی حل مسائل را دارم. در نهایت احساس کردم این نشست به من نشان میدهد که شرکت در حال بررسی تیملیدهای کارآمد برای پیشبرد پروژههایشان است و این نکته تنها بخش کوچکی از فضای تیمیشان بود.
در این شرکت به دنبال کار که میرفتم، با هر مشکل کوچکی قرارداد نیمهوقت میخورد دستم و من هم سعی میکردم با تغییراتی اندک کار را پیش ببرم. وقتی هم از مسیر معمول خارج میشدم و درخواست مبلغ بیشتری داشتم، معمولا با بیتوجهی مواجه میشدم و در نهایت به مطرح کردن نظرهای منفی میرسیدم. نامها و نسبتها هم به طور مبهم مطرح میشوند و گاه که نگاهم به موقعیتها میافتاد، احساس میکردم که وجود برخی افراد و اتفاقها میتواند تأثیرگذار باشد.
در مصاحبهای حرفهای و با برخوردی دوستانه برخورد کردم و آن تجربه یکی از بهترینهای من بود. به تازگی به تیم نئوبانک ملحق شدم و با توجه به اطلاعاتی که از سایر شرکتها شنیدهام، اینجا تصمیم خیلی خوب و معتبرى بود. واحد مدیریتی با منابع انسانی حرفهای، فضایی دوستانه و تیمی باتجربه دارم که پروژهها بهروز و بزرگ هستند و شرایط کاری بهصورت شناور و پرداختها بهموقع انجام میشود. ماه اول کار، حقوق هشت روز زودتر از موعد پرداخت شد و ساعات تعطیلی تابستانی شرکت تا دو بعدازظهر تعریف شده است. در این مجموعه به ظاهر کوچک اما دارای بازیگریهای ارزشمند، برای بازخوردها و نظرات در معماری و سایر جنبهها اهمیت میدهند و از کمک همتیمیها برای بهبود کار استقبال میشود. احساس خوبی از کار در اینجا دارم و با وجود اینکه مسیر رفتوآمد کمی سخت است، با پادکست و دورههای خودم آن را میگذرانم. به طور کل، این تجربه را پیشنهاد میکنم.
قبل از ترک شرکت قبلی بایستی با این شرکت قرارداد امضا کنم و از پذیرش هر قولی درباره حقوق صرف نظر کنم، مثل پرداخت کارانه یا ایابوذهاب. تنها مبلغ مندرج در قرارداد به من پرداخت میشود و آن هم بهصورت ناخالص است، زیرا مالیات و حق بیمه از آن کسر میشود. وعده افزایش حقوق هم تا حد زیادی بیاعتبار است.
شرکت فناوری و راهحلهای هوشمند سپهر از نظر من چندان بد نیست، اما تغییرات پی در پی مدیرعامل و تصمیمگیران اصلی باعث میشه تیم فعالمون به جای پیشرفت، بیشتر سردرگم بمونه. مثل هر جای دیگه توی ایران، وقتی مدیری جدید میآد، تمایل داره کارها به سبک و سیاق خودش پیش بره و بیشتر به برند شخصی خودش فکر میکنه. با وجود این، نباید فراموش کرد که برخی مدیران باانگیزه و با فکر هم هستند که میخواهند مسیر را درستتر کنند تا شرکت به آن چیزی تبدیل شود که شایستهاش است. اما حقیقت این است که خرابکاری چند ساله را نمیشود در مدت کوتاهی جبران کرد؛ تنها میشود تا حدودی مسیر را هموار کرد.