گرافیست
تجربه کاری گرافیست در ماندگار درمان ایرانیان (سهدا)
امتیاز ۱٫۰ از ۵.
دوست دارم درباره تجربهام صادقانه صحبت کنم و امیدوارم بازگو کردنش بتونه به دیگران کمک کنه. تابستان ۱۴۰۱ از طریق یکی از سایتهای کاریابی با آگهی گرافیست در شرکت ماندگار درمان ایرانیان یا همان سهدا آشنا شدم و رزومهام را فرستادم. پس از تماس به دفتر شرکت در چیتگر دعوت شدم تا برای دو هفته به عنوان کارآموز گرافیست کار کنم و در صورت تأیید، قرارداد ثابت امضا میکردیم. روزهای اولیه همه چیز عادی بود و کارهای سنگینی که به من واگذار میکردند را با اشتیاق انجام میدادم و تحویل میدادم. ساعات کاری برایشان مهم نبود و میگفتند تا تحویل کامل کار بمانید و گاهی تا ساعت هشت شب هم طول میکشید. رفتار مدیر مجموعه خیلی توهینآمیز و طلبکارانه بود و گاه از کلمات نامناسب برای سایر همکاران استفاده میکرد. با وجود تمام این مشکلات، پس از دو هفته کار سخت و فشرده وقتی از من درخواست امضای قرارداد را کردند، مدیریت گفت که قرارداد را با حقوق بالاتری بسته میشود اگر بتوانم روزهای جمعه هم چند ساعتی بیایم شرکت و... . در آن لحظه فهمیدم که علاوه بر رفتار غیرحرفهای، با فردی بسیار خطرناک هم روبهرو هستم. وقتی مخالفت کردم، با لحنی شدید گفتند که اگر عقل داشتم پیشنهادشان را قبول میکردم. تصمیم گرفتم همان لحظه از آنجا خروج کنم و دیگر دربارهاش به هیچکس چیزی نگفتم. اما حالا اینجا نوشتم تا کسانی که با این شرکت ارتباط دارند احتیاط کنند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
بعد از دوره آزمایشی با رضایت به تیم ملحق شدم و از آن زمان تا حالا با گروه همراه هستم. در شرکتهای تازه تأسیس و استارتاپها معمولا چالشهای زیادی وجود دارد که برای من حرفهای، کار گروهی ضروری است و باید خودمان را جدا از…
در آغاز مسیر حرفهایام با شرکت ماندگار درمان ایرانیان (سهدا) تجربهای ارزشمند را رقم زدم. من در خرداد سال گذشته رزومه فرستادم و برای کارمند اداری دفتر مدیرعامل دعوت شدم؛ حدود یک سال در آنجا حضور داشتم و همه چیز به لحاظ…
به آنها پیوستن به این مجموعه را با تعهد و امیدی آغاز کردم و پس از گذراندن دوره آزمایشی یک ماهه، با وجود قرارداد و حقوق مشخص، به کار رسمی مشغول شدم. حقوقی که میگرفتم نسبتا مناسب بود و از آنچه پیشتر دریافت میکردم، بهتر…
من اولین تجربه کاریم را در شرکت ماندگار درمان ایرانیان (سهدا) به خاطر میآورم که در آن تفاوت زیادی میان مدیران و کارمندان احساس نمیشد. به نظر میرسید روند نظرخواهی به خوبی اجرا میشود و همگان با هدفی مشخص و…
وارد شرکت شدم برای بررسی فرصت کار، و اول کار با آرامش و احترام از طرف مدیران صحبت شنیدم. آگهی را دیده بودم و رزومه فرستاده بودم، دعوت به مصاحبه شدم و فرایند با سازوکاری آرام پیش رفت. تصمیم گرفتند سه روز آزمایشی به عنوان…
شنیدم که دو ماه و هفت روز با مجموعه ماندگار درمان ایرانیان کار کردم و به صورت رسمی از کار باهاشون استعفا دادم. در تصمیمی که گرفتم دلیلهای زیادی داشتم، از جمله رفتارهای بدون استاندارد مدیریتی و نبود حرفهایگری، بهویژه…