برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان
امتیاز ۱.۰ از ۵.
این تجربه ی من در مصاحبه شغلی اخیرم با این شرکت هستش که میخوام اشتراک بذارم. در آبان ماه، پس از موفقیت در مصاحبه با شرکت فناوری اطلاعات ارمان که تابعه بانک توسعه صادرات هستش، با اطمینان از انجام تمامی مراحل، قرار بود از اول دی ماه به کارم شروع کنم. تماسهای چند باره با آقای مدیر بخش منابع انسانی، جلوه ای از اطمینان به من داد. قرارداد از طرف من امضا شد و توصیه شد که استعفا نامه خود را برای شرکت قبلی بنویسم. من نسبت به امضای مدیرعامل خیلی نگران بودم چون کلی قرض و وام و اینا دارم که یه ماه بیکار بودن من باعث میشه ضربه بزرگی بهم بخوره، با توجه به اطمینان دهی مدیر منابع انسانی تصور کردم که همه چیز تحت کنترله. در 15 آبان، با اعتماد به نفس استعفا نامهی خودمو تحویل دادم و مدیر مربوطه استعفامو پذیرفت. اما پس از 15 روز و گذشت موعد قانونی برای پس گرفتن استعفا، مدیر منابع انسانی با من تماس گرفت و اذعان کرد که مدیر عامل شرکت عوض شده و کلیه استخدام ها به تعلیق افتاده، بدون شفافیت و توضیحی معقول، از من خواست که به فکر کاری برای خودم باشم. و تاکید کرد که در صورت باز شدن مسیر استخدام حتما از شما دعوت خواهیم کرد. تحقیقات من نشون داد که تغییرات در مدیریت در اردیبهشت 1402 اتفاق افتاده و هیچ اطلاعاتی در مورد تعلیق استخدامها پیدا نکردم. و حتی چندین ماه اختلاف زمانی هم توضیح واضحی بر این اتفاق نبود، چند روز بعد با دیدن آگهی استخدام مجموعه در جاب ویژن، به واقعیت پی بردم که همه اظهارات این شرکت دروغ بوده و حتی دلیل واقعی عدم استخدام رو به من اعلام نکردن. هرچند اون روزها سخت بود برام و مجبور شدم هرچه سریعتر یک شغل دیگه پیدا کنم ولی این شرکت یک شرکت غیر حرفه ای با مدیر های نا کارآمد هستش که خدارو شکر میکنم که همون اول کار وارد این شرکت نشدم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در شرکت مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان با مدیرعامل قوی روبهرو بودم که به رشد مجموعه و توانمندی مدیرانش اهمیت میداد و از قدرت و اقتدار خود ترسی نداشت. بر خلاف آن، مدیرعامل ضعیف همه تقصیرها را به گردن مدیر قوی میانداخت و او را بهراحتی کنار میگذاشت. مدیرعامل قوی تنها به دنبال همراهی و پیروی از توزیع کار خود میان کارکنان بود و درواقع به دنبال تیمی همسو میگشت. اما مدیرعامل ضعیف برای حفظ امنیت تیم، اطرافیان بدنه را بهعنوان رفیقهای خود میآورد. مدیرعامل با انرژی و تفکر واقعی و داشتن اختیار کامل، بهطور مستقل افراد مستعد و ایدهپرداز را جذب میکرد. در مقابل، مدیرعامل ضعیف تنها کارشناس استخدام میآورد تا نقشهای پایینتر و حمایتی را بر عهده بگیرد. پایینتر از اینها هم همان واحد منابع انسانی بود که پیشتر از او تعریف شده بود و پس از دفاع از عملکردش، به دلیل فضاحتی که ایجاد شده بود، اخراج شد.
در این شرکت، وضع منابع انسانی به شدت نامطلوب است و گویی کارکنان جوان با انگیزههای زودبازده به کار گمارده میشوند تا به سرعت از سطح یک کارگر ساده فراتر بروند. با این حال، اغراقها و فریبکاریهای کوچکی هم در کار دیده میشود و گاهی برای نشان دادن بهتر شرایط، به خودمان هم فکری نمیشود. من میگویم که مدیران باید بیش از پیش به تجربه و تواناییهای افراد توجه کنند تا روند استخدام و توسعه بهتری شکل بگیرد.
دوست دارم transparent بگم که ورود افراد بدون توانمندی تنها به دلیل ارتباطات به سازمان، نه تنها کار حرفهای را پایین میآورد بلکه انسانیت را هم در محیط کار نابود میکند. در تجربه من به عنوان مدیر سرمایه انسانی، وقتی مدیرعامل در کوچکترین کارکردها هم دخالت میکند و اجازه میدهد مشکلات ساختاری رشد کنند، نشان میدهد که مهارت مدیریتی کافی وجود ندارد، حتی اگر فرد هم استاد دانشگاه باشد. مجموعه حراست و حضور گسترده و نظرهای متعدد در این حوزه همواره دیده میشود؛ اما با وجود این ظرفیتها، سؤال این است که بازرسی بانک چرا ورود نمیکند؟ وقتی یک نفر فکر میکند از همه رشتهها سر در میآورد، واقعا به این نتیجه میرسی که هیچچیز را به درستی نمیداند و همدستش هم در کار است.
شرکت مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان را به چشم تجربهای تلخ از نزدیک دیدم؛ مدت کوتاهی که در اینجا کار میکردم به دلیل قطع اینترنت حجم کارنامهام به سختی ثبت میشد. این شرکت از نظر من بیسازه و بینظم به نظر میرسید، به ویژه با ورود فردی که خودشیفته و بیسواد به نظر میرسید و از بهمن سال گذشته وارد مجموعه شده بود. او شرایط را به شدت بدتر کرد و با هر محیطی که برخورد میکردم از او گلایه میدیدم. به خاطر روابط مدیرعامل با او، این شخص قدرتهای زیادی در سازمان پیدا کرد و جایگاههای مهمی به او سپرده شد؛ منابع انسانی دست او افتاد، در امور مالی دخالت کرد و تقریبا همه پروژهها به اختیار او درآمد. اگر از شرکتهای قبلی که این فرد در آنها حضور داشته پیگیری کنید، میتوانید رفتارهای مشابهی را ببینید و اینکه چرا در نهایت از آنجا کنار گذاشته شد موضوعی است که قضاوت نهایی با شماست.
من به عنوان مشتری این مجموعه با تجربهای ناامیدکننده روبهرو شدم و اکنون در حال پیگیری قضایا از طریق مراجع مربوطه هستم. شیوههای جدیدی از کلاهبرداری وجود دارد که این مجموعه و مدیرانش به آن میپردازند و من با ادعاهای فراوانی مواجه شدهام. هنوز نمیتوانم جزئیات بیشتری ارائه کنم، اما با اطمینان میگویم که احساس بیاعتمادی عمیقی نسبت به این شرکت دارم و در حال پیگیری قانونی ماجرا هستم.
به یک شرکت در زمینه مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات رفتم اما تجربهام پر از مشکلات بود. با وجود اینکه شرکت ادعا میکرد محیطی حرفهای دارد، واقعیت چیز دیگری بود. مدیرعامل به صورت خانوادگی اقدام به برقراری ارتباط میکرد و اعضای تیم را از اقوام و آشنایان به جاهای مختلف منتقل میکرد. از منابع انسانی که وقتی با لبخندهای ظاهرا دوستانه صحبت میکرد، گاهی رفتارهای غیرحرفهای و گاه توهینآمیز داشت، تا سایر واحدها، همگی تحت نفوذ فضای غیررسمی و بیقاعده قرار داشتند. در یکی از واحدها، انسانی که بیست سال سابقه داشت به عنوان مدیر فنی کنار گذاشته شد و فردی تازهکار و بیتجربه در جایگاه او نشست که برخوردهای گستاخانه و بیادبی زیادی داشت. با وجود استعفاهای پی در پی از سوی نیروهای توسعهدهنده به دلیل رفتارهای خیلی نامناسب این فرد، مدیرعامل حاضر به اخراج او نشد. این ترکیب رفتارها و عدم رعایت اصول حرفهای باعث شده بود جو کار بسیار نامطلوب و کمانگیزهای حاکم باشد.