مشاور تحصیلی
تجربه کاری مشاور تحصیلی در مرکز مشاوره هیوا — امتیاز ۵.۰ از ۵.
من الان حدود یکسال هست که توی این شرکت کار میکنم...یکی از دوستانم بهم پیام داد که «فلان جا در مورد شرکتتون خوندم واقعا چطوری اونجا کار میکنی؟!»...پرسیدم که چرا اینطورمیگه و گویا نظرات رو اینجا خونده بوده....اومدم نظرات رو خوندم ولی نه فقط برای هیوا نگاهی به چندتا شرکت دیگه م انداختم 😕..خیلی جالبه که ۹۰درصد از همه شرکتها نظرات منفی ثبت کردن...یه چیزی شبیه کوچ پرنده ها😄 مثل اینه که یه گروهی از یه شرکتی میرن یه شرکت دیگه و از همه شرکتای قبلی ام ناراضی ان...انقدر همه چی تکراریه...واقعا چی باید باشه که دوست داشته باشن؟؟؟..نمیدونم تعریف شما از کار چیه ولی من معیارهایی روبرای کار توی ذهنم دارم که توی شرکت هیوا بهش رسیدم...مدیر متعهد و مسئولین پذیر،محیط کاملا سالم به معنای کامل،تایم کاری معقول،پاداش، حقوق اول ماه بدون تاخیر و در یککلام امنیت شغلی برای کسیکه دنبال کار کردنه...محیط کار اسمش روشه..یه تایمی رو میریم یه کاری رو انجام میدیم و بابتش حقوق دریافت میکنیم قرار نیست دورهم بشینیم صبح ریلکس کنیم و ظهرهم بعد از صرف ناهار یه چرت عصرگاهی داشته باشیم و عصر هم یه چایی میل کنیم و بریم منزل در کنار خانواده😁...من از بقیه شرکت ها خبر ندارم ولی با توجه به تجربه م،شرکت هیوا گزینه معقولی هست فقط کسی که میاد برای کار توی هیوا باید مسئولیت پذیر باشه چون قراره راهنما باشه و فردی که تماس میگیره به پیشنهادات و صحبتاش اعتماد میکنه فقط همین،بقیه چیزایی که لازمه رو خود شرکت بهمون اموزش داد و همراهمون بود تا کامل مسلط بشیم چون براشون خیلی مهمه که اطلاعات درست به مشترک بگیم چون هر روز اینو بهمون یاداوری میکنن.... امیدوارم هرکسی مشغول به کاری بشه که استعداد و علاقه شو داره چون مشاوره مثل فتح قله ست از پای کوه دست مشترکت رومیگیری و همراهیش میکنی تا قله،که از مسیر درست برسه به قله اهدافش.... که قطعا هرکسی تواناییش رو نداره که همراه خوبی باشه....
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در اینجا با وجود حقوقی که بهموقع پرداخت میشود، اما از شرایط کاری به شدت گلایه دارم و احساس میکنم رنجی که تحمل میکنم همتراز جبرانش نیست. من مشاور تحصیلی هستم و به دلیل درگیریهای کاری، وضعیت ذهنیام تحت فشار است و همکار مسئول، خانم نوروزی، بهطور قابلتوجهی تنشآلود و دشوار است و شرایط را برای ادامه کار غیرقابل تحمل کرده است؛ بهطوری که حتی تصور همکاری در این محیط برای من مشکل است و به نظر میرسد تیمارستانگونهای شده است. این فرد با عصبانیت فریاد میزند و دیگران را فراری میدهد؛ در نتیجه زمانی که مرخصی میگیریم، به نظر میرسد که با تهدید و اضطراب مواجه میشویم. وجود چنین وضعیتی باعث ترس و نگرانی جدی میشود و نمیتوان به راحتی در این محیط ماند.
به عنوان تجربهای واقعی از کار در مرکز مشاوره هیوا، میخواهم خلاصه و صادقانه توضیح بدهم تا دیگران با نگاه دقیقتری تصمیم بگیرند. مدت کار من یک سال و نیم بود و فضای کار با چالشهایی همراه بود که نمیشود از آنها چشمپوشی کرد. برای آقایان، شیفتها از ساعت پنج تا یازده و گاهی یک هم وجود داشت که گاهی با سرویسدهی اسنپ همراه بود. رفتار برخی مدیران و بهویژه آقای K به شدت آزاردهنده بود و به نظر من کمترین تفاوت با دوران سربازی نداشت. در مقابل برای خانمها شیفت من هشت تا پنج بود، اما حقوق جزء مواردی بود که هرگز رضایت نمیدادند و گاهی زیر بیست میلیون نمیرسید. حجم کار به طرز قابل توجهی بالا بود و حداقل دوصد سی ساعت در ماه کار میکردم تا درآمدی حدود هیفده تا هجده میلیون داشته باشم، که اول کارها کمتر از بیست تومن بود. احترام به کارکنان دیده نمیشد؛ تمام زمانی که کار میکردی شلوغ بود و تماسها پیوسته بالا میبود. ناهار تنها بیست دقیقه بود و استراحتهای کوتاه، گاهی دو تا سه دقیقه یا نهایت پنج دقیقه میرسید و در مواقع پرتنش، فشار به قدری بود که با گریه پاسخ میدادم و حتی به خاطر فشار، فرصت پاسخگویی از دست میرفت. در سرویس بهداشتی نیز تماس میتوانست بیاید و اگر پاسخ نمیدادم، بازخواست میشدم. فشار کاری به دلیل حجم تماسها و رفتارهای گاه وحشتناک مسئولان و کارفرما زیاد بود و برای تماسهای تخصصی هم فشار بیشتری تحمل میکردیم؛ هزینهی این تماسها برای مشترکها در سطحی پایین بود و برخی از تماسها با تلاش مشاوران برای توضیح دقیق، مبلغ ناچیزی داشت. یک نکته مثبت این بود که آموزشهای مسئولان آموزشی خوب بود و تا حدی اطلاعات را منتقل میکردند، اما سایر جوانب کار، بهخصوص مدیریت و فضای کاری، به شدت مخرب بود. با وجود سابقه و دانش خوب من، وجود همزمان یک همکار با دو ماه سابقه که با رفتارهای رانتگونه به ترفیع برسد، ناامنی را افزایش میدهد. به هر حال ترفیع بیشتر به نظر میرسید صرفا برای یکی دو نفر و حقوقشان هم چندان تغییر نمیکرد. کامنتهای مثبت اغلب غیرواقعی یا آمادهشده هستند و گاه به نظر میرسد برخی از آنها از داخل شرکت یا منابعی خارج از آن نوشته میشوند. در زمینه حقوق، معمولا به موقع پرداخت میشد، اما نکاتی مانند محل کار نزدیک به ایستگاه مترو و اینکه برخی بیمهها یا سفتهها وجود داشتند، از جمله مواردی بود که باید در نظر میگرفتم. اگر کار خیلی شدید نبود، پرداخت به صورت نقدی یا کارت هدیه داشت و برخی تعطیلات و ایام نوروز هم به عنوان شیفت در نظر گرفته میشد و باید در گروهها حضور داشتیم. فضای همکاران تا حدودی خوب بود، اما بهرغم اینها، تفاوتهای فاحش در رفتار و برخوردها وجود داشت و در مجموع، ممکن است به حس فشار روانی و کمبود سلامت روان من منتهی شود. تمام تماسها ضبط میشد و سیستمهای نظارت قوی بود که اگر اشتباهی رخ دهد، قابل پیگیری بود. طراحی پنلها و سامانهها نیز نسبت به نیازهای من بهتر بود، هرچند برخی از کارهای مشترکین به دلیل تکرار و گاهی کمبود پاسخ، موجب فشار میشد. در نهایت، با وجود همه بدیها، احساس رضایت از کمک به مردم وجود داشت و به عنوان تجربهای کارآمد از نظر مهارتهای ارتباطی و شناخت فرآیندهای تماس، مفید بود. با این حال، سلامت روان و نحوهی برخوردها
شرکت مرکز مشاوره هیوا را تجربه کردم و میخواهم بگویم هرگز این فضا را توصیه نمیکنم. محیط کار خیلی ناسالم و پرتنش بود؛ از همکاران و مدیران تا خود فضای کار، حس فشار و بیاحترامی به وجود میآورد. پررنگترین نکته این بود که حقوق به شکل نامتناسبی کسر میشد؛ هر تاخیری هم که رخ میداد، با کسری حقوق مواجه میشدیم و گاهی به بهانههای مختلف از پرداختها کسر میشد. گویی تنها هدف این بود که هر طور شده جلوی اعتراضات گرفته شود. در کنار اینها، روالهای ساده و روشن کار هم وجود ندارد و در فضای تلفنمحور بنبست ایجاد میکردند؛ نگه داشتن مخاطب روی خط بدون ارائه نتیجه، به ضرر من و همکاران بود و به شدت استرس ایجاد میکرد. نتیجه این تجربه برای من این بود که محیط کار آنجا واقعا جنگ اعصاب است و توصیه میکنم افراد به دنبال کارهای با فضای سالمتر باشند.
ما سالها به عنوان وکیل دادگستری فعالیت میکنم و حدودا نه ماه در موسسه هیوا مشاور حقوقی حضور داشتم. آن دوره را یکی از سختترین دورانهای کاری برای من میدانم. مدیران آنجا رفتار بسیار سرد و بیاحترام با همکاران داشتند و مکالمات را خیلی با دقت و سختگیری دنبال میکردند؛ به گونهای که به نظر میرسید فقط هدفشان از کار این است که با افراد ناراضی مقابله کنند و حقوقی که حقشان بود را به شکل نامطلوبی کمرنگ میکردند. جو کار بسیار پرتنش بود و به راحتی میافتادی توی فشارهای روحی و روحیهاش کم میشد. حتی استراحتهای کوتاه هم به سختی امکانپذیر بود و این مسأله روی زندگی شخصیام تأثیر میگذاشت. اگر به آرامش و نظم عدمشکوفایی در محیط کار اهمیت میدهید، به هیچ وجه با این مجموعه همکاری را توصیه نمیکنم.
در مدت زمان کاریم به عنوان مشاور حقوقی، حقوقم بهموقع پرداخت میشد، اما فضای کاری برایم خوشایند نبود. بهخصوص برخورد مسئول مربوطه بیاحترامی بود و وقتی در مورد وظایف صحبت میکردم، گارد میگرفت و میگفت باید اینجا بمونی یا استعفا بدهی. واقعا از این وضعیت ناراحت شدم.
حس من از کار توی این مرکز مشاوره به شدت منفی بود و نتیجهای جز اضطراب و بیاعتمادی به همکاری ایجاد نمیکرد. در ابتدای کار حدود دو ماه به عنوان مشاور تحصیلی بودم، اما رفتارها به مرور تغییر کرد و جو کلی بسیار ناسالم شد. مسئول آموزش با شدت زیادی کار میکرد و به ویژه خانمی حضور داشت که تماسهای تلفنی و زمانهای گفتوگو را به دقت کنترل میکردند؛ به طوری که فرصت استراحت و ناهار را هم از ما میگرفتند و جرئتش برای تنظیم زمانها کم بود. شیفت مسئول با مدیریتی که گاهی به نظر میرسید دستوری و سختگیرانه است، به شکل شعارگونه تأکید میکردند که قانون چگونه باید باشد. این فضا منبع اضطراب بود و بعضی از همکاران من که در مردادماه به عنوان مشاور حقوقی کار میکردند هم به خاطر بیاحترامی و نگاه از بالاتر، از مجموعه فرار کردند. نکته جالب این بود که همان فرد مسئول خودش معمولا درگیر حاشیههای فکری و روابط شخصی میشد، اما در برابر دیگران چنین رفتارهایی را ترویج میکرد. به نظر من اینجا بیشتر از یک محیط کاری، به یک محیط پرتنش و آشفته میماند.