تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در مهسان
امتیاز ۵.۰ از ۵ (آبان ۱۳۹۸ تا آبان ۱۳۹۹).
روزهای حضورم در مهسان برایم تجربهای دلچسب از فضای دوستانه و همدلی میان همکاران بود و احترام و ادب حاکم بر محیط کار را بار دیگر تجربه کردم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت مهسان را از نزدیک دیدن برایم تجربهای مثبت بود؛ مصاحبه مراحل متعددی داشت و در نهایت پیشنهاد همکاری را دریافت کردم. فرایند را با دو جلسه آشنایی آغاز کردم و پس از آن جلسهای برای بررسی پیشنهاد انجام شد. در اولین جلسه، با حضور مدیر منابع انسانی و مدیران دو دپارتمان گفتگو کردیم. رزومهام را به طور خلاصه مرور کردند و نکات پامالشده را با هم بررسی کردیم. معمولا تمرکز اصلی سوالات روی جنبههای مدیریتی، تواناییهای رهبری و غیر فنی بود و بهرغم اینکه برایم اولی بود که به چنین رویدادی ورود میکردم، حس مثبتی از ابتدای کار منتقل شد و صحبتهای دوستانه مدیر منابع انسانی فضای جلسه را تا حدودی از سکوت خارج کرد. در جلسه دوم که چند روز فاصله داشت، با یکی از مدیران جلسه قبل ملاقات داشتم اما این بار پرسشها فنیتر و تخصصیتر شد و موضوعات متنوعی مانند امنیت و برنامهنویسی جاوا مطرح شد. جلسه بعدی، حدود ده روز پس از جلسه دوم برگزار شد و در آن مدیر منابع انسانی نکات حقوقی مرتبط با سازمان و برخی اطلاعات کلی درباره شرکت را توضیح داد که دید بهتری از محیط کار به من ارائه کرد. به نظر من برای تیمهای فنی، تسلط بر مباحث الگوریتمی ضروری است و همچنین آشنایی آکادمیک با مفاهیم حوزه درخواستشده و مطالعه برند شرکت برای موفقیت در جلسه مصاحبه مفید است. تعامل کاری برایشان اهمیت زیادی دارد و شرکت از روحیهای مذهبی-کارگاهی برخوردار است.
من در مصاحبهی شرکت مهسان با نقش برنامهنویس بکاند جاوا شرکت کردم. دو بخش داشت: اولی فنی و منابع انسانی و دومی جلسهی پذیرش آفر بود. در بخش فنی، سوالات گسترده بود چون مهارتها و علاقهمندیهایم متنوع بود و میخواستم با تیمهای گوناگون همکاری کنم. سوالها تا حد زیادی به چند حوزه رسید: چند تا سوال الگوریتمی، پرسشهایی درباره سیپلاسپلاس، جاوا، امنیت شبکه، طراحی شیگرا و دیتابیس. همچنین کمی درباره سیستمهای توزیعشده صحبت شد و به طور کلی میشد گفت تقریبا همهچیز مطرح شد. پس از آن، مسئول منابع انسانی به سوالات کوتاه و واضحی پاسخ داد و گفتوگوی ده دقیقهای کوتاهی داشتیم. او درباره حساسیتها و علاقهمندیهایم پرسید و از قوانین و فضای شرکت گفتند. بحث درباره ترجیح فضای باز یا بسته محل کار و محیط صمیمی یا جدی هم بود. صمیمیت و اعتماد در هر دو بخش مصاحبهی فنی و انسانی نکتهای مثبت بود. برای توصیهها، گفتند بهتر است روی تخصصها مرور داشته باشم، هرچند سوالات مفهومی و معقول هستند و لزومی به حفظ جزئیات نیست. پیشنهاد دیگر این بود که خودم باشم؛ شفافیت و صراحت تیم فنی و مسئول منابع انسانی در حین مصاحبه نشان داد که صداقت برای شرکت ارزشمند است. ویژگیهایی که برایشان مهم بود شامل سرعت و اشتیاق به یادگیری، توانایی حل مسئله، صمیمیت و صداقت بود.
در یک تجربه کمتر خوشایند از مصاحبه با شرکت مهسان، فرایند استخدام را به شکلی روایت میکنم که هم واقعیت تجربه و هم لحن ابتدایی آن حفظ شود، اما با بیانی تازهتر و ساختاری نوتر. مرحله اول مصاحبه با فردی از تیم فنی آغاز شد که بعدها فهمیدم از اعضای فنی گروه بوده است؛ پیش از مصاحبه به من اطلاع داده نشده بود. او سوالاتی مطرح کرد و پس از آن با من تماس تلفنی گرفتند تا به شرکتشان مراجعه کنم. در همان شرکت در مصاحبهای سه نفر حضور داشتند که هر کدام مجموعهای از سوالات را پیش کشیدند. یکی از مصاحبهکنندگان که از تیم منابع انسانی بود، پرسید چرا دریچههای فاضلاب را به صورت گرد و نه مربعی طراحی میکنند؟ پاسخ من این بود که گرد بودن دریچهها هنگام جابجایی، احتمال گمشدن مسیر را کاهش میدهد و از نظر سطح لوله هم مقرون به صرفهتر است و مصرف ماده کمتر میشود؛ سپس اضافه کردم که این سؤال قدیمی است و هرکس کمی جستوجو کند از پاسخهای متنوعی باخبر است. همزمان همکار منابع انسانی با لبخند تأکید کرد که دلیل تنها این نیست و به چند دلیل دیگر هم فکر کن و بگو. من هم با فکر کردن گفتم شاید دلیل دیگری به ذهنم برسد؛ اما گفتند که بهتر است از نت بخوانی و جواب را پیدا کنی. دیگری از تیم فنی درباره پایتون و جنگو سوال میپرسید، مثلا کارکرد تابع لامبدا، توضیح MVC، کانستراکتورهای پایتون و غیره. سوالی هم مطرح شد که اگر یک متن طولانی داشتیم و بخواهیم توی همان فایل، بسامد کلمهای خاص را پیدا کنیم، چگونه در پایتون پیادهاش میکنیم. پس از توضیح من، گفتند کار من طولانی میشود و آیا راهکار بهتری میخواهی؟ من با مقداری تفکر پاسخ داده و نظرم را مطرح کردم که رفتار مناسبتری پیدا شود. نتیجه برخورد تیم فنی با من بسیار بهتر از مواجهه با تیم منابع انسانی بود؛ برایم قابلتعجب بود. پس از این مرحله، مدیرعامل شرکت نیز به سوالهایی پرداخت تا اشتیاق و انگیزه من را بسنجد. پس از مصاحبه، از من خواستند تصویر صفحه اول شناسنامه و کارت ملی را برایشان بفرستم؛ در همان زمان پرسیدم آیا پذیرش شدهام؟ گفتند هنوز نه؛ اما روال کار این است که قبل از مصاحبه نهایی، مدارک شناسایی را دریافت میکنند. من پرسیدم چرا بعد از تکمیل مصاحبه نهایی این مدارک دریافت نمیشود، و پاسخ این بود که این نحوه کار شرکت است. من مدارک را نفرستادم. بعدا دوباره تماس گرفتند و یادآور شدند که مدارکم ارسال نشده است. با توجه به این توضیحات، من تصمیم گرفتم همکاری را ادامه ندهم، زیرا به نظر میرسید شرکت به جای احترام به کارمند، انتظار از او برای انجام هر چه خواسته میگذارد. در انتقاب، از نظر این تجربه، نکتههایی که به نظر میرسید برایشان اهمیت داشتند چنین بود: علاقهمندی به یادگیری و اشتیاق برای کار و آمادگی برای اضافهکار. همچنین اتفاقا تأکید بر حضور و تسلط کامل بر مباحث فنی در مصاحبه وجود داشت.
شرکت مهسان را تجربه کردم و میخواهم نتیجه را به سبک خودم و با بیانی تازه توضیح بدهم. در بحث مصاحبهی کارشناس نرمافزار، از طریق لینکدین با من تماس گرفتن و من هم رزومهام را فرستادم؛ پس از سه هفته تماس گرفتند و زمانی برای مصاحبه مشخص شد. در آن زمان دانشجوی ترم ششم رشتهی مهندسی کامپیوتر بودم و تقریبا یک سال سابقهی کار رسمی با جاوا و بکاند داشتم؛ پیشتر هم به صورت فنی و پروژهای در تیمهای مختلف بهصورت داوطلبانه کار کرده بودم. ابتدا فرمهای چند صفحهای را پر کردم و سپس سه مصاحبه کننده وارد اتاق شدند: مدیر پروژه، مدیر فنی و نمایندهی منابع انسانی. منابع انسانی کمی دیرتر رسید. سوالات فنی از قبل شروع شده بود و مصاحبهگر فنی فردی با دانش بالا بود. سوالها در دو محور دستهبندی میشدند: مباحث الگوریتم و ساختمان داده و سوالاتی پیرامون تکنولوژیهای مختلف. مثلا دربارهی یادکردن من از Elasticsearch یا Docker سوال میپرسیدند و به بررسی تطبیق تجربهام با آنها میپرداختند. همچنین در بحثهای مربوط به جاوا، شیگرایی، جاوا ۸، Spring و اجزای مختلف Spring و مفاهیم IoC وارد شدند. در یکی از بخشهای فنی، بحثی پیرامون polymorphism پیش آمد و دو نوع static و dynamic را یاد آور شدم. اما مدیر پروژه با توضیح من موافق نبود و گفت آنچه در ذهنم است مرجع نیست. من هم تأکید کردم که آنچه دیدهام چنین بوده است. سپس به ویژگی دیگری در جاوا ۸ اشاره کردم که امکان پیادهسازی یک متد برای interfaceها را میدهد؛ من آن را نمیدانسته بودم و او گفت که جالب است. بعد از مصاحبه، بهصورت جداگانه جستوجویی کردم و نکتهای را به مدیر پروژه رساندم. واقعا انتظار زیادی از پذیرش نداشتم؛ با این حال تصمیم گرفتم نتیجه را به تیم بعدی هم منتقل کنم تا آن کانفلیکت برایشان کمتر تکرار شود. بعد از این بخش، با منابع انسانی صحبتهایی در زمینههای روانشناختی و علاقهمندیها و انگیزههایم انجام شد. صادقانه گفتم که شاید بتونم در بسیاری از شرکتهای دیگر هم تجربه کنم و دوست دارم با تفاوتهای محیطهای مختلف آشنا شوم. همچنین پرسیدند آیا دوست دارم رهبری کنم یا نه؛ به صراحت گفتم که علاقهمندم ولی در حال حاضرایجاب شرایطی لازم را ندارم و باید یادگیری بیشتری داشته باشم. در ادامه مدیر پروژه و منابع انسانی رفتند و مصاحبه با مدیر فنی ادامه یافت. دربارهی کار با لینوکس، ترجیح محیطی برای کار، زمانهای استفاده از آن، تفاوتهای چند نخی و موازیکاری و مباحث شبکه همچون DHCP، NAT و پروتکلهای مختلف سوال شد. بهطور کلی چند واحد درسی دانشگاهی که در مصاحبه به آنها اشاره شد را میتوانم نام ببرم: مبانی برنامهنویسی، برنامهنویسی پیشرفته، ساختمان داده، طراحی الگوریتم، سیستمعامل و شبکه. برای تیم بکاند که بخش اصلیاش با جاوا بود، رفتن من به مهسان انجام شد. مهسان تیمهای زیادی دارد و احتمالا تجربیات من دربارهی تیمهای دیگر دقیق نیست. نکتهای که بهجای دیگران میتواند مفید باشد این است که خودتان باشید و بهطرف بازی نروید، با توضیح دقیق دربارهی تکنولوژیها و پروژههایی که انجام دادید، شانس پذیرشتان افزایش مییابد. من هم تجربههای زیادی داشتم اما همیشه بعضی از آنها را دقیق و منظم بیان نکرده بودم و احتمالا بخشهایی از پاسخهایم را بر اساس حدس می
برای مصاحبه یک شرکت فعال در حوزه توسعه اندروید، در آغاز کار با تیم منابع انسانی بودم و سوالات رایجی درباره دلیل ترک کار قبلی و اطلاعات شخصی مطرح شد و سه نمونه سؤال فراتر از انتظار هم پرسیده شد. بخش فنی مصاحبه بیشتر جنبه کلی داشت و من بعضی موارد را بلد نبودم. فکر میکنم برای ارزیابی فنی کافی نیست که فقط به پرسشها بسنده کنند؛ به نظر من یک فرد با یک سال سابقه نمیتواند تمامی مباحث اندروید را تسلط داشته باشد. آیا بهتر نیست به جای فقط پرسش، پروژهای هم داده شود تا تواناییها سنجیده شود؟ در کل هر دو مصاحبهگر رفتار خیلی محترمانهای داشتند و پس از اتمام مصاحبه نتیجه را از طریق پیامک اطلاع دادند که رفتار درستی بود.
من برای شرکت مهسان تجربهای داشتم که با وجود کلی وعده و قول، نهایتا به نتیجهای نرسید. تمام مراحل فنی و مصاحبههای منابع انسانی را پشت سر گذاشتم و بعد از ارائه نامه، با هماهنگی کامل منابع انسانی و تیم فنی قصد داشتم از شرکت فعلم جدا شوم تا در مهسان مشغول به کار شوم، اما بعدا تماس گرفتند و اعلام کردند همه چیز لغو شده و همکاریم ممکن نیست. این بهاندازهی پرنسیپهای چنین شرکتی با همهی ادعاها و تشریفاتش ناامیدکننده بود. از این تجربه هم احساس خوشایندی ندارم و همچنان از آن درس گرفتم.