استقرار و پشتیبانی
تجربه کاری استقرار و پشتیبانی در مهندسی نرم افزار رایورز
امتیاز ۲.۰ از ۵.
دو سال حضور من در رایورز تجربهی نسبتا مثبتی بود، هرچند که نظرم ممکنه از دید هرکس دیگه فرق کنه. رایورز شرکتی در زمینه ERP با مشتریان بزرگیه و حضور در چنین محیطی برام تجربهی خوبی داشت. ساختار شرکت شامل دفتر مرکزی واقع در خیابان ۱۸ وزرا و ساختمانی بالای پارک ساعی بود که استقرار و پشتیبانی هم همونجا انجام میشد. تیمهای مختلفی وجود داشتند، هر کدوم مدیر و مشتریان حوزهی خاصی رو پوشش میدادند؛ مثلا تیم قطعات و خودرو، تیم داروسازی و تیمهای دیگهای هم بودن. نرمافزار ارائهشده به مشتریها نسخهی ویندوزیه و ظاهرش تا حدودی قدیمی و مشابه با سایر همکاران ویندوزی به نظر میرسید. تا جایی که من دیدم، نرمافزار باگ چندانی نداشت و معمولا اعضای تیم کارهای فنی عمیق انجام نمیدادند. مسیر شغلی یا آموزشی مشخص و سیستماتیکی وجود نداشت، اما اعضای تیم برای پرسش و یادگیری همیشه در دسترس بودن و فضای تیمی دوستانه بودن نکتهی مثبتی بود. در زمینهی مدیریتی، روندها قابل پیشبینی بود؛ اکثر مدیران تجربهدار و ثابت قدم بودند و تغییرات مدیریتی زیاد دیده نمیشد. بهجز این که هر مدیری پس از رفتن به سمت جدید، وظایف قبلیاش را بدون تغییر حفظ میکرد. حقوق در حالت نسبتا پایین قرار داشت و از نظر بار کاری هم معمولا سنگینی زیادی احساس نمیشد، برای کسانی که حقوق در اولویت نیستند جای مناسبی بود. مزایا بهگواهی من محدود بود و علاوه بر حقوق و یک کارانه شش ماهه، چیز خاصی نبود. در اکثر موارد مشکلاتی در برخی جنبهها وجود داشت که میریدم کمبودهای مربوط به حقوق، مسیر شغلی و آموزش، و نیاز به امکانات مناسب بود. همچنین از نظر سختافزار و نرمافزار و ملزومات کار، کمی احساس کمبود وجود داشت. در نهایت تجربهی حضور من در رایورز خوب بود، اما هنگام خروج با مشکلاتی مواجه شدم تا حدی که مدیر خودم و مدیر منابع انسانی پاسخگو نبودند و برای تسویه به اداره کار مراجعه کردم. این نکتهها به گفتهی من نشاندهندهی فضای کار و فرآیندهای پشتصحنه است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من وقتی وارد این مجموعه شدم، به مرور فهمیدم که سابقهها و نظرات قبلی حذف شده و این موضوع نشان از مدیریت ناقص مجموعه دارد. در سال هزار و نود و پنج بود که با مشکلات جدی روبهرو شدم و بارها دیدم که نظرات من پاک میشود. آن زمان دو مدیر مداخلهگر در کار بودند که در هر موضوعی، حتی مسائل شخصی هم دخالت میکردند. تنها با ارتباط با یک نفر، مخصوصا از بخش منابع انسانی، رفتارهایی همراه با فشار و دخالتهای غیرمنصفانه مشاهده میشد. اکنون احتمالا این افراد تغییر کردهاند یا حضورشان دیگر تأثیرگذار نیست، اما تصمیم برای کار کردن در این مجموعه همچنان به عهده خود فرد است.
مدتها قبل برای شرکت مهندسی نرمافزار رایورز تجربهای داشتم که ترجیح دادم در قالب یک بازنویسی روشن و صادقانه بیان کنم. در رده کارشناس ارشد، رزومهام را ارسال کردم چون در همان مدت در شرکت رقیب مشغول بودم و سوابق کاری محدودی داشتم؛ به همین دلیل سریع با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه اقدام کنم. در جلسه اول، مردی پیر ظاهر درباره تجربههایم از کار در شرکت قبلی سؤال کرد و وقتی گفتم برخی موارد محرمانهای است که اجازه صحبت دربارهشان را ندارم، فرایند گفتوگو کمی به سمت پایان برده شد و بهجای آن درباره حقوق درخواستیام صحبت کردیم. او گفت اگر توافق شد، برای مرحله بعدی دعوت میشوم. دو سه روز بعد برای مرحله دوم پروسه دعوت شدم. در آن جلسه چند نفر از تیم فروش حضور داشتند و یک سناریوی فروش را اجرا کردیم و خودشان تأیید کردند که از نظر آنها مناسبم. سپس منابع انسانی گفتند برای هماهنگی جلسه نهایی با مدیرعامل اقدام میکنند. حدود دو هفته بعد تلفن زدند و گفتند زمان مناسبی برای جلسه با مدیرعامل پیدا شده است. به هر حال، از آنجا که خیلی علاقهمند به تغییر نبودم و مشغول کار خودم بودم، پیگیری زیادی نکردم و اعلامی از سمت خودم برای ترک یا معرفی نداشتم. پس از گذشت یک ماه دوباره تماس گرفتند و گفتند با درخواست حقوقم موافق نیستند و نیرو نمیگیرند. پرسیدم اگر نمیخواهید چرا این سمت را آگهی میکنید و اگر میکنید چرا مدام جلسه بعدی را مطرح میکنید؟
از نظر من امنیت شغلی خوبه و محیط کار نسبت به خیلی از جاها ساده و بدون حاشیه است، هرچند برخی مشکلات شخصی بین بعضی مدیران هم وجود داره و من نمیتونم ادعا کنم همهی مدیرها بدون ایرادن. جو دوستانه و صمیمی بین تیم مشخصه و تقریبا همه از این موضوع راضین. امکان دورکاری و ساعات کار شناور وجود داره و این برای کارجویان خوبه. حقوق بهطور میانگین پایین تر است ولی به موقع پرداخت میشه؛ نسبت به سالهای قبل، پاداش به ارزیابی عملکرد هم بود اما دقیقا از امسال خبر ندارم. بار کاری متوسطه و از نظر رانت و امتیازهای غیرمنصفانه، شرکت تا حدی با رفتار صحیح جلو میره. بخشی از حقوق به شکل کارانه در قرارداد ذکر میشه و این مبلغ با توضیحی مبهم نوشته میشه. باید بهروزتر و علمیتر شویم تا در بازار رقابتی امروز دوام بیاریم. مدیران افراد بااخلاق و محترم هستند و مشکلات فردی و کارکنان را درک میکنند. محل شرکت ساده و دسترسیاش مستقیمه، که برای متقاضیان کار اهمیت زیادی داره. امیدوارم وضعیت مالی شرکت بهتر شود تا بتوانند رشد بیشتری تجربه کنند.
شرکت مهندسی نرمافزار رایورز تجربهای بود که سه سال عمرم را در بر گرفت. کار در اینجا به قدری فشار مالی و حرفهای داشت که احساس میکردم هر روز باید با ترس از آینده به کارم ادامه بدهم. تیم مدیریتی رایورز به نظر من خیلی فرسوده و کهنهکار میآمد و کسانی که به عنوان رهبر تیم انتخاب میشدند، اغلب تجربه و توان لازم برای راهنمایی درست را نداشتند. رفتارشان با افراد باتجربه یا باهوش وقتی احساس کمبود یا اختلاف در سطح حقوق یا تجربه میشد، به شدت تغییر میکرد و برای این حس کمبود، سعی میکردند شخصیت افراد را زیر سؤال ببرند تا تصور کنند ضعیفاند و برای کار در این شرکت مجبور به پذیرش حقوق پاییناند. در محیط شرکت، یکی از همکاران به نامی اشاره میشد که نسبت به نیروهای بااستعداد فشار میآورد تا همگی کارآموز باشند تا بتواند ترسها و نقصهای کودکیاش را با انتشار این رفتارها به دیگران منتقل کند. نمونهای را از نزدیک دیدم: فردی که تجربه و دانش بالایی داشت، با صدای بلند مورد تخریب قرار میگرفت تا از کار برکنار یا مجبور به استعفا شود؛ اما آن فرد با استوار بودن و حمایت دیگران به کارش ادامه داد و در نتیجه من تصمیم گرفتم پس از سه سال از شرکت جدا شوم. به خاطر حقوق پایین و عدم امکان جانشینی مناسب برای این فرد، مدیریت هم نمیتوانست واکنشی جدی نشان دهد. در ابتدا حقوقها را در سطح متوسط مینگریستند اما به مرور ارزش آن کم میشد و به جایی میرسید که از گفتن مقدار حقوق به خانواده هم خجالت میکشیدیم. فشار کاری چندان بالا نبود اما چارچوب و قوانین مشخصی وجود نداشت؛ گاهی برخی کارکنان برای یک روز دورکاری میگرفتند و برخی دیگر تنها دو روز در ماه میتوانستند دورکاری داشته باشند. این دوگانگی به سطح علمی و نفوذی که در تیم داشتید بستگی پیدا میکرد و اگر باهوش بودید ممکن بود مدام با رهبر تیم درگیر شوید چون ترس از جایگزین شدن وجود داشت. به تازگی دو روز در ماه برای برنامهنویسها دورکاری در نظر میگرفتند که احتمال دارد در آینده هم همین روال تغییر کند. حقوق در اینجا پایین بود و به دلیل محدودیتها دسترسی به اینترنت دشوار میشد؛ امکان کپی پیست از نت و استفاده در محیط کدنویسی هم محدود بود تا کدها محافظت شوند. در عین حال حقوق بهموقع واریز میشد و مزایای دیگری وجود نداشت؛ حتی امکان ارائه یک بسته یا سررسید سالانه هم نبود. ساعات کاری تا دو ساعت شناور بود و محل شرکت دسترسی خوبی داشت و رفتوآمدش ساده بود. منابع انسانی به درستی عمل نمیکرد و اعتراضها به جایی نمیرسید. یادگیری تقریبا صفر بود زیرا فریمورک اختصاصی شرکت را باید با روشهای مخصوص همان فریمورک یاد میگرفتی و این امر بسیار طاقتفرسا بود. در نهایت به شما توصیه میکنم اگر جای دیگری برای رفتن ندارید وارد این شرکت نشوید؛ مگر این که واقعا گزینه دیگری نداشته باشید. در غیر این صورت پشیمان میشوید چون حقوق بسیار پایین است، این پول به جایی نمیرسد و روی سلامت روان هم تأثیر منفی میگذارد.
برای مصاحبه به سازمان رایورز رفتم و در کل، تجربهی فنی خوبی از مصاحبه داشتم. بخش منابع انسانی هم مطلب خاصی نداشت؛ تست شخصیت و دو آزمون دیگر گرفتند که به گمانم نتیجهی تست MBTI با قبل از آنها همخوانی نداشت. اما چالش اصلی مربوط به مصاحبه با مدیرعامل بود که انگار به صورت محاکمهای بود و هر سوال به جزییات شرکتهایی که قبلا با آنها کار کردهام کشیده میشد. آنها در نهایت درباره تمامی جنبههای زندگی کاری من اظهارنظر کردند و من گفتم نمیشود از روی مواردی که فقط روی کاغت و رزومه نوشته شده، زندگی و تصمیمات یک فرد را قضاوت کرد؛ عوامل زیادی در تصمیمگیریهای شخص وجود دارد که فراتر از رزومه است. بحث حقوق درخواستی من هم نکتهای مهم بود که باید صرفا از همان ابتدای گفتوگو روشن میشد تا وقت ارزشمندم به صرف بحث طولانی دربارهی حقوق تلف نشود. تصور میکردم شرکت میتواند حقوقی متناسب با موقعیت کارشناس FULL‑STACK در سال ۱۴۰۳ را ارائه کند، اما به جای توضیح منطقی، تمرکز بر باقیماندهی تجربیات و دانش من شد و این مطلب حس شد که برای پاسخ به این سوال، اولویت به چانهزنی دربارهی مبلغ نیست. همچنین دریافتم که شرکت مزایای قابل توجهی به کارمندان ارائه نمیدهد. از دید من، نحوهی برخورد و استدلال مدیرعامل خیلی سطحی بود و اگر پرداختی درخواستی نبوده یا برایشان قابل توجیه اقتصادی نباشد، بهتر است بهجای زیر سؤال بردن شخصیت و زندگی کاری طرف مقابل از روشهای محترمانهتر برای پاسخ دادن استفاده شود؛ روشهای مناسبتری هم وجود دارند تا درخواست حقوق را به شیوهای حرفهای رد کنند.
در شرکت رایورز در چند ماهی که کار کردم، ارتباط با همتیمیها و مدیران اصلا رضایتبخش نبود. فضای کاری طوری بود که انگار من جای کسی را میخواهم بگیرم و با وجود این که تجربه بیشتری داشتم، کمتر به توانمندیهای فنی من توجه میشد. حقوق و مزایا هم از نظر دوستان مشابه بود؛ حقوق ثابت نسبتا کم بود و پاداش و امتیازهای بهرهوری هم بعد از اضافهشدن کم بود. در بحث مذاکره انعطاف مشخصی وجود نداشت و جلساتی هم برگزار میشد اما نتیجهای حاصل نمیشد و روندها تغییر نمیکرد. ساعات کاری هم شناوری یک تا دو ساعته داشت. در صورت بیمار شدن یا پایان مرخصی، جریمه غیبت و کسر از حقوق اعمال میشد و مشکل نبودن درمان مناسب برای مواقع استعلاجی وجود داشت. منابع انسانی دائما در حال تغییر بودند و کارمندان جدید که با شرایط کار مشکل داشتند، معمولا استعفا میدادند.