کارشناس فروش
تجربه کاری کارشناس فروش در موسسه ملاصدرا
امتیاز ۴.۰ از ۵.
بیدرنگ مهارتهایم را در موسسه ملاصدرا گسترش میدهم و طی پنج سال اخیر همواره از حضور در اینجا احساس رضایت کردهام. فضای کار حرفهای است اما سرد و یأسآور نیست و برخوردها مودبانه و کارها با دقت پیش میرود. با تیمی کار میکنم که حرفهای و باتجربهاند و از تجربیات آنها بهره میبرم. در کل این محیط برای من بهعنوان مسیری امن و قابل اعتماد برای توسعه حرفهای محسوب میشود و با آرامش میتوانم کار را در پیش ببرم و قدم به قدم مسیر شغلیم را بسازم. ممنونم
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در شعبه توانیر کار میکردم و فضای کار بسیار دوستانه و حمایتی بود؛ ارتباط همکاران عالی بود و همگی برای کمک به همدیگه تلاش میکردن. به دلیل غیرحضوری شدن تحصیل در دانشگاه، نتونستم اونجا بمونم و مجبور شدم خوابگاه رو تحویل بدم و به تهران برگردم، اما با مسئول استخدام شرکت صحبت کردم و گفتن در صورتی که فرصت استخدامی وجود داشته باشه، میتونم دوباره به کار برگردم. امیدوارم دانشگاهها از مهر حضوری بشن تا بتونم دوباره به تهران بیام و به کارم ادامه بدم.
به نظر میرسد اینجا جایی بود که با بیرحمی و بیاحترامی روبهرو شدم و از اصول اولیهی کار با فساد اخلاقی و مالی در هلدینگ ملاصدرا روبهرو شدم. سه ماه زمان گذشت و در نهایت نه فقط حقوقی دریافت نکردم، بلکه اعتماد به نفس و انگیزهام هم از بین رفت. احساس کردم فشارها و بیاحترامیها روزبهروز اوج میگرفت و ناچار شدم به فکر تلافی بیافتم؛ در همان حال فکر میکردم شاید بهتر باشد از تجربهای که داشتم، برای جستوجوی فرصتهای بهتری استفاده کنم. از این تجربه فقط این را میدانم که رفتن به جایی با چنین رفتارهایی را نمیپسندم و ترجیح میدهم در محیطی با احترام متقابل و انصاف کار کنم.
دو ماه تو هلدینگ ملاصدرا، شعبه سعادتآباد کار کردم و باید بگم محیط کار اینجا خیلی نامطلوب بود. اگر یک دقیقه دیر کنی، از حقوق آخر ماه یکی ـ دو آیتم جریمه کسر میکنن. اضافهکار هیچوقت تعریف نشده و انتظار دارن بعد از ساعت پنج عصر رایگان برایشون کار کنیم. عیدی یا سنواتی برای نیروهاشون وجود نداره و نظم خیلی پایینی دارن؛ هر مدیر انگار جدا چیزی میزند و هماهنگی مشخصی بین مدیران نیست. در ابتدای کار، نیروها بیمه نمیشدن و با لحن گرندهای همون موقع سعی میکردن نظرت رو جلب کنن و این موضوع رو با بیمه توضیح نمیدن. بهوقوع مثل زندانی رفتار میکنن و اجازه نمیدن نفس بکشی. استفاده از گوشی شخصی هم ممنوع بود و کار سه نفر رو میخواستن از یه نفر انجام بده، با این تفاوت که انتظار داشتن عالی کار کنه. از همون ابتدا سفته میگرفتن و میگفتن بنویسید در وجه شرکت تا اگر در اداره کار شکایت کردی برای بیمه و عیدی و سنوات سفتهها اجرا بشه. هیچ احترامی برای نیرو قائل نبودن؛ اول امضا میگرفتن، بعد حقوق و تسویه واریز میشد. در قرارداد هم به نیروها هیچ قراردادی رسمی نمیدادن و متن قرارداد رو با تبصرههای مختلف کلیبندی میکردن تا به نفع خودشون sive.
به عنوان کارشناس فروش مهاجرتی در این موسسه، با هر تماس، شمارههای تصادفی را میگرفتیم و پاسخها معمولا بدون هیچ توضیح مشخصی بود؛ پیشنهادات ما برای مشتریان اغلب بیربط و نامطمئن بود. اکثر سرپرستان و مدیران با رفتاری تند و پر از فشار کار میکردند و فضای کاری به لحاظ اخلاقی چندان سالم نبود. حقوقها خیلی پایین بود و به همین خاطر شاید نتوانیم کسی را متقاعد به مهاجرت کنیم؛ درآمدها در زمانهای قدری نامشخص و با نرخهای نامتعارف بود و ممکن بود در پایان دوره با مشکلاتی روبهرو شویم. در یکی از موارد، دو تا از مشتریان را به دلیل پیشداوری و نبود شفافیت مطمئن نکردم که بیایند؛ بعد از مصاحبه اول، شرایط پایه برای مبلغی متفاوت از آنچه گفته شده بود ارائه شد و با ورود به قرارداد، گاهی احساس میکردم که روند کار منجر به ناسازگاری و فحاشی میشود. در طول مدت کار، مدیر مجموعه به طور مداوم در حال تغییر وضعیت بود و به نظر میرسید تمرکز اصلی روی سود بوده تا مهاجرت اصولی و درست. با وجود این، برخی افراد حرفهای و متخصص هم وجود داشتند که متأسفانه در میان این جو منفی چندان به چشم نمیآمدند و موفقیتهایشان گاهی به دلیل شرایط محیطی کمرنگ میماند.
به نظر من ملاصدرا واقعا گزینهی خوبی برای کار در حوزه ثبت است. حقوق مناسب و پرداخت بهموقع از محاسن اصلیشه و ساعات کار که منعطف و مناسب است هم مزید بر علت میشه. فضای کار و مدیریت شرکت فوقالعاده است و من با وجود اینکه هنوز جوانم، شش ساله که اینجا کار میکنم و از تجربهها و یادگیریهای زیادی برخوردارم. در هر مراسم هم به کارکنان هدیه داده میشود، مثل روز دختر، روز زن، روز مرد و سایر مناسبتها.
برای منی که بیش از پانزده ساله با ملاصدرا همکاری دارم، رشد و پیشرفتی که در میان همکاران واقعی دیدهام از اهمیت زیادی برخوردار است؛ آنها که واقعا برای کار آمدهاند و نه صرفا برای وقتگذرانی یا حاشیهسازی، در طول سالها به استقلال رسیدند و هماکنون مشغول فعالیت هستند. هیچوقت ندیدهام که با یک اتفاق کوچک جریمه به وجود بیاید یا اینکه هر نقصی را به گردن شرکت بیندازند و از آن به عنوان بهانهای استفاده کنند. در بحث مشتریان هم، بستگی دارد مشتری ناراضی به چه کسی مراجعه کند. فرض کنید قراردادی بسته شده و مدارک شخصی هم ارائه شده، اما ادعا میشود که کار انجام نشده است؛ یا وقتی برند شریک یا شخص دیگری مطرح میشود و تشابه به وجود میآید، شاکیها از ثبت برند صحبت میکنند. در اینجا انضباط، نظم و قانونمداری در هر شرکتی وجود دارد و دیدن کسانی که خواهان نبودن هر قانونی هستند، نتیجهای جز ضعف فکری ندارد. کاش چهار خبر از نحوه کار در کشورهای پیشرفته میخواندند تا بفهمند شرکتها چقدر به قوانین و مقررات پایبندند. از نظر درآمدی هم اگر کسی وارد مجموعه شود و نتواند آورده مالی مناسبی ارائه کند، چگونه انتظار حقوق دارد؟ واقعیت این است که تا سه ماه اول حقوقی پرداخت میشود حتی اگر آورده مالی وجود نداشته باشد؛ این روند برخاسته از شیوههای فروش، بازاریابی و مارکتینگ است. ملاصدرا در طول این سالها کوشیده بهترین خدمات را به مشتریان ارائه دهد و بدون شک در این مسیر موفق بوده است؛ اکنون با بیش از پنج شعبه در تهران و سایر شهرها و حضور حدود پنجصد نفر در شعب مختلف، شاهد فعالیت و کسب درآمد هستیم. پس بهتر است قبل از قضاوت، به ضعفهای خود نگاه کنیم و راه درست را بیابیم. موفق باشید.