برای سلامت روانت این شرکت نرو
تجربه کاری Ran & Network Engineer در نقش اول کیفیت — امتیاز ۱.۸ از ۵ (۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴).
بعد از 7 سال سابقه کار در شرکت اینو مینویسم حقوق باهات کم میبندن و بهت وعده مزایاو شارژ اوانو ... میدن،اولش فکر میکنی تو چه شرکت بین المللی خفنی داری کار میکنی بعد کم کم میبینی فلان کسک با پارتی بازی میشه بالادستیت اگر به HR هم بگی پارتی بازی میشه تو این شرکت سخت مخالفت میکنن چه بسا اخراجتم میکنن دیدم که میگم بعد آمار خود نفرات HR رو در میاری میبینی همشون با پارتی بازی شدن HR ، در واقع سوادشو ندارن فقط با مالیدن رفتن بالا شرکت به شدت ضعف دختر داره و یکسری مدیرا کاملا هول دخترن ،درمورد مدیران خانم هم بگم که من انسان نرمال توشون ندیدم یا طلاق گرفتن و مشکل روحی روانی دارن یا به شدت فمنیستن تنها و تنها چیزی که نگهت میداره تو شرکت همکاراتن که باهات رفیق میشن اگر میخوای کار یاد بگیری و روانت سالم باشه این شرکت مناسبت نیست، اگر میخوای رزومتو آپدیت کنی شرکت خوبیه
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای مصاحبه PMO ENGINEER با نقش اول کیفیت رفتم و تجربهام رو از اون روز به شکل تازهای بازگو میکنم. وقتی تماس گرفتند و تاریخ مصاحبه آنلاین را گفتند، به خاطر کرونا همزمان لینک ورود به سامانه را هم فرستادند و من طبق تقویم آماده بودم که ساعت ۲:۳۰ قرار نوشته شده بود. اما در همان روز ساعت ۲:۱۰ تماس گرفتند و گفتند مصاحبه به جای ۲:۳۰ تا ۲:۰۰ تا ۲:۳۰ منتقل شده است. در تقویم و پیامها هم زمان ۲:۰ بود اما واقعا زمان دقیق مشخص نبود. این فاصله باعث سردرگمی شد، چون حضورپرسنل قبلا هم در مصاحبه حضوری سابقهای که حدود بیست دقیقه طول میکشید وجود داشت. پس وارد پنل مصاحبه شرکت شدم؛ مدیر PMO و دو نفر از واحد منابع انسانی و یک نفر از واحد دیگر به صورت آنلاین مصاحبه را آغاز کردند. در این مصاحبه برای نخستین بار از همان ابتدا تلاش کردند معرفی کوتاهی از خودشان انجام دهند، اما فاصله تا آغاز گفتوگو زیاد نبود و به طور کوتاه مطرح شد. آنها سریع از من خواستند در مورد سوابق و تحصیلاتم صحبت کنم و من هم توضیح دادم. آنها گفتند قبلا اینجا مصاحبه دادم و نام و چهرهام آشناست. وقتی گفتم در آن زمان برای نتیجه تماس نگرفتند، خیلیها فکر کردند رفتارشان غیرحرفهای است. آنها معمولا انتظار داشتند تا از خودم بگویم و من هم دقیقا وظایفم را توضیح دادم: بهعنوان کارشناس کنترل پروژه، مسئول گزارشدهی به کارفرما و مدیر پروژه و حضور در جلسات پیشرفت پروژه بودم. کسانی که سابقه کاری زیر پنج سال دارند میدانند که اینها اغلب از وظایف اصلی یک کارشناس کنترل پروژه است، مگر اینکه شرکتها نقش منشی را هم از او بخواهند. سپس پرسیدند اگر با دانش و تجربهام مزیت برای ما بود، آیا استخدام میشدم؟ من خیلی مطمئن پاسخ دادم که به تواناییها و دانشم اعتماد دارم. دورهای که گذراندم تقریبا نه ماه طول کشید و با حدود ۲۴۰ ساعت آموزش بود که توسط نماینده یک شرکت بینالمللی برگزار شد و در نهایت با آزمون سختی به مدرک رسیدم و رتبه اول کلاس را در پروژه شبیهسازی در محیط واقعی کسب کردم. توضیح دادم که تجربهام هم وجود دارد، هرچند کم است و با سنم همخوانی دارد و ادعایی ندارم. رزومهام را هم گفتند که دیدهاند و توضیحاتم هم مطابق با آن است و خارج از آن نیست. اگر واقعا تجربه کم بود، میشد پس از بررسی رزومه با من ارتباط نمیگرفتند تا مصاحبه برگزار نشود؛ نمونهای مانند شرکت همراه اول که پس از بررسی رزومه به من گفتند به دلیل کم بودن تجربه، نمیتوانیم همکاری کنیم و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. این رفتار خیلی محترمانه بود و من آن را پسندیدم. اما مدیر PMO توضیح داد که در حال حاضر ترجیحشان با افرادی است که تجربه بیشتری دارند تا بتوانند آموزش بدهند؛ این نشان میداد که برای آموزش نیروهای تازهکار سرمایهگذاری چندان جدی نیستند. در مقایسه با شرکتهای بزرگ مانند ایرانسل، که دورههای کارآموزی برای دانشجویان را در نظر میگیرند و سرمایهگذاری بیشتری در آموزش میکنند، اینجا کمتر به آموزش نیروهای تازهکار توجه میشود. در طول مصاحبه دوباره با قطع و وصل اینترنت مواجه شدم: گاهی توضیح میدادم و گاهی نت نمیآمد؛ وقتی از بهروز بودن دانششان صحبت میشد، انتقاد میکردم که شاید اینترنت من خوب نیست یا مشکلات شرکتی وجود دارد. معمولا بعد از توضی
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
شرکت نقش اول کیفیت را تجربه کردم و این تجربه را میخواهم چنین بازگو کنم: یکی از بدترین و توهینآمیزترین مصاحبههای عمرم بود. ورود به ساختمان با مشکل مواجه شد چرا که حراست به خاطر پوششم از ورودم استقبال نکرد؛ شال بدون میکاپ و مانتو جلوباز که زیرش تیشرت گشاد بودم باعث دردسر شد تا اجازه ورود بگیرم. مصاحبهکننده مردمی میانسال و بداخلاق بود که با سلام و علیک و لبخند مصنوعی و پوزخند، رزومهام را نخوانده بود که چرا از شرکت X بیرون آمدهام و در رزومه نوشتم که یک سال با آنجا همکاری کردم و الان جای دیگر هستم؛ گفت هنوز ندیده بودم. او با لهجهای طلبکارانه سوالاتی بسیار خصوصی از خانوادهام پرسید و به رغم اینکه شغل مادرم را نپرسیده بود، از من پرسید پدرم چه میکند و اهل کجا هستم. در میانه مصاحبه پیشنهاد تعهد محضری برای سه سال کار در اینجا داد که گفتم نه، چون ممکن بود به هر دلیلی بعدا پوزیشنم یا مکان زندگیام را تغییر دهم. ناگهان با قهقههای بلند گفت اگر بخواهی شوهر پولدار پیدا کنی ازدواج کنی و بری و این حرفها را زد که آن لحظه به شدت آزاردهنده بود. از آن به بعد فقط طوری پاسخ دادم که از ورود به چنین پذیرشی کنار بروم. در توضیحات مربوط به شرایط شغلی عنوان شده بود که شناوری کار تا ساعت ۸:۳۰ است و بعضی از جوانان از راه دور بودن و بیانگیزگی را بهانه میکردند؛ پوشش همکاران اداری و این چیزها را عنوان کرده بودند. فضای عمومی شرکت پرتنش و مخرب بود و از کنار هرکس که رد میشدی استرس به آنها منتقل میشد و جرئت صحبت کردن نداشتند. از رفتار مدیران مشخص بود جو حاکم زنستیزی و دیکتاتوری دارد.
برای من روشن شد که محل کار واقعی من در یک دفتر مشخص نیست و ممکن است هر زمان بنا به تصمیم شرکت مرا جابهجا کنند؛ این موضوع قبل از امضاء قرارداد باید حتما بررسی و شفاف شود، چون دفتر مرکزی فقط ونک است و به هر حال ممکن است نتیجه رضایت مندی یا اعتراض من بستگی به نظر آنها باشد و گفتند اگر از شرایط ناراضی باشم بهتر است بروم. پس قبل از ورود یا امضای قرارداد حتما محل کار اصلی را پیگیری کنید. حجم کار در این شرکت بالاست و اضافهکار زیادی خواهید داشت، اما حقوق اضافهکاری پرداخت نمیشود. گاهی یا اغلب پیش میآید که به دلیل ماهیت کار تا ساعات طولانی در شرکت بمونید و این حالت عادی تلقی میشود. سطح حقوق در این شرکت پایین است و از مزایای در نظر گرفتهشده نباید انتظار زیادی داشت. جلسات کاری بسیار زیاد است. برای افرادی که کارآموز وارد مجموعه میشوند، در ماه اول هیچ حقوق یا بیمهای تعلق نمیگیرد و سه ماه اول دوره کارآموزی نیز تنها حقوق وزارت کار ارائه میشود. در طول دوره کارآموزی و سه ماه نخست هیچ مزایایی به شما تعلق نمیگیرد و از ماه ششم به بعد است که به تدریج مزایا کامل میشود. در دوران کارآموزی نه غذای رایگان خواهید داشت و قرارداد هر ماه تمدید میشود؛ اگر با شرایط شرکت کنار نیایید یا عملکرد خوبی نداشته باشید، به سرعت از شرکت اخراج میشوید و هیچ تعهدی نسبت به کارآموز وجود ندارد. اگر برای مصاحبه به دفتر مرکزی دعوت شدید، صرفا به این فکر نکنید که آن دفتر محل کار شماست؛ در این شرکت جابهجایی نیرو بنا به صلاحدید خود شرکت امری عادی است و از شما سفته هم دریافت میشود.
در اینجا جایی که باید با صراحت و صمیمیت درباره شرایط کار صحبت کنم، همه چیز را روشن میگویم؛ از حقوق و مزایا تا نگاه مدیران به تیم. به نظر من در این شرکت تنها کار اهمیت دارد و نیروهای انسانی چندان مطرح نیستند. حقوق پایین است و وعدههای مزایا اغلب عملی نمیشود.
در این شرکت ادعای کلاس جهانی بودن خیلی زود با واقعیت تفاوت داشت و به نظر میرسید تنها نمایش باشد. آگهیهای استخدام به زبان انگلیسی هستند، اما پوزیشنی که مدنظر است، نه به زبان انگلیسی ربطی دارد و نه مباحث مصاحبه به کار میآیند؛ به طرز عجیبی بیشتر شبیه یک شو آف است. از نظر من، سطح شرکت خیلی بالاتر از آنچه در تبلیغات میبینم است؛ اما دریافتی و برنامهریزی حقوقی که انتظار میرود با استانداردهای جهانی همسو باشد، در عمل دیده نشد. مواردی که در روزهای نخست وعده شده بود، به طور کامل تحقق نیافت و باید خیلی محتاط بود و درباره محل کار اصلی خود تحقیق کرد. اضافهکاری معنایی ندارد و پرداخت نمیشود. برای افراد جونیور میتواند جای مناسبی به نظر برسد، اما خیلی از وعدهها عملی نمیشوند.