ویکی‌تجربهجستجو
نگاه بانک
تجربهٔ کاری۲۱ خرداد ۱۴۰۵

برنامه نویسی

تجربهٔ کاری برنامه نویسی در نگاه بانک — امتیاز ۲.۰ از ۵.

۲.۰· برنامه نویسی

مصاحبه فنی بد نبود، فقط حس کردم ادمهاشون یک جورین، بعد فنی زیاد قوی نبود ببشتر سعی داشتن خودمو بشناسن تا توانایی هامو، به هرحال تایید شدم و رسید مصاحبه منابع انسانی دو نفر خانم داخل اتاق بودن، خانومی که پشت میز بود عدد و حقوق رو بهم گفتن در‌ انتهای مصاحبه، خانم جوانتر که فکر کنم تازه کار بودن و از روی دفترچشون سوال میکردن و نکات رو مینوشتن انگار تازه کار بودن و یکسری سوالای روتین و معمولی رو‌ میپرسیدن و انکار بازجویی و مچ گیری میخواستن بکنن که به نظرم خیلی ضعیف بودن توی مصاحبه به هرحال توافق نشد و ما نرفتیم اون شرکت

نقاط قوت

پاداش و کارانه
زمان کاری شناور

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
حقوق ناکافی
پایه حقوق کم

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۲.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

نگاه بانک
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس
۱.۰
کارشناس

متاسفانه چنددستگی توی شرکت وجود داره، بخصوص‌ این اواخر بیشتر شد و بچه ها جون همدیگه افتادن، دلیلش این بود ناصر محمدی اومد وام هارو به صورت سلیقه ای بین بچه ها پخش کرد و خیلی از نیروهای قدیمی شرکت نکرفتن ولی نیروهای جدید که کمتر از یکسال سابقه دارند وامشونو گرفتن و وقتی لو رفت خیلی دلخوری بین بچه های قدیمی ایجاد شد، واحد منابع انسانی هم جوابی بابتش نداره چون مدیر واحدش و نیروی جدیدش این وام رو گرفتن و از بجه ها دفاعی نمیکنن

نگاه بانک
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس یکی از تیم ها
۳.۰
کارشناس یکی از تیم ها

در هر شرکتی نقاط قوت و ضعف وجود دارد، اما چیزی که برای من آزاردهنده بود برخی تناقض‌ها در فضای کاری، فرهنگ سازمانی و نحوه مدیریت مجموعه بود. زمانی که برای استخدام مصاحبه شدم، فضای شرکت بسیار حرفه‌ای، منظم و امیدوارکننده به نظر می‌رسید. اما پس از مدتی فعالیت، متوجه شدم بخشی از تصویری که در فرآیند جذب ارائه شده بود با واقعیت روزمره شرکت فاصله دارد. با وجود اینکه شرکت چند سالی است فعالیت می‌کند و در سال‌های اخیر نیز تغییراتی در مدیریت ارشد داشته، از نگاه من هنوز به ثبات و بلوغ سازمانی مورد انتظار نرسیده است. در بسیاری از مواقع احساس می‌شد که به ازای هر قدم رو به جلو، چند قدم به عقب برداشته می‌شود. یکی از مواردی که باعث نارضایتی من شد، سطح نظارت در محیط کار بود. طبق آنچه در دوران همکاری متوجه شدم، دوربین‌های مداربسته علاوه بر تصویر، صدا را نیز ضبط می‌کردند و این موضوع باعث شده بود بسیاری از کارکنان احساس کنند آزادی و راحتی لازم برای گفتگوهای روزمره در محیط کار را ندارند. همچنین این برداشت در میان کارکنان وجود داشت که برخی از مکالمات ضبط‌شده در ارزیابی‌ها یا تصمیمات مدیریتی مورد استناد قرار می‌گیرد. در مواردی نیز مشاهده می‌شد که صحبت‌های انجام‌شده در محیط کار بعداً به شکل کنایه، تذکر یا برخوردهای غیرمستقیم به افراد منتقل می‌شود. مجموع این موارد باعث ایجاد حس بی‌اعتمادی و کاهش آرامش روانی در محیط کار شده بود. از نظر مدیریتی نیز به عقیده من برخی از مدیران میانی از دانش و مهارت‌های لازم برای مدیریت تیم‌ها برخوردار نبودند. در بعضی موارد به نظر می‌رسید روابط شخصی و نزدیکی به مدیران ارشد نقش پررنگ‌تری نسبت به شایستگی‌های مدیریتی در انتخاب افراد داشته است. نتیجه این موضوع در برخی تیم‌ها به شکل تصمیم‌گیری‌های ضعیف، جلسات کم‌اثر، عدم توانایی در حل مسائل و انتقال فشارها به اعضای تیم دیده می‌شد. در تجربه شخصی من، برخی مدیران به جای تمرکز بر توسعه تیم، حل مشکلات و ایجاد فضای همکاری، بیشتر درگیر حاشیه‌ها، انتقال مشکلات به مدیران بالاتر و ایجاد فضای رقابتی ناسالم بودند. این موضوع باعث می‌شد اعتماد بین اعضای تیم کاهش پیدا کند و افراد احساس امنیت شغلی و آرامش کمتری داشته باشند. همچنین طی مدت حضورم شاهد خروج تعدادی از همکاران از مجموعه بودم که هر کدام دلایل خاص خود را داشتند، اما در مجموع این موضوع باعث شد نسبت به آینده شغلی خودم در این شرکت نیز تردید پیدا کنم. به همین دلیل تصمیم گرفته‌ام مسیر حرفه‌ای خود را در مجموعه دیگری ادامه دهم. در کنار تمام این موارد، انصافاً شرکت نقاط قوتی هم دارد. حقوق و مزایا در سطح مناسبی قرار دارد، پرداخت‌ها منظم انجام می‌شود و برخی مزایای رفاهی و پرداختی‌های جانبی نسبت به بسیاری از شرکت‌ها شرایط خوبی دارند. به همین دلیل ممکن است از نظر مالی برای برخی افراد گزینه مناسبی باشد. در مجموع اگر صرفاً به دنبال حقوق و مزایای مناسب هستید، این شرکت می‌تواند گزینه قابل قبولی باشد؛ اما اگر رشد حرفه‌ای، فرهنگ سازمانی سالم، مدیریت توانمند و فضای کاری مبتنی بر اعتماد برایتان اهمیت زیادی دارد، پیشنهاد می‌کنم پیش از تصمیم‌گیری حتماً با کارکنان فعلی و سابق مجموعه صحبت کنید و تحقیقات کافی انجام دهید.

نگاه بانک
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·توسعه دهنده
۲.۰
توسعه دهنده

سلام دوست عزیز دلیل اینکه بعد از مصاحبه با شما تماس نگرفتن این بوده که شما سطح دانشتون از مدیر و تیم لیدت بیشتر بوده و نگران بوده که بیایی جای اونو بگیری و برای همین علی رغم اینکه همه سوالات را جواب دادی ردت کرده برو خداراشکر کن شانس آوردی که تو این آشفته بازار نگاه مشغول به کار نشدی اینجا جای آدم های بیکاره که جایی دیگه کار گیرشون نمیاد اینجا جای مدیر های سمی و ترسو و بیسواده که می ترسن که یک آدم کار بلد بیاد جاشون را بگیره و سفت چسبیدن به صندلیشون و میدونن با سفارش اومدن و اگر از اینجا برن جایی دیگه به عنوان کارشناس هم قبولشون ندارن اینجا جای ادم های فاسد و ناسالم و پر سرو صدا و بدون راندمان و پرحاشیه است و دنبال ادم هایی مثل خودشون هستند و اگر ببینن شخصیت سالمی داری قبولت نمی کنند و رد میشی!

نگاه بانک
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۳.۰
برنامه نویس

برای مصاحبه رفتم. محیط شرکت کاملا اداری بود مصاحبه حضوریه در حالی که میتونن مثل عموم شرکتها آنلاین بذارن که در وقت کارجو صرفه جویی بشه مصاحبه فنی و خوبی بود. اصلا چالشی نبود به نظرم برخلاف اینکه مصاحبه عالی بود و از مصاحبه کننده بیشتر بلد بودم و تجربه کاری بیشتر و بهتری نسبت بهش داشتم ، هیچ خبری نشد حتی ایمیل هم نزدن که رد شدم و پس اگر رفتین مصاحبه منتظر جواب از سمت این شرکت نباشین و بعد از چند روز اگر خبری نشد بدونین رد شدین

نگاه بانک
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·iOS Developer
۱.۰
iOS Developer

کلاه تون افتاد نرید اونجا اون خانم خطیر و اقای محمدی با باند و باند بازی اون شرکت رو به کصافت کشیدن افتضاح ترین شرکتی که در این ۸ سال کار کردم بود

نگاه بانک
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۱.۰
برنامه نویس

من تقریبا از روزی که نگاه بانک سال ۹۹ تاسیس شد وارد این مجموعه شدم. و حدس بزنین اولین نیروی چه کسی بودم ؟ بله مدیرعامل فعلی نگاه بانک ، جناب آقای ن.م !!! اون زمان اینقدر آدم سر به زیر و موش توسری خورده ای بود که نگو ! من رسما این آدمو باهاش زندگی کردم. یه مدت که گذشت دیدم با رفیق شفیقش خانم پ.خ ( که الان کردنش معاون نرم افزار شرکت نگاه بانک) دارن به ترتیب زیرآب همه رو میزنن. موش میدوانن و تا میتونن آدم جابجا میکنن. کافی بود یکی جلوشون وایسته یا مخالفتی باهاشون داشته باشه ! اینقدر میزدن براش تا طرف یا به غلط کردن بیفته یا جابجاش کنن و ... من و این خانم پ،خ که بعدا شد مدیر واحد بانکداری دیجیتال که الانم شده معاون نرم افزار ، همکارای بغل به بغل بودیم یعنی میزامون توی واحد بانکداری دیجیتال کنار همدیگه بود ! ولی از وقتی ن.م از مدیریت واحد قهر کرد (که اونم موش مردگی بازیش بود تا ببرنش بانک و براش یه واحدی تاسیس کنن که وجود نداره و همینطورم شد !) این خانم رو گذاشتن سرپرست و بعدش مدیر واحد بانکداری دیجیتال !!! با مدرک لیسانس و بی سواد مطلق !!! بگذریم که این خانم چقدر کمبودهایی که تو این سالها داشت و تقریبا یک زن خونه دار بود و همه خفت ها و خاری هاش رو چطور سر بقیه خالی میکرد ، میخواست آب بخوره هم زنگ میزد ن.م که چیکار کنم و زیرآب این و اون رو چطور بزنم ؟! هر جفتشون آدمای عقده ای و پر از کمبودی هستن !!! یادمه ن.م رو اولین بار میخواستن بفرستن دوبی برای نمایشگاه ، اومد دستی از من دلار گرفت :))))))) اینقدر این آدم ندید بدید بود که بعد از همایش معرفی "های بانک" اومده بود میگفت دیدین من ردیف سوم پشت سر مدیر عامل بانک نشسته بودم ؟‌ :)))))))) کلا هر دوی این اساتید آقای ن.م و خانم پ.خ پر از کمبود و دروغ و زیرآب زنی بودن و هستن و با اطرافیانشون فقط و فقط با دروغ و حیله گری برخورد میکنن و سر بزنگاه دستشون رو میذارن توی پوست گردو. به ما میگفتن بمونین و این کار "نئو بانک کارآفرین - های بانک "ماندگار میشه و ... ما از صبح تا ساعت ۱۱-۱۲ شب میموندیم و جمعه و ایام تعطیل و عاشورا و تاسوعا و عید میومدیم سر کار باز میومدن میگفتن کارتون بدرد نمیخوره و کار بلد نیستین و ... بعد از اونطرف خودشون دوتایی هرچی سود و اسم بود رو از این پروژه توی بانک و اینور اونور بردن ! هیچوقت بخاطر اینکه صندلیشون رو از دست ندن برای ما سر سال درخواست افزایش حقوق نمیکردن و میگفتن ما گفتیم ولی بالاسریا قبول نکردن !!!!!!!! هی میگفتن اگه از اینجا برید دو روز دیگه سرافکنده مجبورید برگردید و کسی قبولتون نمیکنه هااااااااااااا ! ما رفتیم و حداقل ۲.۵ برابر اونجا حقوق گرفتیم با کلی پیشنهاد کار بهتر و حسابی تر ! کلا ناف این دو نفر و تیم دور و برشون رو با دروغ و نفرت و ریاکاری بستن ! آدمی که میز کناری همکارش بوده و میشه مدیر واحد و خدا رو هم بنده نیست و اون یکی که از نیروی خودش دستی پول میگرفته بره سفر و با فوق لیسانس دانشگاه آزاد الان بهش میگن آقای دکتر ن.م :))))))))))))))