وویکی‌تجربهجستجو
نگاه بانک
تجربه کاری۱ آبان ۱۴۰۳

برنامه نویس

تجربه کاری برنامه نویس در نگاه بانک

امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· برنامه نویس

سال‌ها در نگاه بانک با امکانات محدود و فشار کار بالا همراه بودم؛ به‌محض تاسیس سال ۹۹ وارد مجموعه شدم و اولین نفری که در آن دوران دیدم، مدیرعامل کنونی بود. آن زمان، برخوردها نسبتا خام و بی‌اعتمادانه بود و من با او و همکار قدیمی‌اش ارتباط نزدیک پیدا کردم. به مرور فهمیدم که با فردی و همکارش در حال رقابت مخفی هستند و به هر بهانه‌ای تلاش می‌کردند تا جایگاه افراد را از بین ببرند یا با جابجایی‌های پشت‌پرده به نفع خود بهره برند. من و همکار دیگرم، زمانی کنار هم کار می‌کردیم و همواره کنار هم بودیم تا اینکه تغییراتی در مدیریت واحد به وجود آمد؛ فردی که این جایگاه را داشت با مدرک لیسانس اما سطح علمی مطلوبی نداشت، به عنوان سرپرست و سپس مدیر واحد بانکداری دیجیتال منصوب شد. در کنار او، ایشان با چهره‌ای پر از کمبودها و رفتارهای ناپایدار ظاهر می‌شدند و با همکاران به شیوه‌ای پر از دروغ و جدل برخورد می‌کردند. با وجود این وضعیت، تصور می‌کردیم پروژه‌های بانکی جدید می‌تواند پایدار بماند، اما با فرار از زیر بار مسئولیت و نگه‌داشتن صندلی‌های مدیریتی از دست دادن صندلی‌های ما را درگیر کردند و دیگر از جمله‌های تشویقی خبری نبود. در نتیجه، مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی و تصمیم‌های مدیریت، من و سایر همکاران تصمیم گرفتیم به دنبال فرصت‌های بهتری بگردیم؛ در برخی موارد، با حقوقی به‌مراتب بالاتر و پیشنهادهای شغلی بهتر روبه‌رو شدیم. به نظر می‌رسید که تیمی که با دروغ و ریاکاری و با استفاده از موقعیت‌های خود به دیگران فشار می‌آوردند، بخش جدایی‌ناپذیر آن محیط بودند و هم‌اکنون هم برخی از این رفتارها را ادامه می‌دهند. در نهایت، کارمندان، از جمله هم‌صفی‌های من، به دنبال جایگاه‌هایی بودند که در آن بتوانند حق و حقوق خود را حفظ کنند و از فضایی که پر از تهدید و فشار بود فاصله گرفتند.

نقاط قوت

بیمه
بیمه تکمیلی
پرداخت حقوق به موقع

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
محیط غیر حرفه ای
عدم امنیت شغلی
ساعت کاری بالا
بی نظمی کاری
هدر دادن منابع
مدیریت ضعیف
بد قول

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

نگاه بانک
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس
۱.۰
کارشناس

مسئله اصلی شرکت به نحوه توزیع وام‌ها برمی‌گردد که باعث اختلاف و درگیری میان هم‌تیمی‌ها شده است. در حال حاضر تعارضات داخلی شدت گرفته و همکاران با هم درگیر شدند. منبع این مشکل حضور فردی به نام ناصر محمدی است که وام‌ها را به‌طور سلیقه‌ای میان تیم‌ها تقسیم کرد. نتیجه این کار این بود که نیروهای قدیمی شرکت از این تقسیم‌بندی ناراحت شدند، در حالی که کارمندان جدید با کمتر از یک سال سابقه کار، امکان دریافت وام را پیدا کردند. با فاش شدن این موضوع، دلخوری بین کارکنان قدیمی افزایش یافت و واحد منابع انسانی نیز پاسخی مشخص ارائه نکرد؛ زیرا مدیر این واحد و نیروی جدیدی که وام را گرفته‌اند، از دفاع نکردن در برابر همکاران قدیمی حمایت کردند.

نگاه بانک
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس یکی از تیم ها
۳.۰
کارشناس یکی از تیم ها

هرجا که فرصت بود، با دیدی واقع‌بینانه و بی‌طرفانه به جریان کار نگاه کردم و تجربه‌ام را به زبان ساده و صریح توضیح دادم. شرکت نگاه بانک برای من همچنان با ترکیبی از نکات مثبت و چالش‌ها باقی مانده است. در فرایند مصاحبه نخست، تصور می‌کردم محیط شرکت خیلی حرفه‌ای و منظم است و حال و هوای امیدوارکننده‌ای دارد؛ اما در طول زمان متوجه شدم بخش‌هایی از تصویری که در جذب مطرح شده بود با واقعیت روزمره تفاوت دارد. با وجود سابقه‌ی چندساله شرکت و تغییراتی که در سطوح مدیریتی رخ داده، به نظر می‌رسید هنوز به ثبات و بلوغ سازمانی درست و حسابی دست پیدا نکرده است و گاهی به نظر می‌رسید برای هر گام رو به جلو، چند گام با تاخیر روبه‌رو می‌شویم. یکی از مواردی که ناراحتی ایجاد می‌کرد، سطح نظارت در محیط کار بود. به گفته‌ی من، دوربین‌های مداربسته نه تنها تصاویر بلکه صداها را هم ضبط می‌کردند، که این موضوع باعث شد احساس آزادی گفتگو در محیط کاهش یابد. برخی مکالمات ضبط‌شده در ارزیابی یا تصمیمات مدیریتی به نظر می‌رسید به عنوان مرجع استفاده می‌شود و این برداشت هم وجود داشت که گفت‌وگوهای روزمره به صورت کنایه یا تذکر غیرمستقیم به برخی افراد منتقل می‌شود. نتیجه‌ی این مجموعه، ایجاد بی‌اعتمادی و کاهش آرامش روانی در کار بود. از دید مدیریتی هم به اعتقاد من برخی مدیران میانی به اندازه‌ی کافی دانش و مهارت‌های لازم را برای هدایت تیم‌ها نداشتند. در برخی مواقع به نظر می‌رسید روابط شخصی یا نزدیکی به مدیران ارشد، نقش پررنگ‌تری نسبت به شایستگی‌های مدیریتی در انتخاب افراد ایفا می‌کند. این روند در برخی تیم‌ها به تصمیم‌گیری‌های ضعیف، جلسات بی‌اثر و عدم توانایی در حل مسائل منجر می‌شد و فشار را به سمت اعضای تیم منتقل می‌کرد. در تجربه‌ی شخصی‌ام بعضی مدیران به جای تمرکز بر توسعه تیم، حل مشکلات و فضای همکاری، بیشتر درگیر حاشیه‌ها، انتقال مشکلات به سطح بالاتر و ایجاد فضای رقابتی ناسالم بودند. چنین فضایی اعتماد میان اعضا را تضعیف و امنیت شغلی را کاهش می‌داد. همزمان شاهد خروج تعدادی از همکاران هم بودم که هر کدام دلایل خاصی داشتند؛ با وجود این، نهایتا این وضعیت باعث شد نسبت به آینده‌ی شغلی‌ام در شرکت تردید پیدا کنم و تصمیم بگیرم مسیر حرفه‌ای‌ام را در جای دیگری دنبال کنم. اما در کنار این موارد، شرکت نقاط قوتی هم داشت. حقوق و مزایا در سطح مناسبی بود و پرداخت‌ها به‌موقع انجام می‌شد، و برخی مزایا و خدمات رفاهی نسبت به بسیاری از شرکت‌ها وضعیت مناسبی داشت. از این رو از منظر مالی ممکن است برای برخی مناسب باشد. در مجموع اگر تنها به دنبال حقوق و مزایا مطلوب باشید، این شرکت می‌تواند گزینه‌ای قابل قبول باشد؛ اما اگر رشد حرفه‌ای، فرهنگ سازمانی سالم، مدیریت توانمند و فضای کاری مبتنی بر اعتماد برایتان مهم است، توصیه می‌کنم پیش از تصمیم‌گیری با کارکنان فعلی و سابق مجموعه صحبت کنید و تحقیقات کاملی انجام دهید.

نگاه بانک
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویسی
۲.۰
برنامه نویسی

تصورم این بود که مصاحبه حداقل از لحاظ فنی خوب پیش می‌رفت، اما احساس می‌کردم جمع آن‌ها یک‌دست نیستند و تمرکز تیم فنی خیلی بالا نبود. در نهایت به جای تمرکز روی توانایی‌هایم، بیش‌تر دنبال‌شان بودم تا ببینم چطور می‌توانم خودم را نشان بدهم. در پایان مصاحبه برای من روشن شد که منابع انسانی در پی بررسی جزئیات نبودند و صرفا از من پرسیده شد تا نقش و حقوق را توضیح بدهند. دو نفر خانم در اتاق حضور داشتند؛ یکی پشت میز نشسته بود و در پایان کار، مبلغ حقوق را اعلام کرد. خانم جوان‌تر که به نظر می‌رسید تازه کار باشد، روی دفترچه‌اش سوالات را می‌نوشت و نکته‌برداری می‌کرد؛ به نظر می‌رسید روی کارنامه و روال‌ها متمرکز بودند و سوالات روتین و معمولی می‌پرسیدند، انگار جدی‌گیری و فشار برای بازجویی و تطبیق را می‌خواستند اعمال کنند که به نظرم خیلی کم‌اهمیت بود. در نهایت توافقی به دست نیامد و ما شرکت را ترک کردیم.

نگاه بانک
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه دهنده
۲.۰
توسعه دهنده

به نظر من اون برخوردها با رد می‌کردن تخصص و تجربه‌ی من بود، نه واقعا به خاطر لزوم استخدام. بعد از جلسه، به این نتیجه رسیدم که سطح دانش من نسبت به مدیر و رهبر تیم بالاتر بود و ممکن بود تصور کنند که جای اونا می‌آیند و این برای‌شان خطرناک بود. با وجود اینکه پاسخ همه سوال‌ها را دادم، رد شدم و واقعا خدا رو شکر می‌کنم که در چنین فضای فقط بی‌کار و آشفته‌ای پوزیشن نگرفتم. این محیط برای آدم‌های بی‌انگیزه و کسانی که جای دیگری کار گیرشان نمی‌آید، مناسب نیست. از نظر من بیشتر شبیه محلی است که مدیران سمی و ترسو و کم‌دانش حضور دارند که از کنار رفتنشان بترسند و بچسبند به صندلی‌شان؛ می‌دانند اگر از اینجا بیرون بروند، در جای دیگری به‌عنوان کارشناس پذیرفته نمی‌شوند. تجربه‌ام از نگاه من نشان می‌دهد که آن‌جا افراد ناسالم، پر سروصدا، بی‌راندمان و پرحاشیه حضور دارند و دنبال کسانی مثل خودشان می‌گردند؛ اگر شخصیت سالمی داشته باشی، احتمالا پذیرفته نمی‌شوی و رد می‌شوی.

نگاه بانک
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۳.۰
برنامه نویس

رفتم برای مصاحبه و با وجود حضور کامل محیط اداری شرکت، انتظار داشتم فضای مصاحبه کمی متفاوت باشد. مصاحبه حضوری بود در حالی که بسیاری از شرکت‌ها اکنون به‌طور آنلاین هم کار را پیش می‌برند تا وقت داوطلبان صرفه‌جویی شود. گفتند که بخش فنی خوب بود و به نظر من چالش زیادی نداشت. با این حال، با وجود اینکه مصاحبه نسبتا عالی بود و من تجربه و آگاهی نسبت به مصاحبه‌کننده داشتم، خبری از نتیجه نشد و حتی ایمیلی مبنی بر رد شدن دریافت نکردم. بنابراین اگر تصمیم به شرکت می‌گیرید، انتظار پاسخ از سمت شرکت را نداشته باشید و پس از چند روز اگر خبری نشد، می‌توانید نتیجه را رد دانست.

نگاه بانک
تجربه کاری
کاربر ناشناس·iOS Developer
۱.۰
iOS Developer

در نگاه بانک تجربه‌ای بود که با وجود همه‌چیز، تأثیر عجیبی روی من گذاشت. همان آغاز کار فهمیدم که با فضایی سرد و غیرشفاف روبه‌رو هستم و هر روز با چالش‌های تازه‌ای در زمینه‌ی iOS development روبه‌رو می‌شدم. مدیران و همکاران گاهی به شکل غیرعادلانه‌ای کنار می‌نشستند و ارتباطات درون سازمانی بیش از حد پیچیده و دودره‌بازانه بود. نتیجه این محیط برای من از لحاظ حرفه‌ای و شخصی ناامیدکننده بود و احساس کردم سطح حرفه‌ای شرکت با انتظارات من هم‌سو نیست. در نهایت تصمیم گرفتم جایگاهم را ترک کنم تا فرصت بهتری برای پیشبرد کارم بسازم.