برنامه نویس
تجربه مصاحبه برنامه نویس در نگاه بانک
عدم پذیرش.
در اون جلسه به من فرصت مصاحبه داده نشد و شرایط حضورم جور نبود؛ تنها حس کردم که فرآیند کار در اونجا من رو ناامید کرد. در ابتدا به من گفتند یکشنبه بیام که من گفتم امکانش نیست و درخواست کردم که چهارشنبه باشد، اما پاسخ دادند که خبر میدهند. سهشنبه تماس گرفتند و گفتند فردا میتونم برای ساعت ده بیایم، که من قبول کردم و فردا رفتم برای مصاحبه. به محض ورود، منشی گفت که من نیامدم که بیایم فقط سوال کردم و برید یک مصاحبه دیگر انجام بدهید. من باید همانجا میرفتم اما فکر کردم توانایی بیشتری دارم و رفتیم. خانمی که میخواست مصاحبه کند، رزومهام را اصلا نگاه نکرده بود و گفت دنبال نیرو با تخصص دیگری هستم و اینجا کار ادامه پیدا نکرد. این تجربه یکی از بدترین برخوردها بود که دیدم.
تجربههای مشابه
مسئله اصلی شرکت به نحوه توزیع وامها برمیگردد که باعث اختلاف و درگیری میان همتیمیها شده است. در حال حاضر تعارضات داخلی شدت گرفته و همکاران با هم درگیر شدند. منبع این مشکل حضور فردی به نام ناصر محمدی است که وامها را…
هرجا که فرصت بود، با دیدی واقعبینانه و بیطرفانه به جریان کار نگاه کردم و تجربهام را به زبان ساده و صریح توضیح دادم. شرکت نگاه بانک برای من همچنان با ترکیبی از نکات مثبت و چالشها باقی مانده است. در فرایند مصاحبه…
تصورم این بود که مصاحبه حداقل از لحاظ فنی خوب پیش میرفت، اما احساس میکردم جمع آنها یکدست نیستند و تمرکز تیم فنی خیلی بالا نبود. در نهایت به جای تمرکز روی تواناییهایم، بیشتر دنبالشان بودم تا ببینم چطور میتوانم…
به نظر من اون برخوردها با رد میکردن تخصص و تجربهی من بود، نه واقعا به خاطر لزوم استخدام. بعد از جلسه، به این نتیجه رسیدم که سطح دانش من نسبت به مدیر و رهبر تیم بالاتر بود و ممکن بود تصور کنند که جای اونا میآیند و این…
رفتم برای مصاحبه و با وجود حضور کامل محیط اداری شرکت، انتظار داشتم فضای مصاحبه کمی متفاوت باشد. مصاحبه حضوری بود در حالی که بسیاری از شرکتها اکنون بهطور آنلاین هم کار را پیش میبرند تا وقت داوطلبان صرفهجویی شود…
در نگاه بانک تجربهای بود که با وجود همهچیز، تأثیر عجیبی روی من گذاشت. همان آغاز کار فهمیدم که با فضایی سرد و غیرشفاف روبهرو هستم و هر روز با چالشهای تازهای در زمینهی iOS development روبهرو میشدم. مدیران و…