توسعه دهنده NET.
تجربه کاری توسعه دهنده NET. در هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا)
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲).
برایم تجربهای بود که در شرکت هرمزان نیروی ایرانیان تجربه کردم و حالا با زبانی تازه و صریح بازگو میکنم. در ابتدا حس میکردم فشار کار خیلی بالاست و مشکلات ساختاری زیادی وجود دارد. فیش حقوقی منظم نبود و بروزرسانیهای بیمه به تاخیر میافتاد، فرایندهای قرارداد به شکل پیچیده و ناهماهنگ دنبال میشد و تسویهها بیشتر از سه ماه طول میکشید. به طور کلی نبود بخش منابع انسانی و روابط عمومی مشخص، کار را سخت میکرد. بعد از گذشت بیش از شش ماه، با اینکه تعدادی از همکاران قطع همکاری کرده بودند، نیروهای جدید اضافه نمیشدند. با کمبود نیرو، کار اضافه میشد و بازدهی تیم پایین گزارش میشد. از کارهایی که به عهده داشتم، ده ماه پیش Product Owner از تیم رفت و جایگزینی صورت نگرفت. خروجیهای تیم به دلیل مشکلات سیستمی و پرداخت حقوق پایین برای برخی افراد نامناسب بود و این منجر به خروج نیروهای با تجربه میشد. پشتیبانی از نظر فنی و حجم کار بالا، باعث شد کارکنان با توان بالای علمی به دلیل حقوق پایین و فشار کار ترک کنند. مدیر پروژه و حسابدار به تفاوت سطح اعتماد به نفس افراد بیدقت نبودند و به نظر میرسید که انتظار داشتند افراد دوباره به تیم بازگردند. معیارهای راهنمایی و مربیگری برای نیروی جدید به خوبی فراهم نمیشد تا او بتواند یاد بگیرد. همکاران قدیمیتر میگفتند از افراد کم تجربه هم برای آموزش استفاده میکنند و حقوق را پایین میگذارند تا بتوانند به آنها آموزش دهند. روال مدیریت بیشتر به سمت کارهای Product Owner و Scrum Master میرفت و گاهی مدیریت وسط کارها را به نوعی به عنوان منشی میدید که مثلا نامهای را ننوشتهاند یا باید تایپ شود. این روند به طرز آزاردهندهای کارها را محدود میکرد و اعصاب تیم را تحت فشار قرار میداد. تیم میگفتند هر روز هزار کار وجود دارد که هیچگاه تمام نمیشود و معمولا میگفتند که مشکلی نیست یا مشتری اشتباه میکند. وقتی مدیر پروژه در جلسات برنامهریزی حضور داشت، کار به لحاظ تحلیل و امتیازدهی به درستی جلو میرفت، اما وقتی نبود، مدیرعامل بدون بررسی دقیق کارها قصد داشت سریع کار را به اتمام برساند و تحلیلها را در جریان کار انجام دهند. این باعث میشد که بارها به اندازه غیرمنصفانهای پوینت داده نشود، اسپرینت طولانی شود و ظرفیت تیم بیش از حد کار اضافه شود. از طرفی فرصت یادگیری کم بود و صرفا به انجام کارها فکر میشد. گاهی بهگونهای کارها را چک میکردند که انگار ناظر پروژه هستند و مرتبا تماس میگرفتند در حالی که وظایف زیادی داشتم و میتوانست از طریق Board وضعیتها را پیگیری کنند؛ این رفتار واقعا آزاردهنده بود. اولیه همه چیز مرتب به نظر میرسید اما به تدریج تغییر کرد و استرس مدیر عامل هم به تیم منتقل میشد؛ فکر میکردیم به خاطر بار کاری بالا در آن مقطع است و بهبود مییابد اما همچنان ادامه داشت. اگر دورکار بودم و کار میکردم تصور میشد خانه کار میکنم و حضور نداشتن حضوری هم تاییدی بود برای آنها، اما اگر حضوری میرفتم، کار را دیر انجام میدادم و این هم برایم ناراحتکننده بود؛ فضای شرکت به طرز ناخوشایندی بود و حتی یک روز هم حاضر نبودم حضور فیزیکی داشته باشم. به عنوان توسعهدهنده برای نرمافزاری که در حال توسعه نبود و نیازی به توسعهدهنده نداشت، تبدیل به یک کارشناس پشتیبانی فنی و رسیدگی به تیکتهای بلندمرتبه میشدم و در پاسخ
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
وقتی فهمیدم که برای این شرکت کار میکنم، فهمیدم خیلی با فشار و تنش کار میکردم اما حقوق آنطور که انتظار داشتم نبود. مدیریتو در حدی میدیدم که تخصصی نمیخواست و هرروز دعوا و نارضایتی وجود داشت. یکی از سهامدارها که نقش مدیرعامل هم نداشت، با رفتارش فضای کار را به هم میزد و هیچکدام از تصمیماتش واقعا کارساز نبود. چند ماهی اونجا موندم و در نهایت تصمیم گرفتم برگردم؛ گفتند که باید رویشیفت(on-call) بدون پاداش یا تشکر باشید. گمان میکردند که با این سبک مدیریت میتوانند کار را پیش ببرند؛ اما نرمافزار شرکت پر از باگ بود و هیچیک از بخشها درست کار نمیکردند.
من از تجربهای که داشتم حرف میزنم و از آزادیای که به دست آوردم خوشحالم، اما فرایند خروج از اونجا را هم به خاطر میآورم. در مدت حضورم، خیلی از روزها با احساسی پرت و ناپایدار روبهرو شدم و گاهی حس میکردم که محیط کار من را تحت فشار میگذارد و انگیزهام را میکاهش میدهد. با وجود دشواریها، وقتی تصمیم گرفتم بروم، احساس رهایی و آرامش بیشتری پیدا کردم و امیدوارم در آینده شرایط بهتری برای همه وجود داشته باشد. همچنین وقتی از شرکت بیرون آمدم، با وجود خوشحال بودن بابت خروج، هنوز گاهی دلم برای برخی لحظات سابق تنگ میشد.
وقتی به من فرصت کار در محیطی که با شرکت مهنا هممسیر بود، داده شد، احساس هیجان زیادی داشتم. آشنایی با نرمافزارهای GIS و سیستمهای مراکز تماس CRM برای من خیلی جذاب بود و به سرعت توانستم اطلاعات زیادی کسب کنم. توانستم با وجود شرایطی که دارم، برای خودم محیط کاری مناسب بسازم، مخصوصا از آنجا که امکان دورکاری هم وجود داشت و میتونستم حضور فیزیکی را به شکل متناسب با وضعیت خودم تنظیم کنم.
در محیطی آرام و صمیمی کار میکردم که انعطافپذیری بالا داشت و امکان دورکاری هم فراهم بود. از روز اول بیمه به من تعلق گرفت و جلسات روزانه بهصورت منظم برگزار میشد. ارتباطی مستقیم با شرکتهای بزرگ سراسر کشور داشتم که فرصت رشد برای کارکنان فراهم میکرد. تجربهام بهعنوان برنامهنویس در شرکت هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) شکل گرفت.
بیتردید، مدیریت و تیم زیرمجموعه شرکت مهنا با نگاه حرفهای و آیندهنگری به رشد و ارتقای توانمندیهای من و همکارانم اهتمام ورزیدهاند و فرصتهای شغلی برای پیشرفت فردی و سازمانی را فراهم میکنند. انجام بهموقع امور بیمهای و رعایت دقیق تعهدات سازمانی، جلوهای از نظم و مسئولیتپذیری نسبت به سرمایه انسانی است که همواره موجب قدردانی من بوده است. امیدوارم با تداوم این مسیر ارزشمند، شرکت مهنا روزبهروز شکوفاتر شود و موفقیتهای بیشتری نصیب همه اعضا گردد. با این حال، توصیه میکنم که هر گونه نقد یا بازخورد سازنده بهصورت حرفهای و با رعایت احترام به همه افراد مطرح شود تا فضای کار مثبت و سازنده باقی بماند.
در محیطی که انصاف و نظم کمی دیده نمیشود کار کردم و تجربهام از شرکت مهنا این بود که فضا بیش از حد بینظم و بدون مدیریت است. حقوقها بهدرستی پرداخت نمیشود و معمولا باید برای دریافتشان مقاومت کرد؛ پاداش هم وجود ندارد و از لطفی هم خبری نیست. گلهمند بودن کارکنان در آنجا فقط مخصوص یک نفر نیست، بلکه به همه نیروها سراسر است و حتی سر حسابدار و منشی نیز از مدیرعامل فریاد میکشند. هیچ دیسیپلینی وجود ندارد و امکانات رفاهی کافی هم نیست؛ بهعنوان مثال آب خنک بهسختی پیدا میشود. برخی تجربهها درباره مدیریت بسیار خوب گفته میشود اما واقعیت این است که با کارکردن یک هفته در آنجا، میشود فهمید که محیط تا چه حد شلخته و بیمدریت است. شرکت مهنا هیچ مزیت مثبتی ندارد: نه فرصت رشد، نه پاداش مناسب و نه حقوق متناسب با کار، و فشار و حجم کار خیلی بالاست. طول مدت حضورم آنجا را از دست دادن زمان دانستهام و برای خودم تأسف میخورم. به هرکس که این پیام را میخواند، توصیه میکنم از تکرار اشتباه من پرهیز کند و آیندهاش را زیر سؤال نبرد.