وقتی فهمیدم که برای این شرکت کار میکنم، فهمیدم خیلی با فشار و تنش کار میکردم اما حقوق آنطور که انتظار داشتم نبود. مدیریتو در حدی میدیدم که تخصصی نمیخواست و هرروز دعوا و نارضایتی وجود داشت. یکی از سهامدارها که نقش مدیرعامل هم نداشت، با رفتارش فضای کار را به هم میزد و هیچکدام از تصمیماتش واقعا کارساز نبود. چند ماهی اونجا موندم و در نهایت تصمیم گرفتم برگردم؛ گفتند که باید رویشیفت(on-call) بدون پاداش یا تشکر باشید. گمان میکردند که با این سبک مدیریت میتوانند کار را پیش ببرند؛ اما نرمافزار شرکت پر از باگ بود و هیچیک از بخشها درست کار نمیکردند.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا)، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۱۱ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۵ از ۵؛ ۲۷٪ از کاربران هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) را به دیگران توصیه میکنند. ۱۱ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که محیط کار در مهنا تا حد زیادی با ناپایداری و بینظمی همراه بوده است. برخی کاربران از فشار کاری بالا، حقوق پایین، و نبود تعادل بین ارزیابی عملکرد و پاداش سخن میگویند و خاطرنشان میکنند که مدیریت گاه به شکل دقیقی فرایندهای حقوقی و بیمه را پیگیری نمیکند. از طرف دیگر، چند تجربه گزارش میکند که حضور فیشرگونه و بیثباتی در تصمیمگیریهای مدیریتی باعث نارضایتی تیمی و کاهش انگیزه شده است. برخی تجربههای مثبت به انعطافپذیری، امکان دورکاری و حضور راحتتر اشاره دارند و بیان میکنند که در محیطی نسبتا آرام و با حمایت از رشد فردی، فرصتهای یادگیری وجود دارد و ارتباط با شرکتهای بزرگ برقرار میشود. با وجود این تنوع دیدگاهها، اغلب کاربران بر وجود فشار کاری بالا، نبود Product Owner مشخص، و کمبود منابع انسانی تأکید کردند. در نتیجه، تجربهی کار در شرکت مهنا از منظر فرهنگ سازمانی و مدیریت با دو رویکرد متفاوت نمایان میشود: برخی آن را محیطی با پتانسیل رشد و حمایت میبینند، برخی دیگر آن را محیطی با چالشهای جدی مدیریتی و حقوقی. تجربههای مصاحبه نیز نشان میدهد که روند استخدام و شفافیت نقشی کلیدی در تصمیمگیریها دارد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
من از تجربهای که داشتم حرف میزنم و از آزادیای که به دست آوردم خوشحالم، اما فرایند خروج از اونجا را هم به خاطر میآورم. در مدت حضورم، خیلی از روزها با احساسی پرت و ناپایدار روبهرو شدم و گاهی حس میکردم که محیط کار من را تحت فشار میگذارد و انگیزهام را میکاهش میدهد. با وجود دشواریها، وقتی تصمیم گرفتم بروم، احساس رهایی و آرامش بیشتری پیدا کردم و امیدوارم در آینده شرایط بهتری برای همه وجود داشته باشد. همچنین وقتی از شرکت بیرون آمدم، با وجود خوشحال بودن بابت خروج، هنوز گاهی دلم برای برخی لحظات سابق تنگ میشد.
وقتی به من فرصت کار در محیطی که با شرکت مهنا هممسیر بود، داده شد، احساس هیجان زیادی داشتم. آشنایی با نرمافزارهای GIS و سیستمهای مراکز تماس CRM برای من خیلی جذاب بود و به سرعت توانستم اطلاعات زیادی کسب کنم. توانستم با وجود شرایطی که دارم، برای خودم محیط کاری مناسب بسازم، مخصوصا از آنجا که امکان دورکاری هم وجود داشت و میتونستم حضور فیزیکی را به شکل متناسب با وضعیت خودم تنظیم کنم.
در محیطی آرام و صمیمی کار میکردم که انعطافپذیری بالا داشت و امکان دورکاری هم فراهم بود. از روز اول بیمه به من تعلق گرفت و جلسات روزانه بهصورت منظم برگزار میشد. ارتباطی مستقیم با شرکتهای بزرگ سراسر کشور داشتم که فرصت رشد برای کارکنان فراهم میکرد. تجربهام بهعنوان برنامهنویس در شرکت هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) شکل گرفت.
بیتردید، مدیریت و تیم زیرمجموعه شرکت مهنا با نگاه حرفهای و آیندهنگری به رشد و ارتقای توانمندیهای من و همکارانم اهتمام ورزیدهاند و فرصتهای شغلی برای پیشرفت فردی و سازمانی را فراهم میکنند. انجام بهموقع امور بیمهای و رعایت دقیق تعهدات سازمانی، جلوهای از نظم و مسئولیتپذیری نسبت به سرمایه انسانی است که همواره موجب قدردانی من بوده است. امیدوارم با تداوم این مسیر ارزشمند، شرکت مهنا روزبهروز شکوفاتر شود و موفقیتهای بیشتری نصیب همه اعضا گردد. با این حال، توصیه میکنم که هر گونه نقد یا بازخورد سازنده بهصورت حرفهای و با رعایت احترام به همه افراد مطرح شود تا فضای کار مثبت و سازنده باقی بماند.
در محیطی که انصاف و نظم کمی دیده نمیشود کار کردم و تجربهام از شرکت مهنا این بود که فضا بیش از حد بینظم و بدون مدیریت است. حقوقها بهدرستی پرداخت نمیشود و معمولا باید برای دریافتشان مقاومت کرد؛ پاداش هم وجود ندارد و از لطفی هم خبری نیست. گلهمند بودن کارکنان در آنجا فقط مخصوص یک نفر نیست، بلکه به همه نیروها سراسر است و حتی سر حسابدار و منشی نیز از مدیرعامل فریاد میکشند. هیچ دیسیپلینی وجود ندارد و امکانات رفاهی کافی هم نیست؛ بهعنوان مثال آب خنک بهسختی پیدا میشود. برخی تجربهها درباره مدیریت بسیار خوب گفته میشود اما واقعیت این است که با کارکردن یک هفته در آنجا، میشود فهمید که محیط تا چه حد شلخته و بیمدریت است. شرکت مهنا هیچ مزیت مثبتی ندارد: نه فرصت رشد، نه پاداش مناسب و نه حقوق متناسب با کار، و فشار و حجم کار خیلی بالاست. طول مدت حضورم آنجا را از دست دادن زمان دانستهام و برای خودم تأسف میخورم. به هرکس که این پیام را میخواند، توصیه میکنم از تکرار اشتباه من پرهیز کند و آیندهاش را زیر سؤال نبرد.
در مدت سه سالی که در این شرکت فعالیت میکردم، از همان ابتدای کار هر ماه بیمه را رد میکردند و معمولا حقوق را تا دومین پرداخت میکردند. کارمندان شرکت به دو دسته تقسیم میشدند: گروهی کهنهکار بودند و از وضع کار و شرایط حقوقی و وامها رضایت داشتند، و گروهی که تازهوارد بوده و تجربهای نداشتند اما بهعنوان نیروی حرفهای استخدام میشدند و با این شرایط سازگار میشدند؛ جلسات و نوع کار برای آنها دشوار بود و بازدهی پایین داشتند که باعث میشد کار تیمی پایین بیاید. اغلب با پشتیبانی و کارفرماها اختلاف داشتند و نبود مدیریت مناسب برای این نیروها به ضعف مدیریتی نسبت داده میشد. بیمه تکمیلی هم به صورت اختیاری بود و بسته به سابقه، بخشی از آن توسط شرکت پرداخت میشد. در مجموع تجربهای خوب بود هرچند شرکت کوچک بود، اما از پتانسیل بالایی برخوردار بود و به پیشرفت قابل توجهی دست یافت.
شروع کار با شرکت به تأخیر و نامشخص بودن قرارداد همراه بود و هر ماه وعدهای برای ماه آینده میدادند. حقوق ماهانه به موقع پرداخت نمیشد و فیش حقوقی وجود نداشت؛ هیچکس به عنوان نیروی انسانی برای تیم مشخص نبود و معمولا یک نفر تمام کارها را انجام میداد. افزایش حقوق سالانه وقتی مشخص نمیشد، و پس از صحبت با مدیرعامل دائما بر سر مقدار توافقی حقوق چانهزنی میکردند. از زمانی که استخدام نیروی صفر انجام میدادند تا بیمه به مرور زمان و پس از چند ماه برقرار میشد. محصول صاحب محصول وجود نداشت و مدیریت این کار را خودش انجام میداد که به خاطر این بینظمی، فضا پر از آشفتگی بود. حجم کار بالا بود و فراتر از وظایف توسعه، وظایف دیگری مانند تحلیل کارها، رفع باگها، حل مشکلات پشتیبانی، ارتباط با کارفرماها و سایر امور نیز انجام میشد.
بهعنوان کاربری که تجربهام را به اشتراک میگذارم، میخواهم با صراحت بگویم که نکاتی که مطرح شد کاملا صحیح و دقیق بود. این شرکت را بهعنوان محلی دیدم که پشتیبانی فنی و توسعهدهی بخشی از کار من بود و هر دو نقش بهگونهای با هم ادغام میشدند. در کنار تیم، مسئولیتهایم شامل پاسخگویی به مسائل کاربران و همچنین گسترش و بهروزرسانی قابلیتهای نرمافزار بود. با توجه به تجربهام، همکاری با همکاران و فضای کاری برای من ارزشمند بود و از نظر من، دقت در انجام وظیفه و رسیدگی به جزئیات از مهمترین نکات کار در این مجموعه بود. در نتیجه، بازخوردها و توضیحات ارائهشده از سوی دوستان همکار همواره دقیق و قابل اتکا بود.
برایم تجربهای بود که در شرکت هرمزان نیروی ایرانیان تجربه کردم و حالا با زبانی تازه و صریح بازگو میکنم. در ابتدا حس میکردم فشار کار خیلی بالاست و مشکلات ساختاری زیادی وجود دارد. فیش حقوقی منظم نبود و بروزرسانیهای بیمه به تاخیر میافتاد، فرایندهای قرارداد به شکل پیچیده و ناهماهنگ دنبال میشد و تسویهها بیشتر از سه ماه طول میکشید. به طور کلی نبود بخش منابع انسانی و روابط عمومی مشخص، کار را سخت میکرد. بعد از گذشت بیش از شش ماه، با اینکه تعدادی از همکاران قطع همکاری کرده بودند، نیروهای جدید اضافه نمیشدند. با کمبود نیرو، کار اضافه میشد و بازدهی تیم پایین گزارش میشد. از کارهایی که به عهده داشتم، ده ماه پیش Product Owner از تیم رفت و جایگزینی صورت نگرفت. خروجیهای تیم به دلیل مشکلات سیستمی و پرداخت حقوق پایین برای برخی افراد نامناسب بود و این منجر به خروج نیروهای با تجربه میشد. پشتیبانی از نظر فنی و حجم کار بالا، باعث شد کارکنان با توان بالای علمی به دلیل حقوق پایین و فشار کار ترک کنند. مدیر پروژه و حسابدار به تفاوت سطح اعتماد به نفس افراد بیدقت نبودند و به نظر میرسید که انتظار داشتند افراد دوباره به تیم بازگردند. معیارهای راهنمایی و مربیگری برای نیروی جدید به خوبی فراهم نمیشد تا او بتواند یاد بگیرد. همکاران قدیمیتر میگفتند از افراد کم تجربه هم برای آموزش استفاده میکنند و حقوق را پایین میگذارند تا بتوانند به آنها آموزش دهند. روال مدیریت بیشتر به سمت کارهای Product Owner و Scrum Master میرفت و گاهی مدیریت وسط کارها را به نوعی به عنوان منشی میدید که مثلا نامهای را ننوشتهاند یا باید تایپ شود. این روند به طرز آزاردهندهای کارها را محدود میکرد و اعصاب تیم را تحت فشار قرار میداد. تیم میگفتند هر روز هزار کار وجود دارد که هیچگاه تمام نمیشود و معمولا میگفتند که مشکلی نیست یا مشتری اشتباه میکند. وقتی مدیر پروژه در جلسات برنامهریزی حضور داشت، کار به لحاظ تحلیل و امتیازدهی به درستی جلو میرفت، اما وقتی نبود، مدیرعامل بدون بررسی دقیق کارها قصد داشت سریع کار را به اتمام برساند و تحلیلها را در جریان کار انجام دهند. این باعث میشد که بارها به اندازه غیرمنصفانهای پوینت داده نشود، اسپرینت طولانی شود و ظرفیت تیم بیش از حد کار اضافه شود. از طرفی فرصت یادگیری کم بود و صرفا به انجام کارها فکر میشد. گاهی بهگونهای کارها را چک میکردند که انگار ناظر پروژه هستند و مرتبا تماس میگرفتند در حالی که وظایف زیادی داشتم و میتوانست از طریق Board وضعیتها را پیگیری کنند؛ این رفتار واقعا آزاردهنده بود. اولیه همه چیز مرتب به نظر میرسید اما به تدریج تغییر کرد و استرس مدیر عامل هم به تیم منتقل میشد؛ فکر میکردیم به خاطر بار کاری بالا در آن مقطع است و بهبود مییابد اما همچنان ادامه داشت. اگر دورکار بودم و کار میکردم تصور میشد خانه کار میکنم و حضور نداشتن حضوری هم تاییدی بود برای آنها، اما اگر حضوری میرفتم، کار را دیر انجام میدادم و این هم برایم ناراحتکننده بود؛ فضای شرکت به طرز ناخوشایندی بود و حتی یک روز هم حاضر نبودم حضور فیزیکی داشته باشم. به عنوان توسعهدهنده برای نرمافزاری که در حال توسعه نبود و نیازی به توسعهدهنده نداشت، تبدیل به یک کارشناس پشتیبانی فنی و رسیدگی به تیکتهای بلندمرتبه میشدم و در پاسخ
به حرفایی که زده میشد عمل نمیشد، جای پیشرفتی نداشت و برای من ضعف به وجود آورد. به عنوان کسی که میتونه تو یه هفته یه پروژه رو جمع کنه شده بودم کسی که کلا رفع باگ خیلی ساده انجام میداد. واقعا واقعا این قضیه از نظر فنی و روانی خیلی روی من تاثیر گذاشت و من افت کردم. اینجا حتی اگه نیروی Expert هم کار کنه افت میکنه، چون استفاده ای نمیشه (حداقل در پروژه ای که من بودم هیچکس به قدری که باید تمام وقت و انرژیش رو بابت پروژه صرف نمیکرد، خیلیا اینطورن که یه جای راحت هست، داریم کار میکنیم یه حقوقی میگیریم، خیلیا بابت مکانش اینجا کار میکنن، خیلیا به خاطر دورکاری) شرکت از نظر مالی (حقوق) قوی نبود و از نظر فنی طبق روال عمومی پیش نمیرفت. نمیخوام سطح علمی شرکت رو بیارم پایین ولی بچه های پشتیبانی خیلی وقتا از ما میپرسیدن فلان ارور چیه یا مثلا کلی ارور که با if/ else یا حل میشد ولی تا به حال حل نشده بود همچین ارورا و باگ های مسخره ای. اصلا Clean Code که نداریم، Code Architect که کلا هیچی، Clean Architect کلا نداریم و اینکه کد خیلی بهم ریخته است. یه پروژه نهایتا باید از 2 Design Pattern پیروی کنه که اصلا اینطوری نبود، یه جاهایی Connection String، یه جاهایی Facade، یه جاهایی Utility و این خیلی ضعفه با حجم کار موجود، شرکت Product Owner نداشت که غیرمنطقی بود. چندبار با مدیرعامل راجع بهش صحبت کردیم اما سرسری رد کردن مدیرعامل گفته بود کلیه بچه های توسعه دهنده قراره بیان (حضوری) و همه باهم کار کنن + قول بیمه که رد نشد تا به حال و اصلا انگار نه انگار + قرار ارزیابی افزایش حقوق بعد 2-1 ماه که اصلا صحبتی در موردش نکردن تا اینکه خودم گله کردم و گفتن نه اونقدر که میخوایم بازخورد نمیگیریم و.. به خاطر همین نمیتونیم حقوق رو افزایش بدیم من ترجیح دادم دیگه با این سیستم کاری رو مخ کار نکنم؛ مثلا خودمون کلی کار داریم در روز چندبار مشتریا زنگ میزنن و هزارتا باگ دیگه مدیرعامل هیچ ارزشی برای توسعه دهنده قائل نبود و من دیگه نمیتونستم کار کنم. رسیدگی به نیرو ندارن، منابع انسانی صفر، فقط یک نفر هست که درگیر کارای حسابداریه در کل همه چیز ضعیفه انشالله که رویه شونو تغییر ببخشن بقیه بتونن کار کنن ولی من چشمم آب نمیخوره
استخدام در هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا)
از مجموع ۱۱ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۱ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۲۷٪ از کاربران هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۵ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۵ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۵ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا)
آیا هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) چگونه است؟
بر اساس ۱۱ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۵ از ۵ است؛ ۲۷٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) از نگاه ۱۱ کارمند: ۲.۵ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا