مصاحبه مدیریت پروژه
تجربه کاری مصاحبه مدیریت پروژه در همراه اول
امتیاز ۱.۰ از ۵.
میشه گفت بدترین مصاحبه ای بود که رفتم تا الان. یکی اونجا بود به عنوان مدیر دپارتمان. کلا رزومه ام رو زیر سوال برد و در نهایت برگشت گفت هیچی بلد نیستی . در صورتیکه من الان در سازمان مطرحی شاغلم و برای شرایط بهتر درخواست داده بودم. ” هیچی بلد نیستی” این جمله رو هر دودیقه تکرار میکرد. سوالهایی که جاهای دیگه می پرسند هم نپرسید. مثلا علاقه ات چین اینا… نقاط قوت و ضعف رو پرسید. و قرار شد زنگ بزنن. ولی کلا الان خودم حس میکنم اینجا جایی نیست که دوستش داشته باشم. اصلا تکنیک مصاحبه بلد نبود و اولین بار بود در مصاحبه این طرز صحبت رو در یک سازمان بزرگ می دیدم!! بنظرم این فرهنگ سازمانیشون هست. انتظارم خیلی فراتر و حرفه ای تر بود از همراه اول. به نظرم سازمانیه که برات فرش قرمز نمیندازن و مکنه برای اینکه حقوق کمتر بدن می کوبونن رو سر مهارت هات. اگر روحیه قوی داری برو. وگرنه نرو چون سرخورده میشی. حقوقشون هم بر اساس ضوابط هست نه پیشنهاد متقاضی.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت همراه اول را تجربه کردم و تصمیم گرفتم با افتتاحیهای تازه از جلسه، از تجربهام بنویسم. روند مصاحبه به شکلی نامناسب و غیرحرفهای پیش رفت؛ منتظر بودم تا واحد منابع انسانی بیاید اما تقریبا بیتفاوت و بیهماهنگ گفتند جلسه با فرد مربوطه هماهنگ نیست. زمانی که جلسه آغاز شد، انتظار نداشتم سطح حرفهای بودن سوالها و گفتگوها این قدر پایین باشد. سه نفر در اتاق حضور داشتند: یک جوان از منابع انسانی که به نظر بیتجربه و یکبعدی میآمد، یکی از اعضای واحد تخصصی که معمولا کم حرف میزد و از پاسخ دادن طفره میکرد، و مدیری با سمت بالا که سوالات تخصصی میپرسید و پاسخها دقیقا باید همان چیزی باشد که روی کاغذ برایشان نوشته شده بود؛ حتی اگر از واژگان هممعنا استفاده میکردی ایراد میگرفتند. نکتهی اصلی این بود که جلسه بیشتر یکسو نگر بود و هیچ توجهی به حرفهای من نداشتند؛ تنها چیزی که برایشان مهم بود این بود که دقیقا همان چیزی را که خودشان معتقد بودند بگویی. فرهنگ سازمانی و ارتباطات شرکت به طور قابل توجهی ضعيف بود. در طول این بیست دقیقه، به طور اتفاقی صدای دو همکار را شنیدم که میخواستند برای فرد جدیدی در تیم برنامهریزی کنند تا به او ضربه بزنند؛ این واقعا برایم روشن بود که همچنان انگیزهای برای ادامه فرایند مصاحبه وجود ندارد. خوشحال بودم که جلسه در همان مکان به پایان رسید و تصمیم گرفتم به ادامه مسیر در این شرکت فکر نکنم.
برای مصاحبه با همراه اول، با وجود طولانی بودن فرایند، هر دو طرف زمان کافی برای بیان نکات و بررسی تطابق مهارتها با نیازهای شرکت را داشتند. معاون سازمان به دقت هم دانش تخصصی موردنظر را ارزیابی کرد و هم منطبق بودن ویژگیهای من با فرهنگ سازمانیشان را سنجید. نتیجه کلی مصاحبه خوب بود، هرچند هیچ خبری درباره نتیجه نهایی به من داده نشد که برای کسی که دنبال موقعیت مدیریتی است اهمیت زیادی دارد. اگر تجربه کافی در حوزه کار مدنظر و دانش بهروز دارید، همراه اول میتواند گزینه مناسبی باشد؛ اما اگر انتظار دارید بهسادگی شغل پیدا کنید، ممکن است با مشکلاتی روبهرو شوید. ویژگیهای اصلی مدنظرشان عبارت بود از انعطافپذیری و چابکی.
در مدت حدود سه تا پنج سال، به طور تماموقت در واحد BI همراه اول مشغول به کار بودم و آخرین سال همکاریام برابر با سال ۱۳۹۹ است.
دوران مصاحبه برای کارشناس ارتباطات کارکنان را در همراه اول به خاطر میآورم که در یک مرحله از فرایند وارد شدم. سوالات بیشتر حول تجربههایم در کارهای قبلی بود و اینکه چه توانمندیهایی را برای این نقش لازم میدانند؛ به نظر میرسید نیازمند فردی با چندوجهی بودن باشند. رفتار مصاحبهکننده مودب بود، اما پس از آن درباره نتیجه یا بازخورد هیچ پاسخی نگرفتم و مدتی خبری نشد. من از معرف پیگیری کردم، هرچند پاسخ دقیق نشنیدم؛ اما از اینکه هنوز برای همان شغل آگهی میدادند فهمیدم که پذیرش نشدهام. این تنها نکته منفیای بود که در تجربهام از همراه اول داشتم. در واقع وارد مرحله مصاحبه اصلی استخدامی نشدم و نخستین مرحله را پشت سر گذاشتم. به خاطر بسپار که وظیفهشناسی جامع برای این شغل باید دقیق تشخیص داده شود؛ به نظر من برای این پوزیشن مجموعه وسیعی از مهارتها لازم بود و من به اندازه کافی آنها را در خود نمیدیدم. اگر فارغالتحصیل دانشگاه آزاد هستید، به ویژه در مواردی که اعتبار برخی موسسات پایین است، بهطور جدی برای این نقش انتظار زیادی از دانشگاه ندارند؛ فارغالتحصیلان دانشگاههای غیرانتفاعی هم برایشان جذابیت کمتری دارد، متأسفانه هنوز در برخی موارد به این بند دانشگاهی توجه میکنند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت عبارت بودند از: چابکی، انعطافپذیری، تعهد اخلاقی و داشتن شخصیتی پایدار.
یک تجربهی کاری دربارهی مصاحبه تحلیلگر داده در همراه اول بود که برایم خیلی ناامیدکننده شد. تا حالا چنین تجربهای از مصاحبه نداشتم و حس بدی نسبت به مصاحبهکنندهها پیدا کردم، چون از فضای کار در بخش دولتی و خصوصی تجربه داشتم و میتونم بگم روند جذب مانند استخدامهای قدیمی دهه شصت با فیلترهای عجیب و غریب هست. مصاحبه شامل یک تماس تلفنی و یک مرحله بهنام مصاحبهی شخصیتی بود؛ امید داشتم حداقل یک سوال فنی بشنوم و با یه فرد فنی گفتوگو کنم، اما اکثر سوالات جنبهی شخصی و غیر فنی داشتند و در برخی موارد هم سوالها عجیب بودند. مثلا پرسیدن اینکه شخصیتت شبیه پدر یا مادرت شده یا نه. هر سوال نیاز به توضیح یا بازخواست داشت و انگار قرار بود به جای پاسخ، از من توضیح بخواهند؛ تا جایی که حتی فکر میکردم شاید به جای پاسخ دادن باید دربارهی ناهار چه خوردم و چرا چیز دیگر نخوردم هم سوال بپرسند. در کل، با توجه به تجربه و دیدگاههای دیگران، ورود به این شرکت بدون داشتن رابطه یا آشنایی کار سختی است و درگیر فرایند جذب ممکن است وقتبالا و شخصیتزنی باشد.
در اولین ملاقات با فردی که مسئول دفتر من بود، به گفتگو پرداختیم تا توقعاتش از نقش ویلای دفتر را بشناسد. پس از حدود یک هفته برای یک مصاحبه دیگر دعوت شدم که رفتارها در آن جلسات به شکل عمومی بود و مصاحبهگر تجربهتری داشت. دو هفته بعد، مرحله تخصصی آغاز شد؛ دو نفر شرکتکننده با وجود اندکی کمتجربگی در همین جلسه حاضر بودند و من در این مرحله هم تجربه خوبی داشتم. انتظار داشتم مسئول دفتر حرفهای و باتجربهای این مصاحبه تخصصی را برگزار کند. بعد از آن، یک آزمون کتبی و یک آزمون عملی در همان روز برگزار شد. همچنین جلسهای خارج از شرکت هم وجود داشت که آنجا بیشتر به ارزیابی کلی و نه مصاحبهای مفصل پرداخته شد. در نهایت بهخاطر انتخابهایی که صورت میگیرد، باید هوشیار بود چرا که برای کارفرما اهمیت دارد که بداند چرا به چنین گزینهای پاسخ میدهند و آیا میتوان به عنوان نیروئی بلندمدت روی او حساب کرد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت شامل صبر، وفاداری، رازداری، تحمل و مدیریت احساسات و هیجانات بود.