شرکت همراه اول را تجربه کردم و تصمیم گرفتم با افتتاحیهای تازه از جلسه، از تجربهام بنویسم. روند مصاحبه به شکلی نامناسب و غیرحرفهای پیش رفت؛ منتظر بودم تا واحد منابع انسانی بیاید اما تقریبا بیتفاوت و بیهماهنگ گفتند جلسه با فرد مربوطه هماهنگ نیست. زمانی که جلسه آغاز شد، انتظار نداشتم سطح حرفهای بودن سوالها و گفتگوها این قدر پایین باشد. سه نفر در اتاق حضور داشتند: یک جوان از منابع انسانی که به نظر بیتجربه و یکبعدی میآمد، یکی از اعضای واحد تخصصی که معمولا کم حرف میزد و از پاسخ دادن طفره میکرد، و مدیری با سمت بالا که سوالات تخصصی میپرسید و پاسخها دقیقا باید همان چیزی باشد که روی کاغذ برایشان نوشته شده بود؛ حتی اگر از واژگان هممعنا استفاده میکردی ایراد میگرفتند. نکتهی اصلی این بود که جلسه بیشتر یکسو نگر بود و هیچ توجهی به حرفهای من نداشتند؛ تنها چیزی که برایشان مهم بود این بود که دقیقا همان چیزی را که خودشان معتقد بودند بگویی. فرهنگ سازمانی و ارتباطات شرکت به طور قابل توجهی ضعيف بود. در طول این بیست دقیقه، به طور اتفاقی صدای دو همکار را شنیدم که میخواستند برای فرد جدیدی در تیم برنامهریزی کنند تا به او ضربه بزنند؛ این واقعا برایم روشن بود که همچنان انگیزهای برای ادامه فرایند مصاحبه وجود ندارد. خوشحال بودم که جلسه در همان مکان به پایان رسید و تصمیم گرفتم به ادامه مسیر در این شرکت فکر نکنم.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در همراه اول، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۱۷ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۱ از ۵؛ ۰٪ از کاربران همراه اول را به دیگران توصیه میکنند. ۱۷ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که محیط کار و روند جذب در همراه اول با طیف گستردهای از تجربهها همراه است؛ از مصاحبههای طولانی، برخی با رفتار حرفهای و دقیق از جانب تیم منابع انسانی و واحدهای تخصصی تا تجربههای نامناسب که بر اساس بیتوجهی به پاسخگویی، رفتار با یکسانی و کمبود بازخورد شکل گرفتهاند. برخی کاربران از فرهنگ سازمانی و ارتباطات ضعیف شکایت کردهاند و از اعمال فشار یا قضاوتهای غیرمنصفانه در مصاحبهها گزارش دادهاند؛ در مقابل، برخی تجربهها نشان میدهد که مصاحبهکنندگان حرفهای، سؤالات فنی و ارزیابی درست از مهارتها را مطرح میکردند و پیگیریهای مناسب داشتند. همچنین بازخوردهای مربوط به حقوق و مزایا، فرصتهای رشد، و شفافیت فرایند استخدام در برخی موارد مطلوب و در برخی دیگر نامشخص بوده است. نکتههای کلیدی شامل اهمیت انعطافپذیری، چابکی، تعهد اخلاقی و مدیریت احساسات است که در برخی تجربهها به عنوان ویژگیهای پوششی بررسی شدهاند. برخی از تجربهها نیز به دورههای کارآموزی با عدمشفافیت و بیثباتی اشاره کردهاند. بهطور کلی، نتیجهگیری از تجربههای ثبتشده میتواند بنا به موقعیت، واحد و تیم متفاوت باشد: از فرصتهای یادگیری مناسب تا معرض برخوردهای ناخوشایند در روند مصاحبه یا محل کار. در نتیجههای نهایی، حضور یا عدم حضور در فرآیندهای جذب همراه اول به نظر میرسد به شکل قابلتوجهای به نوع تعامل تیمهای جذب و تجربههای فردی وابسته باشد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
برای مصاحبه با همراه اول، با وجود طولانی بودن فرایند، هر دو طرف زمان کافی برای بیان نکات و بررسی تطابق مهارتها با نیازهای شرکت را داشتند. معاون سازمان به دقت هم دانش تخصصی موردنظر را ارزیابی کرد و هم منطبق بودن ویژگیهای من با فرهنگ سازمانیشان را سنجید. نتیجه کلی مصاحبه خوب بود، هرچند هیچ خبری درباره نتیجه نهایی به من داده نشد که برای کسی که دنبال موقعیت مدیریتی است اهمیت زیادی دارد. اگر تجربه کافی در حوزه کار مدنظر و دانش بهروز دارید، همراه اول میتواند گزینه مناسبی باشد؛ اما اگر انتظار دارید بهسادگی شغل پیدا کنید، ممکن است با مشکلاتی روبهرو شوید. ویژگیهای اصلی مدنظرشان عبارت بود از انعطافپذیری و چابکی.
در مدت حدود سه تا پنج سال، به طور تماموقت در واحد BI همراه اول مشغول به کار بودم و آخرین سال همکاریام برابر با سال ۱۳۹۹ است.
دوران مصاحبه برای کارشناس ارتباطات کارکنان را در همراه اول به خاطر میآورم که در یک مرحله از فرایند وارد شدم. سوالات بیشتر حول تجربههایم در کارهای قبلی بود و اینکه چه توانمندیهایی را برای این نقش لازم میدانند؛ به نظر میرسید نیازمند فردی با چندوجهی بودن باشند. رفتار مصاحبهکننده مودب بود، اما پس از آن درباره نتیجه یا بازخورد هیچ پاسخی نگرفتم و مدتی خبری نشد. من از معرف پیگیری کردم، هرچند پاسخ دقیق نشنیدم؛ اما از اینکه هنوز برای همان شغل آگهی میدادند فهمیدم که پذیرش نشدهام. این تنها نکته منفیای بود که در تجربهام از همراه اول داشتم. در واقع وارد مرحله مصاحبه اصلی استخدامی نشدم و نخستین مرحله را پشت سر گذاشتم. به خاطر بسپار که وظیفهشناسی جامع برای این شغل باید دقیق تشخیص داده شود؛ به نظر من برای این پوزیشن مجموعه وسیعی از مهارتها لازم بود و من به اندازه کافی آنها را در خود نمیدیدم. اگر فارغالتحصیل دانشگاه آزاد هستید، به ویژه در مواردی که اعتبار برخی موسسات پایین است، بهطور جدی برای این نقش انتظار زیادی از دانشگاه ندارند؛ فارغالتحصیلان دانشگاههای غیرانتفاعی هم برایشان جذابیت کمتری دارد، متأسفانه هنوز در برخی موارد به این بند دانشگاهی توجه میکنند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت عبارت بودند از: چابکی، انعطافپذیری، تعهد اخلاقی و داشتن شخصیتی پایدار.
یک تجربهی کاری دربارهی مصاحبه تحلیلگر داده در همراه اول بود که برایم خیلی ناامیدکننده شد. تا حالا چنین تجربهای از مصاحبه نداشتم و حس بدی نسبت به مصاحبهکنندهها پیدا کردم، چون از فضای کار در بخش دولتی و خصوصی تجربه داشتم و میتونم بگم روند جذب مانند استخدامهای قدیمی دهه شصت با فیلترهای عجیب و غریب هست. مصاحبه شامل یک تماس تلفنی و یک مرحله بهنام مصاحبهی شخصیتی بود؛ امید داشتم حداقل یک سوال فنی بشنوم و با یه فرد فنی گفتوگو کنم، اما اکثر سوالات جنبهی شخصی و غیر فنی داشتند و در برخی موارد هم سوالها عجیب بودند. مثلا پرسیدن اینکه شخصیتت شبیه پدر یا مادرت شده یا نه. هر سوال نیاز به توضیح یا بازخواست داشت و انگار قرار بود به جای پاسخ، از من توضیح بخواهند؛ تا جایی که حتی فکر میکردم شاید به جای پاسخ دادن باید دربارهی ناهار چه خوردم و چرا چیز دیگر نخوردم هم سوال بپرسند. در کل، با توجه به تجربه و دیدگاههای دیگران، ورود به این شرکت بدون داشتن رابطه یا آشنایی کار سختی است و درگیر فرایند جذب ممکن است وقتبالا و شخصیتزنی باشد.
در اولین ملاقات با فردی که مسئول دفتر من بود، به گفتگو پرداختیم تا توقعاتش از نقش ویلای دفتر را بشناسد. پس از حدود یک هفته برای یک مصاحبه دیگر دعوت شدم که رفتارها در آن جلسات به شکل عمومی بود و مصاحبهگر تجربهتری داشت. دو هفته بعد، مرحله تخصصی آغاز شد؛ دو نفر شرکتکننده با وجود اندکی کمتجربگی در همین جلسه حاضر بودند و من در این مرحله هم تجربه خوبی داشتم. انتظار داشتم مسئول دفتر حرفهای و باتجربهای این مصاحبه تخصصی را برگزار کند. بعد از آن، یک آزمون کتبی و یک آزمون عملی در همان روز برگزار شد. همچنین جلسهای خارج از شرکت هم وجود داشت که آنجا بیشتر به ارزیابی کلی و نه مصاحبهای مفصل پرداخته شد. در نهایت بهخاطر انتخابهایی که صورت میگیرد، باید هوشیار بود چرا که برای کارفرما اهمیت دارد که بداند چرا به چنین گزینهای پاسخ میدهند و آیا میتوان به عنوان نیروئی بلندمدت روی او حساب کرد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت شامل صبر، وفاداری، رازداری، تحمل و مدیریت احساسات و هیجانات بود.
در اولین تماس، دو نفر با من صحبت کردند و مکالمه به صورت صوتی انجام شد. یکی از مصاحبهکنندگان فنی مردی با رفتاری محترمانه سوالات تخصصی پرسید و پاسخهای من هم مطلوب بود. اما خانمی هم حضور داشت که سوالات کلیتری مطرح میکرد؛ درباره سربازی، برنامههای آینده و اهدافم. صادقانه گفتم فعلا قصد رفتن ندارم. وقتی فهمیدند که مدرک تافل دارم، گفتند افرادی که این عنوان را دارند تمایل به ترک شرکت دارند؛ با این اظهارات من هم لبخند زدم اما پس از آن به من اتهام زدند که دروغ میگویم و باید صادق باشم، که برخورد آرامشبخشی نبود. به نظر من اگر شرکت با چنین برخوردی آغاز به قضاوت کند، تجربه خوبی نخواهد بود و حتی با وجود درآمد بالا هم چنین محیط کاری را توصیه نمیکنم. نسبت به این شرکت احساس کردم بهزودی با این نوع برخورد مواجه میشویم و توصیهی من این است که در چنین فضایی وارد نشوید.
در مجموعهای از مراحل مصاحبه، تجربهام را از فرآیند استخدام همراه اول تعریف میکنم. در ابتدا یک مصاحبه آنلاین عمومی بود که سوالات تخصصی در آن مطرح نمیشد و تیم جذب شرکت در جلسه حضور داشتند. سپس برای مصاحبه تخصصی دعوت شدم و به صورت حضوری با سه نفر مصاحبهکننده روبهرو شدم؛ دو نفر از آنها متخصصان حوزه مرتبط بودند و یک نفر نیز نماینده منابع انسانی بود. مرحله سوم، مصاحبه رفتاری بود که احتمالا براساس مدل شایستگی عمومی سوالاتی در جهت بررسی نحوه رفتار و تجربههای کاری مطرح شد. در نهایت ایمیلی رسید که نشان میداد در بین داوطلبان ارزیابیشده امتیازم کمتر از نفر برگزیده بوده و رد شدهام. به نظرم ارزش این تجربه در بودن در معرض ارزیابی با حضور تیمی متخصص است؛ همین فرصت میتواند به رشد کمک کند. مهمترین ویژگیای که برای آنها اهمیت داشت، توانایی همکاری و انجام کار گروهی بود.
به خاطر داشتن سابقهای در حوزه تحلیل داده و از دانشگاهی معتبر فارغالتحصیل بودن، فرصت خوبی برای مصاحبه با همراه اول پیداکردم، هرچند رزومهام را یکی از دوستان برایم فرستاده بود. نخستین تماس، یک مصاحبه آنلاین غیررسمی بود که به نظر میرسید به آنها میگویند مصاحبه رفتاری؛ گپ کوتاهی بود و بعد از آن مرحله دوم با یک پنل تخصصی برگزار شد که در آن یک نفر از منابع انسانی حضور داشت و سه نفر هم از واحدی که قصد داشتم به آن ملحق شوم. مصاحبه جدی بود و سوالات چالشبرانگیزی مطرح شد. چند نکته که بهخاطرشان خاطر نشان میکنم: ۱. دانشگاه برایشان اهمیت دارد، و از صحبتهای همکاران منابع انسانی مشخص بود که احتمال وجود همبستگی بین سطح دانشگاهی و هوش یا عملکرد وجود دارد. بنابراین اگر مدرک دانشگاهی معتبر ندارید و برایشان اپلای میکنید، خیلی به نتیجه امیدوار نباشید. ۲. فرایند استخدام دو تا سه مرحلهای است و حقوق و مزایای پیشنهادی نسبتا مطلوب است، به همین دلیل در جذب دقیق و دقیقطلب هستند. ۳. پیگیری و رفتار تیم جذب بسیار خوب بود؛ در طول مراحل مختلف با من تماس میگرفتند و موضوع را پیگیری میکردند.
میشه گفت بدترین مصاحبه ای بود که رفتم تا الان. یکی اونجا بود به عنوان مدیر دپارتمان. کلا رزومه ام رو زیر سوال برد و در نهایت برگشت گفت هیچی بلد نیستی . در صورتیکه من الان در سازمان مطرحی شاغلم و برای شرایط بهتر درخواست داده بودم. ” هیچی بلد نیستی” این جمله رو هر دودیقه تکرار میکرد. سوالهایی که جاهای دیگه می پرسند هم نپرسید. مثلا علاقه ات چین اینا… نقاط قوت و ضعف رو پرسید. و قرار شد زنگ بزنن. ولی کلا الان خودم حس میکنم اینجا جایی نیست که دوستش داشته باشم. اصلا تکنیک مصاحبه بلد نبود و اولین بار بود در مصاحبه این طرز صحبت رو در یک سازمان بزرگ می دیدم!! بنظرم این فرهنگ سازمانیشون هست. انتظارم خیلی فراتر و حرفه ای تر بود از همراه اول. به نظرم سازمانیه که برات فرش قرمز نمیندازن و مکنه برای اینکه حقوق کمتر بدن می کوبونن رو سر مهارت هات. اگر روحیه قوی داری برو. وگرنه نرو چون سرخورده میشی. حقوقشون هم بر اساس ضوابط هست نه پیشنهاد متقاضی.
شرکت همراه اول با کمال توازن ادعاهای متفاوتی را همراه دارد: در همان تیمی که من بودم، هرکس با قراردادهای جذاب و پرداختی مناسب به نظر میآمد، اما واقعیت این بود که کسی یک دهم من هم کار نمیکرد و باز هم مزایای خوبی داشت. مرخصی هم به راحتی یک هفته قابل استفاده بود، در حالی که من حتی برای یک روز مرخصی در فصل به دلیل مشکلاتی که پیش میآمد ناچار میشدم حسرت بکشم. هر بخش به صورت جداگانه اداره میشد و کنترل مشخصی بر آنها وجود نداشت؛ به عبارتی رفیقسالاری و روابط نزدیک غالب بود. در کل، سازمان حس سلامت و شفافیت را به کارمند منتقل نمیکرد.
بيست دقيقه در اتاق خالي منتظر ماندم تا براي مصاحبه آمدند در حاليكه سر تايم اعلامي خودشان رفته بودم .مصاحبه كننده بطرز بسيار بسيار عجيبي بي سواد بود و از بالا و تحكم آميز رفتار ميكرد. به عنوان مثال وقتي ميگفتم ما بايد به اهداف بيزنيس برسيم با لحن تمسخر آلود ميگفت ux چه ربطي به بيزنيس دارد. وقتي ميگفتم ux ميان رشته اي هست و يكي از اين رشته ها بيزينس است با تمسخر واكنش ميداد. يا مثلا ميگفت ux را در يك تب بمن نشان بده وقتي من از مفاهيم ux مثل هايرآركي صحبت ميكردم با لحن تحكم آميز ميگفت نه مورد اين موارد حرف نزن خود ux را نشان بده. بنده خدا توقع داشت مثل ui يك المان را به اون نشان بدهم و بگم اين ux هست. من قبلا خودم در مصاحبه هاي زيادي به عنوان مصاحبه كننده حضور داشته ام و جالب است كه ايشان از بين هزاران سوال حرفه اي كه ميتوانست بپرسد چون سواد كافي نداشت به پرسيدن سوالات بي ربطي نظير نام استاد دانشگاه من در 20 سال قبل بسنده ميكرد و وقتي ميگفتم يادم نيست با لحن زننده و تحكم آميزي ميگفت من تو را درك نميكنم مگر ميشود كسي يادش نباشد. واقعا همراه اول اين افراد عتيقه و از خودراضي و بيسواد را از كجا آورده است. ميتوانم بگويم بدترين و غير تخصصي ترين و توهين آميز ترين مصاحبه من در طول تمام سالهاي كاري ام بود.
به جز پول و حقوق و مزایا تقریبا این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریبا هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملا نمایشی است.
از مطلب شما بسیار لذت بردم اما الان سیزدهمین دوره در حال برگزاریه و تجربه خودم از دو تا مصاحبه ای که رفتم اینه اصلا مشخص نیست چه چیزی براشون معیاره. از روز های اول ثبت نام که یکی از منتور ها چون تو دانشگاه های تاپ تهران درس نخونده بودم گفت امید نداشته باش تایید بشه رزومه ات. رزومه که تایید شد برای SOC دعوت به مصاحبه شدم و جالبیش اینجاست چند ساعت قبل از مصاحبه تماس گرفتن برای هماهنگی در حالیکه خود رسما تا جایی که من اطلاع دارم از یک روز قبل حداقل هماهنگ میکنن. تو مصاحبه هم سوالات فنی مطرح شد و اصلا سوالی مربوط به مباحث رفتاری و روانشناختی مطرح نشد. باز از منتور پرسیدم برگشت گفت خب موقعیت پایتون رو خیلی خیلی احتمالش کمه که قبول بشی!! گذشت یک هفته و تماس گرفتن برای پایتون گفتن که دعوت به مصاحبه مرحله اول شدم و از یک روز قبل هماهنگ کردن مصاحبه رو به صورت آنلاین! مصاحبه رو انجام دادیم که مباحث رفتاری بود و خیلی زود تموم شد. گذشت چند روزی و روز چهارشنبه تماس گرفتن برای مصاحبه فنی و برای روز شنبه هماهنگ کردن به صورت حضوری و جلسه تو خود ساختمان مرکزی شرکت نقش اول کیفیت(ناک) برگزار شد و جالبتر اینجا بود تو این جلسه که مثلا قرار بود فنی باشه از مباحثی مثل هم اتاقی های خوابگاه و انگیزه و ...... سوال شد اما دریغ از یه سوال فنی که دانش رو بسنجه. من هم تو اون مصاحبه از انگیزه بالای خودم صحبت کردم و چالش های مسیرم رو جوری مطرح کردم که تو ذهن مصاحبه کننده تاثیر منفی نزاره و خیلی جالب بود که یک هفته بعد از مصاحبه جواب اومد که رد شدم:) تو مصاحبه ای که یه سوال فنی پرسیده نشد!
من برای دوره کارآموزی مستقیما توی یکی از اداره های برج همراه اول پذیرفته شدم. راجع دپارتمان خودمون میتونم نظر بدم چون با بقیه بخش ها ارتباطی نداشتیم ولی کلا کارای هماهنگی و قرار داد کارآموزا بدست آکادمی همراه انجام میشه اونم با پوشش شرکت های متفرقه. دوره کارآموزی ما خیلی طولانی بود و با تقویم خودشون همخونی نداشت و ما در حد نصفش هم حقوق و بیمه نگرفتیم. خود دوره هم چندان مفید نبود و میشه گفت عملا از کارآموزی کردن و بدست آوردن تجربه هیچ خبری نبود و حتی حضور مارو توی محیط برج همراه موکول کردن به اواخر دوره که اونم در حد رفع تکلیف از سر خودشون بود. راجع جذب و آینده کاری هم مدام وعده وعید میدادن و شفافیتی وجود نداشت و آخرش هم هیچکدوم از بچه های ما نه چیزی از بابت کارآموزی دستگیرمون شد که بهش افتخار کنیم یا استفاده ببریم و نه زمینه همکاری با همراه اول فراهم شد. به شخصه اگه یه شرکت کوچک یا معمولی بود قطعا در هفته های اول که دیدم بی نظمی و بی برنامگی حاکمه و قرار نیست اهداف نرمال کارآموزی محقق بشه به دوره خاتمه میدادم و خارج می شدم ولی خودمو با اسم و بزرگی شرکت گول زدم و ماه ها تحمل کردم و آخرش هم نتیجه همون پشیمونی و افسردگی نصیبم شد. حیف اون خوشحالی و امیدواری خامی که موقع پذیرفته شدن بهم دست داد و این من رو خیلی میسوزونه. واقعا مگه آدم قراره چندبار در عمرش فرصت کنه کارآموزی بره که اینطوری با وقت و اعتمادش بازی بشه؟ این تجربه درس های تلخی بهم داد و باعث بی اعتمادی من به خیلی چیزا شد که فکر میکنم توی این جو حاکم بر کشور نباید هم اعتماد می کردم و مبنای همه حرفا و وعده هارو دروغ در نظر میگرفتم چون همینطور بود.
حدودا یکسال سابقه حضور در سازمان دارم. حقوق به موقع میده، رفاهیات داره، بزرگه و... اما به شدت مدیریت ضعیفی داره، البته اغلب سازمان های دولتی به همین صورت هست. فضای نامنظم و عدم وجود شایسته سالاری رو با پوست و استخون حس خواهید کرد. اغلب مدیران سازمان، مهندس هایی هستند که هیچ تجربه و دانش مدیریتی ندارند. دیگه وابسته به شرایط اوضاع از متوسط رو به پایین تا فاجعه غیرقابل هضم در ادارات پیش میره ولی اگر دنبال پیشرفت و یادگیری زیاد و رشد نیستید، جای خوبیه. در بخش محسوسی از سازمان هیچ فشار کاری نیست چون عملا کاری نیست! صرفا ظاهرسازی میکنند. شما هستید و یک روتین رفت و امدی با حقوق و رفاهیات خوب نسبت به کار خاصی که انجام نمی دهید. طبیعی هست که گاهی بواسطه پول یا سرمایه نامشهود برندشون ادم های توانمندی هم گذری وارد سازمان می کنند ولی یا تحت تاثیر سیستم ناکارامد میشه یا از سازمان میره
تجربه ی به شدت بدی بود.مدیر آی تی همراه اول در لینکدین به من پیام داد و قرار مصاحبه گذاشت.بار اول که رفتم برج همراه منو به خاطر اینکه مقنعه و مانتو بلند نداشتم راه ندادند.با کلی پیگیری قرار دوم رو گذاشتن.رفتم سه مرد با هم با من مصاحبه کردن و هیچ سوال فنی نپرسیدن و فقط گفتن و خندیدن.در نهایت بعد از یک ساعت مصاحبه عمومی ،گفتن ما یه باگ داریم به عنوان تسک حلش کن.در عرض ۵ دقیقه حلش کردم.دوباره گفتن یه تسک دیگه بزن تا قانع بشم استخدامت کنم ۴ ساعت اونجا بودم و تسک دوم هم زدم و تحویل دادم.فرداش همون مدیر ای تی بخش معماری نرم افزار به من در واتساپ پیام دادن و گفتن مهارتت رو نمیتونم جذب کنم اما از خودت نمیتونم بگذرم عزیزم.و منتظر شدن تا من جواب بدم وقتی جواب رد دادم و بد برخورد کردم زدن زیر حرفشون و گفتن چه تفکر بدی داری منظورم اون نبود و میخواستم کاراموز بگیرمت که حالا که اینجوری کردی نمیگیرم. تجربه خیلی بدی بود و ضربه روحی بدی به من وارد کرد.
استخدام در همراه اول
از مجموع ۱۷ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۷ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۰٪ از کاربران همراه اول را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۷
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۱ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۱ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۱ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی همراه اول مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره همراه اول
آیا همراه اول در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از همراه اول ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در همراه اول چگونه است؟
بر اساس ۱۷ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۱ از ۵ است؛ ۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در همراه اول چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در همراه اول از نگاه ۱۷ کارمند: ۱.۱ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در همراه اول چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از همراه اول ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
در مدت کوتاهی که در واحد منابع انسانی این شرکت کار میکردم، تصمیم گرفتم از آنجا خارج شوم. فضا پر از روابط خانوادگی و دوستی بود که کار را به شکل غیرمنصفانهای تحت تأثیر قرار میداد. آنطور که به من میگفتند، ارتباطات شخصی
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چ
شرکت مهندسی تفاوت برای من تجربهای بود که با وجود حقوق و مزایا واضح نیست، اما میخواهم از نگاه خودم بگویم. تصمیمهای مالی در اینجا با مالکین اصلی است و مدیران روزمره نقشی در تعیین آنها ندارند؛ بنابراین انتظار انعطاف یا
برای یک سال در شرکت اسکواد تجربه کار داشتم. آنجا مدام با بهانههای مختلف حقوقم را کم میکردند و اگر در طول کار حتی به صورت مختصر میخندیدم، به سرعت تذکر میگرفتند. اگر از شرایط کاری خسته میشدم یا تصمیم به استعفا میگرفت
به طور کلی با مدیر منابع انسانی روبهرو میشم که ادعا میکنه رشتهش روانشناسیه، اما رفتارهاش خیلی بیادبه و بدبرخوره و به نظر نمیرسه واقعاً بتونه با آدمها درست ارتباط برقرار کنه یا موضوع رو بفهمه. با خیلی از نقدهایی که
برای منِ نویسنده، فضای شرکت چندان دلگرمکننده نبود و برخلاف ظاهر polished آن، دسترسی به کار درست همیشه با مشکل روبهرو میشد. مدیر شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و تبلیغات توجه داشت و دنبالِ اعتبارسازی بود تا انجام کار واقع