فرانت اند
تجربه کاری فرانت اند در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان
امتیاز ۳.۰ از ۵ (مهر ۱۳۹۸ تا مهر ۱۳۹۹).
در شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان، تجربه فرانتاند را چنین بهخاطر میآورم که برای استخدام یک برنامهنویس، مبلغی حدود سیصد و شصت و پنج میلیون ریال بهعنوان سفته گرفته میشد. برای سلامت جسمانی، چهل و پنج هزار تومان میپرداختم. برای بررسی اعتبار، دویست و نه هزار تومان پرداخت میشد. برای سوپیشینه، سی و پنج هزار تومان اخذ میشد. برای نوار مغزی، سی و دویست و پنجاه هزار تومان هزینه میشد. و برای ارولوژی یا بررسی فلج مغزی، صد و شصت و چهار هزار تومان دریافت میشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تا وقتی این شرکت را تجربه کردم فهمیدم که برخی افراد با نگاه منفی صحبت میکنند، اما واقعیت برای من این بود که هاکوپیان از نظر مالی شفاف و سالم است و از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی دارد. تیمی با تجربه و با شخصیت دارم که مستقل از هر نهاد رسمی عمل میکند و به آداب و معاشرت احترام میگذارد. فشار یا باج نمیگیرند و با احترام رفتار میکنند. برندشان هم هماکنون محبوب و بسیار شیک است. نکتهی مثبت برای من این بود که محصولشان ایرانی اصیل است و از چین نیست.
اگه بخوام درباره تجربهام حرف بزنم، باید بگم حقوق نسبتا مناسبی بود و در مسیر شغلم یه رشد کوچیک دیدم. قراردادها عمدتا کوتاهمدت بودن و گاهی حتی ماهی هم ثبت میکردن تا بهراحتی بتونن بدون دردسر عذرمو بخوان و از شرکت خارج بشم. شب عیدها معمولا گفتن دیگه نمیخوایمت و با پایان قرارداد نمیتونستی کار کنی. رفتوآمد جزو نکات جدی بود و دقیقا میگفتن اگر بازهای پررس برسیم باید بری بیرون؛ برگشتن به خانه هم با استثناهای مختلف همراه بود. در عیدهای متعدد هم ناچار بودی به سرکار بری و اگر مرخصی میخواستی، از خروجی کارمند کم میشد. بیشترین خروجی کارمند مربوط به فشارها و میزان حضور بود. من کمتر از یک سال اونجا ماندم و ناگهان گفتن که حتی چنین پوزیسیونی را دیگر نمیخواهند. حدیث این بود که اگر زیرنظر یوریک کار کنی، ممکن است کنار گذاشته بشوی. سیستم شرکت تا حدودی روی رقابت و لایههای حمایتی خانوادگی شکل گرفته بود و گاه با کنشهای داخلی در کشمکش بودند. کمکم هرکسی که یوریک استخدام کرده بود را بیرون میانداختند و تیمی که کار را آغاز میکرد، معمولا به نتیجه نمیرسید؛ آرمیک هم افراد تیم یوریک را از کار میانداخت. یوریک هم به کانادا وصل بود و بعضیها به درخت تمیش وصل شده بودند. منابع انسانی نقش تشویقکننده را داشت، اما واقعا گاهی شبیه هویج بود تا انگیزه. بهجز ناهار، چیز خاصی برای خوشایند بودن وجود نداشت. برای تولد هم گاهی تخفیف سی درصدی تعلق میگرفت، اما قیمت کت و شلوارها آنقدر بالا بود که خیلی به درد نمیخورد. مخصوصا برای خانمها. آدمهای کمدانش با زد و بند و پاچهخواری به پلههای بالاتر میرسیدند و بدون پارتی، به مرور ممکن بود از شرکت خارج شوی. واقعا حیف چنین مجموعهای بود و مدیریان اینجا چندان کارآمد نبودند.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
به نظر من، فضای کار در هاکوپیان به هیچ وجه خوب نیست و از نظر رفتاری هم سطح حرفهای بودن پایین است. منابع انسانی شرکت را بیاعتماد و بیسواد میدانم و حس میکنم رفتارهای جناحی و زیرآبزنی در workplace رایج است. افراد مشخصی با سابقه طولانی در این شرکت حضور دارند و به نظر میرسد حضورشان بیشتر به دلیل روابط و پاچهخواری است تا عملکرد واقعی. امنیت شغلی هم برای من مفهوم مشخصی ندارد و از محیط کار حرفهای خبری نیست. به همه توصیه میکنم با شک و تردید به برند شرکت نگاه کنند و فریب ظاهر و نام برند را نخورند. گاهی اوقات به نظر میرسد که خروجی نهایی کار از دید کارمندانی که در شرکت نیستند بهتر و دقیقتر است تا خروجیهای داخلی تیمهایی مثل واحد دوربین که به نظر میرسد از بیرون هم تاثیرگذارتر عمل میکنند.
من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
به گفتهی من، کار در این مجموعه وضعیتی منفی بود و احساس میکردم زمانم تنها هدر میرود. امنیت شغلی وجود ندارد و با من صداقت لازم را ندارند. رفتارها به گونهای بود که دائما از من سوء استفاده میکردند و نباید به نام برند فریب خورد. کارکردن در اینجا به نظر من اشتباه بزرگی بود.