تا وقتی این شرکت را تجربه کردم فهمیدم که برخی افراد با نگاه منفی صحبت میکنند، اما واقعیت برای من این بود که هاکوپیان از نظر مالی شفاف و سالم است و از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی دارد. تیمی با تجربه و با شخصیت دارم که مستقل از هر نهاد رسمی عمل میکند و به آداب و معاشرت احترام میگذارد. فشار یا باج نمیگیرند و با احترام رفتار میکنند. برندشان هم هماکنون محبوب و بسیار شیک است. نکتهی مثبت برای من این بود که محصولشان ایرانی اصیل است و از چین نیست.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان، صنعت تولید و صنایع، تهران: بر اساس ۱۲ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۸ از ۵؛ ۸٪ از کاربران واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان را به دیگران توصیه میکنند. ۱۲ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
بر پایه تجربههای ثبتشده، فضای کاری واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان به صورت گسترده با چندین ابهام در فرهنگ سازمانی و مدیریت مواجه است. برخی کاربران از شفافیت مالی و اخلاق حرفهای توضیح میدهند و وجود کادری با شخصیت و احترام به آداب اجتماعی را نکتهای مثبت میدانند، در حالی که سایر تجربیات به مشکلاتی مانند وجود روابط داخلی پیچیده، فشارهای کاری بالا، قراردادهای کوتاهمدت و بیثباتی شغلی اشاره میکنند. برخی از کاربران به وجود ساختار مافیایی و کشمکشهای بین اعضای خانواده و مدیران اشاره کردهاند و از نارضایتی شدید نسبت به امنیت شغلی و روشهای قیمتگذاری غیرعلمی گفتهاند. در تجربههای منابع انسانی، برخوردهای منفی با فرهنگ سازمانی و فقدان منابع انسانی کارآمد نکتههای منفی برجسته بوده است. دستهای از تجربهها هم به فرصتهای آموزشی و پرداختهای منظم اشاره میکنند، اما محدودیتهایی مانند نظارت شدید، گزارشگیری مکرر و محدودیتهای فنی هم دیده میشود. به طور کلی، برخی افراد تجربهای مثبت از رشد و یادگیری گزارش میدهند، برخی دیگر از بیثباتی شغلی و رفتارهای غیرحرفهای شکایت دارند. بر اساس تجربههای ثبتشده، محیط کار و روند استخدام در برخی موارد نسبت به استانداردهای بازار متفاوت است و پیشنهاد میشود کارجویان با دقت بیشتری به فرهنگ سازمانی و مدیریت شرکت نگاه کنند. اهمیت وجود محیط کار با حمایت و مدیریت حرفهای و همچنین شفافیت در فرایندهای حقوق و مزایا از نکات کلیدی مطرحشده است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
اگه بخوام درباره تجربهام حرف بزنم، باید بگم حقوق نسبتا مناسبی بود و در مسیر شغلم یه رشد کوچیک دیدم. قراردادها عمدتا کوتاهمدت بودن و گاهی حتی ماهی هم ثبت میکردن تا بهراحتی بتونن بدون دردسر عذرمو بخوان و از شرکت خارج بشم. شب عیدها معمولا گفتن دیگه نمیخوایمت و با پایان قرارداد نمیتونستی کار کنی. رفتوآمد جزو نکات جدی بود و دقیقا میگفتن اگر بازهای پررس برسیم باید بری بیرون؛ برگشتن به خانه هم با استثناهای مختلف همراه بود. در عیدهای متعدد هم ناچار بودی به سرکار بری و اگر مرخصی میخواستی، از خروجی کارمند کم میشد. بیشترین خروجی کارمند مربوط به فشارها و میزان حضور بود. من کمتر از یک سال اونجا ماندم و ناگهان گفتن که حتی چنین پوزیسیونی را دیگر نمیخواهند. حدیث این بود که اگر زیرنظر یوریک کار کنی، ممکن است کنار گذاشته بشوی. سیستم شرکت تا حدودی روی رقابت و لایههای حمایتی خانوادگی شکل گرفته بود و گاه با کنشهای داخلی در کشمکش بودند. کمکم هرکسی که یوریک استخدام کرده بود را بیرون میانداختند و تیمی که کار را آغاز میکرد، معمولا به نتیجه نمیرسید؛ آرمیک هم افراد تیم یوریک را از کار میانداخت. یوریک هم به کانادا وصل بود و بعضیها به درخت تمیش وصل شده بودند. منابع انسانی نقش تشویقکننده را داشت، اما واقعا گاهی شبیه هویج بود تا انگیزه. بهجز ناهار، چیز خاصی برای خوشایند بودن وجود نداشت. برای تولد هم گاهی تخفیف سی درصدی تعلق میگرفت، اما قیمت کت و شلوارها آنقدر بالا بود که خیلی به درد نمیخورد. مخصوصا برای خانمها. آدمهای کمدانش با زد و بند و پاچهخواری به پلههای بالاتر میرسیدند و بدون پارتی، به مرور ممکن بود از شرکت خارج شوی. واقعا حیف چنین مجموعهای بود و مدیریان اینجا چندان کارآمد نبودند.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
به نظر من، فضای کار در هاکوپیان به هیچ وجه خوب نیست و از نظر رفتاری هم سطح حرفهای بودن پایین است. منابع انسانی شرکت را بیاعتماد و بیسواد میدانم و حس میکنم رفتارهای جناحی و زیرآبزنی در workplace رایج است. افراد مشخصی با سابقه طولانی در این شرکت حضور دارند و به نظر میرسد حضورشان بیشتر به دلیل روابط و پاچهخواری است تا عملکرد واقعی. امنیت شغلی هم برای من مفهوم مشخصی ندارد و از محیط کار حرفهای خبری نیست. به همه توصیه میکنم با شک و تردید به برند شرکت نگاه کنند و فریب ظاهر و نام برند را نخورند. گاهی اوقات به نظر میرسد که خروجی نهایی کار از دید کارمندانی که در شرکت نیستند بهتر و دقیقتر است تا خروجیهای داخلی تیمهایی مثل واحد دوربین که به نظر میرسد از بیرون هم تاثیرگذارتر عمل میکنند.
من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
به گفتهی من، کار در این مجموعه وضعیتی منفی بود و احساس میکردم زمانم تنها هدر میرود. امنیت شغلی وجود ندارد و با من صداقت لازم را ندارند. رفتارها به گونهای بود که دائما از من سوء استفاده میکردند و نباید به نام برند فریب خورد. کارکردن در اینجا به نظر من اشتباه بزرگی بود.
شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان را تجربه کردم. در اینجا با مشکلی اصلی روبهرو بودیم: انشقاق و تفرقه میان کارکنان استخدامشده و درگیریهای مداوم بین آقای هاکوپیان و پسرش در تصمیمگیریهای شرکت. اگر بخشی از مجموعه یوریک باشید، به سرعت و با هیچ دلیل مشخصی کمتر از یک ماه کنار گذاشته میشوید. در چنین فضایی، زیرآبزنی، کشمشکلات فراوان و نسبت دادن اتهامات اخلاقی به همکاران به کرات دیده میشود.
در واقعیتی تلخ با هاکوپیان روبهرو بودم و مسیر کاریم پر از زیرآبزنی و جاسوسی فرضی بود، انگار همگی دشمنند. پیشرفت و دانش من در سطح پایینی بود چون مدیر تیمی وجود نداشت و سواد کافی هم نبود. با این وضعیت فقط با چاپلوسی و توهم حمایت موقت میشد جایی باقی ماند. حقوق هم به اندازه کارگر ساده بود و هیچگاه قابل مذاکره نبود؛ هر سال هم به جای واقعی افزایش، دولت آن را به نام شرکت مطرح میکرد و ادعای افزایش میشد که واقعا جالب بود. کنترلها گسترده بود؛ دوربینها و نظارت بر صفحه مانیتور به وضوح وجود داشت. سفتههم در اولویت بود و همیشه در ذهن شرکت جای داشت.
در شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان شرایط کار به شکل مشابه کارهای دولتی است؛ برای نمونه معمولا از منبع کار خصوصی انتظار میرود که از ۱۴ فروردین آغاز به کار کنند، اما اینجا از ۷ فروردین باید شرکت را در کنار کار حضوری همراهی کرد و از دورکاری استقبال نمیشود. فردی را میشناسم که در همینجا پروژهای را با سفتهای به ارزش ۵۰۰ میلیون داده است و پروژه داتنت همچنان سنگین به نظر میرسد. یکی از وظایف به شکل فنی، بخشی است که با نام خدماتی در شرکت کوزهگر شناخته میشود و در یک صفحه با حدود یکهزار خط کد ارائه میشود. کارفرمایی کروات که ادعا دارد بیست و یک سال سابقه کار دارد، آقای حسین کلایی، با کت و شلوار و کروات مشکی، هر روز باید گزارشهای صبح، ظهر و شب ارسال کند. اطلاعات او بهقدری محدود است که قبول ندارد هر ماه پسورد ویندوز تغییر کند و یکی از دلایل اخراج کارمندی با سابقه دهساله در شبکه همین موضوع بود.
شرکت هاکوپیان مدام شما را به دادن گزارش صبح بعدازظهر شب و یک روز در هفته به کارفرما یا cto تو ورد یا انلاین گزارش بفرستید ، کارمندانی که به هر علتی گزارش نفرستادند ،توسط مدیر کارفرما یا مدیرپروژه مورد حمله یا کم شدن حقوق قرار می گیرند و کارمند مورد نظر به حرفی که بی ادبانه هست ولی حرف اولش خ هست متهمت می کنند هاکوپیان جایی که قرار است زیرآبت بزنند، هاکوپیان جایی که به پستی که در لینکدین گذاشتید گیر می دهند یا کاری که با مانیتور شما می کنید گیرمی دهند نگران این نباشید کسی به شما گیر ندهد و در شرکتی شما مجبور بودید با خانم درشرکت فقط حق دارید سلام و خداحافظ بگویید و اگر از سلام خداحافظ جلوتر رفتید تهدید به اخراج دادند اون محیط شرکت ترک کنید چون اون شرکت فکر می کند شما فقط با خانوم در حد خوشمزگی یا چشم چرونی و ارتباط برقرار کردن صحبت می کنید و حتی ممکن این ارتباط اگه به ازدواج تبدیل شود که بعد از اون اخراجت کردند چون فکر می کنند خانم و اقایی که در شرکت زن شوهر نمی توانند به خوبی در شرکت کار کنند. شرکت هاکوپیان فقط شما حق دارید در شرکت با کیبورد کار کنید و اینترنت شما قطع است با وی ام وی که من بهت میدم کار کنید و حق ندارید از اینترنت حتی یک خط کد کپی پیست کنید سریعا از اون شرکت ترک کنید چون اون شرکت حتی درکی از این ندارد که مثلا ویژوال استادیو کد هر دو هفته اپدیت کنید. در شرکت هاکوپیان کارفرما حق ندارد برنامه نویس اراذل و اوباش صدا کند باید برنامه نویس به فامیلیش صدا کند و کارفرما قراردادی که برنامه نویس می بندد نباید اسم کارگر را بنویسد منظورم اینه که شما کارشناس فرانت اند بعد تو قرار داد شما به جای کارشناس فرانت اند کارگر نوشتند اگر کارمندی زیاد تلفنش زنگ می خورد یا در لینکدین کار دورکاری یا پروژه ای پیدا کرده است که همراه با کار تمام وقتش انجام بدهد ،این اصلا به کارفرما ربطی ندارد گیر بدهد هرکسی پیشرفت یک جور می بیند پیشرفت خودم از شرکت قبلیم که هاکوپیان بود و الانی که آواژنگ هستم می سنجم. ۱)پروژه ریسپانسیو نبود ولی الان رو پروژه ریسپانسیو کار می کنیم ۲)در اونجا هر صفحه که می زدی api بعد از دوماه می دادند تازه بعضی موقع ها غلط بود و باید اصلاح شده به بک اند می دادید ولی در اینجا هر صفحه که قرار است زده شود بلافاصله api داده می شود تازه اونجا قبل از من یک برنامه نویس فرانتی بود که می گفت من هر تسکی به شرطی می زنم که api همون موقع داده شود که ای کاش منم همچین شرطی می گذاشتم. ۳)پروژه لانچ شده است ولی اونجا پروژه لانچ شده نبود. من چون پروژه لانچ شده نبود api درست حسابی کار نمی کردم کار به سختی پیدا می کردم ۴)هر تسکی که می خواهید انجام دهید باید اول ui _ux کار بزند بعد شما تسک بزنید یک موقع یک ماه بود ui-ux نداشتند تسکی نداشتند ولی در اینجا خودت یک front end developer ui هستی و منتظر ui ux کار نیستید. ۵) در انتخاب پکیج آزاد هستی ولی در اونجا برای پکیج اضافه کردن از مدیرپروژه اجازه می گیرید ۶) در نوشتن کدهای css آزاد هستید ولی در اونجا مثلا نوشتن position ممنوع بود درسته من همه جا flex یا گرید استفاده می کنم ولی خودم تعیین می کنم کجا flex بهتر یا گرید یا اصلا با پوزیشن کار کنم. از نظر حقوق یکسان و شرایط کاری یکسان است.
بسیار متعد پرداخت های منظم مزایای خوب برای همکاری بلند مدت امنیت شغلی خیلی بالا من وقتی وارد شدم تقریبا هیچ چیزی بلد نبودم و در این محیط خیلی فرصت برای یادگیری به بنده داده شد با اینکه همکارانی داشتم که خیلی کند پیشرفت میکردند اما مدیریت با صبر به آن ها فرصت میداد تا خودشون رو پیدا کنند . واقعا تجربه خوبی بود و متاسفانه به دلیل مشکلات شخصی مجبور شدم مجموعه رو ترک کنم.
در شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان، تجربه فرانتاند را چنین بهخاطر میآورم که برای استخدام یک برنامهنویس، مبلغی حدود سیصد و شصت و پنج میلیون ریال بهعنوان سفته گرفته میشد. برای سلامت جسمانی، چهل و پنج هزار تومان میپرداختم. برای بررسی اعتبار، دویست و نه هزار تومان پرداخت میشد. برای سوپیشینه، سی و پنج هزار تومان اخذ میشد. برای نوار مغزی، سی و دویست و پنجاه هزار تومان هزینه میشد. و برای ارولوژی یا بررسی فلج مغزی، صد و شصت و چهار هزار تومان دریافت میشد.
استخدام در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان
از مجموع ۱۲ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۲ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۸٪ از کاربران واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۲
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۸ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۸ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۸ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان
آیا واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان چگونه است؟
بر اساس ۱۲ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۸ از ۵ است؛ ۸٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان از نگاه ۱۲ کارمند: ۱.۸ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در تولید و صنایع
در ابتدا دوبارهنویسی را با گفتوگویی روشن از تجربم آغاز کردم و سپس به جزییات مصاحبه پرداختم. برابر انتظار، فرم اولیه را ارسال کردم و وارد فرآیند استخدام شدم. جلسه نخست با تیم منابع انسانی بود؛ درباره خود مجموعه صحبت شد
وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که
به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار میکردم و تجربهام رو از اون دوره به طور روشن یادم میآید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنت
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که ب