front end developer
تجربه کاری front end developer در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان
امتیاز ۲.۰ از ۵.
شرکت هاکوپیان مدام شما را به دادن گزارش صبح بعدازظهر شب و یک روز در هفته به کارفرما یا cto تو ورد یا انلاین گزارش بفرستید ، کارمندانی که به هر علتی گزارش نفرستادند ،توسط مدیر کارفرما یا مدیرپروژه مورد حمله یا کم شدن حقوق قرار می گیرند و کارمند مورد نظر به حرفی که بی ادبانه هست ولی حرف اولش خ هست متهمت می کنند هاکوپیان جایی که قرار است زیرآبت بزنند، هاکوپیان جایی که به پستی که در لینکدین گذاشتید گیر می دهند یا کاری که با مانیتور شما می کنید گیرمی دهند نگران این نباشید کسی به شما گیر ندهد و در شرکتی شما مجبور بودید با خانم درشرکت فقط حق دارید سلام و خداحافظ بگویید و اگر از سلام خداحافظ جلوتر رفتید تهدید به اخراج دادند اون محیط شرکت ترک کنید چون اون شرکت فکر می کند شما فقط با خانوم در حد خوشمزگی یا چشم چرونی و ارتباط برقرار کردن صحبت می کنید و حتی ممکن این ارتباط اگه به ازدواج تبدیل شود که بعد از اون اخراجت کردند چون فکر می کنند خانم و اقایی که در شرکت زن شوهر نمی توانند به خوبی در شرکت کار کنند. شرکت هاکوپیان فقط شما حق دارید در شرکت با کیبورد کار کنید و اینترنت شما قطع است با وی ام وی که من بهت میدم کار کنید و حق ندارید از اینترنت حتی یک خط کد کپی پیست کنید سریعا از اون شرکت ترک کنید چون اون شرکت حتی درکی از این ندارد که مثلا ویژوال استادیو کد هر دو هفته اپدیت کنید. در شرکت هاکوپیان کارفرما حق ندارد برنامه نویس اراذل و اوباش صدا کند باید برنامه نویس به فامیلیش صدا کند و کارفرما قراردادی که برنامه نویس می بندد نباید اسم کارگر را بنویسد منظورم اینه که شما کارشناس فرانت اند بعد تو قرار داد شما به جای کارشناس فرانت اند کارگر نوشتند اگر کارمندی زیاد تلفنش زنگ می خورد یا در لینکدین کار دورکاری یا پروژه ای پیدا کرده است که همراه با کار تمام وقتش انجام بدهد ،این اصلا به کارفرما ربطی ندارد گیر بدهد هرکسی پیشرفت یک جور می بیند پیشرفت خودم از شرکت قبلیم که هاکوپیان بود و الانی که آواژنگ هستم می سنجم. ۱)پروژه ریسپانسیو نبود ولی الان رو پروژه ریسپانسیو کار می کنیم ۲)در اونجا هر صفحه که می زدی api بعد از دوماه می دادند تازه بعضی موقع ها غلط بود و باید اصلاح شده به بک اند می دادید ولی در اینجا هر صفحه که قرار است زده شود بلافاصله api داده می شود تازه اونجا قبل از من یک برنامه نویس فرانتی بود که می گفت من هر تسکی به شرطی می زنم که api همون موقع داده شود که ای کاش منم همچین شرطی می گذاشتم. ۳)پروژه لانچ شده است ولی اونجا پروژه لانچ شده نبود. من چون پروژه لانچ شده نبود api درست حسابی کار نمی کردم کار به سختی پیدا می کردم ۴)هر تسکی که می خواهید انجام دهید باید اول ui _ux کار بزند بعد شما تسک بزنید یک موقع یک ماه بود ui-ux نداشتند تسکی نداشتند ولی در اینجا خودت یک front end developer ui هستی و منتظر ui ux کار نیستید. ۵) در انتخاب پکیج آزاد هستی ولی در اونجا برای پکیج اضافه کردن از مدیرپروژه اجازه می گیرید ۶) در نوشتن کدهای css آزاد هستید ولی در اونجا مثلا نوشتن position ممنوع بود درسته من همه جا flex یا گرید استفاده می کنم ولی خودم تعیین می کنم کجا flex بهتر یا گرید یا اصلا با پوزیشن کار کنم. از نظر حقوق یکسان و شرایط کاری یکسان است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
تا وقتی این شرکت را تجربه کردم فهمیدم که برخی افراد با نگاه منفی صحبت میکنند، اما واقعیت برای من این بود که هاکوپیان از نظر مالی شفاف و سالم است و از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی دارد. تیمی با تجربه و با شخصیت دارم که مستقل از هر نهاد رسمی عمل میکند و به آداب و معاشرت احترام میگذارد. فشار یا باج نمیگیرند و با احترام رفتار میکنند. برندشان هم هماکنون محبوب و بسیار شیک است. نکتهی مثبت برای من این بود که محصولشان ایرانی اصیل است و از چین نیست.
اگه بخوام درباره تجربهام حرف بزنم، باید بگم حقوق نسبتا مناسبی بود و در مسیر شغلم یه رشد کوچیک دیدم. قراردادها عمدتا کوتاهمدت بودن و گاهی حتی ماهی هم ثبت میکردن تا بهراحتی بتونن بدون دردسر عذرمو بخوان و از شرکت خارج بشم. شب عیدها معمولا گفتن دیگه نمیخوایمت و با پایان قرارداد نمیتونستی کار کنی. رفتوآمد جزو نکات جدی بود و دقیقا میگفتن اگر بازهای پررس برسیم باید بری بیرون؛ برگشتن به خانه هم با استثناهای مختلف همراه بود. در عیدهای متعدد هم ناچار بودی به سرکار بری و اگر مرخصی میخواستی، از خروجی کارمند کم میشد. بیشترین خروجی کارمند مربوط به فشارها و میزان حضور بود. من کمتر از یک سال اونجا ماندم و ناگهان گفتن که حتی چنین پوزیسیونی را دیگر نمیخواهند. حدیث این بود که اگر زیرنظر یوریک کار کنی، ممکن است کنار گذاشته بشوی. سیستم شرکت تا حدودی روی رقابت و لایههای حمایتی خانوادگی شکل گرفته بود و گاه با کنشهای داخلی در کشمکش بودند. کمکم هرکسی که یوریک استخدام کرده بود را بیرون میانداختند و تیمی که کار را آغاز میکرد، معمولا به نتیجه نمیرسید؛ آرمیک هم افراد تیم یوریک را از کار میانداخت. یوریک هم به کانادا وصل بود و بعضیها به درخت تمیش وصل شده بودند. منابع انسانی نقش تشویقکننده را داشت، اما واقعا گاهی شبیه هویج بود تا انگیزه. بهجز ناهار، چیز خاصی برای خوشایند بودن وجود نداشت. برای تولد هم گاهی تخفیف سی درصدی تعلق میگرفت، اما قیمت کت و شلوارها آنقدر بالا بود که خیلی به درد نمیخورد. مخصوصا برای خانمها. آدمهای کمدانش با زد و بند و پاچهخواری به پلههای بالاتر میرسیدند و بدون پارتی، به مرور ممکن بود از شرکت خارج شوی. واقعا حیف چنین مجموعهای بود و مدیریان اینجا چندان کارآمد نبودند.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
به نظر من، فضای کار در هاکوپیان به هیچ وجه خوب نیست و از نظر رفتاری هم سطح حرفهای بودن پایین است. منابع انسانی شرکت را بیاعتماد و بیسواد میدانم و حس میکنم رفتارهای جناحی و زیرآبزنی در workplace رایج است. افراد مشخصی با سابقه طولانی در این شرکت حضور دارند و به نظر میرسد حضورشان بیشتر به دلیل روابط و پاچهخواری است تا عملکرد واقعی. امنیت شغلی هم برای من مفهوم مشخصی ندارد و از محیط کار حرفهای خبری نیست. به همه توصیه میکنم با شک و تردید به برند شرکت نگاه کنند و فریب ظاهر و نام برند را نخورند. گاهی اوقات به نظر میرسد که خروجی نهایی کار از دید کارمندانی که در شرکت نیستند بهتر و دقیقتر است تا خروجیهای داخلی تیمهایی مثل واحد دوربین که به نظر میرسد از بیرون هم تاثیرگذارتر عمل میکنند.
من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
به گفتهی من، کار در این مجموعه وضعیتی منفی بود و احساس میکردم زمانم تنها هدر میرود. امنیت شغلی وجود ندارد و با من صداقت لازم را ندارند. رفتارها به گونهای بود که دائما از من سوء استفاده میکردند و نباید به نام برند فریب خورد. کارکردن در اینجا به نظر من اشتباه بزرگی بود.