واحد زیرساخت
تجربه کاری واحد زیرساخت در ویستا سامانه آسا
امتیاز ۱.۰ از ۵.
عرض ادب و احترام من خیلی خلاصه مواردی رو که دوستان برای انتخاب محل کار نیاز دارن بدونن رو شرح میدم: 1- کاملا باندبازی : محیط شرکت جوریه که افراد تازه وارد حتی با سطح علمی و تجربی بالاتر به رسمیت شناخته نمیشن و باید با شعاف و بلوف خودشون رو به اجبار ثابت و تحمیل کنن و محیط کاملا از نظر فنی کاملا غیر حرفه ایه و اکثرا ارتباط خانوادگی و فامیلی دارن، مدیران حاضر از نظر علمی و اخلاقی به شدت ضعیف و این عنوان مدیر و مهندس صرفا بخاطر دیرینگی و پیشینه حضور این افراد در سازمان بوده. 2- پیشرفت علمی اصلا در کار نیست: کارا همه روتینه و به هیچ عنوان ایده های جدید و سازنده پذیرفته نمیشن و برای توضیح و توجیه طرح می بایست از هفت خوان رستم رد بشین که عملا همون خان اول پشیمون میشین و به کار روتین رضایت بدین، هیچکس به جز افراد انگشت شمار حاضر به اشتراک گذاشتن تجربیات و یا مباحث علمی و فنی خودش نداره و هرکس خودش برای خودش کار میکنه و کار تیمی هیچ معنی نداره و اونی که بیشتر بتونه شواف کنه موفق تره. 3- حقوق دریافتی غیر اصولی : حقوق دریافتی شما رو مدیر به صورت چاله میدونی تعیین میکنه و هیچ معیار و سطح شایستگی رو در نظر نمیگیرن و عملا هرکسی که زبون چرب تری داشته باشه تو بستن حقوق بالاتر موفق تره برای مثال یه کارشناس سطح 1 ممکنه از یه کارشناس سطح 2 حقوق بیشتری دریافت کنه. 4- پرداخت حقوق به موقع اما عجیب: پرداختی های این شرکت کاملا منظم و به موقع انجام میشه اما یه بخش عجیب داره اونم اینه که یه بخشی از حقوق شمارو پرداخت نمیکنن و سه ماه یکبار به عنوان کارانه بهتون پرداخت میکنن که این خودش جای تفکر و تامل داره ... 5- فضای کاری دوستانه اما بیش از حد: فضای کاری دوستانه است اما از حدش گذشته ، شما ممکنه ببینی بخاطر قهر بودن دوتا نیرو از دو واحد متفاوت کار شما چند روز عقب میوفته و یه جورایی در کمال احترام به مهدکودک شبیهه تا محل کار و عزیزان و همکاران هیچ حد و مرض اخلاقی برای هم قائل نیستن و از همه مهم تر فضای فضای اوپن آفیس یا به اصطلاح فضای کار اشتراکی هستش که شما نه حریم خصوصی داری ، نه آرامش و نه تمرکز. 6- واحد نیروی انسانی به شدت ضعیف: ظاهر در دید اول کاملا جذاب و جذب کننده است اما متاسفانه در باطن همه چیز برعکسه، چیزی تحت عنوان روانشناس در شرکت وجود نداره و صرفا یه سری سوالات فرمالیته که با یه جستجو سطحی در سطح اینترنت پیدا میشه میپرسن که شاید خنده دار باشه . واحد نیروی انسانی کاملا طرف کارفرماس و به هیچ عنوان برخلاف میل مدیر واحد موضوعی رو مطرح نمیکنن و در بیشتر مواقع امنیت شغلی خودشون رو به شرح کاری که دارن و بخاطرش موظفن ترجیح میدن و کارشون رو با زبون بازی پیش میبرن ... 7- غذا :کیفیت صبحانه قابل قبوله اما کیفیت ناهار بی اندازه پایینه و چنگی به دل نمیزنه خودتون ببرین بهتره 8- جلسات : جلسات بی مورد به شدت زیاده برا هرچیزی جلسه میزارن و وقت تلف میکنن اینجوریه که برای یه حرف ساده هم باید با شخص مقابل جلسه تنظیم کنی. 9- بروکراسی : بروکراسی و هماهنگی ها و ایمیل های اداری طور اضافی به این صورت که برای یه دسترسی کوچیک باید چندین جلسه و ایمیل ارسال کنین و عزیزانم تا بیان پاسخ بدن کم کمش، یک هفته هدر شده. 10- بودجه آموزشی : بودجه آموزشی معادل حقوقتونه و برای ثابت کردن و گرفتن مبلغ یه چندماهی درگیرین روال اینجوریه که باید اول هزینه رو خودتون پرداخت کنین و با ارائه فاکتور مهر خورده و مدرک صادر شده بعد از چند ماه با حقوق پرداخت میشه سرماه. 11- ساعت کاری : اصلا ساعت کاری وجود نداره مخصوصا برای مدیرای گرامی اما کارمندای عزیز اینطور نیست و تا وقتی که مشکل هست شما حق ترک شرکت رو ندارین حتی اگه 12 شب باشه و به راحتی میگن اضافه کاری رد کنین. 12- اضافه کاری: اضافه کاری حساب کتابش مشخص نیست و به شدت عدد و رقمش پایینه به حدی که کارگر روزمزد وایسین بیشتر حساب میشه و توهین به شخصیت و وقت خودتونه. 13- افراد و فرهنگ : اینجا بر خلاف ظاهر روشن فکرانه طورش به شدت تحمیلگرانه برخورد میکنن و احترام به عقاید دیده نمیشه و تحمل آدمای متفاوت رو ندارن . 14- تیم ها: تیم ها کاملا گروه بندی شده است و آدمایی که بیشتر از نظر اخلاقی تشابه دارن گروه جداگانه خودشون رو دارن و با گروه های دیگه داخل تیمشون اکثرا زاویه و مشکل دارن و تنها چیزی که این وسط نادیده گرفته میشه وضعیت کاره. 15- وضعیت کاری: توصیه شخص بنده اینه که این شرکت رو از لیستتون حذف کنید ولی اگه تصمیم خودتون رو گرفتین بد نیست قدر شرکت های دیگه رو بیشتر میدونید و تجربه میشه براتون در کل ابدا سمت شرکت هایی که از اول شعار میدن و خیلی خودمونی و خانواده طور به نظر میرسن فرار کنین و به هیچ عنوان گول ظاهر افراد و زبون بازی و تجهیزات و امکانات رو نخورین. امیدوارم این نظرات براتون مفید بوده باشه.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای من تجربهی مصاحبه خیلی ناخوشایند بود؛ به نظرم روند کار درست نبود و انتظارها خیلی بالاتر از واقعیت بود. مصاحبهکننده تلاش میکرد خودش را خیلی باحال نشان بدهد اما در عمل مشکلاتی را با طرح سوالهای غیر مرتبط و گاه نامفهوم ایجاد میکرد. سوالات به شکلی کلی و طولانی ارائه شدند و به نظر میرسید بیش از اندازه به کارکرد واحد HR اشباع نشدهاند. بیش از سیصد سوال به شکل نظرخواهی دربارهی مسائل معمولی پرسیده شد که نتیجهاش سردرگمی بیشتر بود. همچنین فرآیند دعوت به مصاحبه و سایر مراحل بیش از دو ماه طول کشید و این زمان خاموشکنندهی انگیزه بود.
بهطور خلاصه از کار در ویستا سامانه آسا تجربهای داشتم که هم جنبههای مثبت داشت و هم نکتههای منفیای که ترجیح میدهم با احتیاط بازگو کنم. اول صبحها باید در شرکت حضور میافتادم و برای حقوق، مقدار دقیق را به تومان محاسبه میکردند؛ حقوق سه ماه بهطور مساوی تقسیم میشد و بیمه هر ماه واریز میشد. برخلاف تصور، بخشی از مبلغ بهعنوان کارانه در نظر گرفته میشد که تعریف دقیق آن با حقوق مطابقت ندارد و از اینرو توضیح مشخصی دربارهی نحوهی محاسبه ارائه نمیشد. بیمهی تکمیلی وجود داشت، اما نگرانیهایی دربارهی کیفیت انتخاب شرکت بیمه و احتمال سو استفاده مطرح بود. اتاق استراحت بهعنوان فضای آرامش معرفی میشد، اما بهقول همکاران، کارکرد ایمنیش زیر سؤال بود و استفادهی بیش از حد از آن به مشکلاتی منجر میشد. اتاق بازی هم وجود داشت، اما با محدودیت زمانی که در نظر گرفته میشد احتمالا نتیجهبخش نبود. اخلاق و رفتار در محیط کار گاهی بهسمت گشادهگوییهای شخصی میرفت؛ از نظر برخی همکاران، برخورد با همکاران مرد و زن بهنوعی مناسب بود و گاهی امکان تعامل غیرکاری وجود داشت. منابع انسانی گاهی خوب و کارآمد جلوه میکرد اما با توجه به اینکه کادر جدید غالبا جوان بودند، مدیریت برخورد حرفهای بعضا کمبودهایی داشت. تیم روانشناسی شرکت هم فعال بود و گاهی مطالب مفیدی منتشر میکرد که در حقوقم تأثیرگذار نبود. یک وعده میوه ارائه میشد و برای تغذیه، مبلغی برای خرید ناهار یا استفاده برای پارکینگ و لوازم جانبی اختصاص داده میشد. صبحانه اگر قبل از ساعت هشت و سی دقیقه حضور داشتم، فراهم میشد و در لابی کافه کوچکی وجود داشت که باید برای نوشیدن قهوه لیوان را با خود میبردم. به مناسبتهای تعطیلات، بستههای آجیل کوچکی داده میشد که کمتر از یک کیلو وزن داشت. اضافهکاری معمول نبود مگر اینکه تیم لید درخواست تأیید میداد. گزارشهای لاگ در جیرا تأثیر مستقیم بر حقوق داشتند که برخی اظهار میکردند اینطور نیست؛ اما در عمل تاثیر داشت. بودجهی آموزشی وجود داشت اما محدود بود و بهطور معمول با وضعیت حقوق همسو نبود. برای ترک کار و گواهی حسن انجام کار ارائه میشد و در صورت تمایل به مهاجرت تحصیلی، مدت همکاری طولانی میتوانست نامهی جابآفر کمک کند تا مدارک سفارت تکمیل شود. رعایت بهداشت و شیوهی پوشش هم ارزیابی میشدند و روی حقوق اثر داشتند. برای آیندهنگری و بازنشستگی، شرکت در مقایسه با جنبههای تجربهیارانه، گزینهی خوب بود اما برای گرفتن تجربهی تازه چندان مطلوب نبود. اغلب شرکتها بهسرعت از تکنولوژیهای نوین استفاده نمیکردند و بهآرامی به سمت فناوریهای جدید حرکت میکردند تا بقیه هم بتوانند به آن برسند. اگر قصد کارکردن در آسا را دارید، باید صبور باشید؛ با وجود پراکتیسهای ناکارآمد، تیم لیدها گاهی بیسواد بهنظر میرسیدند و یافتن راهی برای تأثیرگذاری و یاد دادن به آنها کار دشواری بود. اما انصافا بقیهی تیمها و دوستان همکاران، افراد خوبی بودند و کار را بهطور کلی تجربهی خوشایندی میکرد.
بهراستی محیط کاریمون خیلی نامنظم بود و در نتیجه احساس بیاعتمادی و ناامیدی داشتم. تجربهم این بود که در شرکت ویستا سامانه آسا با واژهها و رفتارهای غیرحرفهای روبهرو شدم و بسیاری از استانداردهای کار تیمی و منابع انسانی به چشم نمیخورد. اولا فضا و رفتارهای نامناسبی وجود داشت که بهنوعی حقوق کارکنان هم رعایت نمیشد و فشارهای غیرمنصفانه و سوءاستفادههای رفتاری به چشم میخورد. مسئله این بود که ارتباطات داخلی به نحوی بود که به نظر نمیآمد حمایت لازم از تیم وجود دارد و مدیران هم حمایت واقعی نمیکردند. در نتیجه آرامش کاری کم بود و محیط برای انجام وظایف استاندارد مناسب نبود. ثانیا رویکردهای مدیریتی ناکارآمد و برخی از شیوههای انگیزشی غیرواقعی باعث اتلاف وقت شد. بهطور مشخص، برنامهریزی کافی و ساختارهای روشن برای کارها وجود نداشت و اغلب پروژهها با تاخیر یا عدم وضوح requisitos مواجه میشدند. در نهایت، نتیجهای که از این تجربه گرفتم این بود که فضای کار، در مجموع بهسلامت حرفهای من لطمه زد و احساس کردم زمان و انرژیام خیلی هدر میرود. با این وجود، نکتههای مثبت هم وجود داشت که من از آنها برای بهبود آینده استفاده کردم، مثل یادگیری مدیریت زمان و درخواست روشنتر برای انتظارها و پشتیبانیهای لازم از تیم.
وقتی صحبت از آسا به میان میآید، یک تصویر پیچیده در ذهنم باقی میماند از مکانی که در نگاه من نه تنها حرفهای نیست بلکه پر از حاشیههای غیرمنصفانه است. به خاطر تجربهام، میخواهم صریح و روشن حرف بزنم و گاردهای رایج را کم کنم تا واقعیت ملموس برای دیگران هم روشن شود. در این شرکت، به نظر میرسید انتظارات از کارکنان فراتر از توان آدم باشد و برخوردها اغلب سطحی و غیرقابلقبول بود. فضای کار گاهی به نظر میرسید که بیشتر صرف نمایش و ظاهرسازی میشود تا بهرهوری واقعی. در بخش منابع انسانی، با وجود ادعاهای حرفهای، کمترین توجه به همدلی و رعایت شأن همکاران دیده میشد و رفتار برخی همکاران به گونهای بود که احترام متقابل نادیده گرفته میشد. از دید من، واحد مالی هم به جای کارکردن برای بهبود نتیجهها، بیشتر به شکل کلیشهای و با نگاهی سطحی به امور نگاه میکرد و گاه تصور میکردند کارمند بانک هستند نه تیمی برای بهبود فرآیندها. در واحد ارزیابی و اسکرام مسترها، جو غالبا به نظر جاسوسی میآمد و شنیدههای معمولی به سرعت به همه منتقل میشد؛ این فضا احساس امنیت شغلی را کم میکرد. لیدهای تیمها نیز اغلب تجربه کافی نداشتند و کارها به شکل غیرسازمانیافته انجام میشد، به طوری که از نظر من این تیمها فاقد توان پیشبرد پروژهها بودند. برخلاف انتظار، زمانبندی و تعهد برای اضافهکاری واقعا وجود داشت اما انعطاف لازم برای مدیریت زمان کارکنان کمتر بود. در واحد عملیات هم تنشزا بود و برخی از بخشها بیش از اندازه در محوطه رفتوآمد داشتند تا کار اصلی پروژهها. تیم گرافیک اما از نظر من پتانسیل بالایی داشت و میتوانست به خوبی کارهای بصری را پیش ببرد. با این وجود، برخی از واحدها به جای تمرکز بر استخراج نیازهای واقعی کسبوکار و تبدیل آن به استراتژی، بیش از اندازه به کارهای سطحی مشغول بودند. مصاحبهها گاهی به نظر میرسید که برای ارزیابی دقیق طراحی نشدهاند و در عمل بسیاری از سوالات فرعی و بهظاهر مرتبط مطرح میشد که پاسخ آنها به آسانی داده میشد اما در عمل ارزشی برای تصمیمگیری نداشت. پس از ورود به شرکت، فهمیدم که برخی مفاهیم پایه مانند گیت را به صورت ابتدایی کارآزموده میبرند، اما در عمل درک کامل و اجرایی از فرآیندها وجود ندارد. نمیتوانم با قطعیت بگویم که همه چیز نادرست است، اما به عنوان تجربهای که پنج سال طول کشید، متوجه شدم که رفت و آمد و فرهنگ شرکت بیش از هر چیز به ظاهر و روابط وابسته است تا به کار و نتیجه. به نظر من، شرکت به جای تمرکز روی بهبود فرایندها و ایجاد ارزش واقعی برای مشتریان، به دنبال تبلیغ و ظاهرسازی بود و از نظر من این رویکرد به محیط کار لطمه میزد. در نهایت، اوایل کار با اشتیاق وارد شدم اما با دیدن برخی رفتارها و سیاستهای داخلی، انگیزه و اشتیاقم نسبت به ادامه کار کاهش یافت. از آنجا که به دنبال جایگاهی مناسب گشتم، تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر دهم و افرادی را که واقعا به توانمندیهایم نیاز داشتند معرفی کنم به جای دیگری که به رشد من کمک کند.
به هیچ عنوان به هیچ عنوان برای این شرکت رزومه ندید چون همه آگهی هاشون Fake هست مصاحبه ها به معنی واقعی کلمه از لحاظ فنی افتضاح افتضاح #آسا_افتضاح
سلام آسا به تمام معنا جای بسیار بدی برای کار کردن هستش که حتی بعد گذشت ۲ سال هنوز هم اون ۳-۴ ماهی که کار کردم رو نتونستم فراموش کنم . مدیر تیم عملیات به شدت بی تجربه که فقط با خانم ها لاس میزد . مدیر تیم platform و عملیات مرکزی که اصلا نبودن و اکثر تیمشون هم همه دستمال به دست بودن . در مورد تیم عملیات مرکزی یا همچین چیزی که زبان رسمی تیم عملیات کردی هستش ( متاسفانه یه جوری رفتار کردن که واقعا نسبت به عزیزان کرد زبان احساس بدی دارم ) تکنولوژی قدیمی . انبورد که اصلا وجود نداره . زیر اب زنی که خیلی راحت و حتی جلوی خودت و همه هم فامیل هستن به صورتی که مدیر تیم عملیات فامیل خودشو که هنوز ۱۸ سالش نشده رو اورده و اون شخص کلی تسک های مهم رو داره و در حد یه نیروی سینیور حقوق میگرفت . به عنوان نکته اخر اینکه تیم خوب یا نفرات خوب توی اسا هست ولی در حد انگشت های یک دست و اینکه ببینید در تمامی پلتفرم ها چه نظراتی نوشته شده و نه تیم عملیات بلکه توی تیم های امنیت و شبکه هم همه کارمندان فرار کردن و مشکلاتشون رو نوشتن