فروش
تجربه کاری فروش در پارمیس
امتیاز ۱.۰ از ۵.
8 یا 9 سال پیش اونجا کار میکردم به شدت خشک بود محیطش دست رسی به هیچی نداشتی تایم نهار نیم ساعت بود شرکت به شدت فامیلی بود برای شرکت در نمایشگاه مدیر عامل امد بهم گفت پشت کانتر نشین اصلا ( 8 ساعت سرپا ) یا اینکه اصلا ارزشی به نیرو نمی دادن کلا با یکی از دوستانم صحبت میکردم چند روز بیش که اونم اونجا مشغول کار بود گفتم کابوس دیدم پارمیس استخدام شدم اونم دقیقا این کابوس و دیده بود اینقدر فشار روحی امد انجا بهم
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
مدتهاست در پارمیس مشغولم و تجربهام نسبتا مثبت بوده است. قطعا کار در برخی مواقع چالشبرانگیز است، اما در تیمی که با آن همکاری میکنم، یادگیری و پیگیری مسائل همواره وجود دارد. چیزی که برای من ارزشمند بوده این است که افراد با تجربه کنار نیروهای تازهکار مینشینند و فرصت یادگیری از پروژههای واقعی فراهم است. محیط کار مطلوب و مدرن، فضای کار شیک، فرهنگ سازمانی مناسب و حمایتکننده، عدم تعدیل در شرایط بحرانی، امکان دورکاری در دوران بحران، پرداخت حقوق سر وقت، و دورههای آموزشی توسعه فردی از جمله مزایایی است که پارمیس به چشم من میآید و برایم ارزشمند است.
سلام، چند ماهی میشود که در این شرکت مشغول به کار هستم و تجربهام در محیط کاری جدیدی شکل میگیرد که قبلا انتظارش را داشتم. در مصاحبهای که پنج سال پیش داشتم تصمیم گرفتم با شرکت قبلی ادامه دهم و پس از آن وارد مسیر جدید شدم. زمانی که به این شرکت پیوستم، شرایط بهطور چشمگیری تفاوت داشت و اکنون فضای کاریشان با سطح شرکتهای مطرح در ایران رقابت میکند؛ محیطی شیک و تمیز که واقعا بهم مینوشد. با وجود وضعیت جنگ در کشور، من با مشکلات اتصال مواجه شدم اما از همان ابتدا همکاران همدلی زیادی از خود نشان دادند و واقعا حمایتگر بودند، چیزی که انتظارش را نداشتم. در این چند ماه همچنین تجربهای بینظیر داشتم؛ کارها بهطور عادی پیگیری میشود و تیم سعی میکند تا پایان ماه حقوقها را پرداخت کند. پروژههای شرکت بزرگاند و برای من فرصت خوبی برای یادگیری است؛ همیشه دوست داشتم روی نرمافزارهای حسابداری و سیستمهای انبار کار کنم. بخشهایی از کدها قدیمیاند و هماکنون تقریبا در حال بازسازی و ریفکتور هستند. مشتریان شرکت را افراد یا شرکتهای معتبر میشناسند و وقتی میبینم که نرمافزارم در شرکتهای بزرگ به کار گرفته میشود، حس شخصی خوشایندی دارم که در شرکت قبلی چنین حسی را نداشتم. اگر ماشین دارید باید قبل از ساعت هشت آنجا باشید تا جای پارک مناسب پیدا کنید. جلسات استندآپ روزانه، گرومینگ و مرور کارها هم در روند کاری وجود دارد. همینها بهطور کلی توصیف حال حاضر کار من در اینجا است.
در پارمیس کار کردن تجربهای بود که حس و حالش بیشتر به فضای کنترلی و سختگیرانه میماند تا محیطی حرفهای. هر تاخیر اینجا برابر با سه دقیقه جریمه بود و از حقوقمان کسر میشد. تا قبل از ناهار که از ساعت یک تا یک و نیم بود باید بیوقفه کار میکردیم و حتی رفت و آمد به دستشویی هم تحتنظر بود. اگر ناهار دیرتر از یک دقیقه میکشید، اخطاری دریافت میکردیم و پس از ناهار تا پایان ساعات کار هم باید بیوقفه ادامه میدادیم. هنگام امضای قرارداد سفتهای جلوی من گذاشتند و گفتند امضاکننده با قطع همکاری، این سفته و تسویهاش در سه ماه به من تحویل داده میشود؛ همین اتفاق هم افتاد. مدیریت مجموعه به شدت پارانویایی و ناسپاس است و اکثر وقتها مکالمات کارکنان را میشنود چون صداها ضبط میشود و در بقیه مواقع هم درباره موفقیتش در قالب سخنرانی صحبت میکند. زمان و تخصصامان را در پارمیس به هدر ندادم.
در پارمیس کار میکردم و تجربهام این بود که تصمیمهای مدیریت، مثل محدود کردن دستمال کاغذی و قهوه، به وضوح مشخص میشد. هر ماه به من یک بسته دستمال میدادند و همراهش مقدار کمی قهوه شارژ میشد. برای مکالمه تلفنی باید اثر انگشت ثبت میکردیم. ناهار تنها یک ساعت بود و تعطیل نبود و اگر تایم ناهار نیمساعت میبود، حتی برای رفتوآمد یا نوشیدن چای هم از زمان کاری کم میکردند. زمانی که ساعت یک بود باید احساس گرسنگی میکردم و تا ساعت یک و سی دقیقه، ناهارم باید تمام میشد. دریافتی پایه هم در بیمه برای من درج میشد. اضافهکاری فقط در صورت وجود بود، و عیدی و سنوات و سایر مزایا هم بر اساس حداقل حقوق پایه تعیین میشدند. برای قرارداد از من سفته سفید امضا میگرفتند و حتی کپی سند یا قولنامه خانه و کروکی خانه را میخواستند. آگهیها بهطور مکرر تمدید میشدند و به نظر میرسید که مدیریت بیکفایت است و منابع انسانی هم تحت تأثیر این وضعیت قرار دارد. به هر حال، وقت و اعصابم را در پارمیس هدر ندادم.
در تجربه من از کار با پارمیس، اضطراب و ناامیدی زیادی تجربه کردم و هرگز دوست ندارم دوباره چنین فضایی را تجربه کنم. اوایل کار، با بیاطمینانی و کمبود تجربه وارد این شرکت شدم و به مرور فهمیدم که همهجا زیر نظر هستند؛ صدای من و دوربینها روی هر حرکت من نظارت میشد. شنیدن حرفهای آزاردهنده و رفتارهای ناعادلانه خیلی سنگین بود و مدتی افسرده شدم، بهویژه وقتی مدیرعامل با عباراتی بسیار توهینآمیز به خانوادهام اشاره کرد و از شهرستانی بودنم استفاده کرد تا به من فشار بیاورد. این تجربه ظاهرا اولین کار من بود و سنم کم بود، شاید به همین دلیل دید و فهم درستی از کار نداشتم. کاهش آرامش همواره وجود داشت، چون بیشتر از هر چیزی رفتارهای کنترلگرانه و سوءاستفاده از فضای کاری را شاهد بودم. فهمیدم که برخی اوقات صداها و دوربینها به شکل پنهانی چک میشود و این رفتارها برای من خیلی عجیبی بود. سه ماه بود که بیمه نبودم و با بحث و جدل بیمهام را قطع کردند. اضافهکاری پنجشنبهها بدون حقوق و بدون توجه به زمان استراحت بود و آنها زمان ناهار را بهعنوان بخشی از ساعات کاری در نظر نمیگرفتند. در پایان هم حقوقم را پرداخت نکردند و گفتند جای آموزشی را برایم میگیرند و حتی برگهای جلوی چشمم گذاشتند تا نشان دهند تسویه انجام شده است. نرمافزارهای شرکت هم کارایی مطلوبی نداشتند و شرایط بهطرزی اغراقآمیز بهنظر میرسید که با هدف فروش اجباری و درگیریهای مداوم در محیط کاری روبهرو شدم. فضای شرکت از نظر من بهظاهر خانوادگی بود اما با رویکردی برده-وار به کارکنان رفتار میشد و کمترین احترام به من گذاشته نشد. در نهایت با اشک از تجربه مالی و فشارهای مربوط به سفته یا وثایق، این تجربه برای من خیلی سنگین بود و احساس کردم هر روز بیشتر از قبل به نوعی فشار و ناامیدی گرفتار شدهام.
برای شرکت پارمیس تجربهای داشتم که مانند یک شوک بود و ترجیح دادم لحنش رو مستقیم و منطبق با واقعیت بازگو کنم. وقتی وارد اتاق شدم، با رفتاری سرد و فاصلهدار از طرف واحد منابع انسانی مواجه شدم که حس کردم هدفش متقاعد کردن من به اینکه همهجا اوکی است. حرکاتش و نگاهش طوری بود که شخصیتش رو از روی زبان بدنش میشد تشخیص داد. بعد از دیدن نظرات و برداشتها، به راهم برای اطمینان از وضعیت شرکت ایمان آوردم و متوجه شدم تجربهام با توصیفهای ابتدایی تفاوت زیادی دارد.