کارشناس
تجربه کاری کارشناس در پرداخت الکترونیک سداد
امتیاز ۱.۰ از ۵.
ابتدا باهاتون قرارداد 3ماهه میبندن بعد اگر به قول خودشون راضی بودن تا اخرسال.من 3ماه در سداد حضور داشتم که بعد 3ماه خودم استعفا دادم من واقعا یک نکته مثبت نمیتونم از این 3ماه نام ببرم.نه محیط و جو مناسبی داشت(همش تمسخر-همش زیراب زنی به دروغ -همش پشت سرهم حرف زدن به دروووووغ و..) کدها افتضاح بود کثیف در حد لجنزار.سطح فنی منفی هزار هدیه روز برنامه نویس یه شاخه کل کاغذی بود قابل توجه فردی که گفت هدیه های مناسبی میدن.تقاضا برای وام زیاده و حالا حالاها نوبتت نمیشه وواقعا مزیت قابل توجهی نداره یا گفتند در اتاق معاونت برای شنیدن حرفها بازه...لازم نیست در باز باشه دهها نفر استعفا دادند خود این موضوع زنگ خطره.چرا رسیدگی نکردید؟دیدید ابروریزی شده اومدید دوتا کامنت مثبت گذاشتید؟که از اول تا اخرش دروغه!!!!! بااینکه 55روز روند مصاحبه و جذبم طول کشید ولی واقعا تحمل جو مسموم و مدیرهای بیسواد و بیعرضه خیلی سخت بود از تیمهای دیگه خبر ندارم ولی فهمیدنش سخت نیست که به احتمال زیاد تیمهای دیگه هم همین شرایط رو داشتند چون نمیشه توی یه سازمان یکی منقی هزار باشه یکی هزار و واقعا تمام این جو مسموم تمامش به جرات میتونم بگم بخاطر ضعف مدیریت ****** بود.خوشحالم همونطور که در شانشون بود باهاشون برخورد شد و اخراج شدند
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من در محیط کاریشدهام با سوالها و نکتههای دشوار روبهرو بودم اما اینبار با نگاهی انتقادی به رفتارها و رفتارهای نامناسب. در این تجربه احساس میکنم برای منافع پروژه یا تیم، برخی رفتارها و روابط inappropriate وجود دارد که باید تحت بررسی قرار بگیرد. سوال اصلی این است که آیا باید با افراد خاصی که رفتارهای غیرحرفهای یا تبعیضآمیز انجام میدهند، برخورد قاطعی کرد تا فضای کار بهتری شکل بگیرد؟ بهویژه وقتی کسانی که مسؤولیت دارند یا نقشهای مدیریتی را بر عهده میگیرند، به صورت غیرعادلانه عمل میکنند یا از جایگاه خود سوءاستفاده میکنند، چه اقداماتی باید انجام داد؟ به نظر من، محیط کار تنها برای انجام کار است و نباید محل تبعیض، فشار جنسی یا رفتارهای غیراخلاقی باشد. بهعنوان کارمند یا داوطلب، انتظار من این است که هرکس با عنوان واحد خود حرف بزند اما جلوی هرگونه اتهام یا سوءاستفادهای گرفته شود و برای تمامی کارها و کارمندان، اصول حرفهای رعایت شود. اگر کسی به دلیل روابط یا امتیازهای غیرقانونی وارد شود و یا از امتیاز پدر و خانواده سوءاستفاده کند تا تیم را بینظم کند، باید بهطور جدی بررسی و اقدام مناسب انجام گیرد. وظیفهی مدیران و تیم است تا با توجه به الزامات حرفهای، از کارگران حمایت و از روابط ناسالم جلوگیری کنند. در نهایت، هر فرد باید به وظیفهی خود وفادار باشد و از کار حداقلی بازخاست نشود تا به جای سوءاستفاده، بهرهوری و عدالت در محیط کار حفظ شود.
خلاصهای از تجربهام را با نگاهی دقیقتر و تازهتر بازنویسی میکنم تا معنا و لحن اولیه حفظ شود اما جملهبندی و ساختار کاملا نو باشد. در شرکت پرداخت الکترونیک سداد، اوایل کار برقراری ارتباط با مدیران فنی برایم جالب بود؛ دیدگاههای متفاوتی در میان تیمها مطرح شد. یکی از همتیمیها از نقدهای منسوب به مدیران فنی صحبت کرد و در پاسخ دیگری ادعا کرد که این مدیران به خوبی کار میکنند. به نظر میرسد این دیدگاهها از طرف یکی از مدیران فنی منتقل شده باشد و نتیجهگیریها نسبت به رفتار و عملکرد آنها مقداری دووجهی بود. در ادامه به ارزیابی وضعیت واحد فنی پرداخت سداد پرداختم و حقیقتا با وجود نام و شهرت شرکت، پرسشهایی درباره نحوه استخدام افراد در این واحد مطرح شد. سوالاتی درباره منابع انسانی، وظایف حراست، شیوههای گزینش و معیارهای انتخاب کارکنان هم پیش آمد. به طور کلی برداشت من از واحد فنی سداد دستخوش بازبینی شد و تغییر نگاه نسبت به عملکردشان ایجاد شد.
با پرداخت الکترونیک سداد کار کردم و تجربیات زیادی از این مدت به دست آوردم، به نظر من همفکریهای همدورهها اغراق نمیکردند؛ در هر جایی هم خوبیها و هم کاستیها وجود دارد و آدمها اخلاقهای متفاوتی دارند، باید با این واقعیت کنار آمد.
تجربهام از سالهای حضور در سداد را به شکل تازهای بازگو میکنم. در طول این مدت، بیشترین دغدغه از نظر من زمانبندی کاری بود که با بانکهای طرف قرارداد همواره مقایسه میشد و حقوق نسبت به سطح کار پایین بود؛ تعطیلیهای شرکت هم به نوعی به ابهامی در جایگاه کاری من میانجامید. در کنار این مسائل، از لحاظ رفتاری با تیم فنی، برخوردها کمتر از حد انتظار بود؛ تیم فنی نشان داد که افراد با تجربه و با اشتیاق به دانش در اختیار دارند و همواره دغدغهی بهبود وضعیت پروژهها را داشتند. با این وجود، کاهش دستمزد به عنوان مشکل اصلی باقی ماند و پس از پنج سال تصمیم گرفتم مسیر شغلیم را تغییر دهم.
برای من تجربهای بود که یاد گرفتم گاهی پشت صحنهها هیچکس بیدست و پا نیست جز تیمی که واقعا تلاش میکند تا شرکت زنده بماند و کارها پیش برود. از همان ابتدای کار فهمیدم که دوستان سوییچ با عشق و انگیزه دقیقا همان چیزی هستند که سداد را به مسیرش نگه داشتهاند و برای تأمین زندگی کارمندان بانک ملی، زحمات زیادی میکشیدند. هر چند همچنان برخی لحظات به نظر میرسید که کارها خیلی سخت است، اما با حمایت همدیگر و پشتکارشان توانستند موانع را پشت سر بگذارند و ما را به جلو برانند. در نهایت فهمیدم که ادامهی این مسیر نیازمند تلاش و همدلی تیمی است تا بتوانیم از پس چالشهای پیش رو برآییم و به مسیر رشد ادامه بدهیم.
من تجربهای از شرکت پرداخت الکترونیک سداد دارم که میخواهم با نگاهی تازه و بیطرفانه بازگو کنم. در محیطی کار میکردم که ارتباطات میان تیمی خیلی محور بود و بیشتر تصمیمها از którایی مسیر میشد. بخش فنی روابط قویای میطلبد و اگر دنبال حقوق مناسب باشید، باید از طریق ارتباطات وسیع ورود کنید وگرنه با حقوق پایین کار میکنید. به طور کلی کارها خیلی فراتر از وظایف اصلی نیستند و بیشتر توجه به فریمهای جانبی مثل ساید سوییچ حساس میشود. سایر مسئولیتها حالت تزیینی دارد. مدیران از مدتها قبل حضور دارند و مسیرهای پیشرفت را برايت فراهم نمیکنند و گاهی پیشاپیش موانعی را بر سر راه میگذارند. جو شرکت به شدت توأم با فشار و تنش است.