برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در پرنیان پردازش پارس
امتیاز ۴.۰ از ۵ (فروردین ۱۳۹۸ تا فروردین ۱۳۹۹).
من در پرنیان پردازش پارس به عنوان برنامهنویس کار خود را دنبال میکردم و عموما دیدم که دیگران از جنبههای مثبت صحبت نمیکنند؛ اکثر اوقات آدمهایی که ناراضی هستند سعی میکنند شرکت را به نوعی زیر سوال ببرند و برای چنین کارهایی وقت میگذارند. با این حال در طول یک سالی که در این شرکت فعالیت داشتم، تجربهای نسبتا مطلوب و باکیفیت به دست آوردم. نظم کاری و اصول بهروز که در شرکتهای ایرانی کمتر مشاهده میشود، برای من نقطهی قوتی بود. جوانان را تشویق به پیشرفت میکردند و تیمها را با رهبری از جانب افراد باتجربه همراه میساختند؛ با کار روی تازهترین فناوریها و برگزاری آموزشهای هفتگی، نکاتی قابل توجه نصیبم شد. به عنوان مثال، پنجشنبهها بعدازظهر وقتی تلفن شرکت به حالت تعطیلی میرود، همان لحظهها فرصت دیدن جلسات آموزشی داخلی و حتی تماشای فیلم در بخشهای مختلف فراهم میشد. هر هفته هم برنامههای فردی اعضا در قالب اسپرینت مشخص میشد و به صورت کاملا حرفهای مدیریت میشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تجربهای از کار با این شرکت دارم که قصد دارم به طور عادی و صادقانه بازنویسی کنم تا لحن و معنای اصلی حفظ شود اما بیان و ساختار جملهها نو شوند. همواره به نظر میرسید که مدیر مشهد انصافا حرفهای نیست و رفتارش نسبت به همکاران بهطور گستردهای از بالا به پایین بود. در مقابل، مدیر تهران هم شخصیت جالبی ندارد و برخوردش با تیم اغلب از نوع دستوری است. فشار کار شدید است و حقوق با این سطح مسئولیت همخوانی ندارد. پروژهای که در حالوهوای توسعه است، بهاصف مهرههای نرمافزار بهشدت اذیت میکند و کار را برای برنامهنویسها دشوار مینماید. اسکرام مستر شرکت نیز تجربه و دانش کافی در زمینه برنامهنویسی ندارد؛ وقتی از تفاوت بین فرمورک و کتابخانه سؤال میشود، پاسخ واضحی نمیدهد. قراردادهای شرکت بهراحتی نقض میشوند و نسخههای کتبی قرارداد هم در اختیار کارکنان قرار نمیگیرد. به طور عملی رفتار میشود که پرداخت حقوق به تاخیر بیافتد و در چنین مواقعی کاری از دست کسی برنمیآید. در روزهای تعطیلی رسمی که سایر شرکتها هم تعطیل هستند، مدیر مشهدی شرکت هنوز حضور دارد و موقعیت را طوری مدیریت میکند که بقیه موظف به حضور اضافه کار شوند، در حالی که خودش در آن روزها استراحت میکند و اضافه کاری ثبت نمیشود. در نهایت به نظر میرسد که توصیهام این است که وقت خود را با این شرکت هدر ندهید.
شنیدم که در یکی از پروژهها با خریداری روبهرو بودیم و برای بررسی شرکتها، نظرات کاربران را مرور میکردیم. از نگاه من، برخی کامنتها شبیه پویشهای شبکههای اجتماعی بود که فقط با ناسزا یا بیاحترامی بیان میشدند و بعید بود که همگی منطبق با واقعیت باشند. یکی از نفرات گفت که اگر در اینجا کار میکند و پس از خروج دوباره نظر میدهد، یا حتی کسی که هنوز کارمند نشده اما خودش را صاحبنظر معرفی میکند، دیدگاهش چندان قابلاعتماد نیست. به نظر میرسد نظرات باید سازنده باشند و احراز هویت نیز اهمیت دارد. در حال حاضر، خرید با موفقیت انجام شد و آموزشهای لازم انجام شد و بهطور کلی از سیستم استفاده میکنیم.
به اعتقادم پرداخت حقوق با تأخیرهای طولانی عادی نیست و این شرکت معمولا برای پوشش هزینههای خودش تا ماهها حقوق را به تاخیر میاندازد. گاهی با وجود کار کامل، احساس میکنم قراردادی که امضا میکنم با واقعیت اجرا نمیشود و برای جلوگیری از مشکلات، شرکت از من میخواست مبلغی را که دریافت کردهام بازگردانم. بهطور مداوم انتظار دارند تمامی پروژهها و کارها را بدون احتمال تأخیر انجام دهم و هر اشتباهی هم که باشد، زمینهای برای کاهش حقوق یا اعمال جریمهها فراهم میشود. اگر مشکلی یافت نمیشد، داستانی جدید برای کتمان این مسائل ساخته میشد تا پول از دست رفتنی به نظر برسد. بهطور کلی فضای کاری غیرحرفهای است و احساس میکنم رفتارهای مالی شرکت نامناسب و مخدوش است. اگر به سلامت روانیتان اهمیت میدهید، در اینجا کار یا سرمایهگذاری نکنید و به شرکت اعتماد نکنید.
در مصاحبهای که داشتم، مدیر تیم با گفتنش انگار من شرکت بزرگی مثل مایکروسافت را دیدم و این حس را به من منتقل کرد. انتظار داشتند من هم فلاتر و هم انگولار را در کنار کارهای بکاند یاد بگیرم و همه وظایف را بهتنهایی انجام دهم؛ استدلالشان این بود که اگر کسی تیم را ترک کند یا مرخصی بگیرد، تسکهای انجامنشده باقی نماند. بهعنوان پیشنهاد، گفتند که ماه اول نیمی از زمانم را به عنوان پشتیبان تماس تلفنی پاسخ دهم تا با سیستم مالیشان آشنا شوم. وقتی مدیرشان در مصاحبه گفت: چرا وقتی با دو تا برنامهنویس میتوانم همه کارها را انجام بدهم، باید هشت نفر استخدام کنم، فهمیدم که اینجا هرگز جای کار من نیست.
من با وجود داشتن دو مدیر در مشهد و تهران، حس کردم این وضعیت تا حدودی عجیبه اما فضای کار سالم بود و برای همه تولد میگرفتند. فضای جدید به نسبت مکانی که قبلا بودم خیلی شیک نیست، اما همچنان در یک خانه بسته جا هست و فشار کار معمولی است. با این وجود نسبت به جاهای دیگر که تجربه کردم، سازماندهیش بهتر بود و در کل خوشحال بودم. همکاران ارتباط خوبی با هم داشتند و ایدههای جالبی مطرح میکردند.
به این شرکت در ذهنم نگاه میکنم و میخواهم بدانم نیروهای قدیمی چه مزایای خاصی دارند و از واژه «کار با آخرین تکنولوژی» دقیقا چه مقصودی مدنظر است؟ درباره پستی که در تاریخ ۱۴۰۱/۲/۲۸ منتشر شد هم توضیح میدهم که با چه دیدی به همکاری علاقهمند بودم.