تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در پرهام
امتیاز ۳.۰ از ۵ (مرداد ۱۳۹۸ تا مرداد ۱۳۹۹).
برای من تجربهای بود که در آن چند نکته مشخص kawasan کار دیده میشد: دو مرحله مصاحبه انجام دادم؛ اولین جلسه با مدیر مستقیم و کارشناس منابع انسانی بود و جلسه دوم همراه مدیر منابع انسانی، مدیر واحد و مدیرعامل برگزار شد. جو مصاحبهها نسبتا آرام بود. اغلب کارها به صورت برونسپاری انجام میشد و واقعا کارهایی که باید انجام میشد، مدیریت پروژههای جاری یا نقش شبیه اکانت منیجر بودن بود. شرکت به شدت نیرو جذب میکرد و در عین حال تعدیل نیرو هم چند بار اتفاق افتاد. جو شرکت دوستانه و خوب بود؛ اگر هیچ کار خاصی انجام نمیدادیم و بیشتر روز را با فوتبالدستی یا بازی میگذراندیم، کسی خیلی به ما گیر نمیداد، اما درعین حال چیزی یاد نمیگرفتیم. رابطه و داشتن دوست یا فامیل در شرکت هم به نظر میرسید به عنوان یکی از شروط پیشرفت مطرح میشد. مدیریت شرکت رسم خوبی داشت و هر روز به تکتک اتاقهای هر طبقه سر میزد و به همه سلام میکرد؛ فرهنگ شرکت بر پایه صمیمیت و احترام استوار بود. شفافیت و انتقال اطلاعات در شرکت به خوبی وجود نداشت و از تجربه خودم میدانم که بسیاری از مواردی که درباره شرکت میدانم تنها وقتی به مصاحبههای دیگر یا بیرون از پرهام پی میبردم، برایم روشن میشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
با وجود آشنا بودن با قوانین مالیاتی و مواد قانون مربوطه، طی مصاحبه کارشناس حسابداری برای شرکت پرهام به توضیح جامعی درباره این موارد پرداختم.
شرکت پرهام برای مصاحبه Android Developer با من تماس گرفت و وقتی در نهایت به دفتر رسیدم، حدود ده تا بیست دقیقه اماندم تا فرمتی را که قبلا در رزومهام بود دوباره پر کنم که برایم عجیب بود. پس از حدود یک ساعت انتظار، از من خواسته شد مصاحبه را ادامه بدهم و در همان جلسه اول دیدم چهار نفر حضور داشتند: مدیر، دو توسعهدهنده اندروید و یک HR. تا آن لحظه احساس کردم محیط مناسبی برای کار نیست اما با بیانگیزگی به مصاحبه ادامه دادم. واقعا غیر حرفهایترین مصاحبهای بود که تجربه کردم. سوالهای فنی به شکل پراکنده بود و به نظر میرسید هیچیک از افراد جلسه تجربه کاری عمیقی ندارند و فقط کنار هم نشستهاند تا بدون اطلاعات کامل بتوانند ارزیابی انجام دهند. فقط یک سوال درباره مباحث SOLID پرسیده شد که به نظر میرسید حفظی باشد چون بازخورد یا پرسش جانبی در پاسخ طولانی وجود نداشت. یک سوال هم از طرف توسعهدهنده iOS درباره مالتیتردینگ مطرح شد و من با پاسخهایی مبتنی بر روشهای معمول، RX و coroutine صحبت کردم؛ در ادامه به نظر میرسید ایشان عصبانی شدند و با اصرار ادعا میکردند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، اما دلیل مشخصی ارائه نشد. رفتار ناپختهای بود که حتی همکارانشان هم سعی میکردند پایان بدهند. در پایان پرسیدند چرا برای مصاحبه آمدهام و چه دلیلی دارم که فکر میکنم ارزش حقوق در حد تقاضایم است. خوشبختانه مصاحبه به پایان رسید. به باور من، اگر به دنبال محیطی حرفهای هستید، برای این شرکت تصمیم به حضور در مصاحبه نگیرید. درآمد شرکت هم بر مبنای سیستم VAS است، و این نکته را مدنظر داشته باشید. نکتههایی که برایشان اهمیت داشتند؛ تا چه حد مرئوسپذیر هستید.
در یک مصاحبه برای وکیل و مشاور حقوقی شرکت پرهام، پس از اینکه رزومهام را در سایتی به نام ایران تلنت میدیدم، تماس گرفتند و گفتند همین امروز بیا برای مصاحبه. در نهایت سه ساعته هماهنگی انجام شد و من همراه با دو نفر دیگر به اتاق رفتیم که مشخص نبود هرکدام چه سمت و مسئولیتی دارند. آنها در جلسه سوالاتی پرسیدند که هیچ ارتباطی به تخصص من نداشت و اصولا سوالات حقوقی نبود؛ به جای آن با سوالاتی روبرو شدم که در مصاحبههای معمول نمیدیدم. به عنوان نمونه پرسیدند اگر بفهمید وکیل دیگری هم هست که همین کار شما را انجام میدهد و حقوق بیشتری میگیرد، ترجیح شما چیست؟ یا چه چیزهایی در محیط کار اذیبتان میکند و با چه مشکلاتی روبرو هستید؟ چنین سوالاتی تصویری ناخوشایند از محیط کار در ذهنم ایجاد کرد و باعث شد نسبت به ادامهی گفتگو دچار بیعلاقگی شوم. با وجود این مدتهاست که آنها استخدام نمیکنند و آگهیشان همچنان فعال است و بهطور مرتب بهروز میشود. به وضوح مشخص نبود که از آنها چه چیزی انتظار دارند.
در مصاحبه برای نقش مالک محصول، معمولا از سوابق تحصیلی و کاریام پرسیدند و برخی سوالات کلی مطرح شد مانند نظر من درباره دو نرخی بودن قیمت بنزین یا مقدار درآمد سالانه همراه اول و اینکه کدام شرکت ارزشش بیشتر است، همراه اول یا ایرانسل. انتظار داشتم که مصاحبه به صورت تخصصی و حرفهای پیش برود.
با این شرکت از طریق رویداد استخدامی دانشگاه آشنا شدم و پس از ارسال رزومهام برایشان، در گفتگوی کوتاهی که داشتیم دعوت به مصاحبه شدم. تجربهام از مصاحبه Product Manager بود.
شرکت پرهام تجربهای بود که با وجود انتظار طولانی تا ورود منابع انسانی به جلسه، ناگفتههای زیادی داشت. مصاحبه از ساعت ۱۰ آغاز شد و من تا تقریبا ۱۱ منتظر ماندم تا منابع انسانی شرکت به من رسیدگی کند و فرم مربوطه را بدهد تا پر کنم. سپس وارد جلسهای شدیم که سه نفر حضور داشتند: مسئول منابع انسانی، مدیر بازاریابی و مدیر توسعه کسبوکار شرکت. در آن جلسه از من سوالات فردی و تحصیلی پرسیدند و پس از آن سوالهایی درباره حوزه کاری شرکت در زمینه وس پرسیدند تا با تواناییها و دیدگاه من آشنا شوند. چند سؤال هم مطرح شد تا سطح تحلیل و توان تخمینی من را بسنجند؛ برای نمونه از من پرسیدند تخمین تعداد افراد ثروتمند در ایران با دارایی بالای ۶۰۰ میلیارد تومان چقدر است یا ارزش برند کاله چقدر برآورد میشود. همچنین درباره سوابق کاری قبلیم، هدفها و مسیر شغلی که برای خودم تصور میکنم سوال شد و در پایان درباره نحوه پرداخت و شرایط کاری صحبت کردیم. در نهایت منابع انسانی توضیح دادند که اگر برای فرصت شغلی انتخاب نشوم، نتیجه نهایی به من اطلاع داده میشود اما تا سه ماه از پیگیری خبری نشده بود. به خودم یادآوری کردم که باید برای مواجهه با سوالات مصاحبهای معمول که از طرف یک مصاحبهگر معمولی مطرح میشود آماده باشم. ویژگیهای مدنظرشان بیشتر از هر چیز این بود که میخواستند با القای این که خیلی حرفهای هستند، فضای مصاحبه را به شکل تهاجمیتر پیش ببرند تا از واکنش من بهرهمند شوند و در پاسخها هم من با کنش نسبتا صریح و مستقیم جواب دادم تا آنها هم واکنشهای بیشتری از خود نشان بدهند.