پادگان پژوهش نوین رایانه
تجربه کاری پادگان پژوهش نوین رایانه در پژوهش نوین رایانه
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در اینجا فهمیدم که در پادگان پژوهش نوین رایانه، شرایط کاری به گونهای بود که نیروهای نظامی مدیریت و سازماندهی میشدند و از مصداقهای کنترل شدید بهره میبردند تا نیروها را به کار گیرند و از آنها بهرهبرداری کنند. روشهایی که وجود داشتند، شامل رفتارهای دوگانه و فشار روانی بود؛ فشارهایی مانند درخواست رضایت با تهدید، دروغگویی و ایجاد اختلاف میان همکاران برای تسلط بر فضای کاری، و همچنین نگاه از بالا به پایین و سلطهجو بودن در سطوح مختلف موسسه. این رویکردها به گونهای مشهود در سراسر پادگان اعمال میشدند و بهطور ناقص و معیوبی به کار گرفته میشدند و نتیجهای مطلوب نداشتند. تمامی این تجربیات تأییدی است بر ناکارآمدی واقعی رویکردهای نظامی در ورود به حوزههای اقتصادی و علمی، که تفاوتهای بنیادی این دو حوزه را درک نمیکنند و از همین تفاوتها غافلند.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در یکی از بدترین تجربههای کاری که تا حالا داشتم، محیطی بود که همکارانش به شدت عقدهای و قدرتمندنما به نظر میرسیدند. هر لحظه احتمال داشتن فضای زیرابزنی و بیحرمتی اجتماعی وجود داشت و رفتارهای غیرحرفهای در همهجا دیده میشد. آرامش روحی و روانی در آنجا معنا نداشت و بدون دلیل، احساس ناامنی و استرس بالایی تجربه میکردم. اگر بخواهم واقعبینانه بگویم، گاهی احساس کردم که باید به حساب خودم کار کنم و تنها با گذر زمان میشود از این جو عبور کرد؛ درک میکردم که دنیا آنجا تا چه اندازه تاریک میتواند باشد و با هر تصمیمی که گرفته میشد، فشار و تهدید بیشتری احساس میکردم.
برای من این شرکت واقعا فرق میکند که دربارهی مدیران چه میشنوم؛ آنها با شخصیت و خوشمشرب بودن شناخته میشوند و در مسائل فنی هم هر زمان نیاز باشد بهصراحت نظر میدهند. وقتی با همکاران صحبت میکنم، شنیدههایم را با دقت میشنوند و کمک میکنند. در دو سال گذشته تنها چیزی که دیدهام تخصص و راستگویی بوده است و هیچ ادعای غیرواقعی دربارهی کارها ندیدهام. مدیرعامل جدید هم واقعا با شخصیت و همدردی است و برای تیم بیشتر از هرکس وقت و هزینه میگذارد. از همگیشان سپاسگزارم.
در این مجموعه فهمیدم که محیط کار چقدر با ظاهرش تفاوت دارد و چه اندازه بیثبات و ناهمسو با وعدههاست. به نظر میرسد نام و نشان خوبی دارد اما واقعا پر از ریاکاری، مدیریتی ناتوان و نیروی انسانیای که ناامید شده. سیستم منابع انسانی تنها برای ظاهرسازی است و رضایت شغلی یا رشد واقعی افراد برایشان اهمیت چندانی ندارد. اگر وظیفهای باشید، بهطور رسمی بهعنوان کارگر بیحقوق دیده میشوید. مدیریت میانی و سطح بالا اغلب بدون تخصص لازم انتخاب میشوند و بیشتر به جای کار فنی و تصمیمگیریهای منطقی، به روابط شخصی و تأییدهای سطح بالا تکیه میکنند. تصمیمگیریها اغلب به سلیقهای بودن نزدیکاند تا به بحثهای تخصصی؛ و افرادی با کمترین شایستگی در پوزیشنهایی قرار میگیرند که جلوی پیشرفت کل تیم را میگیرند. در این سازمان، زیرآبزنی بهنوعی یک مهارت است و اگر بلد نباشی با این بازی کنار بیایی، بهطور روزانه انگیزهات از بین میرود. اگر دنبال محیطی هستید که کارتان دیده شود، رشد کند یا حداقل استانداردهای حرفهای رعایت شود، قطعا اینجا جایی نیست که علاقه داشته باشید کار کنید. ما آمده بودیم خدمت به کشور و حالا بهخوبی فهمیدم چرا ساختارهای نظامی نمیتوانند بهدرستی کار کنند و در نتیجه کشور به این نقطه رسیده است.
به خاطر وضعیت آشفته ساختاری این شرکت، از همصحبتی با این تیم دست نکشیدم و تصمیم گرفتم از آن جدا شوم؛ اغلب همکاران با ناراحتی و درگیری از کار رفتند و این فضا را ترک کردند. واقعا همین توضیح کافی است تا روشن شود اوضاع چطور است.
وقتی وارد شرکت پژوهش نوین رایانه شدم، فهمیدم که فضای سازمانی چندان سالم و شفاف نبود. بخشی از کارم را میگفتند به خاطر ارتباطات و پارتیبازیها به افراد دارای تجربه کمتر فرصت میدادند تا بخشهایی که واقعا تخصص داشتند، دست کم گرفته میشدند. مدیری که به ظاهر مهربان بود، زیرآب زدن را خیلی میفهمید و نقش پلیس خوب و پلیس بد را به خوبی اجرا میکرد؛ در واقع پشت ظاهر دفاع از همکاران، رفتارهایش تضاد داشت و به ظاهر از من حمایت میکرد. در کل تجربهی کاری من نشان میدهد که یکی از مدیران بخش فقط به دلیل رابطهی سطحی با مدیران بالادستی به جای تجربه، عنوان مدیریتی گرفته بود. بخش اداری پر از آدمهایی با ذهنیتهای تنگنظر بود و پروژهها بیشتر جنبهی حرفی و تزئینی داشتند تا نتیجهی ملموس. برخی افراد واقعا تجربه و تخصص بالا داشتند و مدیر بودند، ولی بخش ما به فرد دیگری سپرده شده بود که تنها از اسم و تحرک سطحی برای مدیریت استفاده میکرد و بیشتر وظایفش به کارهای زیرآبزنی ختم میشد؛ این رفتارها باعث نگرانی و ناامیدی در تیم میشد. در بخش الکترونیک افراد تجربهداری حضور داشتند و از نظر آنان فضا رضایتبخش بود چون مدیری با تخصص داشتند. اما مدیران اداری غالبا فقط دستورات را بلد بودند و به ظاهر همواره یک سربرگ را به همراه داشتند. بهروزترین پروژهها شبیه پروژههای مادامالعمر بود و تغییر نامها بیشتر بود تا تغییرات بنیادین. اگر شما برنامهنویس بودید یا در کار نرمافزاری فعالیت میکردید، توصیه میکنم اینجا را ترک کنید؛ از نظر مالی و روحی ممکن است آسیب ببینید. در مجموع تجربهی من این بود که محیط به شدت سمی بود و حقوق پایین و سطح رفتار سازمانی ناامیدکننده بود. تخصص هم در برخی قسمتها پایین بود و پروژهها اغلب بیثمر یا غیرکاربردی به نظر میرسیدند. تهدیدات مکرر وجود داشت و اعتراض یا ارائهی نظر هم چندان پذیرفته نمیشد. به نظر من این محیط با استانداردهای منصفانه تطابق ندارد و برای کسانی که دنبال محیط آرام و امن هستند گزینه مناسبی نیست.
شرکتی که تجربهام را از آن دربر میگیرد، پژوهش نوین رایانه بود. آنجا بیشترین آشکارساختگی و بیرحمی را از برخی همکاران دیدم، تا حدی که با قاطعیت میتوان گفت رفتار برخی افراد با سربازان و کمکیها به شیوهای ناعادلانه و ظاهرا نامتناسب بود. بهعنوان نمونه، فشار ناعادلانه برای چند نفر از کارآموزان سرباز ایجاد میشد تا به اذیت آنها منجر شود، از جمله فرستادن یکی از آنها به پادگان. همچنین در عید نوروز، حضور اجباری سربازان برای نگهبانی برقرار میشد. وضعیت کادر زمانی که وظیفهشان را انجام میدهند خوب است، اما هرگاه کار تمام میشود انگار با میل به دوری از شرکت، به دشمنی بدل میشوند. تقلید از رفتار همتایان و همدلی کمتری احساس میشد و فضا به گونهای بود که بهنظر میرسید باید با همسطح بودن با گروه پیش بروند تا آرامش حفظ شود. بهطور کلی تفکری رایج بود که با سربازان برخوردی محکم و بیرحمانه انجام میدادند تا جایی که از دید برخی افراد بهعنوان لازم برای جلوگیری از پررویی مطرح میشد، هرچند جلوی سربازان صراحت کمتری بهکار گرفته میشد. این توضیحات را نوشتم تا بدانید جای کار کجاهاست و چگونه رفتارها در چنین محیطی شکل میگیرد. از مزایای شرکت هم میتوان به وعدههای رفتاری نسبتا منظم، صبحانه و ناهار باکیفیت، بیمه تکمیلی و حقوق غالبا بهموقع اشاره کرد. اما حقوق هم مانند سایر جنبهها نسبتا معقول و قابلقبول بود.