مصاحبه ستادی
تجربه کاری مصاحبه ستادی در کانون ایران نوین
با شرکت کانون ایران نوین تجربهای کارمندی را داشتم که بسیار تفاوت داشت با انتظاراتم. چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم؛ دو جلسه اول تصور میکردم مستقیم با فردی که قرار است باهاش کار کنم مصاحبه دارم، اما بعد مشخص شد مدیر اصلی من را واقعا ملاقات نکرده بود. سومین مرحله با مدیر منابع انسانی بود که تقریبا چهل و پنج دقیقه از وقت من را گرفت و در نهایت حقوق را او مطرح کرد؛ حقوقی کمتر از خواستهام پیشنهاد شد و گفتند در سه ماه اول وضع همواره همینطور است و بعد از سه ماه تغییر میکند، اما حتی پس از گذشت این دوره هم بهرهای از ترمیم حقوق دیده نشدم. در نهایت جلسه با مدیرعامل برگزار شد و او از من خواست که تعهد بدهم تا مدت طولانی باقی میمانم و دیرتر جدا میشوم. برخوردش در جلسه خوشایند بود و به غیر از توصیهای که زد چیز منفی دیگری در رفتار او ندیدم. تصمیم به پذیرش گرفتم و رفتم سر کار، اما رفتار مدیریتی وی نسبت به همکاران بسیار سنتی و کاغذبازیهای بیجا بود. برای هدیههای تشویقی به کارمندان، دستور میدادند کارتها بسوزانند تا خرجی نداشته باشند. مدیرعامل برخوردی توأم با پرخاشگری داشت و بارها دیده میشد که به سایرین فریاد میکشید یا با زبان نامناسب با افراد صحبت میکند؛ از شنیدهها پروندههایی هم وجود داشت که به زبان ساده میگفتند برای ایشان کارمندان اهمیت ندارند و فقط باید فروخته شوند. همچنین از اطرافیان میشنیدم که به مشتریان قولهای دروغ میدهند تا قرارداد ببندند. ساعت کاری طولانی بود؛ چیزی حدود نه و نیم تا ده ساعت در روز، و گاه به خاطر رفت و آمدهای شبانه مدیرعامل، بچهها تا نزدیکی نیمهشب میماندند تا کار ناتمام را تحویل دهند. اعطای مرخصی و دورکاری هم به صورت غیرمنطقی و غیرقابل انعطاف بود. ظاهر شرکت شیک به نظر میرسید، اما روند کار بسیار سنتی و بیبرنامه بود و در نهایت حس خوبی از محیط نداشتم. به طور کلی توصیه نمیکنم مگر در شرایطی که لازم است برای مدت کوتاهی دنبال کار بگردید. به نظر میرسد صاحب شرکت بیشتر به منافع خود توجه دارد تا رفاه تیم.
تجربههای مشابه
نزدیک ساعت 9 شب یه آقایی تلفن زد با صدایی خسته گفت که رزومه فرستاده بودین برای ما و... تعجب من رو متوجه شد و عذرخواهی کرد که این وقت شب زنگ میزنه. گفت که خیلیم خستس ولی خب چون تعداد رزومهها زیاده اگر اینطوری بررسی…
با وجود اینکه من برای مصاحبه به کانون ایران نوین دعوت شدم، احساس کردم روند کار خیلی منفی بود و نتونست احترام لازم رو به من بذاره. اوایل، فقط وفرمی که پرش کردمو اطلاعات رزومهام بود و مجبور شدم تکرار بشه. نزدیک به چهل…
در یک تجربه کاری تلخ با کانون ایران نوین شروع کردم و اوضاع بازار فروشی که با آن روبهرو شدم همواره چالشبرانگیز بود. من به طور تماموقت در واحد فروش و توسعه بازار کار میکردم و قرارداد من کمتر از یک سال به طول انجامید؛…
من برای شرکت کانون ایران نوین تجربهای از مصاحبه مدیریت پروژه دارم که هنوز طعمش رو فراموش نکردم. اوضاع مصاحبه خیلی نامناسب بود: گفتن از من میخواستن جای مشخصی بنشینم، اما نهایتا با تغییر پست از منیجر پروژه به اکانت…
عاشق کار کردن با تیمها و واحدهای مختلف نبودن، اما باید صبور میموندم و هر پروژهای که بهم میدادن رو با بخشهای متفاوت پیش میبردم. به شرط کنار اومدن با پرداختیها، چون فقط ماه اول رو پرداخت میکردن و ماههای بعدی…
مدتی در فضایی با ابهت و ساختمان شرکت قرار گرفتم که تصور میکردم استخدام شدن آنجا اتفاقی بزرگ است. به واحد کوچکی هدایت شدم که حدود پنجاه نفر در آن حضور داشتند و در یک اتاق کوچک آقای معیری برای مصاحبه حضور داشت. از من…