مصاحبه کارشناس پروژه مشتریان
تجربه مصاحبه مصاحبه کارشناس پروژه مشتریان در کانون ایران نوین
با وجود اینکه من برای مصاحبه به کانون ایران نوین دعوت شدم، احساس کردم روند کار خیلی منفی بود و نتونست احترام لازم رو به من بذاره. اوایل، فقط وفرمی که پرش کردمو اطلاعات رزومهام بود و مجبور شدم تکرار بشه. نزدیک به چهل دقیقه صبر کردم تا نوبتم بشه و بالاخره مصاحبه انجام گرفت. مصاحبهکننده هیچوقت خودش رو معرفی نکرد و سمتش هم مشخص نبود. رفتارش نامناسب بود و با لحن دستورالعمل از من خواست تا ماسکم رو بردارم تا بتونه من رو بشناسه. کل مدت مصاحبه خیلی کوتاه بود و تنها یک سوال کاملا فرمالیته درباره سابقه کارم مطرح شد. بهنظر میرسید که از قبل تصمیم گرفته بودند که نیرو رو خود شرکت استخدام کنه و رفتارشان هم بهاندازهای بود که آدم از آن عصبانی میشد. در دوران همهگیری کرونا، برای مصاحبهای پنج دقیقهای که بیشتر اطلاعاتش در رزومه بود، مجبور شدم هزینههای اضافی سفر رو تحمل کنم. به این تجربه واقعا افسوس میخورم چون پیشتر از طریق این سایت تجربههای مشابه رو مطالعه کرده بودم و دوست داشتم در نهایت به مصاحبه نروم.
تجربههای مشابه
نزدیک ساعت 9 شب یه آقایی تلفن زد با صدایی خسته گفت که رزومه فرستاده بودین برای ما و... تعجب من رو متوجه شد و عذرخواهی کرد که این وقت شب زنگ میزنه. گفت که خیلیم خستس ولی خب چون تعداد رزومهها زیاده اگر اینطوری بررسی…
با شرکت کانون ایران نوین تجربهای کارمندی را داشتم که بسیار تفاوت داشت با انتظاراتم. چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم؛ دو جلسه اول تصور میکردم مستقیم با فردی که قرار است باهاش کار کنم مصاحبه دارم، اما بعد مشخص شد…
در یک تجربه کاری تلخ با کانون ایران نوین شروع کردم و اوضاع بازار فروشی که با آن روبهرو شدم همواره چالشبرانگیز بود. من به طور تماموقت در واحد فروش و توسعه بازار کار میکردم و قرارداد من کمتر از یک سال به طول انجامید؛…
من برای شرکت کانون ایران نوین تجربهای از مصاحبه مدیریت پروژه دارم که هنوز طعمش رو فراموش نکردم. اوضاع مصاحبه خیلی نامناسب بود: گفتن از من میخواستن جای مشخصی بنشینم، اما نهایتا با تغییر پست از منیجر پروژه به اکانت…
عاشق کار کردن با تیمها و واحدهای مختلف نبودن، اما باید صبور میموندم و هر پروژهای که بهم میدادن رو با بخشهای متفاوت پیش میبردم. به شرط کنار اومدن با پرداختیها، چون فقط ماه اول رو پرداخت میکردن و ماههای بعدی…
مدتی در فضایی با ابهت و ساختمان شرکت قرار گرفتم که تصور میکردم استخدام شدن آنجا اتفاقی بزرگ است. به واحد کوچکی هدایت شدم که حدود پنجاه نفر در آن حضور داشتند و در یک اتاق کوچک آقای معیری برای مصاحبه حضور داشت. از من…