مصاحبه مدیریت پروژه
تجربه مصاحبه مصاحبه مدیریت پروژه در کانون ایران نوین
من برای شرکت کانون ایران نوین تجربهای از مصاحبه مدیریت پروژه دارم که هنوز طعمش رو فراموش نکردم. اوضاع مصاحبه خیلی نامناسب بود: گفتن از من میخواستن جای مشخصی بنشینم، اما نهایتا با تغییر پست از منیجر پروژه به اکانت منیجر روبهرو شدم و در نهایت فهمیدم کارشناس فروش هدفشان بوده است. بیش از سی دقیقه طول کشید تا معطل شدم و در طول این مدت هر بار میگفتن اینجا بنشین یا آنجا برو، انگار در شلوغی شرکت توپ فوتبال بازی میشد و من باید هر جا که صدایشان میآمد حرکت میکردم. واقعا بیاحترامی بود. عنوان شغلی با کاری که انتظار داشتند هیچ تناسبی نداشت. آن فرد مصاحبهکننده هم به نظر میرسید چیزی از کار پشتوانه ندارد، نه عذرخواهیای کرد و نه مصاحبهای جذاب ارائه داد. فقط چند اصطلاح را تکرار میکرد و زبان بدنش و این اصطلاحات سطحی و آشنا برای هر کسی را تکرار میکرد. با وجود اینکه من در آن حوزه تخصص داشتم، باز هم نتوانست مرا برای همکاری قانع کند؛ همانطور که مدیر پروژه هم بود. اوضاع وقتی بدتر شد که احساس کردم بینش و تواناییهای او از من بیشتر بود و با نگاه و لحنش سعی میکرد این موضوع را پنهان کند. بدترین بخش این بود که با وجود تأکید من روی حقوق چهار میلیون، گفتند کار به صورت پورسانتی است و ممکن است یک ماه حقوق نگیری و شاید ماهی بیش از ده میلیون هم بگیری، که واقعا مسخره و فاجعه بود. شرکت بزرگ و قدرتمندی به نظر میرسید، اما به نظر من مراقب باشید به طیفههایی که معرفی میکنند اعتماد بیجا نکنید؛ من یک روز مرخصی گرفتم و کل وقتم را بیخودی هدر دادم. شاید با مصاحبهگر دیگری اوضاع بهتری پیش میرفت، اما به هر حال من فکر میکنم با احتیاط به درخواستهای شغلی این شرکت نگاه کنید.
تجربههای مشابه
نزدیک ساعت 9 شب یه آقایی تلفن زد با صدایی خسته گفت که رزومه فرستاده بودین برای ما و... تعجب من رو متوجه شد و عذرخواهی کرد که این وقت شب زنگ میزنه. گفت که خیلیم خستس ولی خب چون تعداد رزومهها زیاده اگر اینطوری بررسی…
با وجود اینکه من برای مصاحبه به کانون ایران نوین دعوت شدم، احساس کردم روند کار خیلی منفی بود و نتونست احترام لازم رو به من بذاره. اوایل، فقط وفرمی که پرش کردمو اطلاعات رزومهام بود و مجبور شدم تکرار بشه. نزدیک به چهل…
با شرکت کانون ایران نوین تجربهای کارمندی را داشتم که بسیار تفاوت داشت با انتظاراتم. چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم؛ دو جلسه اول تصور میکردم مستقیم با فردی که قرار است باهاش کار کنم مصاحبه دارم، اما بعد مشخص شد…
در یک تجربه کاری تلخ با کانون ایران نوین شروع کردم و اوضاع بازار فروشی که با آن روبهرو شدم همواره چالشبرانگیز بود. من به طور تماموقت در واحد فروش و توسعه بازار کار میکردم و قرارداد من کمتر از یک سال به طول انجامید؛…
عاشق کار کردن با تیمها و واحدهای مختلف نبودن، اما باید صبور میموندم و هر پروژهای که بهم میدادن رو با بخشهای متفاوت پیش میبردم. به شرط کنار اومدن با پرداختیها، چون فقط ماه اول رو پرداخت میکردن و ماههای بعدی…
مدتی در فضایی با ابهت و ساختمان شرکت قرار گرفتم که تصور میکردم استخدام شدن آنجا اتفاقی بزرگ است. به واحد کوچکی هدایت شدم که حدود پنجاه نفر در آن حضور داشتند و در یک اتاق کوچک آقای معیری برای مصاحبه حضور داشت. از من…