بدون عنوان
تجربه کاری بدون عنوان در کندا ایده
امتیاز ۱.۰ از ۵.
شرکت کندا ایده را تجربه کردم و داستانی از فضای کار آن تعریف میکنم. حقوق پایین و رفتاری که یکی از مدیران با همکاران دارد، منو به این نتیجه رساند که محیط کار بیشتر شبیه یک کافیشاپ اینترنتی است تا دفتر کار، تا جایی که از نگاه آنها فضای کاری اوپن آفیس است. منابع منابع انسانی بیسواد و فرمالیتهاند و هیچ ارادهای از خود نشان نمیدهند؛ اگر شرکتی که میخواهید برای استخدام با این تیم تماس بگیرد، به شدت احتمال میدهند که بین شما و شرکت ارتباط را قطع کنند. برخوردها بهقدری نامطلوب بود که یکی از همکاران خانم برای مدتی به گریه افتاد. صفحهنمایش من و محیط کار زیر نظر بود و دوربین بالای سرم و صدایم هم بررسی میشد. اگر صبح حتی یک دقیقه دیرتر از زمان مقرر رفتم، ۴۵ دقیقه به اضافهکارم کم میشد. بهطور نمونه اگر ساعت کاری تا پنج بود، تا شش عصر اضافهکاری بهطور ناچیز و به مقدار حدود یکصد تومان محاسبه میشد، مگر اینکه تاخیر وجود نداشته باشد. به طور کلی کارمندان آنجا آنقدر ناراضی بودند که هنگام تسویهحساب حتی نمیشناختمشان و همه آنجا از شرکت جدا شده بودند.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل میترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر میتوانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو میخواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش میدازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمیدادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه
در این مجموعه حقوق نسبتا پایین است و پس از بیست سال از تأسیس هنوز پرداختها بهطور منظم انجام نمیشود. به همین دلیل، مدیران این ناهمتوازن روحیهی ناخوشایند را در میان کارکنان تقویت میکنند. افراد کمتجربه جذب میشوند، کار با دستمزد پایین بهطور مداوم از آنها کار میکشند و وقتی انتظار معقولی مطرح میشود، ماندن در شرکت غیرممکن میشود. مدیران، اغلب افراد فامیل و از نظر مدیریتی کنترلگر هستند و تمرکز صرفا روی ظاهر و نمایش قدرت است تا رشد و انگیزه برای کار. به هیچ عنوان از زمان استراحت یا ناهار خبری نیست و نرخ ترک کار بالا است؛ اینجا بیشتر شبیه یک مجموعه خانوادگی با توهم سازمانی است. به نظر میرسد شمار زیادی از بازخوردهای مثبت اغراقآمیز داخلی هستند و توسط اعضای همان مجموعه تولید میشوند.
قبل از همه، فهمیدم که کندا ایده جایی با ساختار کار سخت و تمرکز بالا بوده. وقتی واردش شدم، قبل از شیوع کرونا بچهها کمتر دورکار میشدند و گروهی که نمیشد دورکار کنند هم چند نفر باقی ماندند و به مرور شنیدم هنوز تعدادی به صورت دورکار یا ترکیبی کار میکنند. فضای کار دقیق است و هنوز جای تفریح و سرگرمی کم دیده میشود، اما وقتی دستاوردی مهم به وجود بیاید، فرصت یادگیری و پیشرفت طولانیمدت وجود دارد و شرکت هم هم در زمینه تحصیل با حمایتهای مالی مثل وام یا سایر کمکها همگام است. از نظر پرداختی، حقوق و مزایا به دقت محاسبه میشود و به طور کامل پرداخت میشود. به تازهواںها از طریق همکاران با سابقه آموزش میبینند تا برای کار آماده شوند، و تجربهشان را در قالب مسیر آمادهسازی شغلی دنبال میکنند. محل دفتر امیرآباد امکانات قابل دسترسی دارد، اما پارکینگ شرایط مناسبی ندارد. فشار کار بالا است و انتظار دارند خروجی مناسبی ارائه شود؛ زمان هدررفته در کارشان هم کم است و از همان ابتدا مشخص میشود که نباید در کار دیگری مشغول شد و این یک خط قرمز برایشان است.
به تازگی به تیم ملحق شدم و در نخستین روزها نمیخواهم دیده شوم، اما امروز میخواهم از تجربهام بگویم. به طور کلی احساس رضایت از کارم نسبت به شرکت بسیار بالاست. چند روز پیش برایمان بن کارت یلدا تهیه کردند که برای من که تازه کار هستم، هدیهای لذتبخش و دلگرمکننده بود. فارغ از مبلغ، همین که شرکت به من پیام میدهد که به فرد جوان و تازهکار اهمیت میدهد و برای آینده همکاریمان ارزش قائل است، خیلی برایم با ارزش بود. امیدوارم روزی که از شرکت جدا شوم هم با همان شور و نشاط بتوانم نظر مثبتی ثبت کنم.
پی بردن به اینکه با کندا ایده همکاری کنم برای من تجربهای آرام و مثبت بود، حالا که از اون محیط جدا شدم، بیشتر به این نتیجه رسیدم. قبل از ورود به شرکت، از وضعیت و آیندهی شغلم نگران بودم چون تازه از مپنا خارج شده بودم و این موضوع ذهنم رو مشغول کرده بود. فضای کاری خیلی خوب بود و برخوردها با همکاران صمیمی و دوستانه بود؛ همکاری تیمی و روحیه جوانی که در شرکت حاکم بود، خیلی ملموس بود. رابطه با مدیریت بهویژه با مدیران ارشد آسان بود و افرادی که در مجموعه بودن همواره در دسترس بودند. برای من که از یک شرکت بزرگتر آمده بودم، اولش شوکی داشتم اما به مرور جا افتادم و حس خوب محیط را تجربه کردم. روزی که به دلیل بارداری از شرکت جدا شدم نیز رفتار محترمانهای داشتند و حتی برای خداحافظی مراسم کوچیکی برگزار کردند. باید گفت هر جا کسی کار کند، نقاط منفی هم وجود دارد، اما باید به جنبههای مثبت و شرایطی که شرکت فراهم میکند نگاه کرد. به نظر من، اینکه شرکت با ۱۵۰ نفر پرسنل، چندین سال بالا مانده، واقعا نشانهای از ثبات است.
برای ورود به این مجموعه با این انتظار که تجربهای ارزشمند کسب کنم، اما حقیقتا دریافتم که بیش از هر چیز، درس بزرگی به من نشان میدهد که هیچ تجربهای ارزش بیاحترامی را ندارد. حقوقی که پیشنهاد میشد آنقدر ناچیز و تحقیرآمیز بود که تعجببرانگیز بود چطور میشود انسان با انگیزه و حرفهای را به کار کشید. قبولش اشتباه من بود و تنها با تصور آغاز تجربهای کمخطر، اما خیلی زود فهمیدم اینجا صرفا اتلاف وقت، انرژی و حیثیت است. این مجموعه الگویی مشخص دارد: جذب نیروهای کمتجربه با پرداخت کمترین هزینه، و به محض اینکه فردی اندکی تجربه میکند یا انتظار حداقلی و منطقی برمیتابد، خود نیرو ترجیح میدهد برود. کارها آنقدر سادهاند که یک تازهکار هم از پسشان برمیآید، بنابراین برایشان مهم نیست که چه کسی باشد؛ تنها شرط قابلیت ارزان بودن است. قوانین و فرهنگ کاری به نحوی است که نیرو صرفا ابزار مصرفی است و به آدمی با ارزش نگاه نمیشود. خیلی از کسانی که اینجا کار میکنند، بهنوعی تحت فشار هستند و تحمل وضعیت را بهاجبار پذیرفتهاند. نام شرکت برای این مجموعه بیش از حد بزرگ به نظر میرسد و واقعیت این است که با یک کافینت خانوادگی کوچک روبهرو هستید که مدیرش تصور میکند شرکت بزرگی ساخته است. تفاوت بین تصویر ذهنی مدیر و واقعیت مجموعه آنقدر زیاد است که به سوژهای طنز تبدیل شده بود. مدیریت هم بهطور قابل توجهی عقدهمحور است و با رفتارهای تلافیجویانه همراه است؛ بهنظر میرسد هدف اصلی نه رشد مجموعه، بلکه نمایش و کنترل و بزرگنمایی آن است. به جای تمرکز روی پیشرفت، انرژی زیادی صرف نمایش، کنترلگری و تبلیغ میشود. در محیط کار هم اوضاع قابل دفاع نیست. بیاحترامیهای عجیب، رفتارهای غیرحرفهای، تصمیمهای هیجانی و سلیقهای، و ساختار کاملا خانوادگی که قوانینش با حال و روز تغییر میکند. از منابع انسانی خبری نیست و بیشتر شبیه یک مناسبات خانوادگی است تا یک محیط سالم کاری. استراحت و ناهار تعریف نشدهاند؛ حتی هنگام صرف غذا باید مشغول کار بود. چند دقیقهای نفس کشیدن هم گاهی بهعنوان لطف تلقی میشود. نرخ ترک نیروها آنقدر بالا است که اگر کسی یک سال بماند خبر میشود. همین واقعیت بهخوبی نشاندهنده کیفیت محیط است. اگر دانشجوی روانشناسی هستید، اینجا میتواند برای بررسی کیسهای مطالعه مفید باشد. اما اگر دنبال تجربه کاری سالم، حرفهای و با احترام میگردید، گزینههای بهتری وجود دارد. و در پایان، اگر در مرور نظرات با تعریفهای غیرواقعی یا بیشازحد مثبت برخورد کردید، جای تعجب نیست — براساس تجربه من و دیگران، اینها هیچ نزدیکیای به واقعیت ندارند و از داخل مجموعه نوشته میشوند. نتیجه نهایی: اگر برای وقت، آرامش و شأن کاری ارزش قائل هستید، این مجموعه را در لیست سیاه خود قرار دهید.