وویکی‌تجربهجستجو
کندا ایده
تجربه کاری۱ خرداد ۱۴۰۱

واقعا نمی‌دونم!

تجربه کاری واقعا نمی‌دونم! در کندا ایده

امتیاز ۲.۰ از ۵.

۲.۰· واقعا نمی‌دونم!

مطمئنا هر شرکتی نقاط قوت و ضعف داره. شرکت کندا ایده هم مستثنا نیست و ضمن اینکه من بیش از یکسال پیش در کندا بودم و شاید برخی موارد الان تغییر کرده باشه. * از لحاظ دانش در زمینه GIS شرکت قدبلند و قابل ستایشی هست که این فرصت رو برای دانشجویان رشته‌ی GIS به شدت ایجاد می‌کنه (بخصوص برای شروع کار) تا با یک فضای کاملا عملی در این حوزه مواجه بشن اما با توجه به اینکه این شرکت تلاش بر فناورانه کردن علم GIS داره، به شدت در مدیریت تیم توسعه ضعیف هست. اما به شدت به دوستان GIS توصیه می‌کنم که حداقل چند ماهی در این شرکت حضور داشته باشند، حتی به عنوان کارآموز. * اگر آدمی هستید که دوست دارید در پروژه‌های ملی کار کنید و حس غرور خواهید داشت بابت حضور در چنین پروژه‌هایی، کندا جای خوبی براتون می‌تونه باشه، بخصوص با توجه به صحبت‌هایی که مدیران این شرکت می‌کنند و انگیزه‌هایی که میدند. اما به عنوان عضوی از تیم توسعه نرم‌افزاری (به عنوان یه تازه‌کار) اگر به دنبال پیشرفت هستید، کندا شاید (!) فقط برای ۶ ماه اول براتون خوب باشه تا یه سری موارد رو یاد بگیرید در این حوزه. * تفکرات بلندپروازانه در این شرکت به شدت زیاد هست و باعث انگیزه میشه در ابتدای کار اما متاسفانه برنامه‌ریزی و نقشه‌راه دقیقی برای رسیدن به این اهداف وجود نداره که این باعث میشه تا این اندیشه‌ها به فراموشی سپرده بشه یا نیمه کاره رها بشه و بعد از مدتی بجای انگیزه دادن به نیرو، نیروها احساس کنند که در حال درجا زدن هستن. (دقیقا ضدانگیزه میشه). حداقل من در ۲ سالی که در کندا کار کردم مواردی که به من گفته شد هیچ‌وقت براش برنامه‌ریزی اتفاق نیافتاد و بیشتر یه آرزو بود که می‌گفتند اگر تهش فرصت کنیم انجام میدیم. (خیلی وقت‌ها اهداف در خیلی از شرکت‌ها شکست می‌خوره، اما برنامه‌ریزی کردن و تیم گذاشتن و انرژي گذاشتن برای رسیدن به اون هدف هم نکته‌ی مهمی هست که در کندا حداقل در دوره من اتفاق نیافتاد) * از لحاظ پرداخت حقوق، بدون مشکل ماهیانه پرداخت انجام میشه اما نامنظم و روز خاصی برای پرداخت وجود نداره و این اذیت کننده هست و اصلا امکان برنامه‌ریزی مالی درست نخواهید داشت. از سوی دیگر هدایای فصلی یا مناسبتی نسبت خوب و بالاتر از عرف بازار اهدا میشه، البته به ژیگولی استارت‌اپ‌ها نیست که بخوای باهاش عکس بگیری و بذاری اینستاگرام و لینکدینتون (اگر این چیزا براتون مهم هست و مزیت حساب میشه). پاداش ماهیانه یا پاداش براساس عملکرد وجود نداره و ارتقای حقوق و تصمیم‌گیری در مورد اون به شدت ضعیف هست در کندا، حتی افزایش حقوق سال به سال. کلا حقوق پرداختی کندا نسبت به عرف بازار به شدت پایین‌تر هست. * ساعت کاری تو کندا یکی از بزرگترین مسائل من بوده به عنوان عضوی از تیم توسعه، خودم آدم شب‌کاری نیستم و صبح‌ها بهتر کار می‌کنم. در تیم‌های توسعه دیگر که بودم،‌ ساعت کار به صورت شناور بود ولی همیشه یک ساعت شروع به کار و پایان کار برامون وجود داشته. ولی در کندا به اسم یه چنین موضوعی بود اما با هر فردی یک مدل برخورد میشه و یکی زود میاد یکی در دسترس نیست یکی دیر میاد و خیلی برای من سخت بود این موضوع. (البته برای یه سری‌ها این مورد شاید مزیت به حساب بیاد) * تو کندا از لحاظ پیشرفت علمی متاسفانه برای افرادی که درگیر پروژه نرم‌افزاری یا مهندسی هستند به نظر فرصت کافی وجود نداره (البته این جدا از تجربه‌ای هست که افراد از خود پروژه‌ها یاد می‌گیرند). دوره‌ی خاصی برگزار نمیشه و یا کمک هزینه بابت اینکار داده نمیشه. بخوام سمت تیم توسعه نرم‌افزاری بگم، با توجه به اینکه از تکنولوژي‌های قدیمی استفاده می‌کنن و اصولا افرادی که وارد میشن این حداقل‌ها رو بلدن بعد یه مدت از کندا میرن و تمایل به ادامه کار ندارند. * همچنین هیچ‌گونه میزان و معیاری برای کنترل تسک‌ها وجود نداشت، خیلی زمان‌ تسک‌ها با هرج و مرج و غیرمنطقی داده میشد و از هیچ سیستمی برای کنترل روند انجام توسعه استفاده نمیشد. نظر تیم توسعه گرفته نمیشد بابت میزان زمان مورد نیاز و فقط براساس تجربه یک نفر به عنوان سرپرست تیم پیش می‌رفت. در کل اصلا معلوم نبود از چه مدیریت پروژه‌ای در کندا استفاده میشه. به نظر خودم به شدت نیاز به مشاور دارند در این زمینه تا ارتقا پیدا کنند. * در کل سطوح افراد در شرکت هم مشخص نیست، البته خودشون به عنوان یه مزیت می‌دونن این موضوع رو ولی سطح جونیور و سینیور و ... هم حتی مشخص نیست که اگر مشکلی داریم حتی تکنیکال بریم سراغ فرد ارشد و رفع مشکل کنیم. در کل نمی‌دونستیم که به کی رجوع کنیم و تهش میشد اینکه فقط یه مدیر که با ایشون به زحمت بتونیم یه جلسه ست کنیم تا اتفاقات رو بهشون بگیم یا اگر به مدیر دیگری هم می‌گفتیم تهش اون یه مدیر اصلی و نهایی خبردار میشد و اون بود که تصمیم رو می‌گرفت، حتی تو بحث‌های تکنیکال که سررشته‌ای نداشتن! در کل مدیرفنی و کسی که دانش در زمینه برنامه‌نویسی داشته باشه و بتونه راهکار ارائه بده و یا کمک باشه هم وجود نداشت. * از دید کلیت مدیریت، اصولا تصمیم‌ها توسط یک نفر گرفته میشه، حداقل این حس وجود داره در شرکت که یک نفر تصمیم‌گیرنده نهایی هست، حالا هر نظری بقیه داشته باشند مهم نیست یا کم تاثیر هست. گاهی تصمیم‌گیری‌ها و فشار موجود در سطح مدیریتی به شدت به نیروها منتقل میشه از لحاظ احساسی و گاهی اینجوری هست که شرکت در یک سکوت و سرمای احساسی شدید فرو میره به علت رفتار مدیران. مدیران در سطوح مختلف البته، نه فقط مدیران ارشد! * اگر دنبال جایی هستید که مراسم‌های مناسبتی و تیم بیلدینگ دارند و از این حرفا، کندا چنین مواردی رو نداره یا حداقل نداشت. کلا روال HR در کندا تنها به ورود افراد محدود شده، که اون هم تهش با تصمیم مدیران ارشد نهایی میشه و HR بسیار در این زمینه هم ضعیف بود (حتی اگر سرپرست می‌گفت یکی از لحاظ دانش ضعیف هست و یا اورکوالیفای هست و به درد تیم نمی‌خوره و اون فرد رو نمی‌خوامش، احتمال داشت اون فرد انتخاب بشه، چون مدیر اصلی خوشش اومده!). هیچ فعالیت دیگری که منابع انسانی باید داشته باشه در کندا ندیدم. از بررسی عملکرد و تذکر در مورد عملکرد بد، اخراج افراد تا برگزاری مراسم‌هایی مثل جشن تولد و طراحی محیط مناسب و ... که در نگهداشت نیروها تاثیر داره از سوی HR هرگز انجام نمیشده. یکی دو مورد از فعالیت‌های این چنینی در دوره‌ی ما بود که اونم با همکاری بچه‌ها انجام شد. * یه موضوع دیگری هم که وجود داره، امکانات اولیه یه شرکت هست، در دوره‌ی ما یه آبدارچی بصورت مستمر هم در شرکت وجود نداشت که بهمون چایی بده حداقل یا رسیدیگی بکنه موارد نظافتی و ...! از لحاظ امکانات IT هم بسیار ضعیف بوده و حداقل‌ترین سیستم‌های موجود جهان رو باید روش کار می‌کردیم که این خودش به شدت روی عملکرد ما تاثیر داشت که البته این از عقاید مدیران شرکت بوده که باید از همه چی نهایت استفاده اتفاق بیافته و هیچ چیزی دور ریخته نمیشه و طبیعت آسیب میبینه و تیم توسعه باید حتما با سیستم‌های داغون کار کنند که نرم‌افزار تولید شده درست کار کنه. در حالی که امکانات و روال برای انجام حداقل‌ترین تست‌های نرم‌افزاری هم در این شرکت وجود نداشت و به یکباره ریلیز اتفاق میافتاد برای کارفرما. با آرزوی موفقیت.

نقاط قوت

بیمه تکمیلی
تیم صمیمی

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
عدم پیشرفت
ساعت کاری بالا
بی نظمی کاری
عدم امکان استراحت بین کار
حقوق ناکافی
عدم پرداخت به موقع حقوق
مدیریت ضعیف

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۲.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

کندا ایده
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تستر
۲.۰
نقد واقعی

به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل می‌ترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر می‌توانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو می‌خواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش می‌دازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمی‌دادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه

کندا ایده
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۱.۰
برنامه نویس

در این مجموعه حقوق نسبتا پایین است و پس از بیست سال از تأسیس هنوز پرداخت‌ها به‌طور منظم انجام نمی‌شود. به همین دلیل، مدیران این ناهم‌توازن روحیه‌ی ناخوشایند را در میان کارکنان تقویت می‌کنند. افراد کم‌تجربه جذب می‌شوند، کار با دستمزد پایین به‌طور مداوم از آن‌ها کار می‌کشند و وقتی انتظار معقولی مطرح می‌شود، ماندن در شرکت غیرممکن می‌شود. مدیران، اغلب افراد فامیل و از نظر مدیریتی کنترل‌گر هستند و تمرکز صرفا روی ظاهر و نمایش قدرت است تا رشد و انگیزه برای کار. به هیچ عنوان از زمان استراحت یا ناهار خبری نیست و نرخ ترک کار بالا است؛ اینجا بیشتر شبیه یک مجموعه خانوادگی با توهم سازمانی است. به نظر می‌رسد شمار زیادی از بازخوردهای مثبت اغراق‌آمیز داخلی هستند و توسط اعضای همان مجموعه تولید می‌شوند.

کندا ایده
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۳.۰

قبل از همه، فهمیدم که کندا ایده جایی با ساختار کار سخت و تمرکز بالا بوده. وقتی واردش شدم، قبل از شیوع کرونا بچه‌ها کمتر دورکار می‌شدند و گروهی که نمی‌شد دورکار کنند هم چند نفر باقی ماندند و به مرور شنیدم هنوز تعدادی به صورت دورکار یا ترکیبی کار می‌کنند. فضای کار دقیق است و هنوز جای تفریح و سرگرمی کم دیده می‌شود، اما وقتی دستاوردی مهم به وجود بیاید، فرصت یادگیری و پیشرفت طولانی‌مدت وجود دارد و شرکت هم هم در زمینه تحصیل با حمایت‌های مالی مثل وام یا سایر کمک‌ها همگام است. از نظر پرداختی، حقوق و مزایا به دقت محاسبه می‌شود و به طور کامل پرداخت می‌شود. به تازه‌واں‌ها از طریق همکاران با سابقه آموزش می‌بینند تا برای کار آماده شوند، و تجربه‌شان را در قالب مسیر آماده‌سازی شغلی دنبال می‌کنند. محل دفتر امیرآباد امکانات قابل دسترسی دارد، اما پارکینگ شرایط مناسبی ندارد. فشار کار بالا است و انتظار دارند خروجی مناسبی ارائه شود؛ زمان هدررفته در کارشان هم کم است و از همان ابتدا مشخص می‌شود که نباید در کار دیگری مشغول شد و این یک خط قرمز برایشان است.

کندا ایده
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه نویس
۵.۰
برنامه نویس

به تازگی به تیم ملحق شدم و در نخستین روزها نمی‌خواهم دیده شوم، اما امروز می‌خواهم از تجربه‌ام بگویم. به طور کلی احساس رضایت از کارم نسبت به شرکت بسیار بالاست. چند روز پیش برایمان بن کارت یلدا تهیه کردند که برای من که تازه کار هستم، هدیه‌ای لذت‌بخش و دلگرم‌کننده بود. فارغ از مبلغ، همین که شرکت به من پیام می‌دهد که به فرد جوان و تازه‌کار اهمیت می‌دهد و برای آینده همکاری‌مان ارزش قائل است، خیلی برایم با ارزش بود. امیدوارم روزی که از شرکت جدا شوم هم با همان شور و نشاط بتوانم نظر مثبتی ثبت کنم.

کندا ایده
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس فنی
۳.۰
کارشناس فنی

پی بردن به اینکه با کندا ایده همکاری کنم برای من تجربه‌ای آرام و مثبت بود، حالا که از اون محیط جدا شدم، بیشتر به این نتیجه رسیدم. قبل از ورود به شرکت، از وضعیت و آینده‌ی شغلم نگران بودم چون تازه از مپنا خارج شده بودم و این موضوع ذهنم رو مشغول کرده بود. فضای کاری خیلی خوب بود و برخوردها با همکاران صمیمی و دوستانه بود؛ همکاری تیمی و روحیه جوانی که در شرکت حاکم بود، خیلی ملموس بود. رابطه با مدیریت به‌ویژه با مدیران ارشد آسان بود و افرادی که در مجموعه بودن همواره در دسترس بودند. برای من که از یک شرکت بزرگ‌تر آمده بودم، اولش شوکی داشتم اما به مرور جا افتادم و حس خوب محیط را تجربه کردم. روزی که به دلیل بارداری از شرکت جدا شدم نیز رفتار محترمانه‌ای داشتند و حتی برای خداحافظی مراسم کوچیکی برگزار کردند. باید گفت هر جا کسی کار کند، نقاط منفی هم وجود دارد، اما باید به جنبه‌های مثبت و شرایطی که شرکت فراهم می‌کند نگاه کرد. به نظر من، اینکه شرکت با ۱۵۰ نفر پرسنل، چندین سال بالا مانده، واقعا نشانه‌ای از ثبات است.

کندا ایده
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

برای ورود به این مجموعه با این انتظار که تجربه‌ای ارزشمند کسب کنم، اما حقیقتا دریافتم که بیش از هر چیز، درس بزرگی به من نشان می‌دهد که هیچ تجربه‌ای ارزش بی‌احترامی را ندارد. حقوقی که پیشنهاد می‌شد آن‌قدر ناچیز و تحقیرآمیز بود که تعجب‌برانگیز بود چطور می‌شود انسان با انگیزه و حرفه‌ای را به کار کشید. قبولش اشتباه من بود و تنها با تصور آغاز تجربه‌ای کم‌خطر، اما خیلی زود فهمیدم اینجا صرفا اتلاف وقت، انرژی و حیثیت است. این مجموعه الگویی مشخص دارد: جذب نیروهای کم‌تجربه با پرداخت کمترین هزینه، و به محض اینکه فردی اندکی تجربه می‌کند یا انتظار حداقلی و منطقی برمی‌تابد، خود نیرو ترجیح می‌دهد برود. کارها آن‌قدر ساده‌اند که یک تازه‌کار هم از پسشان برمی‌آید، بنابراین برایشان مهم نیست که چه کسی باشد؛ تنها شرط قابلیت ارزان بودن است. قوانین و فرهنگ کاری به نحوی است که نیرو صرفا ابزار مصرفی است و به آدمی با ارزش نگاه نمی‌شود. خیلی از کسانی که اینجا کار می‌کنند، به‌نوعی تحت فشار هستند و تحمل وضعیت را به‌اجبار پذیرفته‌اند. نام شرکت برای این مجموعه بیش از حد بزرگ به نظر می‌رسد و واقعیت این است که با یک کافی‌نت خانوادگی کوچک روبه‌رو هستید که مدیرش تصور می‌کند شرکت بزرگی ساخته است. تفاوت بین تصویر ذهنی مدیر و واقعیت مجموعه آن‌قدر زیاد است که به سوژه‌ای طنز تبدیل شده بود. مدیریت هم به‌طور قابل توجهی عقده‌محور است و با رفتارهای تلافی‌جویانه همراه است؛ به‌نظر می‌رسد هدف اصلی نه رشد مجموعه، بلکه نمایش و کنترل و بزرگ‌نمایی آن است. به جای تمرکز روی پیشرفت، انرژی زیادی صرف نمایش، کنترل‌گری و تبلیغ می‌شود. در محیط کار هم اوضاع قابل دفاع نیست. بی‌احترامی‌های عجیب، رفتارهای غیرحرفه‌ای، تصمیم‌های هیجانی و سلیقه‌ای، و ساختار کاملا خانوادگی که قوانینش با حال و روز تغییر می‌کند. از منابع انسانی خبری نیست و بیشتر شبیه یک مناسبات خانوادگی است تا یک محیط سالم کاری. استراحت و ناهار تعریف نشده‌اند؛ حتی هنگام صرف غذا باید مشغول کار بود. چند دقیقه‌ای نفس کشیدن هم گاهی به‌عنوان لطف تلقی می‌شود. نرخ ترک نیروها آن‌قدر بالا است که اگر کسی یک سال بماند خبر می‌شود. همین واقعیت به‌خوبی نشان‌دهنده کیفیت محیط است. اگر دانشجوی روان‌شناسی هستید، اینجا می‌تواند برای بررسی کیس‌های مطالعه مفید باشد. اما اگر دنبال تجربه کاری سالم، حرفه‌ای و با احترام می‌گردید، گزینه‌های بهتری وجود دارد. و در پایان، اگر در مرور نظرات با تعریف‌های غیرواقعی یا بیش‌ازحد مثبت برخورد کردید، جای تعجب نیست — براساس تجربه من و دیگران، این‌ها هیچ نزدیکی‌ای به واقعیت ندارند و از داخل مجموعه نوشته می‌شوند. نتیجه نهایی: اگر برای وقت، آرامش و شأن کاری ارزش قائل هستید، این مجموعه را در لیست سیاه خود قرار دهید.