تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در کیان دیجیتال
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اسفند ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹).
در اوایل حضورم در کیان دیجیتال، با توقعاتی آرام و بیدغدغه وارد شدم، اما به مرور اوضاع رنگی متفاوت به خود گرفت. وقتی قرارداد اولیه را امضا میکردی، گیر افتادن در محیطی را حس میکردی که تا زمانی که آنها بخواهند نمیشود ازش خارج شد. در روزهای نخست وعدههایی مانند سهام، پاداش و امثالهم مطرح میشد تا انگیزه را حفظ کنند، اما وقتی متوجه شدم این وعدهها برای همهی نفرات قبلی هم بوده و فقط برای گول زدن افراد طراحی شده، یا وقتی فهمیدم شرکت برای رفتن کارکنان از طریق شکایت و تهدید به توقیف اموال عمل میکند، جو به کلی عوض میشد. از آن پس احساس میکردی به بردهای تبدیل شدهای که اگر بخواهی خروج کنی، باید هر کاری را که میگویند انجام بدهی. نکتهای که باید بدانید این است که شرکت حتی دلیل مشخصی برای تعیین حقوق سال آینده در انتهای سال ارائه نمیدهد، چون قراردادها با بندهای حقوقی پیچیدهای همراه هستند که شما را به خدمت آنها میچسباند. اگر تصمیم دارید به کیان دیجیتال بروید، فقط از خودتان بپرسید چرا قدیمیترین عضو تیم فنی دو سال است که آنجا حضور دارد و بالاتر از او هم دیگران نیستند. بعد از چند ماه هرکس متوجه میشود در چه وضعیتی قرار گرفته است، اما برای فرار باید معمولا یک تا دو سال صبور بمانی تا شاید اجازه خروج بدهند. نکتهای مهم این است که کیان دیجیتال و شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا هر دو متعلق به همان مجموعهاند و قراردادی که گفتم درباره هر دو شرکت هم صدق میکند؛ پس فریب تغییر اسم از کیان دیجیتال به مبنا را نخورید. همچنین مراقب باشید با پیشنهادهای ظاهر دوستانه از سوی تیم منابع انسانی کیان گول نخورید؛ امضای قرارداد به معنای پایان مواجهه با روی خوش و ورود به فضای واقعی و جدیتری است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در مصاحبه مدیر محصول شرکت کیان دیجیتال، اوضاع را به گونهای دیدم که همه چیز روان و خوب پیش رفت. در بخش فنی، قرار بود با سیستمهای بورسی و معاملات آنلاین آشنا بودنم را نشان بدهم و دنبال سوالهایی دربارهشان رفتند. یک کار عملی هم داشتند که همان موقع، تحلیل و طراحی MVP یک اپ بورس را انجام بدهم و فرایند را توضیح دهم؛ کار نسبتا سادهای بود. سوالهای غیر فنی بیشتر حول تجربههای قبلیم بود و دلیل ترک شرکتهای قبلی و نحوه واکنش در موقعیتهای فرضی با چالشهای مختلف. اما فراز و نشیب اصلی این بود که مشخص نبود دقیقا از من چه کاری میخواهند و با اینکه شرکت تقریبا دو سال است که کار میکند، هنوز هیچ محصولی را راهاندازی نکردهاند؛ این موضوع برای من نشانهای واضح از وضعیت داخلی و فرایندهایشان بود. بقیه موارد قابل قبول بود. آنچه برایشان بیش از هر چیز اهمیت داشت، ظاهر رسمی بود. آقایان پیراهن مردانه و شلوار پارچهای میپوشیدند و خانمها هم روسری و مانتو شلوار پارچهای رسمی داشتند. تأکید زیادی بر فضای رسمیت محیط کار و رفتوآمد تعداد زیادی از افراد بانکی وجود داشت.
در مصاحبه فنی، با محوریت اندروید و کاتلین، سوالاتی درباره الگوریتمها هم مطرح شد و وقتی گفتم در گیتاب پروژهای دارم، هیچ کد چالش خاصی از من نخواستند و از نظر فنی به سرعت تأیید شدم. اما برخورد منابع انسانی خیلی طولانی و تا حد زیادی مزاحم بود و دردسرساز، تا حدی فوضولانه که واقعا حالم را بد کرد و فردای همان روز ایمیلی دریافت کردم که رد شدم. به خصوص احساس من درباره شرکتهایی که در جلسه مصاحبه از حقوق قبلی فرد سوال میکنند این است که به حریم خصوصی نگاه احترام نمیشود و تا حد زیادی پاسخ دادن را ترجیح نمیدهم.
وقتی رزومهام را فرستادم با من تماس گرفتند و درخواست کردند لینک نمونه کارها را ارسال کنم. سپس تماس گرفتند و گفتند فردا باید با مدیر شرکت جلسهی حضوری داشته باشم؛ زمان مصاحبه ده و نیم صبح بود. دفتر شرکت در نزدیکی میدان آرژانتین قرار دارد. برخورد مدیرعامل محترمانه بود و از نمونه کارها و رزومهام بهطور پرینت شده استفاده میکردند. از من دربارهی نمونه کارها پرسیدند و میخواستند بدانند تا حالا مقالهای درباره بورس و بازار سرمایه نوشتم یا نه؛ پاسخ من منفی بود و بیشتر نوشتههای من درباره سیاست خارجی ایران بود نه بورس. از من خواستند متنی کوتاه دو پاراگرهای درباره الفبای سرمایهگذاری بنویسم و برای آنها ارسالش کنم. من مقاله را نوشتم و برایشان فرستادم، اما خبری نشد و این بهنوعی یعنی رد شدن درخواست استخدام بود.
در کل سه بار برای مصاحبه دعوت شدم اما هر بار فرآیند کمی متفاوت بود. اولین گفتوگو با نیروهای اندروید نزدیک به یک ساعت طول کشید و برای من خیلی عجیب بود که رزومهام را بهدقت نخوانده بودند؛ به جای توضیح دقیق درباره مهارتهایم، از من پرسشهایی میکردند که بیشتر حول محتویات رزومه میگشت. ساختار سوالها مشخص نبود و هرچیزی که روی صفحه رزومه میدیدند را میپرسیدند. سوالها عمومی نبودند اما بعضیشان به سینتکسهای کاتلین مربوط میشد و برای من سخت نبودند، فقط مهمترین موضوعی که برای آن تیم اهمیت داشت، کاتلین و بهنوعی معماری کلین بود. یکی از بخشها پروژهای ساده فرستادند تا پس از تکمیل درباره کدم با من صحبت کنند؛ اما هیچ گفتوگویی دراینباره انجام نشد و دیگر پیگیری نکردند. واقعا نمیدانم چه کسی صلاحیت من را برای مصاحبه تأیید کرده بود که به آن مرحله بروم. در پایان جلسه به من گفتند رزومهام دقیق است و چیزی بیربط درونش نیست، که از شنیدن این جمله خیلی خوشحال شدم. بعد از آن نیمساعت خانمی که ظاهرا مسئول منابع انسانی بود، آمد و خطاب به من پرسید چرا میخواهم جا بهجا بشوم و سوالهای دیگری پیرامون انگیزههایم مطرح کرد.
تجربه کار در کیان دیجیتال به نسبت چیزی که در وب سایت ها و نظرات خوانده بودم خیلی بهتر بود بطور کلی بینظیر نبود ولی مشکل بزرگی که میتونم بهش اشاره کنم جریمه تسویه ای هست که هنگام خروج از پرداختی نهایی کم میکنند
دخالت کردن در طراحی از صفات کیان هست اگر به کیان میاید باید اماده بایشد که توی جزئیترین چیزای طرح دخالت رو ببینید. شما تو کیان بیشترین کارتون کار طراحی پس و استوری هست که اینم با نظارت سوشال مدیا منیجر انجام میشه یعنی من طراح ارشد باید یک بار از سوشال مدیا تایید بگیرم یکبار از مدیر مارکتینگ و ... حقوق طراح تو کیان فوقالعاده پایینه احترام به هیچ عنوان نیست گول محیطش رونخورید داخلش پر از بی نظمی و بی احترامی و چیزای مسخرست... کافیه شما برای نهار یه مدت پشت میزت نباشی و باید منتظر بازخواست شدن از طرف مدیریت بمونی مارکتینگ هیچ بوجهای نداره که کمکی به شما بابت خلاقیت و خلاق بودن کنه. تنها کاری که بلده کارکردن تو سوشاله ... متاسفانه نیروی حرفهای در کیان نمونده و هرکسی مونده یه بله قربان گو شده خوشحالم که دارم از کیان جدا میشم