نامشخص
تجربه کاری نامشخص در کیان دیجیتال
امتیاز ۱.۰ از ۵ (شهریور ۱۴۰۰ تا شهریور ۱۴۰۱).
خیلی عجیبه. میخواستم از مزایای کیان دیجیتال یا کیان کپیتال بگم واقعا هیچی پیدا نکردم. فقط میتونم بگم عمرتون رو تلف میکنین تو این شرکت. آسیب روحی شدید میبینین از اینکه کاراتون به هیچ نتیجهای نمیرسه چون امروز صبح مدیر (مجید زمانی!) ممکنه بزنه زیر همه چی. هیچ پلنی وجود نداره. هیچ رودمپی وجود نداره. همه تصمیمات یک شبه و لحظهای گرفته میشه. حتی تعدیلی که اواخر اردیبهشت ۱۴۰۱ انجام شد تصمیم یک شبه بود. با همه اونهایی که قطع همکاری کردن ابتدای سال قرارداد یک ساله بسته بودند. حتی بعضیهاشون یک ماه بود که به شرکت ملحق شده بودند! یعنی شرکت نمیدونه برای یک ماه بعدش میخواد چی کار کنه؟ این شرکت قراردادهای یک سالهای که با این بچهها بسته بود رو لغو کرد (چون نسخه دوم قرارداد رو بهشون نداده بود) و از همهشون خواست یک قرارداد جدید ۳ ماهه امضا کنند. یک قرارداد مکمل کنار قرارداد استخدام وجود داره به اسم قرارداد ایفای تعهدات حرفهای که تو اون قرارداد ازتون خواسته میشه که باید حداقل ۳ سال در کیان کار کنین و اگر زودتر بخواهین برین شرکت میتونه ازتون شکایت کنه و هزینه آموزش و استخدام رو بگیره یا سفته رو اجرا بذاره. هزینه استخدام و آموزش رو هم حدود ۶۰ میلیون تعیین کردن! کدوم شرکتی کارمنداش رو به زور و تنبیه نگه میداره جز شرکتی که بلد نیست چطور کارمندا رو راضی و خوشحال نگه داره؟ بیکار موندن بهتر از کار کردن تو این شرکته. تیم فنی خیلی ضعیفی هم داره (منطقیه! کدوم آدم عاقلی که خواهان هم زیاد داره میاد تو این شرکت کار کنه؟) این شرکت اگر تا الآن پابرجا مونده به خاطر پولیه که از شرکتهای دیگه هلدینگ کیان (مثل کارگزاری و مشاور سرمایه) داره بهش تزریق میشه و اگر اون شرکتها نبودن باید خیلی زودتر از این حرفا جمع میشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در مصاحبه مدیر محصول شرکت کیان دیجیتال، اوضاع را به گونهای دیدم که همه چیز روان و خوب پیش رفت. در بخش فنی، قرار بود با سیستمهای بورسی و معاملات آنلاین آشنا بودنم را نشان بدهم و دنبال سوالهایی دربارهشان رفتند. یک کار عملی هم داشتند که همان موقع، تحلیل و طراحی MVP یک اپ بورس را انجام بدهم و فرایند را توضیح دهم؛ کار نسبتا سادهای بود. سوالهای غیر فنی بیشتر حول تجربههای قبلیم بود و دلیل ترک شرکتهای قبلی و نحوه واکنش در موقعیتهای فرضی با چالشهای مختلف. اما فراز و نشیب اصلی این بود که مشخص نبود دقیقا از من چه کاری میخواهند و با اینکه شرکت تقریبا دو سال است که کار میکند، هنوز هیچ محصولی را راهاندازی نکردهاند؛ این موضوع برای من نشانهای واضح از وضعیت داخلی و فرایندهایشان بود. بقیه موارد قابل قبول بود. آنچه برایشان بیش از هر چیز اهمیت داشت، ظاهر رسمی بود. آقایان پیراهن مردانه و شلوار پارچهای میپوشیدند و خانمها هم روسری و مانتو شلوار پارچهای رسمی داشتند. تأکید زیادی بر فضای رسمیت محیط کار و رفتوآمد تعداد زیادی از افراد بانکی وجود داشت.
در مصاحبه فنی، با محوریت اندروید و کاتلین، سوالاتی درباره الگوریتمها هم مطرح شد و وقتی گفتم در گیتاب پروژهای دارم، هیچ کد چالش خاصی از من نخواستند و از نظر فنی به سرعت تأیید شدم. اما برخورد منابع انسانی خیلی طولانی و تا حد زیادی مزاحم بود و دردسرساز، تا حدی فوضولانه که واقعا حالم را بد کرد و فردای همان روز ایمیلی دریافت کردم که رد شدم. به خصوص احساس من درباره شرکتهایی که در جلسه مصاحبه از حقوق قبلی فرد سوال میکنند این است که به حریم خصوصی نگاه احترام نمیشود و تا حد زیادی پاسخ دادن را ترجیح نمیدهم.
وقتی رزومهام را فرستادم با من تماس گرفتند و درخواست کردند لینک نمونه کارها را ارسال کنم. سپس تماس گرفتند و گفتند فردا باید با مدیر شرکت جلسهی حضوری داشته باشم؛ زمان مصاحبه ده و نیم صبح بود. دفتر شرکت در نزدیکی میدان آرژانتین قرار دارد. برخورد مدیرعامل محترمانه بود و از نمونه کارها و رزومهام بهطور پرینت شده استفاده میکردند. از من دربارهی نمونه کارها پرسیدند و میخواستند بدانند تا حالا مقالهای درباره بورس و بازار سرمایه نوشتم یا نه؛ پاسخ من منفی بود و بیشتر نوشتههای من درباره سیاست خارجی ایران بود نه بورس. از من خواستند متنی کوتاه دو پاراگرهای درباره الفبای سرمایهگذاری بنویسم و برای آنها ارسالش کنم. من مقاله را نوشتم و برایشان فرستادم، اما خبری نشد و این بهنوعی یعنی رد شدن درخواست استخدام بود.
در کل سه بار برای مصاحبه دعوت شدم اما هر بار فرآیند کمی متفاوت بود. اولین گفتوگو با نیروهای اندروید نزدیک به یک ساعت طول کشید و برای من خیلی عجیب بود که رزومهام را بهدقت نخوانده بودند؛ به جای توضیح دقیق درباره مهارتهایم، از من پرسشهایی میکردند که بیشتر حول محتویات رزومه میگشت. ساختار سوالها مشخص نبود و هرچیزی که روی صفحه رزومه میدیدند را میپرسیدند. سوالها عمومی نبودند اما بعضیشان به سینتکسهای کاتلین مربوط میشد و برای من سخت نبودند، فقط مهمترین موضوعی که برای آن تیم اهمیت داشت، کاتلین و بهنوعی معماری کلین بود. یکی از بخشها پروژهای ساده فرستادند تا پس از تکمیل درباره کدم با من صحبت کنند؛ اما هیچ گفتوگویی دراینباره انجام نشد و دیگر پیگیری نکردند. واقعا نمیدانم چه کسی صلاحیت من را برای مصاحبه تأیید کرده بود که به آن مرحله بروم. در پایان جلسه به من گفتند رزومهام دقیق است و چیزی بیربط درونش نیست، که از شنیدن این جمله خیلی خوشحال شدم. بعد از آن نیمساعت خانمی که ظاهرا مسئول منابع انسانی بود، آمد و خطاب به من پرسید چرا میخواهم جا بهجا بشوم و سوالهای دیگری پیرامون انگیزههایم مطرح کرد.
تجربه کار در کیان دیجیتال به نسبت چیزی که در وب سایت ها و نظرات خوانده بودم خیلی بهتر بود بطور کلی بینظیر نبود ولی مشکل بزرگی که میتونم بهش اشاره کنم جریمه تسویه ای هست که هنگام خروج از پرداختی نهایی کم میکنند
دخالت کردن در طراحی از صفات کیان هست اگر به کیان میاید باید اماده بایشد که توی جزئیترین چیزای طرح دخالت رو ببینید. شما تو کیان بیشترین کارتون کار طراحی پس و استوری هست که اینم با نظارت سوشال مدیا منیجر انجام میشه یعنی من طراح ارشد باید یک بار از سوشال مدیا تایید بگیرم یکبار از مدیر مارکتینگ و ... حقوق طراح تو کیان فوقالعاده پایینه احترام به هیچ عنوان نیست گول محیطش رونخورید داخلش پر از بی نظمی و بی احترامی و چیزای مسخرست... کافیه شما برای نهار یه مدت پشت میزت نباشی و باید منتظر بازخواست شدن از طرف مدیریت بمونی مارکتینگ هیچ بوجهای نداره که کمکی به شما بابت خلاقیت و خلاق بودن کنه. تنها کاری که بلده کارکردن تو سوشاله ... متاسفانه نیروی حرفهای در کیان نمونده و هرکسی مونده یه بله قربان گو شده خوشحالم که دارم از کیان جدا میشم