برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در گاج
امتیاز ۱٫۰ از ۵.
در طول سه سالی که اینجا مشغول بودم، اوضاع مدیریت منابع انسانی بدون هیچ نظمی پیش میرفت و فضا هم حرفهای نبود. اوایل سه ساله کار، شرایط مأثرتی داشت اما با ورود CTO جدید هرچه گذشت تصمیمگیریها و برنامهریزی شرکت به شدت ضعیف نشان میداد و معلوم بود تیم در اکثر پروژهها با هم هماهنگ نبود. در سال آخر مجبور شدم بمانم تا اضافهکاریها را بگیرند چون مبالغی معوق مانده بود و بهدنبال بهانهای برای تمدید کار بودم. محیط کار آنقدر بیسازمان بود که از اضافهکاری صرفنظر کردم و تصمیم گرفتم از شرکت بیرون بیایم. از منظر فنی، مشکلات واحد فناوری از همان ابتدای حضور CTO آغاز میشود. به نظر میرسد مدیر فنی در کارنامههایش تجربه کافی ندارد و با وجود ادعاهای مختلف درباره خودش، توانایی عملی در برنامهنویسی هم ندارد. او با سیستمها و ابزارها بیاعتماد است و اغلب دستکم میبیند یا نمیتواند بهخوبی از ابزارهای استاندارد استفاده کند. در جلسات تیمی، برنامهریزی مشخصی وجود نداشت و گاه مباحث از وظایف معینی خارج میشد؛ گاهی تصمیمها به صورت ناگهانی و بدون طرح اولیه مطرح میشد. مطمئن نبودم چه کارهایی باید انجام شود و مسئولیتها بهطور روشن توجیه نمیشد. وضعیت امکانات شرکت نیز قابل دفاع نبود. نه ناهار وجود داشت و نه ابزارهای مطلوب برای رفت و آمد، بهخصوص اگر ماشین شخصی نداشتید. ساعات کار طولانیتر از حد معمول بود و با وجود قولی مبنی بر عدم اضافهکاری، کار تا پاسی از شب ادامه داشت و پرداختها گاهی انجام نمیشد. مرخصیها نیز در مقایسه با سایر شرکتها کم بود و هر سه ماه تعدادی از همتیمیها از کار اخراج میشدند. فضای کار هم کیفیت مناسبی نداشت: محیطی پر سروصدا و غیرایمن در یک سالن بزرگ با تهویه نامناسب، بهطوری که کار در چنین فضایی دشوار بود. دسترسی به منابع و ابزارهای لازم برای پژوهش و کدزنی هم بهدرستی فراهم نبود و اغلب هر چیزی را باید از منابع غیرمستقیم یا ویدیوهای آموزشی پیدا میکردیم که گاهی ارتباطی با کار اصلی نداشت. حتی برای کارهای معمولی گاهی با تأخیر مواجه میشدیم. در نهایت، تعداد کارکنان از حدود هفتاد و پنج نفر به دوازده نفر کاهش یافت و بسیاری از همکاران از شرکت خارج شدند یا به دنبال فرصتهای دیگر رفتند. این تجربه نشان میدهد که فضای کار از نظر ساختاری و فرهنگی به شدت نیاز به بازبینی و بهبود دارد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت گاج را در ذهنم با اتفاقات ناخوشایندی به یاد میآورم. در یکی از برخوردها با من، یکی از مدیران منابع انسانی به نحوی نامناسب ابراز تمایل کرد و به دنبال آن با بیپروا با من رفتار کرد؛ وقتی جواب من منفی بود، به شکلی…
فضای کاری در شرکت گاج آنقدر برایم مهم بود که با تمام وجود به دنبال بهبود آن بودم، اما تجربهام از نقش مدیر میانی همچنان برایم درسهای سختی داشت. در اینجا رفتارهای نادرستی در سطح سرپرستی دیده شد که به درک اشتباهی از…
اگه بخوام صادقانه بگم، تصور من از کار در این شرکت خیلی با چیزی که قولش رو میدن فرق داشت. احساس میکردم حقوقی که تو فرم استخدام نوشتم بالاتر از حد وزارت کاره، اما وقتی برای مصاحبه رفتم، مدیر گفت فعلا با حقوق وزارت کار…
در شرکت گاج با وجود انتظارهای بالا، بیشترین چالش را در واحد منابع انسانی دیدم. مدیران این واحد به نظر من تأثیرگذار نبودند و روابط خانوادگی در مدیریت و انبار هم نقشی پررنگ داشت؛ یکی از بستگان مدیری که مسئول انبار است…
من به مدت یک سال در گاج کار کردم و این یک سال برای من مانند سالها طول کشید. از همان ابتدای کار متوجه فضای پر از فاکتورهای رنگ و وارنگ و پرداختهای غیرمنصفانه شدم. مدیر اداری به نظر فردی بیسواد و تنها به فکر سود خودش…
شرکت گاج را تجربه کردم به عنوان یک توسعهدهنده Backend. هر روز انتظار داشتن ساعات کار طولانی بود، تا حدی که حدود پانزده تا شانزده ساعت در روز میگذشت و اضافهکاری هم بهدرستی ثبت نمیشد. سطح مدیریتی پروژه متوسطی بود و…