تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در گروه هوژان
امتیاز ۱.۰ از ۵ (آبان ۱۳۹۸ تا آبان ۱۳۹۹).
من در گروه هوژان تجربهای داشتم که نمیخواهم فراموش کنم. هر سال که به این مجموعه میروم، فقط چند نفر مشغول کار هستند و مدیرعامل به هیچ عنوان به گسترش تیم رضایت نمیدهد؛ و دلیلش هم روشن است: پرداخت حقوحقوق کارگران با چالش مواجه است. یکی از اولین نکاتی که در ماه اول فهمیدم این بود که اگر قرارداد 4 میلیون برایتان نوشته شود، در پایان ماه تنها بین ۲ تا ۲٫۵ میلیون به حسابتان واریز میشود، در حالی که در سالهای حضورم هیچوقت حقوق بهموقع پرداخت نشد. وقتی به مدیریت مراجعه میکردم، با توضیحاتی مواجه میشدم که نشان میداد چطور سرتان کلاه میرود. بسیاری از همکاران در همان ماه اول شرکت را ترک میکردند و حتی بعد از ترک نیز حق و حقوقشان در هیچ مقطعی پرداخت نمیشد. شرایط کار هم دشوار بود: دو روز تعطیل رسمی در ماه، کارکردن ۶ روز در هفته، مرخصیهای ماهانه بدون محاسبه بهنفع کارمند، ورود و خروج بدون شناور بودن ساعات، اضافهکاری بعد از ساعت پنج عصر، و نبود زمان استراحت بین ساعات کاری. حقوق نیز بهموقع پرداخت نمیشد و من هیچگاه سر وقت دریافت نکردهام. بهعلاوه، در زمانهای مرخصی نوروز، حقوق بیش از ۶۰ درصد کاهش پیدا میکرد. فضا بهشدت کنترل میشد؛ دوربینهای مدار بسته در همهجا وجود داشت و حتى سرویس بهداشتی هم تحت نظارت بود. امکان دورکاری هم به دلیل محدودیتها از بین میرفت. از نظر یادگیری هم فضای یادگیری خیلی یادگرفتنی نبود و به محض اینکه بخواهی چیز جدیدی یاد بگیری، نمایشگرهای شما را مورد پیگیری و پرسش قرار میدادند. به بهانههای مختلف از حقوق پایه کم میشد و هیچچقدر هم که زحمت بکشی، مهم نیست چند ساعت در شرکت حضور داری؛ تنها چیزی که اهمیت داشت حضور فیزیکی بود. اگر تعداد روزهای تعطیل رسمی ماهانه زیاد باشد، مجبور میشوید در روزهای تعطیل هم به شرکت بیایید و هیچ مزایای اضافهای دریافت نمیکنید. و به تمام اینها موارد دیگری هم اضافه میشود که باعث میشود برای حضور خانمها در این شرکت شرایط مناسبی نباشد. حواستان باشد که از گفتن این چیزها نتیجه نگیرند و مراقب باشید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دو ماهی که در این شرکت کار کردم، واقعا تجربهای تلخ بود و ترجیح میدم به هیچ عنوان تکرار نشه. کارفرما پنج تا شش نفر پرسنل داشت و در این مدت سه نفر از منشیها عوض شدند؛ بعدها فهمیدم کسانی که قبول نمیکردند کارهای دیگری بهشون محول میکردند و اونهایی که میقبول میکردند هم نهایتا دوام زیادی نیوردند. از طرفی سیستم نظارتی با دوربین و Monitoring وجود داشت و اگر چیزی به ذهنتون میرسید احتمالا بهتون گیر میافتاد و اضافهکاری اجباری بود، اما حقوقشو پرداخت نمیکردن و بهانههای مختلف میآوردن. شرایط مزاحم دیگری هم بود و هیچ امتیازی دریافت نمیکردم؛ حتی توافقهای حقوقی هم رعایت نمیشد و مبلغی که بهعنوان حقوق قبول میکردم رو هم پایینتر میدادن. بیمه هم به شکل غیرواقعی و به عنوان کارگر رد میکردن. در واقع هیچ چیزی که به عنوان مزیت برای کارفرما مطرح بشه وجود نداشت و از نظر برخورد با کارمندها هم یک عقبنشینی بزرگ بود. اگر بخوام بهطور ساده بگم، مثل این بود که کار در یک مغازه بهمراتب بهتر و با حقوق و شرایط مناسبتر انجام میدادم تا اینجا. به هیچ عنوان این تجربه رو به کسی پیشنهاد نمیکنم؛ واقعا آدم رو فرو میریزد و فشار روحی زیادی میذاره. در طول دو ماه هم حقوقم رو پرداخت نکردن و من برای فرار از وضعیت، تصمیم به ترک گرفتم؛ بهعلاوه اینکه با سفتههای بچهها هم تهدید میکردن. به گفتهی من این تجربه برای هیچکس خوب نبود و توصیه نمیکنم.
میخواهم بگویم که تجربهام از کار در گروه هوژان چندان رضایتبخش نبود. جایی که کار کردم، نظم چندان مشخصی وجود نداشت و پرداخت حقوق بهطور مرتب انجام نمیشد. مزایای خاصی هم تجربه نمیکردم. اگر تاخیری میافتاد، جریمه میشدم و قسمتی از حقوقم کسر میشد، در حالی که اضافهکاری به منقولهای از آن نیست.
این شرکت را خیلی دنبال میکنم تا بفهمم چه خبر است، چون تجربهام از کار در گروه هوژان چیزی غیر از ناامیدی و نگرانی نبوده است. در آنجا دو سالی کار کردم و به سختی توانستم از آنجا بیرون بیایم. اینکه مسیر ورود به کار را با سفتههای سنگین و محدودیتهای عجیب آغاز میکردند، برای من از همان اول هشدار بود. از نظر حقوقی، اوضاع خیلی نامنظم بود. ابتدا قرار بود حقوقم را در ماه دوم ۱۵ میلیون بدهند، اما بعد از بیستم مشخص شد که یک ماه کار نکردهام و به من هیچ چیزی پرداخت نشد. وقتی دیدم مبلغ با احتساب عیدی، پاداش، دو نیمروز مرخصی و چند گزینه دیگر جمع میشود، تازه فهمیدم که با چه حیفومیلهایی روبهرو هستم. از نظر مالی هم بعد از کسر مالیات و بیمه، مبلغی به دست میآمد که هیچ شباهتی با وعدههای اولیه ندارد. فضای کار آنجا خیلی کنترلشده و از نظر روانی هم فشار زیادی داشت. با وجود دوربینها و مانیتورهای نظارتی، کارمندها به شدت تحت کنترل بودند و نمونههای متعددی از این رفتارها را دیده بودم. حتی وقتی برای استراحت کوتاه یا مرور اخبار از روی کامپیوتر استفاده میکردم، به من میتاختند که چرا در سایت شرکت هم حضور دارم. این نوع بازرسیهای مکرر به مرور باعث میشد تویی که کار میکنی احساس سردرگمی و خستگی بکشی و خیلی زود دنبال پایان روز باشی. در نهایت، برخی از وعدهها عملی نمیشدند و پرداختیها همواره با تاخیر همراه بود. حقوقها با تاخیر زیادی پرداخت میشد و دو ماه آخر حقوقهای من به درستی پرداخت نمیشد؛ مجموعا میتوان گفت که یک دوره دوماهه از حقوقم و همچنین سنوات را از دست دادم. با وجود همه اینها، تسویههای کاذب هم وجود داشتند؛ یعنی وقتی میگفتند تسویه کردهاند، انگار تمام عیدیها و سنوات تو هم پرداخت شده است. این شرایط واقعا باید فکری به حالشان بشود. در نهایت تصمیم گرفتم با وجود تمامی فشارها و تاخیرها از آنجا خارج شوم. سفتهها هنوز باقی ماندند و شکایتی هم نمیشد کرد چون در زمان پرداخت حقوق به من میگفتند امضا کنم که حقوق این ماه را گرفتم و تا اول ماه با هم تسویه کردیم. من که دو سال در اینجا بودم، سال دوم تقریبا شش میلیون حقوق گرفتم که با شرایطی که توضیح دادم بین پنج و نیم تا پنجونیم یا هشتصد بود. دو ماه سنوات هم اضافه میشد و در مجموع به حدود بیستوچهار میلیون میرسید. از این مبلغ هم صرفنظر کردم و رفتم. هنوز سفتهها همچنان پیش من است و امکان شکایت وجود ندارد چون هر بار که حقوق پرداخت میشود، یک برگه جلوی من میگذارند تا امضا کنم که حقوق این ماه را گرفتهام و تا ابتدای ماه با هم تسویه کردیم. همین مفهوم «تسویه» نشان میدهد که عیدی و سنوات هم به راحتی گرفته میشود و به جایی بند نیست. واقعا باید جلوی شرکتهای مشابه گرفته شود. اگر بخواهید از تجربههای دیگر هم مطلع شوید، میتوانید با همکارانم در لینکدین صحبت کنید. موفق باشید.