وویکی‌تجربهجستجو
گسترش ارتباطات مبنا
تجربه کاری۲۸ تیر ۱۴۰۵ · ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲

سوء مدیریت

تجربه کاری کارمند در گسترش ارتباطات مبنا

امتیاز ۱.۰ از ۵ (۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲).

۱.۰· کارمند

اگر امتیازها صفر داشت حتما همه رو صفر میزدم حتی ارزش ۱ هم ندارن حواستون به قرارداد باشه اگر خدایی نکرده تصمیم به کار در این شرکت بی لیاقت داشتید حتما از قراردادتون عکس بگیرید چون اجازه کپی ازش ندارید دوتا قرارداد میبندن تا در انتها مبلغ تسویه پایین بیاد پس حتما دقت کنید نکته بعد اینکه ارزش یه منشی ساده از یه کارشناس ارشد بالاتره پس خودتونو برای تحقیر توسط مدیریت آماده کنید چون ارزش منشی حتما بالاتر از هر کسیه حالا امتیازای قشنگ این شرکت بیخود مدیریت از دانش گرفته تا عمل = صفر حقوق و مزایا = صفر ارزش برای کارمند کارآمد = صفر اخلاق و تعهد = صفر ارزش دادن به کارمند خاله زنک و معلوم الحال = بیست تصمیمات بی منطق = بیست پرورش افراد دروغگو و زیرآب زن = بیست پروژه های ناتمام که امتیازش ۱۰۰ 😂 در واقع یه محیط کاملا مناسب برای افراد بی تعهد و بی تخصص و بی ارزشه نا گفته نمونه کارمندای خوب زیاد داره ولی همه به ناچار و با اذیت مشغول کار هستن متاسفم برای وقت و عمر و تلاشی که کارمندای خوب برای این شرکت نالایق میذارن

نقاط قوت

هیچ نکته مثبتی نداشت

نقاط ضعف

عدم امنیت شغلی
جلسات بی نتیجه
مدیریت بی ثبات
هدر دادن منابع
دروغگویی

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

گسترش ارتباطات مبنا
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس
۱.۰
تجربه کاری بد

اولا که سه تا مدیر داره نه یه مدیر که طبق سلایق شخصی خودشون بدون هیچ منطقی تصمیم میگیرن ، قراردادها ۳ ماهه بسته میشه و هروقت دوست داشته باشن بدون اطلاع رسانی اخراج میکنن ! دوقرارداد میبندن که مالیات کمتری به تامین اجتماعی بدن که این موضوع موقع تسویه به ضرر کارمند میباشد ، واحدا با هم هماهنگ نیستن و زیر بار مسئولیتشون نمیرن که این موضوع بخاطر سو مدیریته ، واحد مالی حتما حتما یه سوگلی داره که مدیر مالی تصمیماتشو بر اساس نظر اون میگیره و همه شرکت یه جور ضایعی اینو میدونن ، سوگلی به کارمند چندین ساله و حتی مهندسین ارشد ارجعیت داره ! خلاصه اینکه جای جالبی برای کار نیست

گسترش ارتباطات مبنا
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تخصص مخفی
۱.۰
تخصص مخفی

در این شرکت خانوادگی، مدیریت همه‌ی کارها را به شکل مستقیم در دست دارد و نظارت‌های شخصی به صورت گسترده وجود دارد. فضای کار به دلیل دخالت‌های غیرضروری و حاشیه‌سازی‌های فراوان به گونه‌ای است که هیچ پروژه‌ای بهطور واقعی پیش نمی‌رود یا به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. تعهدات به وعده‌ها زیاد ضعیف است و به ویژه پرداخت‌های حقوق با تأخیر یا نامطمئن صورت می‌گیرد. اگر اعتراض کوچکی نسبت به این وضعیت مطرح شود، پاسخ رایج این است که حقوق در همین حد هم مقدور است و بس. هر ماه شاهد خروج قابل توجه نیروها هستم؛ حداقل ده نفر از همکاران به دلیل بی‌ثباتی شغلی از شرکت جدا می‌شوند و در زمان قطع همکاری هیچ‌کس پاسخگو نیست و مدیران در آن لحظه ناپدید می‌شوند. در کل، تجربه‌ای مثبت و قابل یادآری ندارم.

گسترش ارتباطات مبنا
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تخصص مخفی
۱.۰
تخصص مخفی

وقتی در گسترش ارتباطات مبنا کار می‌کردم، مدیریت غیر تخصصی سعی داشت روی کارهای تخصصی دخالت کند و این موضوع باعث می‌شد کارها به هم بریزد. در پروژه‌ای که بندرعباس راه‌اندازی شد، در مردادماه تیم از واحد وایرلس برای پشتیبانی اعزام شدند و با وجود تأکید اینکه سر ظهر لینک‌های وایرلس برقرار شوند، شرایط آب و هوایی را درک نمی‌کردند. به دلیل رطوبت و شرایط محیطی، سیگنال‌ها پاسخگوی لازم نبودند و مجبور شدیم در گرمای شدید بندرعباس یک روز بیشتر بمانیم تا لینک برقرار شود. پس از وصل شدن لینک و بازگشت به تهران، در بهار آشکار شد که حقوق یک روز اضافه هتل از حقوق ماموریت و دستمزدمان کسر شده است. به عبارتی، ۵۰ هزار تومان حق ماموریت و ۷۰ هزار تومان پول اقامت (هتل سه ستاره‌ای که خودشان انتخاب کرده بودند) کاهش یافت و نتیجه این شد که برای این پروژه بیست هزار تومان از جیبمان به شرکت دادیم. با این سبک مدیریت غیر حرفه‌ای، حقوق نامنظم و عدم سرمایه‌گذاری برای نیروها روبه‌رو بودیم. به طور معمول ماهی ده تا بیست نفر همکاری با این شرکت را قطع می‌کردند.

گسترش ارتباطات مبنا
تجربه کاری
کاربر ناشناس·تخصص مخفی
۱.۰
تخصص مخفی

سه ماهی بود که به این مجموعه ملحق شدم و تجربه‌ام خیلی زود شکل گرفت. مدیرعامل همیشه حقوق را به توافق می‌رساند اما هر ماه به بهانه‌ای پرداخت را انجام نمی‌دهد یا تأخیر می‌افتد. با وجود جابه‌جایی و کاهش نیرو به شکل قابل توجهی روبه‌رو بودیم. با پرسنل رفتار توهین‌آمیز می‌شد و احساس امنیت شغلی نبود. شرکت را خانوادگی می‌دیدم و بدون برنامه‌ریزی مشخص پیش می‌رفت. منافع مدیرعامل همواره نسبت به همه‌چیز اولویت داشت. سطح حرفه‌ای اکثر نیروها نسبتا پایین بود و به نظر می‌رسید روند خروجی‌ها آماده استعفا است و آن‌ها را به‌محض تصمیم‌گیری اخراج می‌کنند.