وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۷۸ تجربه منتشرشده – صفحه ۱ از ۴
صنایع غذایی گلها
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تولید۲۸ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
فاجعه

به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید صاحب شرکت بسیار بی ادب محیط کار بسیار سمی دائما دعوا و درگیری داره ۶۰ تا۷۰ روز یکبار حقوق میدن پر از اتباع افغانستانی غیر مجاز مشغول کار هستن محصولات مرجوعی و فاسد رو با محصولات جدید مخلوط میکنن تاریخ جدید میزنن دوباره میفروشن بنده هنوز موفق در دریافت حق و حقوق خود از این شرکت نشدم و شکایت کردم و شرکت محکوم شده در اداره کار و در مرحله اجرا احکام قرار داره منتظر اعلام تاریخ دادگاه هستم

آهن پرایس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس بازرگانی۱۹ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۷
مدیریت خودشیفته

مشکل اصلی مدیرخودشیفته اهن پرایس، ع.ر.م هستش که علنا با نیروی توانمند نمیتونه کار کنه، و با بله قربان گوها و پاچه خارها شرکت رو اداره میکنه

پرداخت حقوق به موقع
مزایایی شبیه شرکت های بزرگ
حقوق به موقع پرداخت میشه
بیمه تکمیلی و میان وعده/ناهار
دریافت سفته برای قرارداد
مدیریت ضعیف
سوءمدیریت های مداوم
قبل از دادن سفته قرارداد بسته نمیشه و سفته ها موقع خروج پس داده نمیشن
قرارداد های یه ماهه
فروشگاه فرشته های نی نی سالن
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۸ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
جایی که اصلاً نباید بروی

به شرکت فروشگاه فرشته های نی نی سالن رفت‌وآمدی از کارمندان بود که هر روز با رفتارهای نابهنجار و فشار زدن بر نیروها روبه‌رو می‌شدم. مجموعه‌ای از افراد دور هم جمع شده بودند و به جای همفکری و حمایت، عقده‌هایشان را روی همکاران خالی می‌کردند. تصورشان این بود که تنها هدفشان پرکردن جیب خودشان است و از این رو توهین، تحقیر و بی‌اعتنایی به کارکنان عادی محسوب می‌شد. هیچ بخشی از سازمان از این رفتار مستثنا نبود؛ از بازاریابی تا بازرگانی و منابع انسانی، همگی رویکردی مشابه را پیگیری می‌کردند. حتی در شرایط حقوق خوب هم به شدت به من پیشنهاد شغل دیگری داده نشد.

ریحا شرقی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارآموز / همکار پروژه‌ای۱۷ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۰
کارآموزی که حال داد

به جرات می‌تونم بگم تجربهٔ کاریم با اون تیم خیلی مثبت بود. فضای کار نه تنها دوستانه و گرم بود، بلکه جو مصاحبه‌شون هم آرام و منصفانه بود و هیچ فشاری احساس نمی‌کردم. دو ماه کارآموزی گذروندم و چیزهای زیادی یاد گرفتم؛ الان هم به‌صورت پروژه‌ای با شرکت همکاری می‌کنم و از این همکاری راضی‌ام. واقعاً از همه‌شون سپاسگزارم.

آریا اچ پی
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس فروش۹ شهریور ۱۴۰۵
۴٫۰
جو دوستانه و حقوق سرِ وقت

به عنوان کارشناس فروش یه جوون مدیران مجموعه رو اداره می‌کنن و من فضای کار رو خیلی خودمونی و امن می‌بینم، کارکنان هم با آرامش بیشتری کار می‌کنن. از مزایا هم برخوردارم؛ به‌طور منظم حقوقم رو پرداخت می‌کنن و علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش هم دارم.

فروشگاه حامد
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسمدیر مجموعه۹ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
برده داری و کلاهبردار ترین افراد

اگر میخوایید بفهمید یک خانواده چقدر ا*مق و دهاتی میتونن باشن پیشنهاد میکنم در این فروشگاه شروع به کار کنید هیچ یک از افراد مجموعه سواد و فرهنگ نداشته و فقط باعث سرکوب و ناراحتی شما می‌شوند

اصلا ندارد
محیط غیر حرفه ای
حقوق پایین
عدم پیشرفت
نداشتن بیمه تکمیلی
عدم پرداخت به موقع حقوق
گروه بازرگانی پریما
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایآمل
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۸ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
جلوی چشم همه اذیتت میکنن

شرکت پریما، گروه بازرگانی توی این شرکت، فضای کار به‌طور کلی ناسالم و پرتنش بود و حس می‌کردم همواره منتظرِ کار سخت و معجزه‌ای از من هستند. مدیران رفتار حرفه‌ای مشخصی ندارند و گاهی به نظر می‌رسید عمداً به من فشار می‌آورند؛ اگر با چاپلوسی رفتار می‌کردی، محبوب می‌شدی وگرنه عملاً اهمیتی به تو نمی‌دادند یا برخورد نامطلوبی داشتند. اوضاع از ابتدا با یک سفته به‌اندازهٔ حقوق یک سال آغاز می‌شد و تا دو سال پس از خروج هم ممکن بود بازگردانده نشود. عیدی، سنوات و سایر مزایا نیز اغلب به‌طور نمایشی بود یا به‌صورت بسیار ناقص و با لحن «عشقی» پرداخت می‌شد. همیشه انتظار فداکاری می‌کشیدند؛ مثلاً از من می‌خواستند جمعه‌ها تا ساعت ۱۲ یا ۱ شب بمانم و اگر این کار را انجام نمی‌دادم، در جلسات عمومیِ چند روز بعد به‌طور غیرمستقیم تخریب می‌شدم و مرا بی‌سواد معرفی می‌کردند. سیستم مدیریتی ساده‌ای داشتند و ارزشِ نیروی انسانی برایشان مفهوم روشن و قابل اندازه‌گیری نبود. هنگام خروج هم از من می‌خواستند تأیید کنم که تمام حق‌هایم مانند عیدی، سنوات، پاداش و بن‌ها را دریافت کرده‌ام؛ آن روز تازه متوجه می‌شدم چه وعده‌داده‌هایی هنوز برقرار نبودند. نرخ ترک کار در اینجا بسیار بالا بود؛ چیزی بین هفتاد تا هشتاد درصد که نسبت به میانگینِ صنعت IT به‌شدت بالاتر بود.

شهر اکتان آرش
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناسمتقاضی فرانت‌اند۸ شهریور ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌شون بیشتر یه مانوره

برای من تجربه‌ی مصاحبه در شرکت شهر اکتان آرش این‌طور بود که فکر می‌کردم فرایند سه مرحله‌ای کار واقعاً برای ارزیابی عمیق طراحی شده؛ اما بعدها احساس کردم بیشتر جنبه تبلیغی دارد تا واقعیت سنجش. به نظرم یک تبلیغ کم‌هزینه برای شرکت است؛ هر کسی که رد می‌شود، درباره‌ی آن تعریف می‌کند که چه شرکت «پیشرفته‌ای» است که این همه داوطلب را رد می‌کند. از سوی دیگر نشان می‌دهند که به رقبایشان هم نشان بدهند با چه کسانی کار می‌کنند و برای کارمندانشان هم ثابت می‌کنند که همیشه جایگزین هستند. به نظر می‌رسد داده‌هایی از نیروهای مختلف جمع‌آوری می‌کنند تا بازار مصاحبه‌هایشان را پر از دعوت نگه دارند و در جلسه‌ها طوری رفتار می‌کنند که آدم فکر می‌کند خوشحال می‌شود آنجا کار کند؛ مثل دو نفر که با آمدن و رفتنشان استقبال و بدرقه می‌کنند. اما به تجربه‌ام اینها همه ترفندهای تبلیغاتی هستند و نباید فریب آن‌ها را خورد.

ووداستایل
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسسرپرست۴ شهریور ۱۴۰۵
۴٫۰
جای کار خوب و بی‌حاشیه

بهترین تجربه‌های کاری من در یکی از گزینه‌های مناسب بود. حقوق را دقیق و کامل می‌دهند و به جنبه‌های فنی و کاری تیم اهمیت می‌دهند. تفریحات و استراحت‌های مختلف کم است، اما در دفتر فنی میز پینگ‌پنگ وجود دارد و گاهی سفرهای کاری و طبیعت‌گردی هم برگزار می‌شود. در کل حاشیه‌ها کم است و شرایط نسبتاً خوب است.

بازی سازان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناس3d artist۱ شهریور ۱۴۰۵
انصرافسختی: آسان
بلا نسبت انگار مصاحبه شونده احمقه

ببینید اول میگن ساعت 1 بیا بعد خیلی تاکید که سر وقت بیا بعد میری نیم ساعت معطل میشی میری مصاحبه اصلا فنی حرف نمیزنن از نظر فنی بسیار ضعیف من معمولا مصاحبه نمیرم برای کار ثابت فریلنسرم خداروشکر اوکیه وضعیت برای فان رفته بودم چون 100 متر با خونمون فاصله داره گفتم ببینم چجوری که فاجعه بود مصاحبه از سوالات شخصی که چنتا خواهر برادر داری تا نقاط قوت و ضعفت چیه جمع کنین بابا تو ایرانیم بعد برای چی مارو انتخاب کردین منم گفتم چون نزدیک بود به خونمون بعد همون روز گفتن بیرون وایسا برای مصاحبه دوم منم گفتم یه آبی چایی عنی بدید گرمه به زور یه لیوان آب تو لیوان پلاستیکی دادن بعد همه اونجا کراوات و لباس یه شکل برای یه شرکت نو نیم که حداقل از هنر چیزی نمیفهمه زیاد گه میخورن خلاصه مصاحبه دومم هم واینسادم کلا یه اتاق مصاحبه داشتن 5 نفر اومده بودن مصاحبه مردم مگه ک.ی.ر شمان؟؟ دیگه به اون منشی دم در گفتم من رفتم گفت چرا گفتم مسخرتونم مگه نیم ساعت معطل شدم برای مصاحبه نیمساعتم بمونم برای دومی

تهران بوران
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمشغول در انبار۳۱ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۱٫۰
وضعیت افتضاح مدیریت مدیران داخلی و شرکت رها شده

سلام شرکتی رها شده، بی مدیریت که با پول فراوان رانت زیادی به دست آورده مدیر عامل شرکت های زیر مجموعه را رها کرده و فقط در کشور های خارجی سیر و سفر میکند و مدیران انبار ها و شعبات به همراه سرپرستان در حال حکومت به کارگران بیچاره و تحت فشار قرار دادن ناعادلانه آنها به جای خدمت کردن به شرکت، در حال ایجاد حکومت دیکتاتوری و تامین منافع شخصی و چپاول شرکت هستند از جمله آقایان کردی، صادقی، خوش کلام، موسوی و ... حقوق پایین، قرارداد ناعادلانه و غیر شفاف، برخورد سلقیه ای مدیران، پاسخگو نبودن در هیچ زمینه ای، نداشتن بازرسی و حراست، نداشتن صندوق انتقادات و پیشنهادات، نداشتن ارتباط مستقیم کلیه پرسنل با مدیر عامل شرکت و یا معاون یا حتی مسئول دفتر آن باعث شده که مدیران داخلی بشدت تندرو، بی عمل و بی پروا باشند و با سو استفاده‌ از جایگاهشان حق را ناحق و فشار روانی زیادی به پرسنل وارد کنند و دائما کمکاری خود را با فشار روانی از کارگران طلب کنند. تمامی نیرو های حاضر در بخش انبار و پخش از وضعیت موجود ناراضی هستند و تعداد کمی به عنوان مزدور در اطراف مدیران و سرپرستان از موقعیت سو استفاده میکنند

ساوا الکتریک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر انبار۳۰ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ی مدیریت انبار — تجربه‌ی آزاردهنده

در شرکت ساوا الکتریک تجربه‌ی مصاحبه‌ای داشتم که با تاخیری قابل توجه آغاز شد و در نهایت هم وقتی وارد سالن شدم، حدود بیست دقیقه منتظر ماندم. مسئول منابع انسانی با آرامش و صبر درباره‌ی فضای کاری و ویژگی‌های کلی مدیریت صحبت کرد، اما مدیر انبار ظاهراً دچار ابهام بود و رفتاری مغرورانه داشت. سوالاتی که پرسید بیشتر جنبه‌ی عمومی داشت تا فنی، و برخورد او به‌طور موضعی بود و حتی به من گفت عقل کل؛ رفتاری دستوری و تحکم‌آمیز که واقعاً حس ناخوشایندی به من داد. انتظار چنین رفتاری از این شرکت را نداشتم.

سانا تجارت برنا
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس/توسعه‌دهنده۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
مدیرای بی‌سواد و حقوق عقب‌افتاده

در این شرکت فضای کار به‌طور مداوم پر از وعده‌های پوچ مدیران بود و حس می‌کردم که پیشرفتی وجود ندارد. مدیرعامل با نمایش‌های آزاردهنده و ادعاهای غیرواقعی هر موضوعی را به‌پیچانده و از پاسخگویی فرار می‌کرد. حقوق‌ها معمولاً با تاخیر پرداخت می‌شدند و گاهی تا نزدیک به چهار ماه عقب می‌افتاد یا به‌صورت قسطی پرداخت می‌شد. اگر دنبال حقوقت بودی باید آن‌قدر پی‌گیری می‌کردی که حس گدایی بهت دست بدهد. تیم یا شرکت همچنان با فناوری‌های قدیمی مانند VB6 کار می‌کرد و پروژه‌هایی که با زبان‌های دیگر آغاز شده بودند، به دلیل ضعف در مدیریت بیشتر درجا می‌زدند یا کنار گذاشته می‌شدند. فضای کار هم به‌شدت سمی و خانوادگی‌مآب بود؛ نه فقط فرصت رشد وجود نداشت، بلکه رشد نیز عقب می‌افتاد.

بازی سازان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس سه بعدی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: آسان
ارزون خریدن نیروی انسانی

مدیران این شرکت مدیر نیستن بازاری هستن بیشتر و همونطور که یه بازاری سعی داره متریال و جنسشو با چونه زدن یا پایین اوردن ارزش کالا ارزون تر بخره تا سودش بیشتر باشه همین کارو هم با نیرو انسانیشون میکنن. اصلا تمایلی به بیمه کردن ندارن تا بتونن حق و حقوق رو ندن. حتی اگه توی اون کار فوق حرفه ای باشین با گفتن جملاتی سعی در کوچیک کردن شما دارن تا بتونن شمارو در یه حرکت ضربه فنی کنن و بهت این حسو بدن که داریم لطف میکنیم استخدامت میکنیم و حقوقی بهتون پیشنهاد بدن که ماله 3 ساله پیشه . مطمینم افرادی برای این ادما کار میکنن که کم تجربه ان یه مدت ازشون تحت عنوان ازمایشی یا تحت اموزش کار میکشن و یه حقوق پایه میدن و زمان افزایش حقوق برسه یا حتی زودتر میگن حدانگهدار. توصیه من به دوستان متخصصی که قراره اونجا کار کنن اینکه حتی اگه مجبور به فروش بلال کنار خیابون شدید برای این ادما کار نکنید و برای خودتون احترام قایل شید

اورست مدرن پارس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمالی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۳
فساد اخلاقی

رابطه یکی از سرپرستان قزوین(ح،ک) با کارمند خانم (ی،ک) و باج دادن بیش از حد به این خانم گستاخ، اوج وقاحت و بی صاحبی این مجموعه و مدیران رو میرسونه، هر کاری غریزشون بگه انجام میدن و اصلا خروج یا استعفای نیروها براشون اهمیت نداره که کمبود نیرو به بقیه فشار میاره یا اصلا علت خروج طرف چیه حتما بررسی کنید قبل استخدام، امیدوارم شهرهای دیگه بهتر باشن

تدبیرگران کیمیا پیشتاز
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند حقوقی۲۷ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
جای به‌هم‌ریخته با حقوق عقب

به خاطر می‌گم که اینجا نظم قابل قبول نیست و هر چیز به‌هم‌ریخته به نظر می‌رسید. حقوق‌ها به سختی و با تاخیر چهارماهه واریز می‌شود و رفتارها هم به‌نظر حرفه‌ای نمی‌رسید. کارها خیلی سنگین بود و رسیدن به هدف واقعاً دشوار بود. با این وجود تنها نکتهٔ مثبت، روابط دوستانه بین همکاران است و اینکه به‌نوعی می‌شود تجربیْاتی برای نوشتن در رزومه پیدا کرد. اگر دنبال رشد حرفه‌ای سریع نیستی، این مکان گزینه‌ای مناسب به نظر نمی‌رسد.

پایا آرک
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند شعبه۲۷ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
انگار برده‌ایم

دوستانه بگم که وضع اینجا انگار همه‌مون فقط وسیله‌ایم؛ با جون و دل کار می‌کنیم اما حقوق و مزایام همسو با زحمتمون نیست. توصیف احترام و عزت‌نفس همکارام هم در ردیف حفظ نمی‌شه، و اضافه‌کاری‌هایی که واقعاً توی شعبه می‌مونه و انجام می‌دید یا ثبت نمی‌شه یا پاداشی بهش تعلق نمی‌گیره.

آبادگستر تاسیسات ایرانیان
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس it۲۶ مرداد ۱۴۰۵
۴٫۵
مدیر واقعا پشتیبان و مهربانه

خیلی مدیریت ازتون خداوکیلی حمایت می کنه ممکنه در شناخت اولیه اشتباه برداشت کنید ولی به نظرم مثل خانواده می مونه و همه جا ایراد و قوت داره ولی واقعا نقاط قوتشون به ضعفشون می چربه

بیمه
امکان یادگیری و رشد
زمان کاری شناور
همکارای خوب و همراه
جای مناسب برای شروع و آزمون وخطا
نداشتن بیمه تکمیلی
هلدینگ مهرداد خضری
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس توسعه۲۶ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
محیطِ باندبازی و پاچه‌خواری

برای من از هم‌نشینی با این تیم هیچ‌وقت آرامش واقعی تجربه نشد؛ انگار همه چیز فقط برای چاپلوسی و بازی کردن است تا حل مشکل. اگر جزو گروهشان نباشی یا نتوانی پاچه‌خواری کنی، پیشرفتت به تعویق می‌افتد یا خب بودنت هم بی‌ثمر است. مدیر پروژه‌ها و سرپرست‌های تیم وقتی تیکت می‌زنند، هدفشان پشتیبانی نیست بلکه تخریب کار و پشت‌سر هم حرف زدن است. از اینکه دانش فنی موجهی نداری گلایه می‌کنند در حالی که خودشان هم نه دانش کاربردی دارند و نه توان مدیریت تیم را. تیکت‌ها به‌جا می‌آیند اما هیچ راهنمایی یا کمکی در کار نیست، چون نه توان کمک دارند و نه انگیزه. آنها تازه به رفتار همکارانه و شایعه‌پراکنی عادت کرده‌اند و برای زیر و رو کردن اوضاع استادند. یکی از مدیران محصول حتی دیروز از من درخواست کمک کرد؛ اکنون که یاد گرفته‌اند تیکت بفرستند، به سلام هم پاسخ نمی‌دهند. بی‌ادبی و بداخلاقی در محیط موج می‌زند. تنها نکته‌ای که با لبخند می‌شود گفت این است که اگر بخواهی در هنر زیرآب زدن، شایعات‌پراکنی یا بازی مافیا استاد شوی، اینجا محیط آموزشی مناسبی دارد—در مدتی که اینجا بودم، کم‌تر از سه بار وسطِ ساعت کاری شاهد بازی مافیا بودم.

بازرگانی بروز
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایمشهد
مصاحبه
کاربر ناشناسمدیر منابع انسانی۲۶ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه‌ای که کلی معطل شدم

باورم نمی‌شد وقتی دوباره از طرف مدیرعامل همان شرکت زیرمجموعه دعوت به کار شدم، دوباره فرصت را از دست دادم. جلسه اول در یک کافه برگزار شد و درباره‌ی کار و تفاوت‌های استقلال گروه با شرکت مرتبط صحبت کردیم، تأکید کردن که ما مستقل هستیم و تنها از آن‌ها کمک می‌گیریم. توافقی هم ظاهراً درباره حقوق داشتیم. روز مصاحبه که رسیدم، هیچ‌کس به‌صورت رسمی از من استقبال نکرد؛ وارد سالن بزرگی شدم و اولین‌نفری که دیدم گفت برو در راهرو منتظر باش. انتظارم یک ساعت طول کشید. برای سرگرمی از من خواستن رزومه‌ام را بدهند تا بررسی کنند و ایمیلشان هم مشکل داشت و چندبار از جاهای مختلف فرستادم تا بالاخره رسید. پس مرا به اتاقی کوچک بردند که دو نفر هم به زور جای می‌گیرند؛ در آنجا یک خانم چند سؤال تکراری از رزومه پرسید و سپس رفت و منتظر نگه‌داشتنم دوباره ادامه پیدا کرد. دوباره آقای مسئول آمد و با رفتاری تند گفت و گویی سریع انجام داد؛ چند پرسش درباره اکسل و چند سوال دیگر که در مجموع شاید ده دقیقه طول کشید. بعد هم هیچ توضیح روشن و مشخصی درباره نتیجهٔ مصاحبه داده نشد و همه چیز مبهم ماند. در کل به نظر من باید دو تا سه ساعت زمان برای معطل شدن کنار گذاشته شود چون احتمالاً معطل می‌شوید.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.