وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۷٬۶۰۶ تجربه منتشرشده · صفحه ۱ از ۳۸۱

تجربیات کاری و تجربه‌های مصاحبه واقعی کارمندان و کارجویان شرکت‌های ایرانی را اینجا بخوانید — از حقوق و مزایا و فرهنگ سازمانی تا کیفیت مدیریت، تعادل کار و زندگی و روند استخدام و مصاحبه. برای دیدن تجربه‌های یک شرکت خاص، نام آن را در فهرست شرکت‌ها جستجو کنید.

همیاران امیدآتیه دانا
بیمه · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده اندروید·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه اندروید؛ شلخته ولی محترمانه

اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقه‌مندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکی‌شان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوال‌ها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.

مانا نگر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
شرکتِ چاپلوس‌باز و خبرچین

من سال‌ها با محیط‌های کاری متفاوت کار کردم و تجربه‌ام از مانا نگر این‌طور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر می‌کند و بسیاری تصور می‌کنند حالا اتفاقات بهتری می‌افتد و چندنفری به شکلی ممتد در پست‌ها باقی می‌مانند. در ابتدای کار، به استخدام تعدادی همکار که معمولاً به خاطر ارتباطات یا رفتار خوب با مدیران وارد شرکت می‌شوند، برخورد کردم. پس از مدتی، گروهی از همکاران که تمرکز اصلی‌شان روی همکاری و بهره‌وری نبود، کم‌کم در محیط حضور داشتند؛ اما حضور چنین أشخاصی باعث شد فضای کار کمتر روی تخصص و نتیجه‌گیری متمرکز باشد. پاداش‌ها و حقوق‌ها هم به جای شایستگی، گره‌خورده به روابط و نفوذ در سطح‌های بالادستی شد. در نهایت، مدیران معاونت‌ها به نظر می‌رسید از مجموعه‌ای از افراد با رفتارهای با اعتمادبه‌نفس بالا اما گاه بی‌دلیل افتخار و تفاوت‌های فردی در نظر گرفته می‌شوند و گویی شیوه ارتباطی بر مبنای رابطه است تا تخصص. به‌ویژه برخورد با مسئول توسعه منابع انسانی به شکلی رسمی و جدی‌تر بود که گویی گفت‌وگو با او نیازمند حساسیت ویژه‌ای است.

ستاره درخشان
فرهنگی و ورزشی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده فول‌استک·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
جای خوب برای یادگیری

در اینجا فرصت‌های زیادی برای یادگیری وجود داشت و من از این بابت واقعاً سپاسگزارم. حقوق بالا نبود، اما محیط کار پر از جا برای تجربه‌اندوزی و جمع‌آوری مهارت‌های عملی بود؛ اگر دنبال رشد حرفه‌ای هستی، این مجموعه می‌تواند تجربه‌های متعددی در اختیارت بگذارد.

سالن زیبایی ژوتم هال
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
نمی‌فهمم چرا بعضیا بد میگن

من اونقدر از تجربه‌ام راضی بودم که بخوام درباره‌اش با صراحت صحبت کنم؛ همکاری با تیم خیلی انرژی‌بخش و دوست‌داشتنی بود و خاطرات خوب زیادی ازش دارم. ما با هم با شور و اشتیاق هم‌کاری کردیم و فضایی پویا و مثبت داشتیم.

کلی تجربه و خاطره‌ی خوب
همکاری خوب با تیم
همکارای پرانرژی و باحال
پارت لند
معماری و عمران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس منابع انسانی·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
یه کم منطقی‌تر فکر کنیم

وقتی وارد اینجا شدم فهمیدم که نباید با عجله درباره هر حرفی تصمیم بگیرم؛ چون واقعاً نمی‌شود به تمام نظرات سایت اعتماد کرد، نه از نظر غربالگری دقیق و نه از نظر ممیزی. فرض کن در جایگاه یک شرکت باشی و در شرایط بازارِ پررقابت امروز چه راهکاری می‌تواند کارساز باشد؟ بسیاری از شکایات و گفته‌ها جنبهٔ شخصی دارند و لزوماً نشان‌دهندهٔ کلیت مجموعه نیستند. در هر سازمانی افراد مانند سرمایه‌اند و طبیعی است که شرکت از کارکنانش پشتیبانی کند. برای من هم در ابتدای کار تحت‌تأثیر برخی نظرات قرار گرفتم و در نهایت به ضرر رسید؛ پس به جای قضاوت سریع، بهتر است با کُنشِ عاقلانه و واقع‌بینانه تصمیم بگیریم.

پارس اونیکس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس تست نرم‌افزار·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبهٔ راحت و خودمونی

در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه می‌دهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچ‌وجه احساس خستگی یا فشار نکردم و فضای مصاحبه بیشتر شبیه گفت‌وگویی دوستانه بود. پس از گذراندن مرحلهٔ اول، برای مصاحبهٔ دوم دعوت شدم، جایی که دربارهٔ کارهای پیشینم، 회사های قبلیم و دلیل ترک شرکت‌ها صحبت کردیم و به جزئیات بیشتری رسیدیم. سوالاتی که داشتم را پرسیدم و رفتار تیم پذیرش خیلی محترمانه پاسخ داد.

ستاره بامگاه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس جونیور·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که فقط برای تحقیر بود

به‌عنوان تجربه‌ای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح می‌دهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربه‌ام کم است و نباید رزومه‌ام را ارائه بدهم.

آرایشی و بهداشتی بابیلا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور فروش·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
هشدار؛ سمت این مجموعه نرید

وقتی وارد کار شدم با مجموعه‌ای آموزشی روبه‌رو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاس‌ها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائه‌شده بی‌کیفیف بود. در طول مصاحبه وعده‌های زیادی داده می‌شد، اما عملیاتی که اجرا می‌شد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچ‌کدام به واقعیت تبدیل نمی‌شدند. ابتدای کار ادعا می‌کردند که ۱۰٪ پورسانت می‌دهند، اما شرط‌های غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح می‌شد و در نهایت حتی اگر به هدف هم می‌رسیدم، به‌زور می‌گفتند که نتوانسته‌ام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را می‌پذیرفتند و اگر تکمیلی می‌خواستید باید خودتان پیگیری می‌کردید. قول می‌دادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را به‌عنوان عقب‌افتاده‌ها جبران می‌کنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمی‌کنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایه‌ام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتری‌ها.

دلتا
املاک و مستغلات · تهران
تجربه کاری
شقایق پیرامون·کارآموز تولید محتوای متنی·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۵
ایده‌ها نه عناوین

واقعیتش، خودم هم فکر نمی‌کردم این مسیر اینطور پیش بره. اولش با یه آگهی کارآموزی اومدم. نه توقع خاصی داشتم، نه تصویر خاصی از آینده. فقط دنبال جایی بودم که رشد کنم، یاد بگیرم، و متوقف نشم. ولی از همون روزهای اول، یه چیزی توی فضای دلتا بود که من رو درگیر می‌کرد. یه جور صراحت توی برخوردها که توی کمتر جایی دیدمش. از مدیرعامل بگیر تا مسئولای بخش‌های مختلف، همه طوری رفتار می‌کردن که انگار من سال‌هاست اینجام. ابدا حس کارآموزی رو نداشتم که وارد فضای ناشناس شده و عدم امنیت براش بزرگترین چالشه. فضای دلتا پر از آدم‌هایی بود که حرف می‌زدن، بحث می‌کردن، و چیزی رو خلق می‌کردن. چیزی که من رو شگفت‌زده کرد، این بود که اینجا کسی از ایده‌های جدید نمی‌ترسه. به شخصه تو ماه اول هم پر از فکر و ایده بودم و مشتاق اجرایی شدنشون؛ بعضیاشون هم عملی شدن و بعضیا کنار گذاشته شدن اما هیچ‌وقت حس نکردم که راه گفتن و شنیدن بسته‌ست. این برای من که همیشه دوست دارم اتفاق‌های جدید رو امتحان کنم، خیلی ارزشمند بود. فشار کار مخصوصا تو ماه اول خیلی زیاد بود. باید خودت رو سریع جمع می‌کردی، با ساختارها آشنا می‌شدی، و همزمان کار رو هم تحویل می‌دادی. ولی اگه مشتاق یادگیری باشی، یه عالمه فضا هست که کار کنی. فقط مشکل اینجاست که زمان به اندازه‌ی کافی نداری. باید بین یاد گرفتن و عملیاتی کردن هر چی که یاد گرفتی، تعادل برقرار کنی. توی دلتا یاد گرفتم که می‌شه همزمان هم جدی بود، هم صمیمی. اینکه می‌شه با مدیرعامل درباره‌ی استراتژی برند حرف زد، و یه ساعت بعد با همون آدم درباره‌ی نوع نگاه‌مون به زندگی و پیشرفت گپ زد. برعکس خیلی از شرکت‌ها، که روابط‌شون یا خیلی رسمیه، یا خیلی خارج از چارچوب. بزرگترین چیزی که اینجا یاد گرفتم، شاید خودِ «یاد گرفتن» باشه. نه اینکه دوره‌های آموزشی بذارن، بلکه محیط طوریه که آدم رو به چالش می‌کشه. هر روز یه موضوع جدید، یه مسئله‌ی تازه، یه راهی که قبلاً نرفته بودی. و یه چیز دیگه که خیلی به دلم نشست: توی دلتا، آدم‌ها رو بر اساس کارشون قضاوت می‌کنن، نه بر اساس سابقه یا سن. من از یه کارآموز شروع کردم، ولی خیلی زود دیدم که به حرفام گوش می‌دن، به ایده‌هام فکر می‌کنن، و گاهی بهم مسئولیتی می‌دن که خیلی بزرگ‌تر از جایگاه رسمی‌م بود. این حس اعتماد، برام خیلی انگیزه‌بخش بود. نهایتا چیزی که برام موندگار شد و موندگار می‌مونه، فضای دلتاست. اینکه برند فقط یه اسم نیست؛ یه چیز زنده‌ست که توی رفتار آدم‌هاش دیده می‌شه. اینکه همه دارن برای یه چیز تلاش می‌کنن: بهتر کردن تجربه‌ی کسی که به دلتا اعتماد کرده. من توی دلتا، نه فقط یه شغل، که یه مسیر دیدم. مسیری که پر از پیچ و خم بود، ولی هر پیچش یه چیز جدید یادم داد. و حالا، وقتی به این چند ماه نگاه می‌کنم، می‌بینم که چقدر چیزها عوض شدن. نه فقط توی کاری که انجام می‌دم، بلکه توی نگاهم به کار و زندگی. و این، شاید بزرگترین دستاوردی باشه که از این تجربه گرفتم.

تولیدی و صنعتی فیلتر سرکان
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
ارزش قائل نبودن برای نیروی انسانی

یه شرکتی که هیچ ارزشی برای نیروی انسانیش قائل نیست و خیلی راحت و بدون هیچ دلیل منطقی اخراج میکنن یک مشت مدیران خودشیفته که افراد چاپلوس و دورو مثل خودشون رو دوس دارن فارغ از بحث مهارت و توانایی اغلب مدیران دوستان و اشنایان مدیرعاملن برای همین هر اشتباهی کنن و هر تصمیم اشتباهی بگیرن اهمیت خاصی نداره و خیلی بهشون فشار بیاد نیرواخراج میکنن ادمایی اونجا کار میکنن که وقتی پیشت میشینن مدام گله میکنن که این شرکت خیلی جای مزخرفیه و باید از اینجا رفت و مدیرانش زورگوان ولی نه تنها خودشون چندسال اونجا کار میکنن بلکه کافیه حرفاشونو تایید کنی تا مدیران به یه چشم دیگه نگاهت کنن و این روند برای یه شرکتی مثل سرکان که مدیرانش خودشیفته و نیروهاشون حیله گرهای خنگ و کوته فکرن کاملا رضایت بخشه .سرکان شبیه یه حکومت کمونیستی و مافیایی هست و تنها افرادی توش بقا دارن و رضایت دارن که عین خودشون خودشیفته دورو موزی های خنگ بیسواد حیله گر خنگ باشن میدونید قصد توهین ندارم حیله و نیرنگ و موزی گری و خودشیفته بودن تنها از انسان هایی جاری میشه که از هوش برخوردار نیستن و خوشحالم که من شبیه این افراد نبودم و اگه شما میتونید این ویژگی هارو داشته باشید بهتون تبریک میگم جای خوبیه برای کار

اکالا(توسعه تجارت الکترونیک کوروش)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·تیم لید مرکز تماس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
رفتار افتضاح

در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست

آرتابان موتور
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
نرم افزاری

بعد از ورود به سازمان نفرات سلسله مراتب من از شرکت استعفا دادند و رفتند از مجموعه و کسی که لیاقت ریاست نداشت متاسفانه معرفی کردم به مجموعه ولی مشخص شد این مجموعه لایق همچین افرادی(زیر آب زن و کم ظرفیت و نالایق ) می باشد

اصلا پیشنهاد نمی شود
ناهار رایگان
کلا ضعف دارد
عدم امنیت شغلی
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
هدر دادن منابع
اکتیو کلینرز
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دستیار مدیر محصول ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۵.۰
مدیران مجموعه

مدیر منابع انسانی به حس تیم توجه میکنه وشنونده خوبی هست،مدیر ارشد فنی هم تیمش خیلی براش مهمه و تیمش حس خوبی دارن از همکاری باهاشون

ناهار رایگان
پرداخت حقوق به موقع
زمان کاری شناور
صبحانه رایگان
امکان دورکاری
شرکت کوچک
میلان پارس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس جذب و استخدام ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیریت افتضاح

از زمانی که دکتر بدری به‌عنوان مدیرعامل شرکت منصوب شده‌اند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نه‌تنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بی‌اعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیت‌ها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعده‌ها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامه‌ریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور می‌کردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سال‌ها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیم‌ها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینه‌های زندگی به‌شدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجاره‌خانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارش‌های ورود و خروج کالا، فاکتورها، حواله‌ها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربین‌ها، دسترسی‌های کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمی‌توان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار می‌کند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشته‌اند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت می‌کردیم و عملاً هیچ‌گونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی به‌طور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبط‌کردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشته‌اند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شده‌اند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشته‌اند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفه‌ای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته می‌شوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاه‌های مدیریتی قرار می‌گیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزه‌های مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخش‌های مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفته‌اند و بسیاری از افراد تا ساعت‌های پایانی شب در محل کار می‌مانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب به‌صورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابل‌قبولی نیست؛ به‌خصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامه‌ریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانی‌مدت و مداوم تا نیمه‌شب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیب‌های جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد می‌شود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشته‌اند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفته‌اند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی مانده‌اند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شده‌اند؟ و چرا های دیگر

مهندسی تحقیق و توسعه ارتباطات صمیم رایانه
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که منصرفم کرد

برای من خیلی به‌ظاهر جذاب نبود که به‌خاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبت‌ها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر می‌رسید بیشتر دنبال افراد هم‌سو و هم‌فکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختی‌ها و شنیدن حرف‌های آدم‌های کوچک و عقده‌ای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق به‌موقع پرداخت می‌شد و نهار هم ارائه می‌دادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکت‌ها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامه‌نویس‌ها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصت‌های کاری فراوان است.

رهروان
فرهنگی و ورزشی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
پشیمونی از موندن

وقتی وارد شرکت شدم، به‌وضوح زیرساخت‌ها مشکل داشت و مسائل فنی زیادی وجود داشت؛ فکر می‌کنم بهترین دوره‌ی کاری من در همینجا رقم خورد و اگر کسی قبل و بعد از من بیاید مقایسه کند، تفاوت‌های فنی زیادی را خواهد دید. هدفم نبود که جدا بشم، اما در روز بیست و هشتم اسفند به من گفتند همکاری‌مون به پایان می‌رسد. وقتی پرسیدم چرا زودتر نگفتید، پاسخ دادن فقط این بود که یک ماه فروردین اضافه شد. دلم می‌خواست اینجا را انتخاب نمی‌کردم، چون هیچ‌چیز جدیدی برای یادگیری وجود نداشت و نه تنها پیشرفتی حاصل نشد، بلکه کمی هم پسرفت داشتم. حالا با درد دیسک گردن شب و روز دست و پنجه نرم می‌کنم و با خودم می‌گویم چرا این همه انرژی گذاشتم؟ کاش قدر آدم را می‌دانستند و دل آدم را نمی‌شکستند. در کل می‌خواهم این تجربه را جبران کنم و از این شکست چیز مفیدی بیاموزم، اما می دانم این مدل فضاها احتمال موفقیت فردی را خیلی کم می‌کند. اکثر جاهایی که نیروها را صرفاً ابزار می‌بینند، همین‌طورند. با این وجود بعضی موقعیت‌ها در شرکت وجود داشت که فشار کاری‌شان با کار من سازگار نبود و آن‌هایی که در آن شرایط بودند خوش‌شانس بودند؛ کار خوب، رضایت‌ شغل و آرامش کم‌فشار برای خیلی از برنامه‌نویس‌ها آرزویی است و برخی از هم‌همکارانم چنین تجربه‌ای داشتند و دارند.

گروه بین المللی نامدار تجارت دیبا
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
محیط کاری مسموم

به‌نظرم شرایط شرکت‌های زیرمجموعه‌ی بانک، واقعاً پر از چالش است و به خاطر همین، کار در چنین فضایی انگیزه و انرژی را به‌شدت می‌گیرد. فناوری‌ای که به‌کار می‌برند دسته‌بندی‌شده و منظم نیست و از نظر حرفه‌ای هم محیط کاری سالم و اخلاقی مطلوبی دیده نمی‌شود. اصولاً حقوق و مزایای معیّن و قابل‌قبولی ارائه نمی‌شود و همین باعث می‌شود نیروهای متخصص به‌سرعت از آنجا جدا شوند. نتیجه‌اش این است که افراد با استرس و فشار کاری بالا دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر برایتان حفظ سلامت روحی و روانی اهمیت دارد، توصیه می‌کنم درخواست همکاری ندهید تا زمان و انرژی‌تان هدر نرود.

گروه صنعتی فولاد بهمن
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
تجربه‌ای مختلط؛ از وام تا آدمای بی‌تعهد

به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار می‌کردم و تجربه‌ام رو از اون دوره به طور روشن یادم می‌آید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر سؤال می‌بردند. من شاهد جلسات ناخوشایند زیادی بودم؛ با انصاف می‌گویم باید دید اون فرد پروژه رو با چه مشکلاتی روبه‌رو کرده و بعد قضاوت کرد. وقتی ازش می‌خواستیم شرح بدهد که اشکالات و عقب‌افتادگی‌ها چگونه به وجود آمده، به جای توضیح شفاف، از دروغ و فرافکنی و بی‌ادبی استفاده می‌کرد و کار را خراب می‌کرد. این افراد گاهی که حضورشون در شرکت لازم بود، نبودن و وقتی برای ادامه کار باهاشون تماس می‌گرفتیم، پاسخ نمی‌دادند؛ در جلسات بازخواست، اوضاع بدتر می‌شد. در نهایت فهمیدم یک کارمند به‌اصطلاح دیوانه می‌تواند مدیر را به مرز جنون بکشاند—لطفاً با احتیاط رفتار کنید و از چنین افرادی دوری کنید. از سوی دیگر، شرکت تعهدات مالی خود را انجام داد و وقتی نیاز مالی داشتم با موافقت وام ارائه شد و پرداخت شد. در بخشی که کار می‌کردم، واقعاً دانشم بیشتر شد؛ شاید به این دلیل که خودم سعی کردم رفتار حرفه‌ای و منصفانه‌ای داشته باشم و به همین خاطر امتیاز مناسبی گرفتم. امیدوارم هرگز با چنین رفتارهایی روبه‌رو نشوید و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.

چکاد پردازش
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس برنامه‌ریزی·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
جای خوب برای شروع کار

وقتی وارد بازار کار شدم، این شرکت فرصت‌های رشد و پیشرفت زیادی ارائه می‌دهد. محیطی با چالش‌های جذاب، تنوع کار و فناوری‌های مختلف است و مخصوصاً اگر سال اول ورودت باشد، تقریباً تجربه‌ی چند ساله را در طول یک سال به دست می‌آوری. اما اگر سابقهٔ کاری زیادی داری، آن شور و انگیزهٔ اولیه خیلی محسوس نیست. اغلب احساس می‌کنی درآمدت نسبت به حجم کاری که انجام می‌دی کم است و مسیر پیشرفت شغلی به‌طور مشخص مشخص نیست. قبلاً حقوق‌ها از طریق مذاکره و عملکرد تعیین می‌شد، اما چند سالی است که برای همه یک مقدار ثابت در نظر می‌گیرند. مدل حقوق و پاداش بیشتر بر اساس کارانه است؛ برای نمونه اگر پایهٔ حقوقت ماهیانه یک میلیون باشد، همان را دریافت می‌کنی و پس از سه ماه با ارزیابی مدیر تا سقف دویست‌و‌سخت درصدی می‌توانی پاداش سه‌ماهه را دریافت کنی— اگر ارزیابی ۱۰۰٪ باشد، در پایان سه ماه عملاً یک میلیون و هشتصد هزار به‌صورت یکجا پاداش می‌گیری. پاداش‌ها برای افرادِ واقعاً خوب قابل دسترسی‌اند. تنوع موضوعی اینجا باعث می‌شود نقشِ کارمندِ چندکاربردی خیلی پررنگ باشد و کارها اغلب چندان تخصصی نمی‌شوند؛ اگر بتوانی مسیر خودت را بسازی و درگیر این تنوع نشوی، وضعیتی مناسب است. فضای باز برای ارائهٔ ایده‌های جدید وجود دارد و فرصت تجربهٔ پروژه‌های مختلف هم پیدا می‌شه، هرچند همه‌شون الزاماً به اجرا نمی‌رسند. جابجایی‌های داخلی نسبتاً سخت است اما با تلاش می‌شود. امکانات و مزایایی که معمولاً شرکت‌ها دارن اینجا هم فراهم است. به‌نظرم جذاب‌ترین بخش، فرهنگ سازمانی است؛ همکاران اکثر هم‌فکر و هم‌طبقه‌اند، حاشیه‌های آزاردهنده کم است و فضای کاری دل‌پذیر است.

ونوس
رسانه و انتشارات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دولوپر·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
مشکل از مدیرها بود

وقتی به ونوس فکر می‌کنم، دو نکته بیش از هر چیز دیگه منو نسبت به آینده شرکت pessimistic کرد. اول اینکه مدیران، چه کسانی که کار فنی انجام می‌دن و چه افرادی که جنبه‌های مدیریتی دارن، بیشتر پرهزینه و تازه‌پولدارن و به سفارش‌ها و ارتباط‌ها اعتماد می‌کنن تا به کار واقعی و نتیجۀ قابل مشاهده. دوم اینکه در رفتار کلی مدیران دریافتی که با صداقت فاصله داره و ظاهر و نمایش بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کنه؛ به نظر من ریاکاری جای کار عملی و نتیجه‌محور رو گرفته بود.

همیاران امیدآتیه دانا
بیمه · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده اندروید·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه اندروید؛ شلخته ولی محترمانه

اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقه‌مندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکی‌شان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوال‌ها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.

مانا نگر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
شرکتِ چاپلوس‌باز و خبرچین

من سال‌ها با محیط‌های کاری متفاوت کار کردم و تجربه‌ام از مانا نگر این‌طور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر می‌کند و بسیاری تصور می‌کنند حالا اتفاقات بهتری می‌افتد و چندنفری به شکلی ممتد در پست‌ها باقی می‌مانند. در ابتدای کار، به استخدام تعدادی همکار که معمولاً به خاطر ارتباطات یا رفتار خوب با مدیران وارد شرکت می‌شوند، برخورد کردم. پس از مدتی، گروهی از همکاران که تمرکز اصلی‌شان روی همکاری و بهره‌وری نبود، کم‌کم در محیط حضور داشتند؛ اما حضور چنین أشخاصی باعث شد فضای کار کمتر روی تخصص و نتیجه‌گیری متمرکز باشد. پاداش‌ها و حقوق‌ها هم به جای شایستگی، گره‌خورده به روابط و نفوذ در سطح‌های بالادستی شد. در نهایت، مدیران معاونت‌ها به نظر می‌رسید از مجموعه‌ای از افراد با رفتارهای با اعتمادبه‌نفس بالا اما گاه بی‌دلیل افتخار و تفاوت‌های فردی در نظر گرفته می‌شوند و گویی شیوه ارتباطی بر مبنای رابطه است تا تخصص. به‌ویژه برخورد با مسئول توسعه منابع انسانی به شکلی رسمی و جدی‌تر بود که گویی گفت‌وگو با او نیازمند حساسیت ویژه‌ای است.

ستاره درخشان
فرهنگی و ورزشی
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده فول‌استک·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
جای خوب برای یادگیری

در اینجا فرصت‌های زیادی برای یادگیری وجود داشت و من از این بابت واقعاً سپاسگزارم. حقوق بالا نبود، اما محیط کار پر از جا برای تجربه‌اندوزی و جمع‌آوری مهارت‌های عملی بود؛ اگر دنبال رشد حرفه‌ای هستی، این مجموعه می‌تواند تجربه‌های متعددی در اختیارت بگذارد.

سالن زیبایی ژوتم هال
خدمات درمانی، پزشکی و سلامت
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
نمی‌فهمم چرا بعضیا بد میگن

من اونقدر از تجربه‌ام راضی بودم که بخوام درباره‌اش با صراحت صحبت کنم؛ همکاری با تیم خیلی انرژی‌بخش و دوست‌داشتنی بود و خاطرات خوب زیادی ازش دارم. ما با هم با شور و اشتیاق هم‌کاری کردیم و فضایی پویا و مثبت داشتیم.

کلی تجربه و خاطره‌ی خوب
همکاری خوب با تیم
همکارای پرانرژی و باحال
پارت لند
معماری و عمران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس منابع انسانی·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
یه کم منطقی‌تر فکر کنیم

وقتی وارد اینجا شدم فهمیدم که نباید با عجله درباره هر حرفی تصمیم بگیرم؛ چون واقعاً نمی‌شود به تمام نظرات سایت اعتماد کرد، نه از نظر غربالگری دقیق و نه از نظر ممیزی. فرض کن در جایگاه یک شرکت باشی و در شرایط بازارِ پررقابت امروز چه راهکاری می‌تواند کارساز باشد؟ بسیاری از شکایات و گفته‌ها جنبهٔ شخصی دارند و لزوماً نشان‌دهندهٔ کلیت مجموعه نیستند. در هر سازمانی افراد مانند سرمایه‌اند و طبیعی است که شرکت از کارکنانش پشتیبانی کند. برای من هم در ابتدای کار تحت‌تأثیر برخی نظرات قرار گرفتم و در نهایت به ضرر رسید؛ پس به جای قضاوت سریع، بهتر است با کُنشِ عاقلانه و واقع‌بینانه تصمیم بگیریم.

پارس اونیکس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس تست نرم‌افزار·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبهٔ راحت و خودمونی

در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه می‌دهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچ‌وجه احساس خستگی یا فشار نکردم و فضای مصاحبه بیشتر شبیه گفت‌وگویی دوستانه بود. پس از گذراندن مرحلهٔ اول، برای مصاحبهٔ دوم دعوت شدم، جایی که دربارهٔ کارهای پیشینم، 회사های قبلیم و دلیل ترک شرکت‌ها صحبت کردیم و به جزئیات بیشتری رسیدیم. سوالاتی که داشتم را پرسیدم و رفتار تیم پذیرش خیلی محترمانه پاسخ داد.

ستاره بامگاه
تبلیغات، بازاریابی و برندسازی
مصاحبه
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس جونیور·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که فقط برای تحقیر بود

به‌عنوان تجربه‌ای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح می‌دهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربه‌ام کم است و نباید رزومه‌ام را ارائه بدهم.

آرایشی و بهداشتی بابیلا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مشاور فروش·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
هشدار؛ سمت این مجموعه نرید

وقتی وارد کار شدم با مجموعه‌ای آموزشی روبه‌رو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاس‌ها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائه‌شده بی‌کیفیف بود. در طول مصاحبه وعده‌های زیادی داده می‌شد، اما عملیاتی که اجرا می‌شد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچ‌کدام به واقعیت تبدیل نمی‌شدند. ابتدای کار ادعا می‌کردند که ۱۰٪ پورسانت می‌دهند، اما شرط‌های غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح می‌شد و در نهایت حتی اگر به هدف هم می‌رسیدم، به‌زور می‌گفتند که نتوانسته‌ام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را می‌پذیرفتند و اگر تکمیلی می‌خواستید باید خودتان پیگیری می‌کردید. قول می‌دادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را به‌عنوان عقب‌افتاده‌ها جبران می‌کنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمی‌کنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایه‌ام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتری‌ها.

دلتا
املاک و مستغلات · تهران
تجربه کاری
شقایق پیرامون·کارآموز تولید محتوای متنی·۲۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۵
ایده‌ها نه عناوین

واقعیتش، خودم هم فکر نمی‌کردم این مسیر اینطور پیش بره. اولش با یه آگهی کارآموزی اومدم. نه توقع خاصی داشتم، نه تصویر خاصی از آینده. فقط دنبال جایی بودم که رشد کنم، یاد بگیرم، و متوقف نشم. ولی از همون روزهای اول، یه چیزی توی فضای دلتا بود که من رو درگیر می‌کرد. یه جور صراحت توی برخوردها که توی کمتر جایی دیدمش. از مدیرعامل بگیر تا مسئولای بخش‌های مختلف، همه طوری رفتار می‌کردن که انگار من سال‌هاست اینجام. ابدا حس کارآموزی رو نداشتم که وارد فضای ناشناس شده و عدم امنیت براش بزرگترین چالشه. فضای دلتا پر از آدم‌هایی بود که حرف می‌زدن، بحث می‌کردن، و چیزی رو خلق می‌کردن. چیزی که من رو شگفت‌زده کرد، این بود که اینجا کسی از ایده‌های جدید نمی‌ترسه. به شخصه تو ماه اول هم پر از فکر و ایده بودم و مشتاق اجرایی شدنشون؛ بعضیاشون هم عملی شدن و بعضیا کنار گذاشته شدن اما هیچ‌وقت حس نکردم که راه گفتن و شنیدن بسته‌ست. این برای من که همیشه دوست دارم اتفاق‌های جدید رو امتحان کنم، خیلی ارزشمند بود. فشار کار مخصوصا تو ماه اول خیلی زیاد بود. باید خودت رو سریع جمع می‌کردی، با ساختارها آشنا می‌شدی، و همزمان کار رو هم تحویل می‌دادی. ولی اگه مشتاق یادگیری باشی، یه عالمه فضا هست که کار کنی. فقط مشکل اینجاست که زمان به اندازه‌ی کافی نداری. باید بین یاد گرفتن و عملیاتی کردن هر چی که یاد گرفتی، تعادل برقرار کنی. توی دلتا یاد گرفتم که می‌شه همزمان هم جدی بود، هم صمیمی. اینکه می‌شه با مدیرعامل درباره‌ی استراتژی برند حرف زد، و یه ساعت بعد با همون آدم درباره‌ی نوع نگاه‌مون به زندگی و پیشرفت گپ زد. برعکس خیلی از شرکت‌ها، که روابط‌شون یا خیلی رسمیه، یا خیلی خارج از چارچوب. بزرگترین چیزی که اینجا یاد گرفتم، شاید خودِ «یاد گرفتن» باشه. نه اینکه دوره‌های آموزشی بذارن، بلکه محیط طوریه که آدم رو به چالش می‌کشه. هر روز یه موضوع جدید، یه مسئله‌ی تازه، یه راهی که قبلاً نرفته بودی. و یه چیز دیگه که خیلی به دلم نشست: توی دلتا، آدم‌ها رو بر اساس کارشون قضاوت می‌کنن، نه بر اساس سابقه یا سن. من از یه کارآموز شروع کردم، ولی خیلی زود دیدم که به حرفام گوش می‌دن، به ایده‌هام فکر می‌کنن، و گاهی بهم مسئولیتی می‌دن که خیلی بزرگ‌تر از جایگاه رسمی‌م بود. این حس اعتماد، برام خیلی انگیزه‌بخش بود. نهایتا چیزی که برام موندگار شد و موندگار می‌مونه، فضای دلتاست. اینکه برند فقط یه اسم نیست؛ یه چیز زنده‌ست که توی رفتار آدم‌هاش دیده می‌شه. اینکه همه دارن برای یه چیز تلاش می‌کنن: بهتر کردن تجربه‌ی کسی که به دلتا اعتماد کرده. من توی دلتا، نه فقط یه شغل، که یه مسیر دیدم. مسیری که پر از پیچ و خم بود، ولی هر پیچش یه چیز جدید یادم داد. و حالا، وقتی به این چند ماه نگاه می‌کنم، می‌بینم که چقدر چیزها عوض شدن. نه فقط توی کاری که انجام می‌دم، بلکه توی نگاهم به کار و زندگی. و این، شاید بزرگترین دستاوردی باشه که از این تجربه گرفتم.

تولیدی و صنعتی فیلتر سرکان
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
ارزش قائل نبودن برای نیروی انسانی

یه شرکتی که هیچ ارزشی برای نیروی انسانیش قائل نیست و خیلی راحت و بدون هیچ دلیل منطقی اخراج میکنن یک مشت مدیران خودشیفته که افراد چاپلوس و دورو مثل خودشون رو دوس دارن فارغ از بحث مهارت و توانایی اغلب مدیران دوستان و اشنایان مدیرعاملن برای همین هر اشتباهی کنن و هر تصمیم اشتباهی بگیرن اهمیت خاصی نداره و خیلی بهشون فشار بیاد نیرواخراج میکنن ادمایی اونجا کار میکنن که وقتی پیشت میشینن مدام گله میکنن که این شرکت خیلی جای مزخرفیه و باید از اینجا رفت و مدیرانش زورگوان ولی نه تنها خودشون چندسال اونجا کار میکنن بلکه کافیه حرفاشونو تایید کنی تا مدیران به یه چشم دیگه نگاهت کنن و این روند برای یه شرکتی مثل سرکان که مدیرانش خودشیفته و نیروهاشون حیله گرهای خنگ و کوته فکرن کاملا رضایت بخشه .سرکان شبیه یه حکومت کمونیستی و مافیایی هست و تنها افرادی توش بقا دارن و رضایت دارن که عین خودشون خودشیفته دورو موزی های خنگ بیسواد حیله گر خنگ باشن میدونید قصد توهین ندارم حیله و نیرنگ و موزی گری و خودشیفته بودن تنها از انسان هایی جاری میشه که از هوش برخوردار نیستن و خوشحالم که من شبیه این افراد نبودم و اگه شما میتونید این ویژگی هارو داشته باشید بهتون تبریک میگم جای خوبیه برای کار

اکالا(توسعه تجارت الکترونیک کوروش)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·تیم لید مرکز تماس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
رفتار افتضاح

در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست

آرتابان موتور
خودروسازی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
نرم افزاری

بعد از ورود به سازمان نفرات سلسله مراتب من از شرکت استعفا دادند و رفتند از مجموعه و کسی که لیاقت ریاست نداشت متاسفانه معرفی کردم به مجموعه ولی مشخص شد این مجموعه لایق همچین افرادی(زیر آب زن و کم ظرفیت و نالایق ) می باشد

اصلا پیشنهاد نمی شود
ناهار رایگان
کلا ضعف دارد
عدم امنیت شغلی
مدیریت ضعیف
محیط غیر حرفه ای
هدر دادن منابع
اکتیو کلینرز
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دستیار مدیر محصول ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۵.۰
مدیران مجموعه

مدیر منابع انسانی به حس تیم توجه میکنه وشنونده خوبی هست،مدیر ارشد فنی هم تیمش خیلی براش مهمه و تیمش حس خوبی دارن از همکاری باهاشون

ناهار رایگان
پرداخت حقوق به موقع
زمان کاری شناور
صبحانه رایگان
امکان دورکاری
شرکت کوچک
میلان پارس
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ای · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس جذب و استخدام ·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مدیریت افتضاح

از زمانی که دکتر بدری به‌عنوان مدیرعامل شرکت منصوب شده‌اند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نه‌تنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بی‌اعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیت‌ها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعده‌ها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامه‌ریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور می‌کردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سال‌ها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیم‌ها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینه‌های زندگی به‌شدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجاره‌خانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارش‌های ورود و خروج کالا، فاکتورها، حواله‌ها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربین‌ها، دسترسی‌های کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمی‌توان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار می‌کند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشته‌اند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت می‌کردیم و عملاً هیچ‌گونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی به‌طور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبط‌کردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشته‌اند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شده‌اند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشته‌اند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفه‌ای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته می‌شوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاه‌های مدیریتی قرار می‌گیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزه‌های مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخش‌های مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفته‌اند و بسیاری از افراد تا ساعت‌های پایانی شب در محل کار می‌مانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب به‌صورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابل‌قبولی نیست؛ به‌خصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامه‌ریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانی‌مدت و مداوم تا نیمه‌شب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیب‌های جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد می‌شود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشته‌اند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفته‌اند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی مانده‌اند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شده‌اند؟ و چرا های دیگر

مهندسی تحقیق و توسعه ارتباطات صمیم رایانه
مخابرات و ارتباطات (تلکام) · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که منصرفم کرد

برای من خیلی به‌ظاهر جذاب نبود که به‌خاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبت‌ها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر می‌رسید بیشتر دنبال افراد هم‌سو و هم‌فکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختی‌ها و شنیدن حرف‌های آدم‌های کوچک و عقده‌ای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق به‌موقع پرداخت می‌شد و نهار هم ارائه می‌دادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکت‌ها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامه‌نویس‌ها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصت‌های کاری فراوان است.

رهروان
فرهنگی و ورزشی · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
پشیمونی از موندن

وقتی وارد شرکت شدم، به‌وضوح زیرساخت‌ها مشکل داشت و مسائل فنی زیادی وجود داشت؛ فکر می‌کنم بهترین دوره‌ی کاری من در همینجا رقم خورد و اگر کسی قبل و بعد از من بیاید مقایسه کند، تفاوت‌های فنی زیادی را خواهد دید. هدفم نبود که جدا بشم، اما در روز بیست و هشتم اسفند به من گفتند همکاری‌مون به پایان می‌رسد. وقتی پرسیدم چرا زودتر نگفتید، پاسخ دادن فقط این بود که یک ماه فروردین اضافه شد. دلم می‌خواست اینجا را انتخاب نمی‌کردم، چون هیچ‌چیز جدیدی برای یادگیری وجود نداشت و نه تنها پیشرفتی حاصل نشد، بلکه کمی هم پسرفت داشتم. حالا با درد دیسک گردن شب و روز دست و پنجه نرم می‌کنم و با خودم می‌گویم چرا این همه انرژی گذاشتم؟ کاش قدر آدم را می‌دانستند و دل آدم را نمی‌شکستند. در کل می‌خواهم این تجربه را جبران کنم و از این شکست چیز مفیدی بیاموزم، اما می دانم این مدل فضاها احتمال موفقیت فردی را خیلی کم می‌کند. اکثر جاهایی که نیروها را صرفاً ابزار می‌بینند، همین‌طورند. با این وجود بعضی موقعیت‌ها در شرکت وجود داشت که فشار کاری‌شان با کار من سازگار نبود و آن‌هایی که در آن شرایط بودند خوش‌شانس بودند؛ کار خوب، رضایت‌ شغل و آرامش کم‌فشار برای خیلی از برنامه‌نویس‌ها آرزویی است و برخی از هم‌همکارانم چنین تجربه‌ای داشتند و دارند.

گروه بین المللی نامدار تجارت دیبا
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
محیط کاری مسموم

به‌نظرم شرایط شرکت‌های زیرمجموعه‌ی بانک، واقعاً پر از چالش است و به خاطر همین، کار در چنین فضایی انگیزه و انرژی را به‌شدت می‌گیرد. فناوری‌ای که به‌کار می‌برند دسته‌بندی‌شده و منظم نیست و از نظر حرفه‌ای هم محیط کاری سالم و اخلاقی مطلوبی دیده نمی‌شود. اصولاً حقوق و مزایای معیّن و قابل‌قبولی ارائه نمی‌شود و همین باعث می‌شود نیروهای متخصص به‌سرعت از آنجا جدا شوند. نتیجه‌اش این است که افراد با استرس و فشار کاری بالا دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر برایتان حفظ سلامت روحی و روانی اهمیت دارد، توصیه می‌کنم درخواست همکاری ندهید تا زمان و انرژی‌تان هدر نرود.

گروه صنعتی فولاد بهمن
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس ارشد·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
تجربه‌ای مختلط؛ از وام تا آدمای بی‌تعهد

به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار می‌کردم و تجربه‌ام رو از اون دوره به طور روشن یادم می‌آید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر سؤال می‌بردند. من شاهد جلسات ناخوشایند زیادی بودم؛ با انصاف می‌گویم باید دید اون فرد پروژه رو با چه مشکلاتی روبه‌رو کرده و بعد قضاوت کرد. وقتی ازش می‌خواستیم شرح بدهد که اشکالات و عقب‌افتادگی‌ها چگونه به وجود آمده، به جای توضیح شفاف، از دروغ و فرافکنی و بی‌ادبی استفاده می‌کرد و کار را خراب می‌کرد. این افراد گاهی که حضورشون در شرکت لازم بود، نبودن و وقتی برای ادامه کار باهاشون تماس می‌گرفتیم، پاسخ نمی‌دادند؛ در جلسات بازخواست، اوضاع بدتر می‌شد. در نهایت فهمیدم یک کارمند به‌اصطلاح دیوانه می‌تواند مدیر را به مرز جنون بکشاند—لطفاً با احتیاط رفتار کنید و از چنین افرادی دوری کنید. از سوی دیگر، شرکت تعهدات مالی خود را انجام داد و وقتی نیاز مالی داشتم با موافقت وام ارائه شد و پرداخت شد. در بخشی که کار می‌کردم، واقعاً دانشم بیشتر شد؛ شاید به این دلیل که خودم سعی کردم رفتار حرفه‌ای و منصفانه‌ای داشته باشم و به همین خاطر امتیاز مناسبی گرفتم. امیدوارم هرگز با چنین رفتارهایی روبه‌رو نشوید و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.

چکاد پردازش
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس برنامه‌ریزی·۲۰ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
جای خوب برای شروع کار

وقتی وارد بازار کار شدم، این شرکت فرصت‌های رشد و پیشرفت زیادی ارائه می‌دهد. محیطی با چالش‌های جذاب، تنوع کار و فناوری‌های مختلف است و مخصوصاً اگر سال اول ورودت باشد، تقریباً تجربه‌ی چند ساله را در طول یک سال به دست می‌آوری. اما اگر سابقهٔ کاری زیادی داری، آن شور و انگیزهٔ اولیه خیلی محسوس نیست. اغلب احساس می‌کنی درآمدت نسبت به حجم کاری که انجام می‌دی کم است و مسیر پیشرفت شغلی به‌طور مشخص مشخص نیست. قبلاً حقوق‌ها از طریق مذاکره و عملکرد تعیین می‌شد، اما چند سالی است که برای همه یک مقدار ثابت در نظر می‌گیرند. مدل حقوق و پاداش بیشتر بر اساس کارانه است؛ برای نمونه اگر پایهٔ حقوقت ماهیانه یک میلیون باشد، همان را دریافت می‌کنی و پس از سه ماه با ارزیابی مدیر تا سقف دویست‌و‌سخت درصدی می‌توانی پاداش سه‌ماهه را دریافت کنی— اگر ارزیابی ۱۰۰٪ باشد، در پایان سه ماه عملاً یک میلیون و هشتصد هزار به‌صورت یکجا پاداش می‌گیری. پاداش‌ها برای افرادِ واقعاً خوب قابل دسترسی‌اند. تنوع موضوعی اینجا باعث می‌شود نقشِ کارمندِ چندکاربردی خیلی پررنگ باشد و کارها اغلب چندان تخصصی نمی‌شوند؛ اگر بتوانی مسیر خودت را بسازی و درگیر این تنوع نشوی، وضعیتی مناسب است. فضای باز برای ارائهٔ ایده‌های جدید وجود دارد و فرصت تجربهٔ پروژه‌های مختلف هم پیدا می‌شه، هرچند همه‌شون الزاماً به اجرا نمی‌رسند. جابجایی‌های داخلی نسبتاً سخت است اما با تلاش می‌شود. امکانات و مزایایی که معمولاً شرکت‌ها دارن اینجا هم فراهم است. به‌نظرم جذاب‌ترین بخش، فرهنگ سازمانی است؛ همکاران اکثر هم‌فکر و هم‌طبقه‌اند، حاشیه‌های آزاردهنده کم است و فضای کاری دل‌پذیر است.

ونوس
رسانه و انتشارات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·دولوپر·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
مشکل از مدیرها بود

وقتی به ونوس فکر می‌کنم، دو نکته بیش از هر چیز دیگه منو نسبت به آینده شرکت pessimistic کرد. اول اینکه مدیران، چه کسانی که کار فنی انجام می‌دن و چه افرادی که جنبه‌های مدیریتی دارن، بیشتر پرهزینه و تازه‌پولدارن و به سفارش‌ها و ارتباط‌ها اعتماد می‌کنن تا به کار واقعی و نتیجۀ قابل مشاهده. دوم اینکه در رفتار کلی مدیران دریافتی که با صداقت فاصله داره و ظاهر و نمایش بیش از هر چیز اهمیت پیدا می‌کنه؛ به نظر من ریاکاری جای کار عملی و نتیجه‌محور رو گرفته بود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.