-مرحله صفر: آزمون آنلاین لینک آزمون آنلاین برام فرستادن که طبق چیزی که گفتن درصورتی به مصاحبه دعوت میشی که نمره قابل قبول بیاری. سوالات راجب زبان سی شارپ، شی گرایی و بعضی مفاهیم پایه شی گرایی و همینطور سوالاتی از CLR
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی رفتم ی خانم بود مسئول تستشون، مصاحبه خوبی بود و معلوم بود کار بلد هستن. ولی از رفتارشون خوشم نیومد چون من یک اشتباه کوچیک جواب دادم گفت وای اگه اشتباه کنی چی ابروی من جلوی مدیر عامل میره، من خیلی بهم برخورد ولی گفت بیا با حقوق کم تر از پیشنهاد که حقوق خیلی کمی بود حقوق ۲ تومن پیشنهاد داد . بعد اونجا خانم ها به اقایون دست میدادن و روسری سر بعضی ها نبود که من چون دست نمیدادم احساس کردم معذبم اونجا، کلا برای کسایی که جو راحت از لحاظ پوشش و رفتاری میخوان خوبه و اینکه مدیر بخش تستشون رفتارهای خاص خودشونو داره.
چند مرحله مصاحبه بود، جلسه اول اسکایپی بود و جلسه دوم حضوری حس خوب از مصاحبه دارم و به نظرم افراد مصاحبه کننده از تجربه و دانش کافی برای انجام این کار برخوردار بودند و رفتار کاملا محترمانه ای داشتند و تجربه خیلی خوبی بود و یک سری چیز ها آموختم از این جلسه، در مرحله دوم قبل ورود به شرکت تست پزشکی کرونا تب و اکسیژن سنج توسط پزشک حاضر در شرکت گرفته میشود، سوالات شخصی هم پرسیدند باید در زمینه ای که درخواست استخدام دادید اطلاعات خیلی خیلی کاملی داشته باشید و با دانش کافی در سطح بالا برید مصاحبه در ضمن خلاقیت براشون مهم بود و اینکه بتونید سفر کاری برید و مشکلی با این قضیه نداشته باشید هم چنین با اضافه کار مشکل نداشته باشه
آگهی شرکت رو توی یکی از سایتای کاریابی دیدم و رزومه فرستادم و بعد یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه زمان ست کردن مصاحبه از سه بخش تشکیل شده بود: بخش اول مصاحبه فنی با دو تا از مدیران فنی ، بخش دوم مصاحبه با یکی از مدیران و بخش سوم مصاحبه با هیئت مدیره بود. توی مصاحبه اول کلا از پایه ای ترین مفاهیم تا پیشرفته ترین اون ها رو میپرسن و تا سطحی پیش میرن که دیگه شما نتونین جواب بدین و حد دانشتون مشخص بشه. OOP – SOLID – Design Pattern C# – Java سوالات مربوط به طراحی دیتابیس، نرمال فرم، کوئری ها، stored procedure و … دو تا سوال الگوریتمی هم پرسیدن که باید کدش رو توی گوگل داک میزدم. این مصاحبه حدود ۳ ساعت طول کشید و سخت بود واقعا :/ مصاحبه دوم ترکیبی از سوالای فنی و منابع انسانی بود و تو این قسمت در مورد حقوق به توافق میرسین مصاحبه سوم هم با هیئت جذب بود و سوالاتی میپرسیدن تا روحیات شخص و رفتارش رو توی شرایط مختلف و برخورد با مسائل مختلف چه از جنبه فنی و چه از جنبه اخلاقی و حل تعارضات با اشخاص، مشخص بشه. کلا توی این مرحله سعی دارن تا بفهمن با بقیه شرکت مچ هستین یا نه. بین هر کدوم از مصاحبه ها حدود یک هفته زمان بود و حدود ۱ ساعت بعد از مصاحبه آخر تماس گرفتن و گفتن که قبول شدم 🙂
من برای بار دوم به مصاحبه دعوت شدم .دو سال قبل سه مرحله مصاحبه انجام دادم که کل فرایند آن دو ماه طول کشید که در نهایت بعد کمیته جذب اعلام کردن توی دوره های اموزشیشون شرکت کنم هزینه بدم بعد امتحان در صورت قبولی بیام.قبول نکردم شرکت دیگه ای مشغول شدم.برای بار دوم برای مصاحبه رفتم که مدیر عامل و مدیر پشتیبانی حضور داشتن.خیلی سوالات در همه زمینه های فنی پرسیدن.در خصوص علت استعفا از شرکت قبلیم خیلی سوال پیچم کردن.هر چی توضیحی می دادی که یه چیزی از توش در میآوردن.رفتار و صحبت هاشون طوری بود که خودت بگی پشیمونم اینجا اومدم برای کار.من هیچ شرکتی توی مصاحبه همچین موردی ندیدم. انگار بخوان برای گوگل یک سمت مهم استخدام کنن.چندین بار هم اعلام کردن حجم کاری خیلی بالا ساعت کاری غیر قابل پیش بینی هست.اخر مصاحبه اخرین حقوق دریافتیم پرسیدن که مدیر پشتیبانی گفت حقوق بالایی بود چرا اومدی بیرون.در حالیکه بیشتر وقت مصاحبه در خصوص دلایل استعفام باهام بحث کرده بودن. حدود ۲ساعت مصاحبه ام طول کشید در نهایت من باتوجه به تجربه قبلیم گفتم نتیجه رو تا دو روز آینده اعلام کنید. ایمیل زدن گفتن پذیرفته نشدم.
من برای برنامه نویس دات نت و بیشتر بک اند رزومه فرستاده بودم. در ابتدا بعد از سلام و احوال پرسی و خوش و بش اولیه و یکم سوال در مورد شرکت های قبلی که کار کردم و اینکه چرا همکاران رو انتخاب کردم بعدش مصاحبه کننده گفت که فرض کن یه عده دانشجو اومدن برای بازدید از شرکت در حد یک ربع از هرچی که از دانت نت و سی شارپ و بقیه چیزا میدونی براشون صحبت کن در ضمن مصاحبه کننده یک نفر بود ولی گفتن که اکثر موقع ها دو نفره مصاحبه میکنن و برای چند لحظه گوشیشون رو چک کردن و سریعا هم عذر خواهی کردن و گفتن که میخوان ببینن آیا همکارشون میرسه به مصاحبه یا نه که از شانس همکارشون نتونستن بیان و من فقط با یک نفر مصاحبه کردم. بعدش رسیدیم به مباحث فنی و از هرچی که در رزومه ام زده بودم بلد ام به صورت تخصصی سوال پرسیدن مثلا ازشی گرایی و اصول معماری نرم افزار و یک سری سوالات فنی دیگه و بیشتر میخواستن ببینن که چقدر به قضایا مسلط هستم مثلا دونوع داده خیلی شبیه به هم دیگ رو میپرسیدن و میگفتن که خب فرقشون چیه ؟ آیا میشه به جای همدیگه استتفاده کرد یانه و اگر میشه پس اصلا پرا اینا دوتا شدن و اینجور سوال ها که نمیشه گفت سخت ولی باید حتما به مباحث مسلط باشید تا بتونید جواب بدید هرچیزی که در رزومه در تخصص هاتون نوشتید رو باید کامل مسلط باشید یه در حدی که گفتید باشید. مصاحبه کننده بسیار باهوش و با دانش فنی بالایی هستش. درمورد موارد مربوط به OOP به صورت دقیق مطالعه داشته باشید و علاوه بر مطالعه چندیدن بار عملی اون کار رو انجام بدید تا ملکه ذهنتون بشه مثلا چندیدن کلاس بسازید و ارث بری و چند ریختی رو با کلاس های abstract و …. به قدری تمرین کنید که هر سوالی در این زمینه باشه بتونید جواب بدید ویژگیهایی که براشون مهم بود: رفتار و شخصییت براشون مهمه و اینکه به گفته خودشون به صورت بلند مدت به افراد نگاه میکنند و برای همین هستش که یک جلسه مصاحبه هم با مدیرعامل میذارن و گفتن که براشون خیلی مهمه که فردی که میاد شرکت با این دیدگاه باشه که برای بلند مدت جذب شرکت بشه نه حتی ۳ یا ۴ سال در مورد مسائل عقیدتی بحث خاصی نشد
قبل از ورود به مصاحبه، با چند آزمون هوش و روانشناسی روبهرو شدم که از جملهشان میشد تست هوش ریون، GMAT و معانی شخصیتشناسی را نام برد. روند مصاحبه نسبتا عادی بود و بیشتر سوالها درباره آشنایی من با شرکت و فعالیتهای آن و همچنین وظایف مربوط به این سمت بود. در مورد حقوق هم محدودیتهایی وجود داشت.
برای من یک فرصت رشد همیشگی میسازن؛ با این نگاه بود که چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم و با مدیر منابع انسانی، رئیس بازاریابی، مدیرکل بازاریابی و در نهایت مدیرعامل گفتوگو کردم. با توجه به سابقه طولانی تیم در این شرکت، در صحبتهای اولیه واضح میشد که فضای کار و محتوای فعالیتها برای من مناسبه یا خیر. یکی از ویژگیهای برجستهشون اینه که وقتی اشتیاق و استعدادتو بهخوبی تشخیص میکنن، فرصتهای رشد رو برای تو فراهم میکنن؛ از برگزاری کلاسهای آموزشی تا اختصاص زمان برای ارتقای مهارتها. مصاحبهها خیلی تخصصی نبودن و بیشتر حول سابقه کاری، مهارتهایی که بلدی و سازگاریات با شرایط شرکت میچرخید. نتیجه کار من این بود که از فرایند استخدام رضایت کامل دارم. در نهایت، رفتارشون صریح، با اعتمادبهنفس و مشتاق بود و به نظرم ابزارهای ارزیابیشون احتمال موفقیت رو بالا میبره.
برای مصاحبه دیتا آنالیست با شرکت ستاره طلایی سینا یه دفترچه ثبتنام مثل فرم رو پر کردم و بدون معطلی، دقیقا سر وقت به دیدن مدیر واحد رفتم. اون جلسه به صورت آرام و بدون تنش پیش رفت، و من فرصت پیدا کردم همه توضیحاتم رو کامل ارائه بدم. سوالها از سابقه کار و مفاهیم آماری و همچنین نرمافزارها و پروژههایی که داشتم بود و من پاسخها رو با دقت توضیح دادم. در مصاحبه دوم سه روز بعد تماس گرفتند و حسابی طولانی از من درباره شخصیتم تست گرفتند و از کارفرمایی که داشتم نمونه دیتا هم گرفتن تا من گزارشی کوتاه از اون روش رو آماده کنم. فضای کار دفتر خیلی منظم و مرتب دیده میشد و برخورد کارکنان هم حرفهای و دوستانه بود.
در نخستین تماس، از راه فرمی که برایم ایمیل کردند استفاده شد و من پاسخ دادم؛ برخلاف فرمهایی که حضور در محل را میطلبند، این نسخه را ترجیح دادم. سپس برای مصاحبه حضوری تماس دوباره گرفتم و در جلسه، به من دفترچهای دادند و یک آزمون هوش هیجانی و MBTI از من گرفتند، و پس از آن تست دیگری هم انجام شد. بعد با واحد منابع انسانی صحبت کردم و سپس با مدیر مستقیم، و در نهایت تقریبا دو هفته طول کشید تا نتیجه را بشنوم و پذیرفته شدم؛ تنها سوال چالشی هم داشت که سخت بود. معیارهای اصلی شرکت برای من حس تعلق خانوادگی و اینکه احساس کنم عضوی از خانواده شرکت میشوم بود، چرا که مالکیت شرکت را درک کنم برایشان مهم بود و اینکه من هم به همراه سایر اعضا بخشی از این خانواده باشم اهمیت داشت.
برای مصاحبه کاری کارشناس منابع انسانی در سان استار، برخورد ابتدایی بسیار مثبت بود و فرآیند پذیرش هم به موقع آغاز شد. کسی که فرم را برای تکمیل دراختیارم گذاشت، رفتار دوستانه و حرفهای داشت و فضای شرکت هم بهروز و مناسب به نظر میرسید. واضح بود که شرکت تازه منتقل شده و هنوز بهطور کامل تثبیت نشده است. مصاحبهکننده خانمی بود که در همان ابتدا خود را یکی از اساتید حوزه منابع انسانی معرفی کرد و شروع کرد به طرح پرسشهای دانشگاهی و مباحث تئوری. او با استفاده از اصطلاحات مخفف انگلیسی صحبت میکرد و وقتی ازم میخواست توضیح بیشتری بدهم، پاسخ میداد که معادل فارسیاش را بلد نیستم. روند مصاحبه از بالا به پایین بود و در پایان، سوالاتی که مطرح میشدند، قدری اعتمادبهنفسم را کاهش دادند تا حدی که حتی اگر آماده بودم هم بهراحتی نمیتوانستم پاسخ بدهم. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که بهتر است کتابهای دانشگاهیام را مرور کنم.
در ابتدایش تماس گرفتم و پس از معرفی، مشخص کردم که آمادگی دارم برای مصاحبه کوتاه با مسئول فنی هماهنگی کنم. سپس با مسؤول فنی مربوطه تماس گرفتم و خلاصهای از سابقهام را بیان کردم. او در توضیح کارشان حوزه کاری را هم گفت و از من خواست تا علاقهام را به فعالیت در همان حوزه اظهار کنم و سوالاتی درباره تجربیات دیگرم مطرح کرد و دقیقتر درباره برخی تجربههای قبلیام از من پرسید. در پایان جلسه هم مقدار حقوق پیشنهادیام را پرسید.
برای مصاحبه اندروید به پردازش موازی سامان رفتم و اول جلسه را با تماس تلفنی برای تعیین زمان قطعی کردم. شرکت در میدان ولیعصر بود، محیط داخلیشان کوچک و بسته بود. در رزومهام حقوق درخواستی را نوشته بودم و انتظار داشتم اگر برخلاف آن بود، دعوتم به مصاحبه صورت نگیرد. هنگام ورود، فرم تشریحی دادند و دوباره همان مواردی را که در رزومه نوشته بودم، نوشتم. پس از چند دقیقه وارد اتاق مصاحبه شدم؛ سه نفر حضور داشتند: دو نفر آقا با تخصصهای اندروید و بکاند و شاعبه مدیر فنی تیم خانم که جلسه را مدیریت میکرد. توضیحاتم را درباره پروژهها و چند اپلیکیشن توضیح دادم و بین سوالات، نماینده بکاند و اندروید هم سوالاتی میپرسیدند. خانم مدیر هیچ پاسخ یا توضیحی در طول مصاحبه نداد. وقتی توضیحاتم تمام شد و به نظر میرسید که از نظر فنی وضعیت قابل قبول است، او گفت حداقل حقوق درخواستی من پنج و پنجاه و ششصد تومان است که همان عددی بود که در فرم نوشته بودم و در رزومه هم گنجانده بودم. سپس گفتند که در جابینجا اعلام میکنند. همان روز بعد از ظهر نیز یک پیام مبنی بر عدم تطابق حقوق درخواستی با شغل پیشنهادی فرستاده شد. این موضوع برایم عجیب بود چون تصور میکردم رزومهام روشن است و یا شاید رزومه را درست خوانده نبودند یا تیم مصاحبه حرفهای نبودند و وقت من را بیهوده گرفتند. با حقوق پایینتر از حد انتظار، شرکت به نظر من زیاد مشتاق همکاری نبود. اگر برای شما حقوق اهمیت دارد، بهتر است به مصاحبه نروید یا دقیقتر بررسی کنید.
در اولین تماس تلفنی تصمیم گرفتند که زمان هر دو طرف تلف نشود و فرصتی برای شناخت اولیه فراهم شود. از من درباره سابقههای کاریام پرسیدند و توضیح مختصری هم درباره کار شرکت و بخش مالی و حسابداری آنها ارائه شد. سؤال اصلی این بود که با مباحث مالی و حسابداری آشنایی دارم یا نه؛ من پاسخ دادم که ندارم.
در آغاز کار مصاحبهکنندگان با من به بررسی رزومه و سوابقم پرداختند و من را از نزدیک ملاقات کردند. سپس تیمی از همکاران کارگاه ایدهپردازی در کادر تیم منابع انسانی با من مصاحبه کردند و درباره تجربیاتم از من سؤال کردند. همچنین از من خواسته شد تا یک نمونه فرضی را ارائه دهم و پس از تکمیل کار، مدیرعامل هم به طور مستقیم نظر خود را درباره نتیجه اعلام کرد. با این حال در کار ما چون خروجیها باکیفیت است، دقیقا نمیشود کیفیت را بهطور عددی اندازه گرفت. تأکید شد که حتما با نمونهکار و تخصص مناسب آماده باشید.
در مصاحبهی مرکز تماس برای اسنپ فود بود که اول کار، حدودا کمتر از یک هفته منتظر زنگ بودم تا درباره ساعات و شیفتها صحبت شود. گفتند چهار روز کار میکنم، یک روز مرخصی دارم و بعد از آن دوباره چهار روز کار را ادامه میدهم؛ به این صورت بهطور چرخشی خواهد بود و ساعات از نه تا هجده است. یک مصاحبه تلفنی هم برگزار شد. پرسیدند آیا تجربهای در مرکز تماس داشتم یا نه، من گفتم نه اما تجربه فروش و کار با مشتریان را دارم و مهارتهای مذاکره و بیان خوبی دارم. از من پرسیدند رضایت مشتری را چگونه میبینی؟ گفتم در بازار رقابتی و اشباع، اکنون رضایت مشتری بهخاطر بهرهبرداری از خریدهای مکرر آنان است. پرسیده شد ویژگیهایی که یک کارمند مرکز تماس باید داشته باشد چیست و همچنین اینکه محیط کاری برای من چگونه است، شلوغ یا خلوت. من پاسخ دادم فرقی ندارد و انعطافپذیرم. نکتهای که توصیه میشه برای واقعا پذیرفتهشدن در مصاحبه در نظر بگیرند این است که کار در این بخش در ابتدای کار دشوار است؛ باید سرعت عمل بالا و قدرت یادگیری خوبی داشته باشی، چون باید تمام اطلاعات سازمان را در ذهن نگه داری تا در برخورد با مشتری دچار مشکل نشی. همچنین باید آرامش خود را هنگام مواجهه با مشتری ناراضی حفظ کنی. ویژگیهای مهم آنها عبارت بود از: انعطافپذیری و سازگاری با محیط شلوغ.
وقتی وارد دفتر شدم، چند دقیقهای منتظر کارمند منابع انسانی شدم. برخوردشان مودبانه بود و فرم سادهای دادند که پر کنم؛ پر کردم و مرا به اتاقی بردند تا برای مصاحبه منتظر بمانم. این مدت طولانی به نظر رسید تا اینکه فردی آمد و فکر کردم مدیر فنی یا حداقل مدیر بخش کلاینت است، اما مشخص شد که او مدیر بخش پروداکت بود. سوالهای فنی کمی پرسیدند، اما بیشتر به تجربیات من در شرکتهایی که با آنها کار کرده بودم پرداختند. یکی از سوالها مربوط به تخلیه پایتخت در بیست و چهار ساعت بود و یک سوال الگوریتمی هم مطرح شد. مصاحبهگرها کاملا بیاحساس و بیقاطع بودند و رفتارش این حس را به من منتقل کرد که آرامش و اعتمادبهنفسم را از دست میدهم. در آخر وقتی پرسیدم که مرحله بعد چیست، گفتند که نتیجه یا قبول یا رد را اطلاع میدهند، اما خبری از آنها نگرفتم. به ذهنم رسید که برای یک مصاحبه شدید آماده باشم و با اعتماد به نفس کامل در جلسه حضور یابم.
شرکت اسنپ فود بود و من برای شغلی در زمینه مدیریت رستورانها مصاحبه داده بودم. بعد از برچیده شدن یکی از ونچرهای گروه IIG، همهی شرکتهای فعال در اون مجموعه شروع به مصاحبه با کارکنان سابق کرده بودند و من هم با اکثریت شرکتهای IIG مصاحبه کردم چون رزومههای ما در اختیارشون بود و به همین خاطر با من تماس میگرفتند و برای مصاحبه دعوت میکردند. نخستین مصاحبه با مدیر مربوطه بود و از من سوالات فنی بسیاری پرسید تا دربارهی بخشبندی و مدیریت اصولی رستورانها نظراتم را بنویسم؛ کاری که تا آن زمان انجام نداده بودند. چون در شغل قبلیم همین کارها را انجام میدادم، با جزییات کامل همهی ایدههایم را گفتم و مدیر آن بخش خیلی از آنها استقبال کرد و خوشحال شد. قرار شد جلسهی بعدی با واحد منابع انسانی باشد و آفر ارائه شود، اما هیچ خبری از آنها نشد. پیگیریهایم هم نتیجهای نداشت و حتی ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم تا اینکه در نهایت یکی از همکاران از اسکایپ را پیدا کردم و پیگیر شدم؛ گفتند فعلا امکان همکاری نداریم. دو نکته که برای من خیلی مهم بود: - در آن مقطع بحران منابع انسانی در کل گروه وجود داشت و احتمالا کموکاستی در هماهنگی بین منابع انسانی و دپارتمان توجیهپذیر است؛ با این حال عملکرد منابع انسانی اسنپ فود در مدیریت این بحران ضعیف بود. - در کار قبلیم سرپرست بخش بودم و سطح کارشناس نسبتا پایینتر بود. این مسئله را در همان مرحله مطرح کردم و مدیر بخش گفت که این دپارتمان را از صفر میسازیم و افرادی مثل من که اولین اعضا هستند، شایستهی مدیریتی خواهند بود. - اگر به دلایل سابقه یا کیفیت کارتان حقوق بالاتری نسبت به میانگین دارید، اسنپ فود گزینهی ایدهآل برای شما نیست؛ رنج حقوق معمولی است، نه خیلی خوب و نه خیلی بد. دوستان من در حال حاضر آنجا مشغولاند و حقوق حدود سه تا چهار میلیون میگیرند. البته این به حوزهی کار آنها در بخش تجاری مربوط میشود و درباره حقوق تیمهای IT اطلاعی ندارم.
در حال کار با یک شرکت معتبر بودم و در تجربهای از مصاحبه کنترل پروژه صحبت میکنم. از من دربارهی سوابق تحصیلیم و کارهای قبلیم پرسیدند و سوال عجیبی هم مطرح شد: اگر تهران در وضعیتی خطرناک بیفتد و فقط بیست و چهار ساعت فرصت داشتم شهر را تخلیه کنم، چگونه این کار را انجام میدادم؟
ابتدا برای من یک تست تایپ انجام دادند و پس از آن یک آزمون هوش گرفتند، و در نهایت مصاحبهای نسبتا کوتاه به مدت حدودا یک ربع برگزار شد. آنها به سوالاتی که در فرم ثبت کرده بودم پاسخ دادند و توضیحی کوتاه درباره کارهایی که باید انجام بدهم ارائه کردند؛ در مورد میزان حقوق چیزی نگفتند اما گفتند زمان پرداخت حقوق را نیز اعلام میکنند. از من پرسیدند نظر من دربارهی پیشرفت شغلی چیست، چرا برای این شرکت رزومه فرستادهام و هدفم از آینده چگونه است؛ همچنین گفتند اگر تأیید یا رد نهایی شدم، ظرف دو روز آینده خبر میدهند. برایشان مهم بود که نقاط ضعف و قوتم را به وضوح بیان کنم و تمام کارهای مرتبط با وظیفهای که برای آن مصاحبه میکنم را توضیح دهم، زیرا این مسئله برایشان بسیار اهمیت دارد. همچنین درباره حضور در سمینارها یا گذراندن دورههای آموزشی نیز سوال کردند تا بدانند تا کنون چنین تجربهای داشتهام یا نه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.