تجربه من از این شرکت اصلاً تجربه خوبی نبود. محیط کاری بهشدت ناسالم و پر از روابط پشتپرده و غیررسمی بود و این حس وجود داشت که اگر با جریانها و افراد خاصی همراه نباشید، امنیت شغلی چندانی نخواهید داشت و حتی ممکن است ادامه همکاریتان به خطر بیفتد. در مورد منابع انسانی هم متأسفانه شرایط خوبی ندیدم. از نظر من، مدیر منابع انسانی از نظر دانش و تجربه، تناسب لازم با این جایگاه را نداشت و بیشتر به واسطه رابطه و آشنایی با مدیرعامل در این موقعیت قرار گرفته بود. عملاً هم ارتباط چندانی با کارکنان نداشت و بیشتر اوقات در اتاق خودش بود و ارتباط مستقیم و مؤثری با بدنه کارکنان دیده نمیشد. بخش زیادی از کارها هم به فردی سپرده شده بود که عملاً نقش جانشین مدیر منابع انسانی را پیدا کرده بود. متأسفانه این فرد از اختیاراتی که در اختیارش قرار گرفته بود، به نظر من استفاده درستی نمیکرد و در بعضی موارد برخوردها و تصمیمگیریها کاملاً شخصی و از روی غرض به نظر میرسید. موضوع دیگری که برای من بسیار آزاردهنده بود، نحوه جذب و استخدام افراد بود. چیزی که من در طول همکاری دیدم این بود که روابط و آشناییها میتوانست در استخدام افراد نقش زیادی داشته باشد و همین مسئله باعث میشد شایستهسالاری و فرصت برابر چندان جدی به نظر نرسد. در مجموع، فضای شرکت برای من بهشدت سمی و فرسایشی بود. مهمتر از همه، احساس امنیت شغلی بسیار پایینی وجود داشت و همیشه این نگرانی بود که تصمیمات درباره ادامه همکاری، بیشتر تحت تأثیر روابط و مناسبات داخلی باشد تا عملکرد واقعی افراد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ظاهر شرکت حرفهای و ساختار سازمانی آن در نگاه اول قابلقبول به نظر میرسد، اما تجربه کاری من با فضای داخلی مجموعه، تصویری کاملاً متفاوت ایجاد کرد. متأسفانه در بخشهایی از سازمان، روابط غیرحرفهای، حاشیهها و مناسباتی که با شایستهسالاری فاصله دارند، بر تصمیمگیریها و تعاملات کاری تأثیرگذار هستند. این موضوع در معاونت منابع انسانی نیز بهوضوح قابل مشاهده است؛ از ضعف در مدیریت و تصمیمگیری گرفته تا شرایطی که عملاً اختیار و قدرت تصمیمگیری مدیر منابع انسانی را تحت تأثیر نفوذ برخی افراد قرار میدهد. در چنین فضایی، عملکرد و شایستگی افراد لزوماً تعیینکننده مسیر رشد و تصمیمات سازمانی نیست. به نظر من، فکور صنعت نمونهای از مجموعههایی است که فاصله قابلتوجهی میان «تصویر بیرونی» و «واقعیت تجربه کارکنان» وجود دارد. ظاهر سازمان، برند و ویترین شرکت ممکن است حرفهای و معتبر به نظر برسد، اما برای من، کیفیت فضای کاری و برخی روابط و فرآیندهای داخلی تجربهای رضایتبخش نبود. در مجموع، بر اساس تجربه شخصیام، اگر برایتان فرهنگ سازمانی سالم، شفافیت، شایستهسالاری و استقلال در تصمیمگیری مدیریتی اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم پیش از پذیرش پیشنهاد همکاری، حتماً درباره فضای واقعی تیم و نحوه مدیریت آن بخش تحقیق بیشتری انجام دهید.
تجربهام از فرآیند جذب در گروه ترنا خیلی خوب بود. برخلاف خیلی از شرکتها که مصاحبهها بینظم است، اینجا همه چیز خیلی حرفهای و اصولی پیش رفت. انتظارات از روز اول کاملاً شفاف بیان شد و ابهامی وجود نداشت. نکته مثبت دیگر، فرآیند آنبوردینگ (Onboarding) آنهاست؛ از وقتی استخدام شدم، خیلی خوب و با انرژی با محیط و تیم آشنا شدم که باعث شد سریع با کار هماهنگ شوم. فرهنگ سازمانیشان واقعاً پخته و محترمانه است.
بعد از مصاحبهها که وارد مجموعه شدم بهم گفتن اینجا چیزی به اسم تایم کاری وجود نداره و اینکه یکی ۹بیاد و بخواد ۶ بره براشون خیلی بیمعنیه. همه باید تا هر ساعتی از شب که شد بمونن حتی اگه ددلاین خاصی نباشه و کاری هم نباشه. چیزی که اصلا توی مصاحبه گفته نشده بود و میگن حتی تا ۱۲-۱ شب هم شاید باید بمونی و هرگز نمیتونی ۶عصر که طبق قراردادمونه بری! تصمیم با خودتون که وارد این مجموعه بشید یا نه
پس از حدود 10 سال کار در همکاران سیستم در پوزیشن های متعدد میتوانم بگویم همکاران با داشتن فرهنگ سازمانی خوب ، محیط پویا و حقوق به موقع فقط دانشگاهی خوب برای جوانان مستعدی است که پس از خروج از دانشگاه به دنبال کسب تجربه و دانش هستند. در همکاران نه تنها دانش فنی بلکه نحوه تعامل با مشتری و همکار یاد گرفته می شود. ولی طول حضور باید کوتاه و مناسب با برنامه ریزی برای آینده شغلی باشد چراکه بعد از گذشت چند سال عدم تعادل بین حقوق و کار ، فشار کاری وحشتناک و عدم پیشرفت نسبت به ابتدای مسیر بیداد می کند . در کل فرهنگ سازمانی منابع انسانی همکاران سیستم برای نحوه مسئولیت پذیر کردن و از خود گذشتگی بچه ها نسبت به کار و سازمان باید در دانشگاه های علوم اجتماعی و انسانی تدریس شود!
سلام تجربه یک ساله من اونجا پر از درد و استرس بود وقتی مدیرعامل هروز به واحد ها میومد سر میزد و تسک بچه هارو میپرسید از خود کارشناس ها و مدیر واحد اندکی حرفش برش نداشت پیش مدیر عامل و خوده آدما باید تسک پیدا میکردن و هیچی بار مدیر واحد نبود. کل شرکتم از رفتار سازمانی برخوردار نبود.حقوق خیلی پایین طوری که همهرو کارآموز جذب میکنن که بیمه و حقوق ندن بعدشم هیچ چیزیم یاد نمیگیرید .
به درخواست یکی از همکاران سابقم، تصمیم گرفتم تجربهای را که در این شرکت در مورد صفاتی داشتم با دیگران به اشتراک بگذارم؛ شاید بیان این تجربه باعث شود چنین اتفاقاتی برای افراد دیگری تکرار نشود. در مدتی که در این مجموعه کار میکردم، درباره رفتارهای نامناسب یکی از سرپرستان صفاتی، از جمله مواردی که پیش از این نیز درباره رفتار او با برخی کارکنان مطرح شده بود، صحبتهایی میان کارکنان وجود داشت. متأسفانه خود من نیز با رفتاری مواجه شدم که از نظر من کاملاً نامناسب و خارج از چارچوب حرفهای محیط کار بود. زمانی که در برابر پیشنهاد او ایستادم و حاضر نشدم به خواستهاش تن بدهم، بهتدریج متوجه شدم که رفتار او با من تغییر کرد و احساس کردم تلاشهایی برای بد جلوه دادن عملکرد و شخصیت من نزد مدیر واحد صورت میگیرد. موضوعی که برای من بسیار تلخ بود، نحوه برخورد مجموعه با این مسئله بود. با توجه به آنچه خودم تجربه کردم، این تصور برایم ایجاد شد که برخی افراد در سطوح مختلف مدیریتی و واحدهای شرکت ترجیح میدادند موضوعات اینچنینی به مدیران ارشد و سهامداران اصلی منتقل نشود. البته من نمیتوانم درباره نیت افراد یا وجود یک هماهنگی سازمانیافته با قطعیت قضاوت کنم؛ اما نتیجهای که من بهعنوان یک کارمند دیدم، این بود که موضوع آنطور که انتظار داشتم جدی و شفاف پیگیری نشد. در نهایت، زمانی که بخشی از توضیحاتم را با منابع انسانی مطرح کردم، احساس کردم رسیدگی مؤثری به موضوع انجام نشد و مسئله به شکل جدیتری به مدیران ارشد منتقل نشد به چه دلیل این مخفی کاری ها را می کردند نمیدانم آیا واقعا این سرپرست مستمسک یا ورق برنده ای از آنها داشت که آنها را مجبور به مخفی کاری می کرد یا خیر نمی دانم. مدتی بعد نیز شرایط بهگونهای پیش رفت که عملاً مجبور به ترک شرکت شدم. با وجود تمام تلخی این تجربه، امروز از یک موضوع خوشحالم: اینکه در برابر فشاری که احساس میکردم نادرست و غیراخلاقی است، کوتاه نیامدم، حالا نظر مدیران شرکت هرچه می خواهد باشد خودشان جوابگوی رفتارشان پیش وجدانشان خواهند بود. امیدوارم شرکتها برای شناخت واقعیت محیط کاری خود، فقط به گزارشهای رسمی مدیران اکتفا نکنند، از طریق نظرسنجیهای واقعاً ناشناس و مستقل، درباره تجربه کاریشان بازخورد بگیرند. گاهی واقعیتهایی که در ساختار مدیریتی دیده نمیشوند، در تجربه کارکنان کاملاً آشکارند. این متن را نه از روی کینه، بلکه با این امید مینویسم که اگر مشکلی در یک محیط کاری وجود دارد، پیش از آنکه افراد دیگری آسیب ببینند، دیده و جدی گرفته شود و ارزش آدم ها حفظ شود و برای شغل و درآمد مجبور به تن دادن به خواسته اینجور سرپرستان (م.ص) نشوند. به امید روزی که این مسائل به گوش مدیران کلان برسد اگر مدیران میانی بگذارند و وجدان بیشتری بخرج دهند.
مجموعه برای افرادی که دوست دارن توی کارشون پیشرفت کنن و کار یاد بگیرن و همچنین با ادم های حرفه ای تو هر حوزه ای کار کنن فوق العاده ست. محیط هم کاملا دوستانه و گرم و صمیمی هست و آدم ها ارتباط دوستانه و همدلانه ای باهمدیگه دارن هرکسی توی کار ، هرکاری بتونه برای اون یکی انجام میده از اونی که تو اینستا ازشون میبینی خیلی خفن تر و بهترن
واقعا بدترین تجربه کاری عمرم رو توی این مجموعه داشتم. اول از همه حقوق پرداختی شون از همه جا خیلی پایین تره. دوم اینکه واقعا مدیریت به شدت اذیت کننده ای داره. همیشه طلبکاره مدیر و مدام فشار میاره روی بچه ها. اصلا محیط دوستانه نیست و برعکس بسیار خشک و قدیمی و خفه س. حتی واسه دسشویی رفتن هم باید ازشون اجازه بگیری کلا برای ادم ها هیچ ارزشی قائل نیستن و محیط به شدت ربات گونه س مدیر فقط به فکر خودشه و پول دراوردن خودش ، ولی با وعده های الکی و جلسه های بیخودی تورو مجبور میکنه که به ساز مجموعه ش برقصی محیط به شدت سمی عه و همه کارکنان پشت همدیگه حرف میزنن و زیرآب همدیگه رو میزنن یه حقوق میده، ولی هزارتا جریمه میچینه که همون حقوق یه ذره ای ام کم کنه. واقعا تو عمرم محیط به این سمی ای ندیده بودم تحت هیچ شرایطی نباید از جات پاشی و تکون بخوری چون اگه تکون بخوری بهت اعتراض میکنن سیستم کاری فوق قدیمی و اذیت کننده س اگه یه روز مرخصی بخوای و نری ، پنج هزار بار بهت زنگ میزنن و ارامش ازت میگیرن پولی که در میارن هم از راه تقلبه و حلال نیست خلاصه که با زندان تفاوتی نداره هزارتا مجموعه بهتر هست که تو هر پوزیشن شغلی باشی ، میتونی پیدا کنی
کلا افراد زیر ذره بین هستن و تک تک فعالیت ها ثبت میشه حتی شنود میشه این سطح از بی اعتمادی به اعضای تیمی که دارن همه انرژی و زمانشونرو میذارن خیلی بی رحمانه است در ازای حقوق کمی که دریافت میکنند
تجربه کاری من در این مجموعه متأسفانه بسیار نامطلوب بود و به هیچوجه با انتظاراتی که در زمان مصاحبه و شروع همکاری مطرح شده بود، همخوانی نداشت. مهمترین مشکل، شفاف نبودن توافقات و تصمیمات مدیریتی بود. مواردی که در زمان استخدام درباره شرایط همکاری، مسئولیتها و درآمد مطرح میشود، لزوماً در ادامه به همان شکل اجرا نمیشود و در طول همکاری نیز تغییرات و تصمیمات متعددی بدون ثبات و چارچوب مشخص اتفاق میافتد. از نظر فضای مدیریتی نیز تجربه من مثبت نبود. در موارد متعددی احساس کردم به جای استفاده از بازخورد حرفهای، از برخوردهای تحقیرآمیز یا تضعیف روحیه کارکنان استفاده میشود. حتی در جزئیات بسیار کوچک و غیرمرتبط با عملکرد واقعی افراد نیز حساسیت و کنترل زیادی وجود دارد. در مجموع، از نظر من مشکل اصلی این مجموعه صرفاً یک مورد یا یک واحد خاص نیست؛ بلکه نبود شفافیت در توافقات، ثبات نداشتن تصمیمات و شیوه مدیریت منابع انسانی، میتواند برای فردی که قصد همکاری با این شرکت را دارد چالشبرانگیز باشد. اگر کسی قصد پیوستن به این مجموعه را دارد، پیشنهاد میکنم قبل از قبول پیشنهاد شغلی، حتماً درباره حقوق و مزایا، شرح دقیق مسئولیتها، اختیارات، نحوه پرداخت و سایر توافقات، اطلاعات کاملاً شفاف و ترجیحاً مکتوب دریافت کند.
نکات منفی: فرهنگ ضعیف سازمانی و بیشتر مشکلات سازمان از مدیریت نالابالغ مجموعه به خصوص بخش IT و HR نشات میگیره. مدیران مجموعه عاشق پاچه خواری و زیراب زنی هستن و هرکسی زاویه خم شدن گردن و کمرش بیشتر باشه، براشون عزیزتره حتی اگه اون فرد هیچ صلاحیتی در حیطه کاری و تخصص مورد نظر نداشته باشه و زمان بندی تصمیمات فنی که میتونه بگیره مطابق با زمان بندی ریست شدن اکانت chatgpt و claude اش هست. دولوپرها به شدت زیر ذرهبین هستن (میکرومنیج حرف اول رو میزنه) و حتی تیم لیدهای مجموعه نمیتونن تصمیم گیری های لازم رو انجام بدن چون مدیران توی کار همه، از تیم لیدها گرفته تا دولوپر و دیزاینر به صورت مستقیم و غیرحرفه ای دخالت میکنن و در نهایت هرچی اونا بگن باید انجام بشه. هیچ طبقه بندی بین وظایف افراد وجود نداره. یک تیم لید هیچ فرقی با یک دولوپر تازه وارد نداره چون هیچ کس قدرت و اجازه تصمیم گیری نداره و هرکسی مخالفتی حتی به جا انجام بده، تهدید به اخراج و یا واقعا اخراج میشه یا طوری باهاش برخورد میشه که اون شخص ترجیح میده دیگه هیچ حرفی نزنه و به جمع برده ها بپیونده و عملا این باعث میشه خلاقیت، فعال بودن و حس مهم بودن در افراد و تیم ها بعد از یه مدت از بین بره و همه تبدیل به ربات هایی بشن که فقط تسک رو میزنن و سر تایم کاری پاشن برن خونشون. هیچ قدردانی از کارهای شما انجام نمیشه و همیشه انتظار دارن که بیشتر از تایم کاری بمونید و کار کنید و اگر چند روز این کار رو انجام بدید تبدیل به بخشی از وظایفتون میشه و اگر هم این کارو نکنید به شما انگ بی خیال بودن و بیکار بودن میزنن. سطح پروژه ها همیشه به خاطر فورس بودن کارها پایین نگه داشته میشه (همیشه رسیدن کار مهم تر از کیفیت کار هست و از تکنولوژی های به روز استفاده نمیشه) و عملا شما هیچ وقت جای یادگیری و پیشرفت نخواهید داشت بنابراین اگر پیشرفتتون براتون مهمه به هیچ وجه وقتتون رو توی این شرکت تلف نکنید. به هیچ وجه به HR مجموعه اعتماد نکنید چون ایشون که باید الگوی رفتاری برای بقیه باشن خودشون منشا ایجاد شایعات و حرف پراکنی و زیراب زنی در مجموعه هستن در صورتی که در صحبت و برخورد بسیار خوش رو هستن ولی تنها تخصصی که دارن دو به هم زنی هست. اگر اشتباها مجبور شدید وارد این شرکت بشید حتما قراردادهاتون رو به دقت بررسی کنید و کپی قراردادهاتون رو داشته باشید چون مواردی مشاهده شده که موقع خروج افراد قراردادی که با فرد بسته شده دستکاری شده. و در نهایت همونقدر که موقع ورود ازتون استقبال میشه و باهاتون خوش برخورد هستن موقع خروج ذره ای براتون احترام قائل نمیشن (مثالی از رفتار غیرحرفه ای افراد مسئول در این سازمان) به محض ورود به مجموعه متوجه حضور یک گروه قوی شامل اسکرام ها و بخشی از PM ها میشید که به دلیل صمیمیت زیاد با مدیریت (صمیمیت حاصله از پاچه خواری و زیراب زنی پرقدرت) تقریبا میتونن افراد دیگه رو بولی کنن و هرکاری که میخوان به خواست خودشون پیش ببرن. نکات مثبت: حقوق ها همیشه به موقع پرداخت میشه (هرچند این مورد یک باید هست، ولی بر اساس اینکه اینجا ایرانه و خیلی از شرکت ها پرداخت به موقع ندارن این مورد میتونه مزیت به حساب بیاد) اکثرا (تاکید میکنم اکثرا نه همه)، افراد فنی تیم ها، آدم های توانا و درستی هستن و در تیم ها میتونن با هم ارتباط خوبی بگیرن و شاید تنها چیزی که شما رو جذب این مجموعه کنه محیط صمیمی بین افراد هست که خودشون ایجاد میکنن و سعی میکنن با ایجاد این جو، محیط و رفتارهای سمی ذکر شده رو برای خودشون قابل تحمل تر کنن (افرادی که وارد گروه ذکر شده بالا نمیشن و اخلاق و رفتار حرفه ای براشون اولویت هست)
متاسفانه مدیر عامل اینجا از دانش IT برخوردار نیستن از لحاظ برنامه ریزی و زمان بندی تسک ها هم بسیار بسیار ضعف هستن و کار ها رو دقیقه نودی و فورس رو دوش پرسنل مینداختن و مجبورت میکردن اضافه کار بمونی و حتی اضافه کاری هم پرداخت نمیشد جالب بود که مرخصی هم بهمون نمیدادن چیزی به عنوان مرخصی براشون تعریف شده نبود کلی سوال جوابمون میکردن که میخوای کجا بری برای چی میخوای بری ما کلی کار داریم اینجا اگرم مخالفت میکردی، فردای اون روز وقتی می امدی سر کار میدیدی که دیگه سیستمت کار نمیکنه و هر طرح و کاری که ارائه داده بودی تو سیستم قفل میشد و به عنوان کار و برنامه ریزی مدیریت به یک آدمآماتور سپرده میشد. یعنی کار رو از شما میگیرن و اسم خودشون و مجموعه رو پاش میزنن تبدیلش میکنن به مسیر پیش رو برای یه نیرو آماتور و تازه کار. و بعدم به عنوان اینکه شما نا فرمان هستید باهاتون قطع همکاری میکنن مدت زیادی اینجا نبودم ولی تمام اون مدت به جز زجر کشیدن و تجربه منفی و یه دوره پر فشار تجربه دیگه ای نداشتم.
در مدت زمانی که من در این شرکت مشغول به کار بودم، تاریخ دریافت حقوق نامشخص بود و همیشه با تاخیر های چند هفته ای پرداخت می شد و تا لحظه ای که واریز نمی شد ما نمیدونستیم کی قراره حقوقمون رو دریافت کنیم. الان هم بعد از چند ماه که از تموم شدن قرارداد میگذره، بخشی از حقوقم رو هنوز پرداخت نکردن، این در حالیه که بعضی از همکارانم بیشتر از این از این شرکت طلب دارند. به علاوه، حق بیمه چند ماه هم رو هم هنوز به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکردند. در طی این مدت هم که ازشون پیگیر بودم، به جز وعده های الکی و دروغ چیز دیگه ای نگفتند. آخرین بار هم چندین و چند بار با مدیرعاملش تماس گرفتم که جوابم رو دیگه ندادند.
تازه با این سایت آشنا شدم و وقتی نظرات قبلی را خواندم، واقعاً تعجب کردم؛ چون از توضیحات و تجربههای مختلف کاملاً مشخص بود که صحبتها درباره همان سرپرستی بود که ما هم در مجموعه با رفتارهایش مشکل داشتیم (م ص). چیزهایی که در نظرات نوشته شده بود، با آنچه خودم در آن محیط با صفاتی تجربه کرده بودم، تطابق زیادی داشت چون همه را فراری داد تا کسی از کارش سر در نیاورد و به خراب کاری هایش ادامه دهد و جای پای خودش را محکم کند. او در طول مدت فعالیتش بارها با رفتارهای تند، غیرحرفهای و آزاردهنده با پرسنل برخورد کرده بود و فضای واحد را بهشدت متشنج کرده بود. به نظر من، اگر قرار بود کسی به اعتبار شرکت لطمه بزند، ادامه چنین رفتارهایی بیشتر از هر چیز دیگری میتوانست این آسیب را ایجاد کند. انتقاد اصلی من دقیقاً متوجه همین موضوع بود که چرا با وجود اطلاع از مشکلات و اعتراضهای پرسنل، برخورد جدی و مؤثری با رفتارهای این سرپرست انجام نشد. بیتفاوتی در برابر آزار کارکنان در نهایت باعث شد نیروهای خوب مجموعه از دست بروند و تصویری که میتوانست از شرکت بسیار بهتر باشد، تحت تأثیر رفتار یک فرد قرار بگیرد. من این تجربه را زمانی بیان کردم که دیگر در مجموعه حضور نداشتم و امیدوار بودم مدیران متوجه شوند که نادیده گرفتن چنین رفتارهایی، در بلندمدت نهتنها به کارکنان، بلکه به اعتبار و برند خود شرکت هم آسیب میزد.
وقتی یک کارمند سالم مجبور میشود برای حفظ آرامش و شأن خودش از یک سازمان فرار کند، آیا واقعاً مشکل از رفتن او بوده است؟ یا از سیستمی که ماندن افراد ناسالم را آسانتر از ماندن افراد سالم کرده است؟
مدت زیادی تحت فشار و آزارهای رفتاری و روانی سرپرست صفاتی (م ص) قرار داشتم. رفتارهای تحقیرآمیز، بیاحترامی، برخوردهای دوگانه و ایجاد فضای ترس و فشار، به مرور شرایط کاری را برای من غیرقابلتحمل کرد. از طرفی، رفتارهای غیراخلاقی و غیرحرفهای و شکلگیری روابط ناسالم و مسموم میان سرپرست و برخی از پرسنل مجموعه، فضای واحد را بیش از پیش متشنج و غیرقابلاعتماد کرده بود. در کنار این مسائل، شاهد مواردی از سوءاستفاده از موقعیت شغلی، بیانضباطی و رفتارهای غیرحرفهای نیز بودم. آنچه برای من سختتر بود، بیتفاوتی مدیران نسبت به این مسائل بود. با وجود اینکه بخش قابلتوجهی از این رفتارها و مشکلات برای مدیران قابل مشاهده یا گزارششده بود، اقدام مؤثری برای اصلاح شرایط انجام نشد و همین بیتفاوتی باعث شد این وضعیت ادامه پیدا کند. فشار و فرسایش ناشی از این محیط بهتدریج آرامش و انگیزه کاریام را از بین برد و در نهایت، وقتی دیدم مدیران در برابر این شرایط و آنچه من فساد و بیانضباطی میدانستم واکنش مؤثری نشان نمیدهند، سال گذشته تصمیم گرفتم از مجموعه جدا شوم.
چند نفر به اصطلاح انسان وقیح و بی شخصیت جمع شدند و به هر بهانه ای نیروها را اذیت میکنند.حتی بسته های پستی شخصی کارکنان را بهانه اینکه مدیرعامل دستور داده باز میکنند.یعنی فهم و درک اینکه بسته شخصی است و حق این کار را ندارند را درک نمیکنند.میتونم حدود یک سال از رفتارهای کثیف و مریض گونه اینها در محیط کار تعریف کنم و باز هم موضوع برای تعریف کردن داشته باشم.خدا رو شکر که دیگه این ادمهای مریض و حقیر را نمیبینم.
اصلا تحت هیچ شرایطی این مجموعه رو پیشنهاد نمیکنم چون فوق العاده بی نظم هم در سیستم سازی شرکت و هم در حقوق و مزایا
تیم دیجیتال مارکتینگ به مدیریت ناصری وسرپرستی رضوانی یک فاجعه به تمام معناست من برای دشمنمم همکاری تواین مجموعه رونمیخوام اگه دختری وبرات سلامت روانت مهمه هیچوقت وارداین تیم نشوچون بدوورودت متوجه بازی روانی ای میشی که تاحالاتجربه نکردی سرپرستی که بیشترازکاردرگیرمسایل دیگست ومحوریت صحبتش هم درموردچیزهای دیگست. روزی که ازمجموعه مااومدیم بیرون تیم منابع انسانی گفت به هیچ عنوان دیگه نیروخانم دراین تیم گرفته نمیشه وخب الان تمام اگهی هاشون بعد۶ ماه ترجیحاخانم هستش چرا؟چون سرپرست بدون حضوریک نیرومحرک خانم کارنمیکنه وبه این موضوع همه واقفن. آبرویک دخترتوکل مجموعه به همین علت رفت واون دخترازمجموعه رفت وتمام تقصیرهاروگردن گرفت ولی سوال اینجاست وقتی اعضای تیم هم به این ماجرااشاره کردن دیگه چراچشماتون وروی حقیقت بستیدآقای ناصری چطورخودتون وتوجیه کردیدوقتی مدیرعامل مجموعه هم قانع نشد؟ . تویک سیب گندیده روازسبدخارج نمیکنی که همه سیباتوبگندونه؟ مشکل ازکجاست اقای ناصری؟!فقط برام سواله!
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.