یکی از نکات منفی تجربه من در فرایند استخدام فکور، تماس با شرکت قبلی و مدیر سابقم برای رفرنسچک، بدون اطلاع قبلی و هماهنگی با من بود. به نظرم بررسی سوابق شغلی، بهویژه تماس با محل کار فعلی یا مدیر سابق، باید با شفافیت و…
اسپیدار سبز: هنوز تجربهای از استخدام، کار یا مصاحبه ثبت نشده — اولین نفر باش که تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک میگذاری.
تجربهها
استخدام در اسپیدار سبز
هنوز تجربه کاری یا مصاحبه استخدام برای اسپیدار سبز ثبت نشده است. اگر در این شرکت کار کردهاید یا تجربه مصاحبه استخدام دارید، اولین نفر باشید که آن را بهصورت ناشناس به اشتراک میگذارد.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۰
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
سؤالات متداول درباره اسپیدار سبز
آیا اسپیدار سبز در حال استخدام است؟
ویکیتجربه آگهی استخدام منتشر نمیکند و هنوز تجربه مصاحبهای از اسپیدار سبز ثبت نشده است. اگر مصاحبه دادهای، اولین تجربه را ثبت کن.
تجربه کاری در اسپیدار سبز چگونه است؟
هنوز تجربهای از کار در اسپیدار سبز ثبت نشده.
حقوق و مزایا در اسپیدار سبز چقدر است؟
هنوز امتیاز کافی برای حقوق و مزایای اسپیدار سبز ثبت نشده.
مصاحبه استخدام در اسپیدار سبز چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از اسپیدار سبز ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتاً انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در تولید و صنایع
دور و بر اینجا نرین که وقت تلف کردنه ، یه دختر بچه که باباشتو خونه دکتر صداش کرده یه زیر زمین شرت و جوراب فروشی زده حتی اصول اولیه مدیریتی رو بلد نیست هنوزم فرمای در پیت کاغذی با سوال های بی ربط خلاصه ارزش وقت تلف…
پیشنهاد میکنم حتی واسه مصاحبه هم اینجا نرید از بس جای سمیه مدیر عامل یه آدم بی اراده دهن بین بدون سواد که به صورت کوچه بازاری اونجا رو مدیریت میکنه مدیر مارکتینگ خانم س.ح.ک بدون اغراق یه آدم سادیسمی و فوق العاده سمی…
افسوس برای بیست سال زحمت شرافتمندانه وقتی میایم میبینیم یک جوان خام با زد و بند و روابط پشت پرده چندین برابر زحمتی که ما برای این شرکت کشیدیم درآمد از راه های غیر مشروع کسب می کند و به ریش ما می خندد و واقعا هم حق دارد…
واقعا گندترین روزای زندگیم زمانی بود که مجبور بودم تو این شرکت باشم،حیف اون بچه ها که گیر یه مدیر نارسیست از خودراضی ایرادگیر بداخلاق افتاده بودن و بخاطر بی سوادی هیچ خروجی ای خاصی از تلاشهامون حاصل نمیشد فقط جنگ اعصاب…
جو شرکت ظاهراً خیلی صمیمی و دوستانه بود، اما در واقع فضای سنگین و سمیای داشت. مدیرعامل برای اینکه روی همهچیز کنترل داشته باشد، در هر واحد یکی از دوستان یا فامیلهایش را گذاشته بود تا از ریز و درشت اتفاقات باخبر شود…