من با این تصور وارد این مجموعه شدم که شاید تجربه کاری خوبی بهدست بیاورم؛ اما واقعیت این است که اینجا بیش از آنکه یک محیط شغلی باشد، یک درس بزرگ بود برای اینکه هیچ تجربهای ارزش تحمل بیاحترامی را ندارد. حقوقی که پیشنهاد میدهند آنقدر پایین و توهینآمیز است که واقعاً جای تعجب دارد چطور انتظار دارند فرد با انگیزه و حرفهای کار کند. قبول کردنش اشتباه من بود، صرفاً با این فکر که برای شروع تجربه بد نیست؛ اما خیلی زود فهمیدم اینجا فقط اتلاف وقت، انرژی و شأن کاری است. این مجموعه یک چرخه مشخص دارد: نیروهای کمتجربه را جذب میکنند، تا حد ممکن با کمترین هزینه از آنها کار میکشند و بهمحض اینکه فرد کمی تجربه بهدست میآورد یا توقع حداقلی و منطقی پیدا میکند، خودِ نیرو ترجیح میدهد برود. چون سطح کارها آنقدر ساده و ابتدایی است که یک نیروی تازهکار هم از پسش برمیآید، برایشان فرقی ندارد چه کسی باشد؛ مهم این است که «ارزان» باشد. قوانین و فرهنگ کاری به گونه ای است که نیروی کار صرفاً یک ابزار مصرفی دیده میشود نه انسان متأسفانه خیلی از افرادی که اینجا مشغول میشوند سرباز هستند و به اجبار شرایط مجبور به تحمل این وضعیت میشوند. اسم “شرکت” برای این مجموعه زیاده. واقعیت این است که با یک کافینت خانوادگیِ کوچک روبهرو هستید که مدیر آن تصور میکند یک شرکت بزرگ و معتبر ساخته. اختلاف بین تصور ذهنی مدیریت و واقعیت مجموعه آنقدر زیاد است که برای کارکنان تبدیل به سوژه طنز روزمره شده بود. علاوهبر این، سبک مدیریت بهشدت عقدهمحور و همراه با رفتارهای جبرانکارانه است؛ انگار هدف اصلی نه رشد مجموعه، بلکه اثبات خود به دیگران است. بهجای تمرکز روی پیشرفت، انرژی زیادی صرف نمایش، کنترلگری (حتی صحبت هاتون شنود میشه با دوربین! حتی اگر کاری باشه) و بزرگتر نشان دادن مجموعه میشود. از نظر محیط کاری هم جای دفاع ندارد. بیاحترامی عجیب، رفتارهای غیرحرفهای، تصمیمگیریهای هیجانی و سلیقهای، و البته ساختار کاملاً خانوادگی که قوانینش بسته به حال روز تغییر میکند. چیزی بهاسم منابع انسانی وجود ندارد — بیشتر شبیه خالهبازی سازمانی است تا یک محیط کاری سالم. استراحت؟ زمان ناهار؟ اینجا چنین مفاهیمی تعریف نشدهاند. حتی موقع خوردن ناهار باید کار کنید. گرفتن چند دقیقه نفس کشیدن تبدیل به لطف میشود. نرخ ترک نیروها آنقدر بالاست که اگر کسی یک سال بماند، خودش تبدیل به خبر میشود. و همین بهترین شاخص برای شناخت کیفیت واقعی محیط است. اگر دانشجوی روانشناسی هستید، این مجموعه از نظر کیس مطالعه فوقالعاده است.اما اگر بهدنبال یک تجربه کاری سالم، حرفهای و همراه با احترام هستید، قطعاً انتخابهای بسیار بهتری وجود دارد. در پایان هم اگر میان نظرات، چند تعریف غیرعادی و بیشازحد مثبت دیدید، تعجب نکنید — با توجه به تجربه من و بسیاری دیگر، اینها کوچکترین شباهتی به واقعیت ندارند و از داخل مجموعه نوشته شدهاند. نتیجه نهایی: اگر برای وقت، آرامش و شأن کاری خود ارزش قائل هستید، این مجموعه را در لیست سیاه خود قرار دهید.
استخدام، تجربهٔ کاری و مصاحبه در کندا ایده، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۱۹ نظر ثبتشدهٔ کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۵ از ۵؛ ۲۶٪ از کاربران کندا ایده را به دیگران توصیه میکنند. ۱۹ تجربهٔ کاری و ۰ تجربهٔ مصاحبهٔ استخدام در دسترس است.
تجربهها
من در مورد همکاری با این شرکت نگران بودن به خصوص این که قبلش از مپنا خارج شده بودم و برای کار در شرکت نگران بودم. محیط کاری شرکت خوب و آرام و محبت آمیزه، بچه ها با هم رفیقن، مدیریت جوونه و حال و هوای بچه ها را میفهمه. ارتباط با مدیریت حتی مدیریت ارشد خیلی راحته. ادم ها در دسترس هستند. خیلی راحت بگم برای منی که از یک شرکت بزرگتر اومده بودم از هر نظر شوک زده بودم و لی به مرور زمان که جا افتادم حس خوبی از شرکت گرفتم. روزی هم که از شرکت به دلیل بارداری خارج شدم خیلی محترمانه بود . حتی برام مراسم کوچیکه خداحافظی گرفتن. اینم بگم هر جا برید با هر کسی کار کنید حتما ایرادهای دیده میشه ولی باید در کل به جنبه ها و شرایط مثبتی که در شرکت فراهم میشه نگاه کرد. فکر میکنم الکی یک شرکت چندین سال بالا نمیمونه با 150 نفر پرسنل.
من قبل از کرونا در کندا مشغول به کار شدم اون موقع نسبتا زود بچه ها را دور کار کردند و شرکت را برای کسایی که نمی شد دور کار کنند خلوت کردند تا اونجایی که از بچه ها شنیدم هنوزم یه تعدادی دور کارند یا هیبرید کار می کنند. محیط کار جدیه فان و تفریحش کمه اما اگه دستاورد کاری مهم باشه می تونی سالها گار کنی و یادبگیری و شرکت هم همراهی می کنه هم برای تحصیل برای ارشد و دکتری و هم مالی حمایت می کنه مثل وام و ... تو مسائل مالی دقیقند و حق و حقوق را کامل پرداخت می کنند نفر جدید از طریق نفرات سابقه دار آموزش میبینه تا برای کار آماده شه دفتر شرکت امیرآباده دسترسی اش خوبه اما جاپارک افتضاحه فشار کار بالاست و خروجی مناسب می خواند و زمان پرت کار کمه از اول هم طی می کنند که نباید سرکار، کار دیگه ازانجام بدی و خط قرمزشونه.
مطمئنا هر شرکتی نقاط قوت و ضعف داره. شرکت کندا ایده هم مستثنا نیست و ضمن اینکه من بیش از یکسال پیش در کندا بودم و شاید برخی موارد الان تغییر کرده باشه. * از لحاظ دانش در زمینه GIS شرکت قدبلند و قابل ستایشی هست که این فرصت رو برای دانشجویان رشتهی GIS به شدت ایجاد میکنه (بخصوص برای شروع کار) تا با یک فضای کاملا عملی در این حوزه مواجه بشن اما با توجه به اینکه این شرکت تلاش بر فناورانه کردن علم GIS داره، به شدت در مدیریت تیم توسعه ضعیف هست. اما به شدت به دوستان GIS توصیه میکنم که حداقل چند ماهی در این شرکت حضور داشته باشند، حتی به عنوان کارآموز. * اگر آدمی هستید که دوست دارید در پروژههای ملی کار کنید و حس غرور خواهید داشت بابت حضور در چنین پروژههایی، کندا جای خوبی براتون میتونه باشه، بخصوص با توجه به صحبتهایی که مدیران این شرکت میکنند و انگیزههایی که میدند. اما به عنوان عضوی از تیم توسعه نرمافزاری (به عنوان یه تازهکار) اگر به دنبال پیشرفت هستید، کندا شاید (!) فقط برای ۶ ماه اول براتون خوب باشه تا یه سری موارد رو یاد بگیرید در این حوزه. * تفکرات بلندپروازانه در این شرکت به شدت زیاد هست و باعث انگیزه میشه در ابتدای کار اما متاسفانه برنامهریزی و نقشهراه دقیقی برای رسیدن به این اهداف وجود نداره که این باعث میشه تا این اندیشهها به فراموشی سپرده بشه یا نیمه کاره رها بشه و بعد از مدتی بجای انگیزه دادن به نیرو، نیروها احساس کنند که در حال درجا زدن هستن. (دقیقا ضدانگیزه میشه). حداقل من در ۲ سالی که در کندا کار کردم مواردی که به من گفته شد هیچوقت براش برنامهریزی اتفاق نیافتاد و بیشتر یه آرزو بود که میگفتند اگر تهش فرصت کنیم انجام میدیم. (خیلی وقتها اهداف در خیلی از شرکتها شکست میخوره، اما برنامهریزی کردن و تیم گذاشتن و انرژي گذاشتن برای رسیدن به اون هدف هم نکتهی مهمی هست که در کندا حداقل در دوره من اتفاق نیافتاد) * از لحاظ پرداخت حقوق، بدون مشکل ماهیانه پرداخت انجام میشه اما نامنظم و روز خاصی برای پرداخت وجود نداره و این اذیت کننده هست و اصلا امکان برنامهریزی مالی درست نخواهید داشت. از سوی دیگر هدایای فصلی یا مناسبتی نسبت خوب و بالاتر از عرف بازار اهدا میشه، البته به ژیگولی استارتاپها نیست که بخوای باهاش عکس بگیری و بذاری اینستاگرام و لینکدینتون (اگر این چیزا براتون مهم هست و مزیت حساب میشه). پاداش ماهیانه یا پاداش براساس عملکرد وجود نداره و ارتقای حقوق و تصمیمگیری در مورد اون به شدت ضعیف هست در کندا، حتی افزایش حقوق سال به سال. کلا حقوق پرداختی کندا نسبت به عرف بازار به شدت پایینتر هست. * ساعت کاری تو کندا یکی از بزرگترین مسائل من بوده به عنوان عضوی از تیم توسعه، خودم آدم شبکاری نیستم و صبحها بهتر کار میکنم. در تیمهای توسعه دیگر که بودم، ساعت کار به صورت شناور بود ولی همیشه یک ساعت شروع به کار و پایان کار برامون وجود داشته. ولی در کندا به اسم یه چنین موضوعی بود اما با هر فردی یک مدل برخورد میشه و یکی زود میاد یکی در دسترس نیست یکی دیر میاد و خیلی برای من سخت بود این موضوع. (البته برای یه سریها این مورد شاید مزیت به حساب بیاد) * تو کندا از لحاظ پیشرفت علمی متاسفانه برای افرادی که درگیر پروژه نرمافزاری یا مهندسی هستند به نظر فرصت کافی وجود نداره (البته این جدا از تجربهای هست که افراد از خود پروژهها یاد میگیرند). دورهی خاصی برگزار نمیشه و یا کمک هزینه بابت اینکار داده نمیشه. بخوام سمت تیم توسعه نرمافزاری بگم، با توجه به اینکه از تکنولوژيهای قدیمی استفاده میکنن و اصولا افرادی که وارد میشن این حداقلها رو بلدن بعد یه مدت از کندا میرن و تمایل به ادامه کار ندارند. * همچنین هیچگونه میزان و معیاری برای کنترل تسکها وجود نداشت، خیلی زمان تسکها با هرج و مرج و غیرمنطقی داده میشد و از هیچ سیستمی برای کنترل روند انجام توسعه استفاده نمیشد. نظر تیم توسعه گرفته نمیشد بابت میزان زمان مورد نیاز و فقط براساس تجربه یک نفر به عنوان سرپرست تیم پیش میرفت. در کل اصلا معلوم نبود از چه مدیریت پروژهای در کندا استفاده میشه. به نظر خودم به شدت نیاز به مشاور دارند در این زمینه تا ارتقا پیدا کنند. * در کل سطوح افراد در شرکت هم مشخص نیست، البته خودشون به عنوان یه مزیت میدونن این موضوع رو ولی سطح جونیور و سینیور و ... هم حتی مشخص نیست که اگر مشکلی داریم حتی تکنیکال بریم سراغ فرد ارشد و رفع مشکل کنیم. در کل نمیدونستیم که به کی رجوع کنیم و تهش میشد اینکه فقط یه مدیر که با ایشون به زحمت بتونیم یه جلسه ست کنیم تا اتفاقات رو بهشون بگیم یا اگر به مدیر دیگری هم میگفتیم تهش اون یه مدیر اصلی و نهایی خبردار میشد و اون بود که تصمیم رو میگرفت، حتی تو بحثهای تکنیکال که سررشتهای نداشتن! در کل مدیرفنی و کسی که دانش در زمینه برنامهنویسی داشته باشه و بتونه راهکار ارائه بده و یا کمک باشه هم وجود نداشت. * از دید کلیت مدیریت، اصولا تصمیمها توسط یک نفر گرفته میشه، حداقل این حس وجود داره در شرکت که یک نفر تصمیمگیرنده نهایی هست، حالا هر نظری بقیه داشته باشند مهم نیست یا کم تاثیر هست. گاهی تصمیمگیریها و فشار موجود در سطح مدیریتی به شدت به نیروها منتقل میشه از لحاظ احساسی و گاهی اینجوری هست که شرکت در یک سکوت و سرمای احساسی شدید فرو میره به علت رفتار مدیران. مدیران در سطوح مختلف البته، نه فقط مدیران ارشد! * اگر دنبال جایی هستید که مراسمهای مناسبتی و تیم بیلدینگ دارند و از این حرفا، کندا چنین مواردی رو نداره یا حداقل نداشت. کلا روال HR در کندا تنها به ورود افراد محدود شده، که اون هم تهش با تصمیم مدیران ارشد نهایی میشه و HR بسیار در این زمینه هم ضعیف بود (حتی اگر سرپرست میگفت یکی از لحاظ دانش ضعیف هست و یا اورکوالیفای هست و به درد تیم نمیخوره و اون فرد رو نمیخوامش، احتمال داشت اون فرد انتخاب بشه، چون مدیر اصلی خوشش اومده!). هیچ فعالیت دیگری که منابع انسانی باید داشته باشه در کندا ندیدم. از بررسی عملکرد و تذکر در مورد عملکرد بد، اخراج افراد تا برگزاری مراسمهایی مثل جشن تولد و طراحی محیط مناسب و ... که در نگهداشت نیروها تاثیر داره از سوی HR هرگز انجام نمیشده. یکی دو مورد از فعالیتهای این چنینی در دورهی ما بود که اونم با همکاری بچهها انجام شد. * یه موضوع دیگری هم که وجود داره، امکانات اولیه یه شرکت هست، در دورهی ما یه آبدارچی بصورت مستمر هم در شرکت وجود نداشت که بهمون چایی بده حداقل یا رسیدیگی بکنه موارد نظافتی و ...! از لحاظ امکانات IT هم بسیار ضعیف بوده و حداقلترین سیستمهای موجود جهان رو باید روش کار میکردیم که این خودش به شدت روی عملکرد ما تاثیر داشت که البته این از عقاید مدیران شرکت بوده که باید از همه چی نهایت استفاده اتفاق بیافته و هیچ چیزی دور ریخته نمیشه و طبیعت آسیب میبینه و تیم توسعه باید حتما با سیستمهای داغون کار کنند که نرمافزار تولید شده درست کار کنه. در حالی که امکانات و روال برای انجام حداقلترین تستهای نرمافزاری هم در این شرکت وجود نداشت و به یکباره ریلیز اتفاق میافتاد برای کارفرما. با آرزوی موفقیت.
استخدام در کندا ایده
از مجموع ۱۹ تجربهٔ ثبتشدهٔ کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۹ مورد تجربهٔ کاری و ۰ مورد تجربهٔ مصاحبهٔ استخدام است. این دادهها از منابع عمومی و کاربران ناشناس جمعآوری میشود و امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۲۶٪ از کاربران کندا ایده را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۹
- تجربههای مصاحبهٔ استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۵ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۵ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۵ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی کندا ایده مراجعه کنید.
سؤالات متداول دربارهٔ کندا ایده
آیا کندا ایده در حال استخدام است؟
هنوز تجربهٔ مصاحبهای از کندا ایده ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربهٔ استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در کندا ایده چگونه است؟
بر اساس ۱۹ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۵ از ۵ است؛ ۲۶٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در کندا ایده چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در کندا ایده از نگاه ۱۹ کارمند: ۲.۵ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبهٔ استخدام در کندا ایده چطور است؟
هنوز تجربهٔ مصاحبهای از کندا ایده ثبت نشده.
شفافسازی
دادههای پایه این شرکت (نام، صنعت، شهر، توضیح) از منابع عمومی وارد سامانه شده است. تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتاً انتخاب کرده باشد.
- منبع دادهها: منابع عمومی (وارداتی) و کاربران (ناشناس)
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی: